هنر گام زمان

 

نوع مطلب :شعر ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

 

هنر گام زمان
ھ. ا. سایه

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است

تو رهرو دیرینه‌ی سرمنزل عشقی
بنگر که ز خون تو به‌هر گام نشان است

آبی که برآسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است

باشد که یکی هم به‌نشانی بنشیند
بس تیر که در چله‌ی این کهنه کمان است

از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن‌روست که خونابه‌فشان است

‏دردا و دریغا که درین بازی خونین
بازپچه‌ی ایام دل آدمیان است

دل برگذر قافله‌ی لاله و گل داشت
‏این دشت که پامال سواران خزان است

‏روزی که بجنبد نفس باد بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است

‏ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
‏دردی‌است درین سینه که همزاد جهان است

از داد و وداد آن‌همه گفتند و نکردند
‏یارب چه‌قدر فاصله‌ی دست و زبان است

خون می‌چکد از دیده درین کنج صبوری
این صبر که من می‌کنم افشردن جان است

از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود
گنجی‌است که اندر قدم راهروان است.

تهران، آذر 1362


برگرفته از كتاب:
سایه، ھ. ا.؛ آینه در آینه (برگزیده‌ی شعر)؛ به انتخاب دكتر محمدرضا شفیعی كدكنی؛ چاپ چهارم؛ تهران: نشر چشمه 1371.



18 هزار ریال برای سه وعده غذای یک زندانی کافی نیست!

 

نوع مطلب :حوادث ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

وحید کاظم زاده دبیر منطقه 7 کمیسیون حقوق بشر گفت: سرانه 3 وعده غذای یک زندانی در تصویب بودجه سال 90 پایین تر می باشد .

کاظم زاده افزود: سرانه سه وعده غذای یک زندانی در 24 ساعت 18 هزار ریال در نظر گرفته شده که متاسفانه این مبلغ ناکافی است و در کیفیت غذای زندانیان تاثیر گذار است.

دبیر منطقه 7 کمیسیون حقوق بشر اسلامی با بیان این که این مبلغ هزینه یک صبحانه در داخل شهر نمی شود تصریح کرد: متاسفانه مدیران برخی زندان ها نیز به دلیل برخی کار شکنی ها از جذب کامل این مبلغ ناچیز هم درمانده می شوند.

 



گفت و گو با خالق 72دکلمه به یاد 72یار وفادار حسین

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

بابک قوجا زاده، شاعر و نویسنده جوان تبریزی

 

گفت و گو با خالق 72 دکلمه به یاد 72 یار وفادار حسین (ع)

نصر نیوز: هنر تفریح نیست، هنر انسان تربیت می کند، سرباز تربیت می کند وصلح می آفریند ما هنرمندان به نوشتن زنده ایم . ننوشتن برای یک شاعر یا نویسنده به معنی خاموشی و مرگ است نوشتن شغل نیست یک نیروی درونی است. نه می توان محدود کرد و نه سرکوب ! نوشتن یک نعمت الهی است .

اینها سخنان یک  شاعر،  ادیب ، نویسنده ، دکلاماتور  ، صدابردار و  گوینده ای است که می گوید اگر برخی از هزینه های مقابله با جنگ های نرم و سرد در زمینه فرهنگ و هنر  سرمایه گذاری شود آن موقع  تک تک مردم در مقابل دشمنان دیوار مستقلی می شوند.

بابک قوجا زاده در کنار این هنر ها به روزنامه نگاری  هم مشغول است و با کسب مقام هایی در جشنواره  های شعر و داستان نویسی خوب درخشیده است. وی به نوشتن زنده است و با ارادت خاصی که به  سیدالشهدا قائل است بدون حمایت های مالی از سازمان ها و ارگان ها ، به صورت انفرادی  طرح دکلمه 72 شعر ترکی با موضوعات حماسه عاشورا و نهضت امام حسین (ع) را از دهم محرم شروع کرده و تا اربعین حسینی  وظیفه خطیر خود را به اتمام می رساند.

این شاعر جوان سخن از عدم حمایت سازمان ها  و نهادهای فرهنگی می زند و می گوید: چه حمایت شوم و چه نشوم چه در خصوص این طرح اطلاع رسانی کنند و چه نکنند به عشق 72 تن کارم را به اتمام خواهم رساند .
طرح دکلمه 72 شعر عاشورایی از بدیع ترین طرح هایی است که تا کنون در هیچ جای دنیا این اتفاق رخ نداده است . برای پی بردن به دغدغه های این شاعر جوان چند ساعتی با وی به گفت و گو نشستیم تا در مورد طرح دکلمه 72 شعر ترکی ،  با مخاطبان درد و دل کند!

 

آقای قوجا زاده مخاطبان دوست دارند از کسی که در اربعین حسینی سال 90 قرار است طرح دکلمه 72 شعر ترکی با مضمون حماسه های عاشواریی را ارایه کند بیشتر آشنا شوند؟

 بسم الله الرحمن الرحیم، بنده بابک قوجازاده متولد 1365 از دوران راهنمایی شروع به نوشتن کرده ام ، اما از سال 1380 به صورت حرفه ای شروع به نوشتن شعر . درحقیقت سال 1380 تولد حرفه ای من بوده است. از آن زمان تا کنون  اکثر  شعر هایم  در نشریات مجلات  و مجموعه شعرهای به چاپ رسیده است.

اولین کتاب شعر تحت عنوان "اللرینده ایتیرمیشم دونیامی"  به چاپ رسید و اکنون کتاب شعر  "سنه  یازدیغیم ماهنی لار" در دست طراحی و چاپ می باشد که انشاالله در اوایل سال آینده به بازار خواهد آمد و در حال نوشتن چندین کتاب هم هستم که تا پایان امسال تمام خواهد شد . در برخی جشنواره های شعری و داستان نویسی نیز شرکت نموده و موفق به کسب مقام شده ام. در زمینه روزنامه نگاری هم فعالیت داشته ام.

اکنون علاوه بر نویسندگی و دکلامور به شغل خاصی هم مشغول هستید؟

کار اصلی من گویندگی و صدا برداری است . گویندگی و صدابرداری را از 6 سال قبل به صورت تجربی آموختم . در برخی نشریات گاها به نوشتن مطالب انتقادی با موضوعات اجتماعی می پردازم.  با وجود اینکه کار اصلی من گویندگی و صدا برداری است اما به نوشتن علاقه خاصی دارم.

من به نوشتن زنده ام ، نمی توانم ننویسم ، ننوشتن برای یک شاعر یا نویسنده  به معنی مرگ است . نوشتن شغل من نیست علاقه بنده است نوشتن چیزی درونی است که نه می توان محدود کرد و نه می توان از بین برد . نوشتن یک نعمت است و من تحت هر شرایطی خواهم نوشت و درانتخاب مرگ یا ننوشتن مرگ برایم شیرین تر است.
 
آقای قوجا زاده ظاهرا اکنون سرتان به دکلمه 72 شعر ترکی با مضمون حماسه های عاشواریی مشغول است این ایده  با پیشنهاد چه کسی و چگونه انجام شد؟

این طرح توسط بنده و به نیت خودم  شروع شد . 72 یار عاشورایی همیشه برای ما  نماد عشق و مقاومت و از جان گذشتگی برای دین و امام و پیشوا بوده اند و بنده با توجه به ادبیات غنی عاشورایی و با استناد به پشتوانه غنی شعری که در حوزه ادبیات خودمان وجود دارد تصمیم گرفتم تا این نماد 72 عاشق را به بهترین زبان ممکن بیان کنم که همانا زبان شعر بهترین روش برای بیان عشق است. این طرح در کل دنیا بی سابقه است و امیدواریم این طرح نیز جزو طرح هایی باشد که برای  اولین بار در تبریز و شهر اولین ها اجرا می شود. همچنین علاوه بر این طرح ، طرح دیگری هم در دست اجراست که 12 شعر انتظار فرج با یاد دوازدهمین امام دکلمه می شود.

 


معیار انتخاب شعرها بر چه اساسی است ؟

سعی شده شعر های شاعران جوان بیشتر مورد استفاده قرار بگیرد و ناگفته نماند که شعرهای انتخاب شده از شاعران مختلف و شعرای معاصر و قدیمی است و معیار شعر های انتخاب شده ترکی بودن ، مرتبط بودن با واقعه عاشورا و غنی بودن شعر ها از لحاظ معنایی است که  در شهر تبریز و در استودیو شخصی خودم دکلمه و ضبط می شود.


 چرا دراستادیو شخصی خودتان ضبط می شود، حامیان اصلی و اسپانسر شما چه کسانی هستند؟

همانطور که اشاره کردید برای اجرای هر برنامه ای یکسری اعتبار های خاصی لازم است و امکانات خاص خود را دارد که برای اجرای این طرح نه اسپانسری داشته ام و نه به کمک های مالی نهاد ها تکیه  کرده ام .
این طرح در استودیوی اختصاصی خودم که یک استودیوی ویژه و تخصصی برای گویندگی و دکلمه است ضبط می شود. اما  نا گفته نماند که این طرح با امکانات اندک انجام یافته و می توانست با امکانات بهتری هم اجرا شود و با توجه به عدم اطلاع رسانی و عدم آگاهی مسئولان از این طرح و عدم حمایت نهاد ها فعلا به این میزان امکانات بسنده کرده ایم.
همچنین اضافه می کنم که با وجود گذشت بیش از 10 روز از آغاز طرح هیچ گونه تماس ، حمایت و یا خبر رسانی د راین مورد صورت نگرفته است.

 

یعنی  با وجود اینکه برخی نهاد ها یا ارگان ها از اجرای طرح شما باخبر بودند قصد حمایت از طرح شما را نداشتند؟

واقعیتش به خاطر بوروکراسی اداری همزمان با آغاز طرح موضوع را به صورت تلفنی ، پیام کوتاه ، و ایمیل به اکثر نشریات و خبرگزاری ها اطلاع دادیم و با وجود پیگیری های  دوستان رسانه ای باز خبر ها منتشر نشد.

اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی از طرح شما اطلاعات خاصی ندارد .  ساده تر بگویم  به نظر شما برای اخذ مجوز شما با مشکلاتی مواجه نخواهید شد؟

اخذ مجوز برای تمام کارهای هنری ضروری است و از آنجا که  نهادی مسئولیت انتشار سی دی ها را نپذیرد هزینه ها افزایش خواهد یافت .از نظر اصولی و علمی و فنی ما باید تنها به فکر حاضر کردن دکلمه ها باشیم و مجوز و سایر مسائل را باید نهاد های ذیربط  حل و فصل کنند و فکر نکنم با مشکل مجوز روبرو باشیم چرا که شعر های انتخاب شده از کتاب هایی است که دارای مجوز ارشاد است و در کنار این مضمون اشعار،  عاشورایی است .
در مورد در جریان گذاشتن این نهاد ها نیز باید عرض کنم که به دلیل وجود برخی قانون ها نمی توانستیم قبلا آنها را در جریان بگذاریم. چون علاوه بر این که اداره فرهنگ و ارشاد به آلبوم های صوتی آماده انتشار مجوز می دهد، و  نیز مجوز باید از سوی اداره ارشاد مرکز واقع در تهران صادر شود  و طی کردن این پروسه چند ماهی طول می کشد. شاید هم اگر دنبال مجوز بودیم این کار برای اربعین حسینی سال 91 آماده می شد.  کسب مجوز دردسر های خاص خودش را دارد.
 

تا کنون چند اثر توسط شما جمع آوری شده است؟

افراد زیادی تا کنون شعر های خود را به ما ارسال کرده اند همچنان مشغول جمع آوری شعر ها هستیم و تا اوایل هفته آینده جمع آوری شعر ها به اتمام می رسد .

معمولا در چنین شرایطی آثار به دبیرخانه ها ارسال می شود در طرحی که قرار است اجرا شود آثار مردم به کجا ارسال می شود؟

اثرهای ارسال شده توسط شاعران ،  نویسندگان و دوستان و کسانی است که از اجرای چنین طرحی باخبر هستند و مرا کم و بیش می شناسند آثار از طریق ایمیل و یا اینکه حضوری در اختیارم قرار گرفته می شود.
 جمع آوری و دکلمه شعر ها از چه زمانی شروع شده است؟

کلا طرح از دهم محرم شروع شده است و علاوه بر جمع آوری شعر ها به صورت همزمان بر روی انتخاب موسیقی ، بررسی مسایل فنی ، ... تمرین داریم و در کنار اینها دکلمه هار ا ضبط می کنیم . طرح کاملا فشرده است. از نظر فنی هر دکلمه 3 الی 4 روز طول می کشد اما با تدابیر فنی که انجام داده ایم روزانه 3 الی 4 دکلمه ضبط و حاضر می شود.
 با این وجود اکنون چند دکلمه ضبط شده است؟

الان نمی شود جواب قطعی داد تا کنون چند تایی تمام شده و ما تکمیل مجموعه را به روز های آخر یعنی روز های نزدیک به اربعین حسینی موکول کرده ایم . در اربعین حسینی 72 دکلمه بر روی لوح فشرده آماده خواهد بود، اکنون به صورت فنی و پراکنده دکلمه ها را ضبط می کنیم و طبق اصولی که تعریف کرده ایم پیش می رویم.


 لطفا از دشواری هایی که در طی اجرای این طرح داشته اید هم سخن بگوئید؟

اصولا هر کار ی سختی ها وفراز و نشیب های خودش را دارد. این طرح با این که  طرح سنگینی است اما بنده به تنهایی هم اشعار را انتخاب می کنم هم تایپ می کنم . علامت گذاری ، ضبط و دکلمه و میکس هم بر عهده خودم است.
همانطور که قبلا هم گفتم در حالت عادی برای هر دکلمه 3 الی 4 روز زمان لازم است اما من در این طرح با برنامه ریزی های خاص  روزانه 3 تا 4 دکلمه را ضبط می کنم .

سعی می کنم مفهوم عشق و شجاعت و فراق رو به درستی منتقل کنم و در مورد اشعار و موضوع آنها امانت دار باشم و منظور شاعر را  آنطور که خودش بیان کرده به دیگران منتقل کنم. ولی به هر حال چه حمایتی انجام شود چه نشود و چه اطلاع رسانی شود یا نشود نیت کرده ام که 72 دکلمه را حاضر کنم و به امید خدا و با توسل به سید الشهدا این امر مهم را به انجام خواهم رساند.

 

و اما درد و دل شما با مسئولان؟

 از مسئولان خواهشمندم هنرمندان و فعالان عرصه فرهنگ و هنر را حمایت کنند. کار هایشان را جدی بگیرند چرا که هنر صرفا برای تفریح نیست ، هنر انسان تربیت می کند. سرباز تربیت می کند، صلح می آفریند.
به نظر بنده اگر به جای سرمایه گذاری برخی   هزینه ها برای مقابله با انوع جنگ های نرم و سرد در زمینه  فرهنگ و هنر سرمایه گذاری شود ، آن وقت تک تک مردم به صورت مستقل درمقابل دشمنان دیوار مستقلی می شوند.


گفت و گو از لیلا آقاجانی

انتهای پیام/

 



ایران خودرو تبریز در یک قدمی تعطیلی / مقصرکیست

 

نوع مطلب :اقتصادی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

شمارش معکوس آغاز شد

 
 

ایران خودرو تبریز در یک قدمی تعطیلی/مقصر کیست؟

 
  نصر نیوز: در هفته های اخیر موضوع تعطیلی بزرگترین واحد صنعتی شمال غرب کشور به صدر خبرهای رسانه ها آمد، تا جایی که بسیاری از سایت های خبری برای نخستین بار خبر از تعطیلی این واحد صنعتی دادند.به گزارش نصر نیوز، شاید چهار سال پیش زمانی که روبان قرمز کارخانه ایران خودرو تبریز توسط داوودی ،معاون اول وقت رئیس جمهوری در تبریز بریده شد کمتر کسی فکر می کرد که این کارخانه آذرماه سال 90 در آستانه تعطیلی قرار گیرد.

همان زمان نیز که تنها تولید این کارخانه "پیکان وانت" انتخاب شد انتقادهایی از سوی افکار عمومی مطرح شد چرا که مردم آذربایجان شرقی سال ها بود آرزوی تاسیس کارخانه خودرو سازی را می کشیدند و افتتاح این کارخانه را تحقق بخش آمال خود می دیدند دریغ از اینکه تصمیم مسئولان عالی رتبه ایران خودروی کشور این بود که تبریز باید به قطب تولید پیکان وانت تبدیل شود!
البته چنین نیز شد، چرا که تمام کارخانه های اقماری ایران خودرو در سراسر کشور سیستم تولید خود را ارتقا دادند و سهم ایران خودرو تبریز شد، پیکان وانت!
این کارخانه که در نزدیکی های کلانشهر تبریز قرار دارد با وجود گذشت چهار سال از فعالیت اش هنوز پیکان وانت را هم کامل تولید نمی کند بلکه با ورود بدنه این خودرو به نوعی مونتاژ این نوع خودرو در تبریز انجام می شود ولی با این وجود، یک هزار و 300 نفر یا به عبارتی دیگر یک هزار و 300 خانواده از این محل ارتزاق می کردند، دریغ از اینکه عدم ارتقای سیستم تولید، در مدت بسیار کوتاهی این کارخانه را با تعطیلی مواجه خواهد کرد.
با افزایش نگرانی ها از تعطیلی این واحد صنعتی و قوت گرفتن بیکاری کارگران این واحد صنعتی، استاندار آذربایجان شرقی نیز دست به کار شد تا با رایزنی های خود از مشکلات این واحد صنعتی بکاهد.

دلیل تعطیلی ایران خودرو تبریز
بر اساس تصمیم  سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی که اوایل امسال اعلام شد برخی از خودرو ها اعم از پیکان وانت و پراید 141 در زمره خودروهای غیر استاندارد قرار گرفتند و پلیس راهور اعلام کرد که اگر این خودروها استانداردهای لازم را دریافت نکنند، شماره گذاری آنها متوقف خواهد شد.
این موضوع از سوی گروه صنعتی سایپا جدی گرفته شد چرا که در کمتر از سه ماه با ارتقای سیستم کیفی و نصب برخی از اقلام مورد نیاز از جمله ترمز ضد قفل و غیره، استاندارد لازم را گرفت و پلیس راهور نیز خودروهای تولیدی را شماره گذاری کرد.
ولی مسئولان پایتخت نشین ایران خودرو فکری به حال پیکان وانت تولیدی در تبریز نکردند و تنها خبری که اعلام شد اینکه تبریز تنها تولید کننده پیکان وانت در کشور است!
این خبر اگر چه در وهله نخست خوشایند به نظر می رسید ولی با گذشت زمان و عدم توجه به ارتقای خط تولید سایه تعطیلی را بر سر تنها تولید کننده این خودروی غیر استاندارد سنگین تر کرد!
حال سئوال این است که چه اصراری بود ایران خودروی تبریز که روزگاری به عنوان بزرگترین واحد صنعتی شمال غرب کشور با میلیاردها تومان سرمایه گذاری افتتاح شد، مجبور به تولید خودرویی غیر استاندارد شود؟
هنوز هم مدیران ارشد ایران خودرو که 51 درصد سهام این کارخانه را نیز دارند این سئوالات را بی پاسخ گذاشته اند.
صادقیان، قائم مقام ایران خودرو تبریز در غیاب رضا زنوزی مدیر عامل گروه صنعتی ایران خودرو و سهام دار اصلی گروه صنعتی دریک به خبرنگاران پاسخ می دهد.
وی در خصوص غیر استاندارد بودن پیکان وانت می گوید: هر ساعت 25 دستگاه خودرو به عبارتی دیگر 550 دستگاه خودرو در روز در ایران خودرو تبریز تولید می شود که تمام تولیدات این گروه صنعتی مورد تائید گروه بازرسی کیفیت بود و این نوع خودرو در زمره خودرهای قابل قبول معرفی می شد.
وی با بیان اینکه اگر پلیس راهور شماره گذاری خودروها را آغاز نکند، از هفته آینده کارخانه ایران  خودرو تبریز تعطیل می شود

مشکل جای دیگری است!

این گزارش حاکی است، از مهر ماه امسال که پلیس راهور از شماره گذاری پیکان وانت امتناع کرد، بر اساس تصمیمی که به امضای معاون اول رئیس جمهور نیز رسیده است، سازمان استاندارد موظف شد تا استاندارد این نوع خودرو را تا پایان سال تائید کند و این سازمان نیز موضوع را پس از چهار روز به پلیس راهور منعکس کرد ولی پلیس راهور این موضوع را تا کنون اجرایی نکرده است.
در حالی قائم مقام ایران خودرو تبریز پلیس راهور را مقصر عدم شماره گذاری معرفی می کند که احمدی مقدم فرمانده ناجا موضوع شماره گذاری نشدن این نوع خودروها را از سوی پلیس راهور نمی داند، وی می گوید: مشکل این کارخانه جای دیگری است!
بلافاصله بعد از این گفته رئیس پلیس کشور، موضوع بلاتکیلفی تولید این نوع خودرو وارد فاز جدیدی شد.
احمد علیرضا بیگی استاندار آذربایجان شرقی که زمانی خود نیز جزو کادر نیروی انتظامی بود، از رایزنی هایش با پلیس راهور خبر داد و در گفت و گویی اظهار داشت: امروز این ناهماهنگی ها باعث به وجود آمدن نارضایتی هایی در حوزه اشتغال و متقاضیان خرید این نوع خودرو شده است.
وی ابراز امیدواری کرد تا با رفع سریع این مشکل حداقل تا پایان امسال روند تولید پیکان وانت ادامه یابد.
عدم شماره گذاری پیکان وانت در کشور، باعث انباشت 30 هزار خودروی تولید ایران خودرو تبریز در پارکینگ این کارخانه شده است، همچنین تریلرهایی که بدنه های ساخته شده این نوع خودرو را از تهران به تبریز می آوردند بیش از سه روز است که بارهایشان را خالی نکرده اند!
موضوع تداوم فعالیت خط تولید ایران خودرو تبریز با چالشی جدی مواجه شده است از سویی پلیس معتقد است که حفظ جان هموطنان مهمترین اصل است و مانع شماره گذاری خودرویی غیر استاندارد خواهد شد و از سوی دیگر کارخانه ایران خودرو تبریز به عنوان تنها تولید کننده این نوع خودرو در کشور باید پاسخگوی مشتریان و کارگران خود باشد.
حال سئوال اساسی اینکه آیا بهتر نیست به جای آوردن نوش دارو بعد از مرگ سهراب مسئولان ارشد استانی از همان روز نخست که چنین کارخانه بزرگی راه اندازی می شد به فکر چنین روزی نیز بودند، عدم ارتقای سیستم تولید و تغییر نوع خودروی تولیدی هم اکنون موجب شده است که خانواده های کارگران شاغل در این کارخانه با نگرانی بیکار شدن نان آور خانواده شان شب ها را به صبح برسانند.
امید است مدیران کارخانه ایران خودرو کشور نیز با درک این حساسیت ها تصمیم عاجلی بگیرند!



ساکنان غیر رسمی و خیالی به نام عدالت

 

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

روح الله رشیدی*

 
 

یادداشت:‌ ساکنان غیررسمی و خیالی به نام عدالت

 
  نصر نیوز: در برنامه‌ی مطالبه‌ی این هفته، بحث بر سر وضعیت مسکن و شهرسازی در آذربایجان‌شرقی بود و مدیر کل مسکن و شهرسازی استان، بعد از چند ماه پیگیری و پیغام و پسغام، سرانجام به برنامه آمد.  
           
 

از بحث‌های پیرامون مسکن مهر و واکنش‌های عجیب و غریب مسئول محترم مسکن که بگذریم، موضوعی که برای بنده بسیار دردناک بود، نوع نگاه و قضاوت ایشان نسبت به موضوع «حاشیه‌نشینی» یا به بیانِ مسئول مذکور، «سکونتگاه‌های غیررسمی» تبریز بود. طرح این موضوع در مطالبه، باعث شد تا ایشان ما را متهم به بی‌اطلاعی از شرح وظایف مسکن و شهرسازی کرده و از پاسخگویی کامل به مسائل مربوط به «سکونتگاه‌های غیررسمی» شانه خالی کند. اما در همین حرف‌های نصفه و نیمه، نکته‌ای از زبان ایشان پرید که حقیقتاً دردآور بود. گو اینکه مشابه همین حرف را قبلاً از زبان دیگرانی از مسئولین هم شنیده بودم. مسئول مسکن و شهرسازی استان گفت که این مناطق «غیررسمی»اند؛ یعنی اینکه ما اینها را به رسمیت نمی‌شناسیم که برنامه یا پروژه‌ای را در آنها اجرا کنیم. چند قلم کاری هم که برای توانمندسازی این مناطق شده، به درخواست و با وام اعطایی «بانک جهانی»! صورت گرفته وگرنه ما «مجاز» به هیچ کاری در این زمینه نیستیم! یک منطق عجیب و غریب هم از زبان ایشان بیان شد که شنیدنش مایه‌ی امیدواری! است انصافاً:

«بعضی‌ها معتقدند که اگر به مناطق حاشیه‌ای یا همان سکونتگاه‌های غیررسمی برسیم، دیگران را هم تشویق به مهاجرت به این مناطق کرده‌ایم. یعنی اگر مردم ببینند که وضع حاشیه‌نشین‌ها خوب شده، انگیزه پیدا می‌کنند برای مهاجرت»!

روشن است که با چنین منطق‌های عجیبی، وضعیت منطقه‌ای به وسعت 1500 هکتار و با جمعیتی بین 400 تا 600هزار نفر چگونه خواهد بود.

مردم قانع این مناطق، سال‌های سال است که با مرارت‌ها و سختی‌های زندگی در «سکونتگاه‌های غیررسمی» ساخته‌اند، اما نمی‌دانند که چنین منطق مزخرفی بر بدنه‌ی مدیریتی جامعه حاکم است. شکاف بزرگی که میان پایین شهر و بالای شهر ایجاد شده و به دنبالش، انواع مشکلات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی را به ارمغان آورده، حاصل این نوع تفکر متجددانه‌ای است که امثال این مدیر و همقطارانش دارند.

بنده، هر چند که متهم به بی‌سوادی از سوی مدیر مسکن و شهرسازی استان شدم، اما افتخار می‌کنم که باعث و بانی افشای چنین منطق ناعادلانه‌ای شدم. به این هم افتخار می‌کنم که به عنوان عضو کوچکی از برنامه‌ی مطالبه، عاملی شدم برای انعکاس صدا و تصویر مردمی که «غیررسمی»اند و «بدون سند» زندگی می‌کنند! حتی اگر این تصاویر و حرف هایش به مدیر کل مسکن و شهرسازی استان مربوط نبود.

آقای مدیر کل! من بی‌سوادم و هرگز دنبال آن «سواد»ی که شما داریدش نخواهم رفت تا روزی روزگاری، پابرهنگانی را که از سر ناچاری و به جبر شرایط، در دامنه‌ی عینالی ساکن شده‌اند، غیررسمی ندانم!

من از سوی مدیر کل محترم و تمامی مدیرانی که منطقِ غیرمشروعِ مذکور را قبول دارند، از حاشیه‌نشین‌ها عذر می‌خواهم؛ بویژه از شهید صدر قربانی، شهید توکل محمدزاده، شهید صادق جاویدی، شهید رسول سلیمی، شهید نصرالله یاری، شهید کریم نقوی، شهید محمدعلی دهقانزاده، شهید اسحق خدایی و از تمام مردانِ مردی که از این سکونتگاه‌های غیررسمی، فرمان امام امت را لبیک گفته و با پای برهنه به میدان جهاد شتافتند، عذر می‌خواهم.

*مجری برنامه تلویزیونی مطالبه



رشته زبان ترکی در دانشگاه تبریز متقاضی ندارد

 

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

معاون آموزشی دانشگاه تبریز:

 
 

رشته زبان ترکی در دانشگاه تبریز متقاضی ندارد

معاون آموزشی دانشگاه تبریز گفت: با وجوداین که گروه آموزشی زبان ترکی در دانشگاه تبریز فعال است، اما ظاهراً دانشجویی برای تحصیل در این زمینه مراجعه نکرده است.

 قاسم زاده امروز در جمع خبرنگاران با بیان اینکه موافقت با تدریس رشته ی زبان ترکی در دانشگاه تبریز در سال 89، مصوب شده است گفت: اگر برای تحصیل در این رشته دانشجو معرفی شود، حتما نسبت به تشکیل کلاس های آن اقدام خواهد شد.
قاسم زاده با بیان اینکه دانشگاه تبریز بعنوان دانشگاه مرجع تعیین صلاحیت برای فارغ التحصیلان زیان ترکی در کشور است گفت: فارغ التحصیلان رشته زبان ترکی در کشور آذربایجان، توسط گروه آموزشی این رشته در دانشگاه تبریز ارزیابی می شوند.
معاون آموزشی دانشگاه تبریز با بیان اینکه کد رشته ی امتحانی این رشته، برای یک سال در دفترچه کنکور درج شده بود گفت: چون شرکت کننده و متقاضی برای این رشته وجود نداشت، پذیرش صورت نگرفت.
وی با اشاره به فعال بودن گروه آموزشی زبان و ادبیات ترکی در دانشگاه تبریز گفت: متاسفانه اعضای هیات علمی متخصص این رشته نیستند.
قاسم زاده با بیان اینکه اکثر حاضرین در گروه آموزشی زبان و ادبیات ترکی دارای مدرک دکتری ادبیات فارسی هستند گفت: طبق آیین نامه ی جدیدی که مصوب شده است از خبرگان زبان ترکی، بدون توجه به داشتن تحصیلات دانشگاهی، در هیات علمی این گروه آموزشی استفاده خواهد شد.
معاون آموزشی دانشگاه تبریز در اظهار نظر خود در خصوص افت جایگاه دانشگاه تبریز در رتبه بندیهای اخیر دانشگاههای کشور، با رد این موضوع، با تاکید بر اینکه دانشگاه تبریز همچنان بعنوان دومین دانشگاه کشور مطرح است گفت: به منظور حفظ این جایگاه، مجموعه مدیریت دانشگاه تبریز، تمام تلاش های خود را انجام خواهد داد.



چهل روز از غم فراغ مهسا گذشت!

 

نوع مطلب :حوادث ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

چهل روز از غم فراق مهسا گذشت

نصر نیوز:نمی دانم کجای کره زمین ایستاده ایم نمی دانم مسیری که قرار است طی کنیم به کجا می رسد . گاهی وقت ها باید چشم ها را ببندیم تا نبینم .

هر از گاهی  ضروری است  همانند کودکان  دبستان استثنایی گلستان ، دست هایمان جلوی گوشهایمان ببریم تا درد و دل های دوستانه دو نفررا  نشنویم .
گاهی هم ضروری است  همانند کودکان ، بی ریا ی هموفیلی و هپاتیتی چشم هایمان را به آسمان بدوزیم و از خدا یاری بجوییم تا قطره ای از خون بر رگ هایمان جاری شود تا با تبش قلب خود ، لبخند بر لبهای پدر و مادر مان نقش ببند.
نمی دانم باید خندید یا گریست به مرگی که بر اثر سرماخوردگی رخ داد !. چهل روز گذشت ! خدا می داند چهل روز برای خانوده مهسا بالغ غازانی چگونه گذشت .
چهل روز است که مادر مهسا بوی جگر گوشه اش را از عروسک هایش استشمام کرده است . چهل روز است که صدا های خنده دختر شیرن سخن گوش های پدرش را نوازش نکرده ! چهل روز است که برادرش بدون حریف ، بدون دوست ، بدون یار ،تمرین وشو کرده است .

چهل روز است که دوستان مهسا بدون وجود مهسا تمرین می کنند و برای مسابقات خود را آماده می سازند تا مدال آور طلا باشند  .
یک سرماخوردگی ساده ، به سادگی دختری را از نفس کشیدن محروم ساخت . نبود یک تخت خالی چشمان مادری را گریان ساخت .
اینک چهل روز گذشت و در خانه مهسا به روی دوستانش باز شد اما خبری از جشن و سرور نیست ! خبری از تولد های مسرور آمیز نیست . تنها می توانیم حضور یابیم و به مادر مهسا بگویم متاسفیم که مهسا این گونه از بین ما رفت .
مهسا وشوکار 17 ساله رفت شاید رفتن او علامتی باشد برای تک تک ما که سرماخوردگی ، هم خطرناک است .شاید تجربه ای باشد تا کبودی زیز ناخن را جدی بگیریم .
اکنون باید دست هایمان را به سوی آسمان بلند کنیم و تنها از خدا مدبجوییم تا جلوی اتفاق های ساده گرفته شود. از خدای منان بخواهیم که  تحمل فراغ و غم مهسا برای خانوداه اش آسان شود.



تصاویری از مهسا بالغ قهرمان ووشوی کشور

 

نوع مطلب :حوادث ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

قهرمان جوان ووشوی کشور درگذشت

 
 

تصاویری از مهسا بالغ قهرمان ووشوی کشور

 
  نصر نیوز: مرحومه مهسا بالغ غازانی قهرمان 5 دوره مسابقات قهرمانی ووشوی کشور بر اثر عارضه سرماخوردگی و عفونت ریه جان به جان آفرین تسلیم گفت.

 

خانم مهسا بالغ در حال دریافت جایزه ژیمناستیک خردسالان

آخرین مدال طلای قهرمانی کشور بر گردن قهرمان جوان ایران زمین

مهسا بالغ در کنار مربی اش

مرحومه مهسا بالغ/قهرمان پنج دوره مسابقات ووشوی کشور

مادر مهسا بالغ در تمام مسابقات کنار فرزندش بود

مسابقات قهرمانی کشور در رشت

مرحوم بالغ در کنار هم تیمی اش

مرحوم مهسا بالغ قهرمان ووشوی کشور

مرحوم مهسا بالغ قهرمان ووشوی کشور

مهسا بالغ در کنار مربی و هم تیمی هایش

تحریریه پایگاه خبری تحلیلی نصر نیوز درگذشت قهرمان ووشوی کشور مان را به خانواده بزرگوار آن مرحومه و جامعه ورزشی کشور تسلیت عرض می نماید.



مهسا بالغ ، قهرمان ووشو کشور بر اثر سرماخوردگی در گذشت

 

نوع مطلب :حوادث ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

بر اثر سرماخوردگی

 
 

مهسا بالغ، قهرمان ووشو کشور درگذشت+عکس

 
  نصر نیوز: جامعه ورزشی کشور در سوگ از دست دادن مهسا بالغ غازان، قهرمان ووشوکار تبریزی کشورمان به سوگ نشست

به گزارش نصر نیوز، مجلس ترحیمی مهسا بالغ غازانی ووشو کار 17 ساله تبریزی در میان غم و اندوه دوستان و جامعه ورزشی برگزارشد.
در این مراسم که جامعه ورزش استان و مدیر کل تربیت بدنی آذربایجان شرقی حضور داشتند در غم فراق قهرمانی که مدال طلای آسیا را برای ایران و آذربایجان شرقی کنار گذاشته بود و آرزوی قهرمانی داشت به عزا نشستند.
ملائک تو را برای خدا دزدیدند و عطر برگ های لیمو  و درخت توت  را چه زود به فراموشی سپردی؟!
چگونه توانستی آن همه خاطره را در یک لحظه تمام کنی.
همه را می بینم اما جزء تو که خاطره ای شدی ماندگار برای قلب هایی که منتظرت هستند.
گناه آسمانی که تورا به آغوش کشید و باخود برد را هرگز نخواهیم بخشید تو میان بودنت و یادت ، یادت را برایمان گذاشتی و بودنت را افسانه ساختی.
مرحومه مهسا بالغ غازانی که مدالهای طلا ، نقره و برنز سبک سان دا قهرمانی بانوان کشور را در دارد پنجشنبه 14 مهر ماه بر اثر خونریزی ریه بر اثر سرماخوردگی درگذشت.
مرحومه مهسا بالغ غازانی در رقابتهای ووشو قهرمانی استان نیز سابقه 5 دوره قهرمانی را داشت



برادر روح الله داداشی: چرا قاتل را نبخشیدیم؟

 

نوع مطلب :حوادث ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

علی داداشی در مصاحبه با همشهری سرنخ از ناگفته ها درباره اینکه چرا قاتل را نبخشیدند، می گوید:

آیا در بین اعضای خانواده، کسی بود که نظرش چیزی جز قصاص باشد؟

نه. البته در اینجا باید به یک نکته مهم اشاره کنم. من و اعضای خانواده‌ام تنها مدعیان این پرونده نیستیم. ما تنها بخشی از هزاران نفر بودیم که خواهان قصاص قاتل بودیم. برای من هیچ اهمیتی نداشت که او زنده می ماند یا حکمش اجرا می شد، چون حتی با قصاصش هم، برادر من زنده نمی‌شد. من فقط خواسته مردم

 را اجرا کردم.

چطور شما از خواسته مردم باخبر شدید؟

من هر وقت از خیابانی عبور می‌کردم و مردم مرا می‌دیدند، می‌گفتند که نباید قاتل روح‌الله را ببخشیم. همه آنها ماجرای این جنایت هولناک را دنبال کرده‌اند و در جریان جزئیات آن بودند و برای همین همیشه می گفتند که علیرضا، یک قهرمان و سرمایه یک مملکت را به قتل رساند و باید برای درس عبرت هم که شده به مجازات عملش برسد


دلیل شما و اعضای خانواده‌تان برای قصاص چه بود؟

علیرضا نه فقط برادرم را که همه خانواده‌ام را کشت. خواهر‌های من بعد از جنایت حال و روز بدی دارند و تنها زمانی که می‌توانند داغ روح‌الله را فراموش کنند، زمانی است که قرص‌های مسکن مصرف می‌کنند تا بتواند بخوابند. آنها هنوز مرگ برادرم را باور ندارند. نه روزشان معلوم است و نه شبشان . چون زندگی برایشان بدون برادرم معنا ندارد.

قصاص یک جوان دردی را از اندوه بزرگ ما دوا نمی کند.ما با قصاص هیچ کس خوشحال نمی شویم حتی قاتل برادرم اما اگر حکم اجرا نشود و این مراحل قانونی طی نشود، آن وقت ممکن است این مسئله تبعات منفی به دنبال داشته باشد. شما از من پرسیدید دلایل تان برای قصاص چیست؟

من هم این دلایل را می‌گویم و خود مردم باید قضاوت کنند که دلایل من منطقی است یا خیر! یکی از همدستان قاتل برادرم، 2 سال قبل دست به سرقت مسلحانه زد. اگر آن سال شکات پرونده او را نمی‌بخشیدند، ‌او شب حادثه همراه قاتل برادرم نمی‌بود و بی‌شک این جنایت رخ نمی‌داد.

این نشان می‌دهد که اینگونه مجرمان هیچ وقت از رضایت شکات درس عبرت نمی‌گیرند وگرنه الان همدست برادرم به اتهام مشارکت در نزاع منجر به قتل، پشت میله‌های زندان نبود. الان اگر قاتل برادرم بخشیده شود، به نظرتان فردا که آزاد شد ممکن نیست مرتکب جرمی بزرگتر شود؟ اصلاً چه کسی می‌تواند تضمین کند که این اتفاق نمی‌افتد؟

علیرضا (قاتل)، هیچ وقت از شما درخواست بخشش نکرد؟

در تمام این دو ماهی که او و همدستشانش بازداشت شدند، حتی یک بار هم ابراز پشیمانی و طلب بخشش نکردند. یک زمانی دعوا رخ می‌دهد و یکی توی گوش شخصی سیلی می‌زند و بعد صد بار از او معذرت‌خواهی می‌کند. اما آنها در دادگاه ابراز پشیمانی نکردند و به راحتی جزئیات ماجرا را تعریف کردند. ماجرایی که یک ملت را دغدار کرد. برای همین بخشش قاتل برادرم به نظر من و اعضای خانواده‌ام کار درستی نبود.

آیا برای بخشش قاتل با خانواده‌تان جلسه‌ای هم گذاشتید؟

شاید باورتان نشود اما از بعد از محاکمه قاتل برادرم در دادگاه خانواده‌ام با من ارتباطشان را قطع کردند تا نکند یک زمانی من از آنها درخواست کنم که قاتل روح‌الله را ببخشند. خیلی‌ها ماجرای اصلی این جنایت را نمی‌دانند، قاتلان در دو مرحله به روح‌الله حمله کردند اینهایی که می‌گویم طبق اعترافات متهم و حقایقی است که در صحنه جنایت دیده شد اما هرگز به گوش مردم نرسید.

وقتی رو‌‌ح‌الله بعد از اصابت چاقو به گلویش، روی زمین زانو زد و داشت می‌افتاد. آنها باز هم به او حمله کردند. در برگه پزشکی قانونی نوشته شده که اثرات مشت و لگد روی سر و صورت رو‌ح‌الله دیده شده. این یعنی به برادرم ناجوانمردانه حمله شده بود. قاتل برادرم بعد از اینکه از ماجرای قتل باخبر شده بود به جای اینکه خودش را معرفی کند، نقش فرار طرح کرده و می‌خواسته به خارج از کشور بگریزد و همه اینها نشان می‌دهد که او اصلاً قصد دلجویی و عذر‌خواهی از خانواده ما را نداشت.

گفتید که هر وقت مردم در کوچه خیابان شما را می‌بینند درباره قتل روح‌الله حرف می‌زنند، در بین آنها کسانی هم بودند که از شما بخواهند قاتل را ببخشید.

خیلی کم. می‌گفتند ببخش تا نام برادرت بزرگ شود. اما من به آنها می‌گفتم اگر آنها پس از درگیری و مجروح کردن برادرم در  صحنه می‌ماندند و کمک می‌کردند و او را به بیمارستان می‌رساندند،‌ حتی در صورتی که او در بیمارستان فوت می‌کرد، 80 درصد امکان داشت که قاتل را ببخشیم. چراکه رسم مردانگی این است که اگر کسی به زمین افتاد دیگری، دست از درگیری با او بردارد و بهش کمک کند. اما قاتل برادرم در حق او رسم مردانگی را به جا نیاورد و ما نباید به او رضایت دهیم.

برای مراسم قصاص، تصمیم و برنامه خاصی داشتید؟

ما اصلاً از قصاص یک نفر خوشحال نمی‌شویم که بخواهیم برایش برنامه‌ریزی کنیم. ما با مشورت با اعضای خانواده‌ام صلاح دانستیم که حتی اجرای حکمم هم بهتر است برعهده پلیس یا مقامات قضایی باشد چراکه هدف ما از اجرای حکم، عبرت گرفتن افراد از این پرونده بود.



500 هزار تومان فاصله تا فلج شدن کامل یک مادر

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

درد و رنج های بیماران مبتلا به ام اس

 
 

500 هزار تومان فاصله تا فلج شدن کامل یک مادر+عکس

 
  نصر نیوز: بانوی خانه باید بشوید ، بسابد، فرزندانش را تر و خشک کند وقتی همسرش از سر کار می آید با یک استکان چای گرم از او استقبال کند زنی که احترام به بزرگتر ها از جمله مادر شوهر و پدر شوهر سرش نمی شود و به محض ورود آنها نمی تواند بایستد و تعظیم کند به درد لای جرز دیوار می خورد و زنی که نمی تواند پخت و پز کند باید خانه شوهرش را ترک کند!مردی گفته اند، زنی گفته اند چه معنی دارد مرد، زن و فرزندانش را ترو خشک کند

، چه معنی دارد مرد با جرعه ای از آب، تشنگی را از لب های ترک برداشته همسرش بزداید.

11سال است که گوش های سکینه با این حرف های پدر شوهرش پر شده است ، 11 سال است که علاوه بر درد و رنج خود مجبور است سخنان نیش دار او را تحمل کند.

سکینه 36 سال دارد و از 25 سالگی و بعد از ازدواج مبتلا به بیماری ام اس شده و تقریبا یکی دوسالی می شود که به دلیل عدم دسترسی به دارو های مورد نیاز خود پاهایش حس ندارد و نمی تواند راه برود.

او با اولین تماس تلفنی ، آدرس خانه خود را در اختیار ما می گذارد تا به منزل شخصی او برویم و درد و دل هایش را بشنویم . کمی لکنت زبان دارد و به سختی می شود فهمید چه می گوید: وقتی زنگ در او را می زنیم شوهرش در را باز می کند و از دیدن ما کمی شوکه می شود و می گوید ما منتظر پزشک بودیم.

می گویم ما خبرنگاریم! سکینه خانم خوشامد گویی می کند و می گوید من چشم انتظار پزشک بودم و فکر می کردم پزشک می خواهد در خانه، مرا درمان کند!.

با این وجود آنها استقبال گرمی از ما می کنند و سکینه خانم دائم به شوهرش می گوید چراغ های خانه را روشن کند تا فضا و روشنایی اتاق برای خبرنگارو عکاس مناسب باشد.

دستم را به عنوان سلام طرف سکینه خانم دراز می کنم غافل از اینکه دستش بی حس است و نمی تواند حرکت دهد اما به سختی دست دیگرش را به طرفم دراز می کند هر چند این یکی دستش هم چندان حسی ندارد و ...

با خود می گویم کاش به جای خبرنگار و عکاس ، پزشکی سراغش را می گرفت تا درد هایش را تسکین دهد، چرا که نمی دانستم می توانیم مرحمی بر زخم هایش باشیم یا اینکه داغ دلش را تازه تر کنیم

سکینه زارع یکی از بیماران مبتلا به ام اس در شهر تبریز می گوید: 11 سال است که دوران خوش جوانی و زندگی ام به خاطر عدم تشخیص بیماری توسط پزشکان متخصص نابود شده است و چند سالی است که به خاطر نداشتن 500 هزار تومان پاها و دست هایم را از دست داده ام.

زارع اضافه می کند: در سن 25 سالگی و بعد از چند سال زندگی مشترک یکی از پاهایم کرخت شد و به چند پزشک متخصص مراجعه کردم اما آنها تشخیص ندادند و گفتند چیزی نیست.

وی در ادامه می گوید: بعد از مدتی پای دیگرم هم کرخت شد و دوباره به پزشک مراجعه کردم! در تبریز پزشکی نمانده بود که سراغش را نگیرم و آدرسش را ندانم اما به هر پزشکی مراجعه می کردم آنها می گفتند چیزی نیست و استراحت کنی درست می شوید.

زارع می افزاید: بالاخره بعد از چند ماه یکی از پزشکان، بیماری ام اس را تشخیص داد و و من فهمیدم که درمان قطعی ندارم، مگر اینکه از نظر مالی تامین باشم.

این فرد مبتلا به بیماری ام اس اظهار می افزاید: قبل از مبتلا به بیماری خودم از پسرم مهدی که اکنون 10 ساله است مراقبت می کردم اما بعد از مبتلا شدن به بیماری شوهرم هم در نگهداری او به من کمک کرد تا او بزرگ شد و اکنون کمک حال من است

اشتباه در تشخیص پزشکان

وی به یاد می آورد: زمانی را که سراغ پزشکی رفته بود تا از تولد فرزندی دیگر جلوگیری به عمل آورد که پزشک گفته بود بیماران ام اس بچه دار نمی شوند و نیازی به پیشگیری ندارد.

زارع می گوید : 6 ماه بود که به فرزند دومم باردار بودم اما متوجه نبودم که مادرم مرا به زور به مطب پزشک رسانید و بعد از تشخیص پزشک متوجه شدیم که تولد فرزندی دیگر در راه است.

وی در ادامه می گوید: هادی ناخواسته وارد زندگی من شد در حالی که من و همسرم دوست نداشیم این کودک در تلخی زندگانی ما شریک باشد.

زارع ادامه می دهد : وقتی شنیدم بار دار هستم به جای این که از خوشحالی گریه کنم چنان غصه ای بر دلم نشست که از شدت ناراحتی و به حال بخت بد خودم و آینده تاریک این طفل معصوم گریه کردم .

زارع تصریح می کند: هادی چه گناهی داشت وقتی چشماهایش را باز می کرد و می دید ، دست های بی حس نمی توانند ،دست نوازش بر سر او بکشند . او چه گناهی داشت که از مهر و محبت مادری محروم بماند.

وی اشک هایش را لابه لای پلک هایش پنهان می کند و در ادامه می افزاید: اکنون هادی دو سال دارد و اما راه نمی رود از روزی هم که به دنیا آمده بیچاره فرزندم بیمار است.

می پرسم بیماری او چیست می گوید: از امروز کلی استفراغ کرده ، نگران هادی هستم نکند او هم مثل من نتواند راه برود . نکند او هم ...

او نمی تواند جمله اش را تمام کند چرا که مادراست و نگران جگر گوشه خودش ،هر چند که ناخواسته وارد زندگی او آمده اما هادی را دوست دارد و با تپش قلب او درد هایش تسکین می یابد.

وی می گوید: تولد هادی یکی دیگر از اشتباه های جبران ناپذیر پزشکان بود چرا که تمام حقوق همسرم تنها برای تامین دارو های من هزینه می شود و فرزندانم در مضیقه هستند و نمی توانیم خواسته ها و نیاز های آنها را برآورده سازیم که این بزرگترین دردی است که پدرش به تنهایی تحمل می کند.

وقتی می گویم خوش ترین لحظات زندگی شما چه زمانی بود اظهار می دارد: آنقدر در زندگی ام مشکلات داشته ام و سختی کشیده ام که اصلا خاطره خوشی ندارم و فکر می کنم تمام زندگی من پر است از خاطره های بد روزگار !

وی درخصوص بزرگترین آرزویش می گوید: آرزو دارم باز روی پاهای خودم بایستم، و مثل گذشته روی اجاق دستی ، غذا بپزم، سماور را روشن کنم و چایی دم کنم و خودم به میهمان هایم چایی تعارف کنم ، ظرف هایم را بشویم، خانه و حیاط را آب و جار و کنم ، گل ها را آب دهم و ...

زارع در باره مشکلاتش خاطر نشان می کند: پزشکان گفته اند اگر بتوانم ماهی یکی از آن آمپول های 500 هزار تومانی را تزریق کنم می توانم از فلجی کامل پیشگیری کنم و با پاهای خود حرکت کنم در حالی که 500 هزار تومان برای ....

باز اشک هایش اجازه نمی دهد تا جمله اش را تمام کند!

 گرانی داروها

از شوهرش می پرسم هزینه های درمان همسرت را به تنهایی تامین می کنید.

سرش را پایین می اندازد و بیان می کند: شغلم جمع آوری ضایعات است و کمتر سرکار می روم. بیشتر وقتم را صرف کمک به همسر و فرزندانم می کنم.

رحمان بدیعی می گوید : تا کنون سازمان بهزیستی و انجمن حمایت از بیماران ام اس کمک های زیادی را انجام داده اند اما مشکلات ما با این کمک های مالی و ... حل نمی شود، مشکل اصلی ما دسترسی همسرم به آمپول است که هر بار مشکلاتمان را می گوییم ، پاسخ می دهند بیماران زیادی وجود دارد و باید در نوبت باشید در حالی که این نوبت های طولانی پاهای همسرم را از او خواهد گرفت.

 

تاآخر عمرم همراه همسرم هستم

بدیعی اعلام می کند: تحمل اینکه زنم این چنین خانه نشین باشد برایم سخت است اما به خاطر علاقه به همسر و فرزندانم و به خاطر رضای خدا تا آخر عمر در کنارش خواهم ماند و از او حمایت خواهم کرد

وی تاکید می کند : پدرم با این که گذران زندگی اش به نسبت ما خوب است اما تحت هیچ شرایطی از ما حمایت نمی کند بلکه دایم با حرف های نیش دار خود باعث آزار و اذیت من و همسرم می شود که اکنون چند سالی است با ما قطع رابطه کرده است

این همسر دلسوز ادامه می دهد: پدرم اصرار می کند که زنم را طلاق دهم و زندگی جدیدی را شروع کنم تا از حمایت های او بهره مند شوم اما من همسرم را دوست دارم و حاضر به طلاق دادن او نیستم.

بدیعی می افزاید: با این که پدرم یک آپارتمان سه طبقه دارد اما ما اجاره ای هستیم و اجاره خانه ما توسط انجمن حمایت از بیماران ام اس پرداخت می شود و اما باز گذران زندگی برای ما سخت است.

 

هنوز هم نمی دانیم چگونه خواهرم بیمار شد

خواهر خانم زارع به همراه خانواده که میهمان آنها بودند می گوید: ما 6 خواهر و 2 برادر هستیم که در خانواده ما سابقه ام اس وجود نداشت اما هنوز نمی دانیم چگونه خواهرم به این بیماری مبتلا شده است.

وی اذعان می کند : خواهرم اهل کار و زندگی و دائم در تلاطم بود. اما اکنون این بیماری خانه نشین اش کرده و از زمانی هم که هادی به دنیا آمده پاهایش کاملا بی حس شده است و تنها شوهرش از او نگهداری می کند.

خواهر سکینه خانم می گوید : تمام خانواده شوهرش با این ها قطع رابطه کرده اند و دایم به خواهرم بد و بی راه می گویند و می خواهد به خانه پدری مان برگردد چرا که آنها عروس بیمار را دوست ندارند!

وی تصریح می کند: سازمان بهزیستی و انجمن حمایت از بیماران باید با حمایت های خود جلوی فلجی کامل خواهرم را بگیرند.

این خواهر بزرگ سکینه خانم می گوید : بعد از خدا چشم های خود را به کسانی دوخته ایم که هزینه آمپول او را تامین کنند.

تامین شغل و برآورده کردن نیاز های درمانی

در این بین علی شوهر خواهر سکینه خانم در تکمیل گفته های همسرش می گوید: ماهانه مبلغی ناچیر که توسط بهزیستی یا کمیته امداد به آنها تحویل داده می شود پاسخ گوی نیاز های درمانی آنها نیست و کاش بهزیستی به جای کمک های مالی در تامین دارو ها از جمله دارو های گران از این بیماران حمایت می کرد.

علی اضافه می کند: تامین دارو های آنها و به کارگماردن این افرد به کار، تنها خواسته خانوده ها و بیماران مبتلا به ام اس است تا شرمنده خانوده خود نباشند!

وی می افزاید : اگر نیاز های شغلی این افراد تامین شود دیگر نیازی نیست بهزیستی نان آور خانوده آنها باشد.

درد و دل های این خانوده بیشتر از این ها بود ، ساعت ها هم کنارشان می نشستید پایان نمی یافت که البته خود این خانوده به یک ساعت اکتفا کردند .

هر چند اگر سکینه خانم و همسرش لب باز نمی کردند می توانستیم بفهمیم که چه کشیده اند و چه می کشند و چه خواهند کشید!

اگر چه فرش های گران قیمت زیر پای آنها پهن نشده بود! گرچه چه روشنایی اتاق آنها به خاطر پایین آمدن قبوض برق مناسب نبود . گرچه فضای خانه غم انگیز بود و غصه پذیرای میهمان امروز این خانه ! اما می شد عشق را در چشمان مردی دید که برای خوب شدن پاهای همسرش دست نیاز به سوی هر کس دراز می کند مهم نیست آن کس دوست او باشد یا دشمنش ! چیزی که برایش مهم است تنها پاهایی است که به قیمت 500 هزار تومان دارند بی حس می شوند

ماهی پانصد هزار تومان می شود حقوق 10 ماهه رحمان آقا!



هر کلانشهر 3 شهردار نیاز دارد

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

پیشنهاد شهردار تبریز در جمع شهرداران کلانشهر ها:

 
 

هر کلانشهر 3 شهردار نیاز دارد

 
  نصر نیوز: شهرداران کلانشهر های کشور از روز گذشته به منظور شرکت در نشست سراسری شهرداران مناطق کلان شهر کشور در تبریز دور هم جمع شدند.به گزارش نصر نیوز، مهندس علیرضا نوین شهردار کلان شهر تبریز در این نشست ضمن اشاره به وظایف شهرداری تصریح کرد : وجود یک شهردار برای هر شهر کافی نیست و حداقل باید برای هر شهری 3 شهردار وجود داشته باشد
نوین گفت: وظایف خطیری در اختیار شهرداران وجود دارد و یک شهر دار نمی تواند به درستی از عهده این وظایف برآیدو وجود یک شهردار تنها برای حضور فیزیکی در جلسات و همایش ها ، دیگری برای کار های اجرایی و شهردار سوم برای پاسخ گویی به مطالبات و نظرات شورا ، برای هر شهر ضروری است.
نوین با اشاره به برخی نارضایتی شهروندان از شهرداری های اعلام کرد: برخی از ساخت و ساز های غیر مجاز و سد معبر ها مشکلات عدیده ای را برای شهروندان فراهم ساخته  که شهرداری ها مجبورند رفتار های خشنی از خود نشان دهند در صورتی که شهروندان ایبن رفتار ما را نمی پسندند.
 شهردار کلان شهر تبریز اذعان داشت: شهرداری ها با عملکرد خود و توزیع عادلانه خدمات بین تمامی مناطق شهر ها  می توانند اعتماد مردم را نسبت به خود جلب کنند.
وی در ادامه گفت : متاسفانه در برخی مناطق از نظر ارائه خدمات برتری ها یی به وضوح دیده می شود تا جایی که خدماتی که به جنوب شهر یا شمال و شرق شهر ارائه می شود قابل مقا یسه نیست و این در شان شهرداران نمی باشد.
نوین ضمن اشاره به این که شهرداران از جزئیات ریز غافل هستند تاکید کرد:  شهروندان نسبت به افتتاح پروژه های بزرگ از خودعلاقه ای نشان نمی دهند ولی در عوض  از یک لکه گیری ساده  خیابان ها و محلات خود اظهار رضایت می کنند که باید شهرداری های کلان شهر و مناطق با توجه به جزئیات ریز ، رضایت شهروندان را فراهم سازند.
وی با اشاره به نادیده گرفتن حقوق کارگران گفت: توسعه و پیشرفت شهر ها تنها توسط کارگران صورت می گیرد و نباید حقوق و مزایای آنان نادیده گرفته شود و یا اینکه با تاخیر در اختیار این قشر زحمت کش قرار داده شود.
شهر دار تبریز توجه به کارهای فرهنگی ،  زیبا سازی شهر ها ، جذب سرمایه گذاری در شهر ها و رعایت معماری اسلامی را جزو اولویت کاری خود و شهرداران کلانشهرهای کشور خواند و اظهار داشت: شهرداری های مناطق باید از ورود به سیاست و این که چه کسی نماینده یا کاندیدا می شود پرهیر کنند چرا که وظیفه اصلی آنها خدمت رسانی به شهروندان است.
وی همچنین در خصوص جذب سرمایه گذاران در شهر تبریز گفت : تا کنون در جذب سرمایه گذاران گامی اساسی برداشته شده است اما باید در جذب سرمایه بیشتر از این ، اقداماتی انجام گیرد تا رفاه و آرامش در کشور حکمفرما باشد.
نوین در پایان سخنانش ضمن اشاره به عدم وحدت و یکپارچگی بین شهرداری های کلان شهر کشور گفت : وحدت رویه روز به روز در بین شهرداری های کلان شهر باید افزایش یابد و شهرداری ها باید با یکپارچه سازی و حمایت از بخش خصوصی در سرمایه گذاری نقش بسزایی ایفا کنند.
انتهای پیام/


بی حجابی در خیابان سنگفرش ولیعصر بیداد می کند

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

فرماندار تبریز:

 
 

بی حجابی در خیابان سنگفرش ولیعصر بیداد می کند

 
  نصر نیوز: فرماندار تبریز با انتقاد از وضعیت بی حجابی در خیابان سنگ فرش کوی ولی عصر گفت: متاسفانه بی حجابی در این خیابان بیداد می کند.  
           
 

به گزارش نصر نیوز، محمود چمنی در جلسه کارگروه بانوان استان افزود: در سنگفرشی ولیعصر بدحجابی وجود ندارد بلکه بی حجابی داد می زند که متاسفانه کسی خبری از این کوی ندارد!
وی اظهار داشت : باید از مسئولانی که مسئول ترویج حجاب و عفاف در استا ن هستند پرسید" خیابان سنگفرشی کوی ولیعصر جزئی از شهر تبریز و جزئی از کشور اسلامی است؟"
فرماندار تبریز افزود: کمیته حجاب و عفاف باید در این خصوص گامی اساسی بردارند و زنان محجبه با حضور خود در چنین مکان هایی حجاب و عفاف را ترویج دهند.
وی افزود: کار گروه بانوان باید، فعالیت های مربوط به بانوان در هر شهرستان را هر ساله به فرمانداری ارجاع دهند تا خط مشی زنان توانمند مورد حمایت و توجه قرار گیرد.
فرماندار با اشاره به روز دختر در کشور گفت: 7 مهر روز دختر معرفی شده است اما اگر در این روز برای دختران برنامه ها و همایش های خاصی انجام ندهیم کشور های دیگر با برنامه های خود از دختران ما تجلیل می کنند و هویت آنها را تخریب خواهند کرد.



نگاه پزشک به بیمار به عنوان بسته های اسکناسی ، غیر اخلاقی است

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

مدیرگروه پژوهش اخلاق حرفه ای دانشگاه تهران:

 
 

نگاه پزشک به بیمار به عنوان بسته های اسکناسی ، غیر اخلاقی است

 
  نصر نیوز: کارگاه آموزشی ضیافت اندیشه اساتید دانشگاه علوم پزشکی تبریز با استقبال کم نظیر اعضای هیئت علمی این دانشگاه ، با محوریت اندیشه سیاسی اسلام و اخلاق حرفه ای در مرکز مطالعات و توسعه آموزش علوم پزشکی برگزار شد.  
           
 

به گزارش نصر نیوز، احد فرامرز قراملکی، مدیر گروه پژو هش اخلاق حرفه ای دانشگاه تهران در این همایش ضمن اشاره به اهمیت اخلاق حرفه ای گفت : نگاه پزشکان به بیماران نباید شبیه به بسته های اسکناسی باشد.
قراملکی با اشاره به این که عده ای از پزشکان بارفتار های غیر اخلاقی جایگاه پزشکان را در معرض خطر قرار می دهند عنوان کرد: متاسفانه بیماران برای عده ای معدود ، از پزشکان ،تبدیل به بسته های مالی شده اند و پزشکان بدون اینکه تمام انرژی خود را صرف تشخیص بیماران بکنند به خاطر عدم تشخیص بیماری ، انجام بسیاری از آزمایشات غیر ضروری را برای بیماران تحمیل می کند که این کار، بسیار ناشایستی است.
قراملکی افزود :با توجه به اینکه موضوع نگاه پزشک به بیمار بسیار مهم است اما تا کنون در این نوع نگاه ها ،در کشور مطالعات جدی صورت نگرفته و این یکی از مشکلاتی است که شهروندان با آن مواجه هستند.
وی تصریح کرد :سنجیدن رضایت بیمار امری ضروری است که متاسفانه دانشگاه علوم پزشکی تبریز در این خصوص آن چنان گامی موثر برنداشته است.
قراملکی خاطر نشان کرد: در تمام سازمان ها حسابرسی مالی و مدیریت و .. وجود دارد و غافل از این که علاوه بر این حسابرسی اکثر سازمان ها نیاز شدید به حسابرسی اخلاقی دارند که امیدواریم دانشگاه ها نیز پروژه ای طراحی کنند تا معیار سنجش رضایت بیمار جمع آوری و مورد بررسی قرار گیرد.
وی اعلام داشت: سنجش اخلاق پزشک ، برای شهروندان بسیار ضرور است چرا که اگر پزشکی از اخلاق مناسب برخوردار نباشد علاه بر این که پزشک نمی تواند مشتریان خود را جذب کند بلکه خطرات جبران ناپذیری را به شخص بیمار وارد می سازد.
مدیر گروه پژوهش اخلاق حرفه ای دانشگاه تهران اظهار داشت : در برخی از سازمان ها بین جایگاه پزشک و بیمار تمایزهایی قایل هستند که این عامل اثرات مخربی بر بیماران وارد می سازد.
قراملکی در ادامه اضافه کرد: به عنوان مثال در یک سازمانی 4 الی 5 طبقه ای ، برای پرسنل و شهروندان آسانسور های مجزایی در نظر گرفته اند که با نقص آسانسور مختص بیماران ،آنها نمی توانند از آسانسور پرسنل استفاده کنند که این بسیار غیر اخلاقی است و اخلاق در آن سازمان را نشان می دهد.
قراملکی همچنین از احترام پزشک به بیمار گفت و در تعریف احترام اظهار داشت: احترام یک رفتار ارتباطی است که احساس ارزشمندی را به طرف مقابل منتقل می کند و باید این احترام نامشروط باشد چرا که نمی توان به دلیل اینکه فردی شخصیت جالبی ندارد از احترام به او سر باز زد.
وی ضمن اشاره به تفاوت های امانت داری در فقه و حرفه پزشکی اظهار داشت: در فقه ،امانت داری به معنی حفظ بدون تصرف و یا تصرف بدون افراط و تفریط عنوان شده که یک تعریف حداقلی است اما در حرفه امانت داری به معنی استفاده بهینه مورد قبول جامعه پزشکی است.
قراملکی تصریح کرد: استفاده بهینه از اخلاق ، استفاده از استعداد دانشجویان ، توانایی دانشجویان ، استفاده بهینه از تکنولوژی ، آزمایشگا ه ها و تیم آزمایشگاهی امانت در حرفه پزشکی محسوب می شود و اساتید باید نسبت به امنت داری حرفه ای کوشا باشند.

انتهای پیام/



100نفر از شهروندان تبریزی بر اثر ام اس فلج شده اند

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

بیماران ام اس از مشکلات خود می گویند:

 
 

100نفر از شهروندان تبریزی بر اثر ام اس فلج شده اند

 
  نصر نیوز: مدیر عامل انجمن حمایت از بیماران ام اس آذربایجان شرقی گفت: در حال حاضر 100 نفر از شهروندان تبریزی بر اثر بیماری ام اس فلج شده اند.

به گزارش نصر نیوز، علی هاشمی امروز در گفت و گویی، این بیماری را یکی از بیماری های شایع در کشور دانست و گفت : هنوز علت دقیق این بیماری مشخص نشده است اما به عقیده برخی از متخصصان این بیماری در مرحله اول در اثر افسردگی ، عصبانیت و ناراحتی روحی و جسمی ظاهر می شود و در اثر عدم تشخیص بیماری و استفاده نکردن داروها، اثرات زیانباری از جمله فلجی بر افراد وارد می سازد که قابل جبران نیست.
وی بهترین راه برای تشخیص بیماری را مراجعه به پزشک مغز و اعصاب دانست و افزود: ام اس جزو بیماری های خاص است و عده ای بر این باور هستند که ام اس درمان قطعی ندارد، با توجه به این که درمان این بیماری به سختی امکان پذیر هست اما باید در پیشگیری از این بیماری شهروندان و متخصصان نقش بسزایی را ایفا کنند.
مدیر عامل انجمن بیماران ام اس خاطر نشان کرد: پزشک متخصص مغزو اعصاب به محض ملاحظه "ام ار آی" و برخی آزمایش ها نسبت به جلو گیری این بیماری از طریق دارو و قرص اقدام به درمان بیماران می کند.
هاشمی اظهار داشت: به محض تشخیص بیماری ام اس توسط پزشک پزشک مربوطه در مرحله اول بیمار را به انجمن مرکز بیماران ام اس معرفی می کند تا از خدمات این انجمن استفاده لازم را ببرد.
وی عنوان کرد:عده ای از خیرین در تهیه دارو برای این بیماران حمایت هایی را انجام می دهند وانجمن در مرحله اول اقدام به تامین بیمه درمانی و به معاونت درمانی معرفی می کند تا سهمیه مربوطه برای او تخصیص یابد.
وی ادامه داد: امسال از طریق بهزیستی نزدیک به 60 میلیون ریال کمک های لازم به افراد مبتلا به ام اس استان تخصیص یافته که 80 درصد این خیرین را خانم های پزشک تشکیل داده بودند.
 
حمایت از بیماران و خانواده هایشان
مدیر عامل انجمن حمایت از بیماران ام اس هدف از تشکیل این انجمن را حمایت از بیماران و خانوده های آنها دانست و خاطر نشان کرد: به لطف خدا در اثر فعالیت های بعضی از افراد خیر و پزشکان موفق شدیم برای اولین بار در روز جهانی ام اس 5 خرداد 1390 با همکاری کارخانه سینوژن و پزشکان و هیئت مدیره و خیرین همایش بزرگی را برگزار کنیم.
هاشمی تعداد بیمارانی ام اس در استان را 2هزار نفر اعلام کرد و اظهار داشت: سهم شهر تبریز 700 نفر است که به انجمن مراجعه کرده اند.
وی اذعان داشت: با وجود حمایت های انجمن اما تهیه دارو برای بیشتر بیماران امکان پذیر نیست تا جایی که عده ای از شهرستانی ها به خاطر توان مالی کم و عدم دسترسی به برخی دارو ها محکوم به فلج شدند هستند!
وی شیوع بیماری را بیشتر در سنین 20 الی 40 سال دانست و افزود: این بیماری بیشتر در بین زنان رایج است و از 700 بیمار مبتلا به ام اس در تبریز نزدیک به 100 نفر فلج شده اند و قادر به راه رفتن نیستند
 
علایم بیماری ام اس
هاشمی علایم این بیماری را متفاوت دانست و گفت :سرگیجه و عدم تعادل، خستگی، ضعف دست و پا، التهاب اعصاب چشمی، بی حسی یا سوزش موضعی، درد شدید در ناحیه صورت، نقص در بینایی شامل تار شدن و یا دو بینی اتز جمله علایم اولیه و خفیف این بیماری می باشد.
وی ادامه داد: با پیشرفت بیماری سایر علایم نیز بروز می‌كنند كه از آن جمله می‌توان به مشكلات روده و مثانه، دردهای مزمن مانند درد كمر و ماهیچه‌ها، افسردگی، اسپاسم یا گرفتگی ماهیچه‌ها كه ممكن است بسیار دردناك باشد، فلج، ناتوانی جنسی، صحبت كردن به طور نامفهوم، مشكل در بلع، مشكل در تفكر و عملكرد حافظه، از دست دادن بینایی و نابینایی كامل اشاره كرد.
وی تصریح کرد: در موارد خفیف بیماری ممكن است علایم به قدری ضعیف و ناچیز باشند كه حتی نتوان وجود بیماری را تشخیص داد و وقتی بیماری پیشرفت كرده و شدت می‌یابد، فرد كاملا فلج می‌شود تا جایی که بیمار توانایی راه رفتن را از دست می دهد و نمی تواند از خود مراقبت کند.
وی با اشاره به این که بیماری ام اس مسری نیست عنوان کرد: ام اس خطری برای اطرافیان بیمار ندارد امابه گفته عده ای از متخصصان، فرد مبتلا می تواند به صورت ژنتیکی اعضای یک خانوده را تهدید کند که تا کنون کمتر اتفاق افتاده است.
وی در خصوص وضعیت مراکز درمانی این بیماران نیز گفت : پزشکان گروه اعصاب و معز و روان در بیمارستان امام رضا(ع) مستقر هستند که خدماتی را به این بیماران ارائه می دهند.
مدیر عامل انجمن حمایت از بیماران ام اس عمده مشکلات این انجمن را مربوط به نیازهای مالی دانست و اظهار داشت: وضعیت اشتغال این بیماران خیلی وخیم است و به دلیل برخی از مشکلات مالی اکثر جوانان نمی توانند هزینه دارو های خود را تامین کنند.
وی قیمت داروها را بالا ارزیابی کرد و گفت : بعضی از داروها هستند که بعد از پرداخت دولت، مبلغی بالغ بر 100هزار یا 150 هزار تومان توسط خود بیمار باید پرداخت شود که این از عهده بسیاری از خانوده ها خارج است

هزینه بالای داروها
هاشمی میزان مصرف دارو در بیماران را متفاوت دانست و خاطر نشان کرد : مصرف دارو در برخی از بیماران روزانه ، هفتگی و یا ماهانه است و مبلغ 3 الی 4 میلیون تومان که ماهانه توسط خیرین به انجمن تحویل داده می شود که پاسخ گوی نیاز های درمانی آنها نیست.
وی عنوان کرد: این دارو ها برای بیماران حیاتی هستند و عدم دسترسی به دارو ها و استفاده نکردن منجر به فلجی آنها می شود و دولت با تعیین بودجه ای بیشتر باید انجمن را حمایت کند تا از فلجی این بیماران جلو گیری به عمل آید.
مدیر عامل انجمن حمایت از بیماران ام اس آذربایجان شرقی در ادامه تصریح کرد: توسط چند تن از خیرین 2 بار به شورای اسلامی شهر تبریز مراجعه کرده ایم و مکانی را درخواست کرده ایم تا به این بیماران اختصاص داده شود تا فعالیت های فرهنگی و اجتماعی خود را آغاز کنند که قرار بود زمینی توسط شهرداری در اختیار این بیماران قرار داده شود تا آنان به ورزش روی آورند و نشاط و شادی را تجربه کنند که متاسفانه تا کنون اقداماتی صورت نگرفته است.
هاشمی ضمن تشکراز حمایت های معاون دارویی دانشگاه علوم پزشکی تبریز اظهار داشت :برخی از دارو های ایرانی مثل سینوکس رایگان هستند و انتظار داریم داروی رسی ژن که یک داروی ایرانی است و اکثر بیماران از ان استفاده می کنند رایگان در اختیار این افراد قرار گیرد.
وی اضافه کرد: چندین بار از معاون دارویی درخواست کرده ایم تا هر بیمار در شهرستان مربوطه خود مراحل درمان خود را طی کند ولی تا کنون این درخواست ما بی پاسخ مانده است.
هاشمی بیماری ام اس را یکی از بیماری های ناشناخته خواند و افزود : از صدا سیما و تمام رسانه ها خواهشمندیم در خصوص این بیماری و راه های پیشگیری به کمک انجمن حمایت از ام اس ها بشتابند و خانواده ها روحیه خود را از دست ندهند و با روحیه شاد به زندگی خود ادامه دهند



نبرد با قله های بالای هشت هزار متر جهان

 

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

ناگفته های عظیم قیچی ساز، کوهنورد رکورددار جهان

 
 

نبرد با قله های بالای 8000 متر جهان

نصر نیوز: عظیم قیچی ساز از جمله کوهنوردانی است که نام اش در زمره رکوردشکنان جهان ثبت شده است وی فرزند ایران است و از دیار آذربایجان. صعود اخیر او به قله کانچن چونگا به ارتفاع 8 هزار و 586 متر به عنوان سومین قله مرتفع جهان از افتخارات بزرگی است که او را شهره عام و خاص کرد، این کوهنورد جوان معتقد است که یک کوهنورد برای فتح قله ها به نبرد با کوه ها می رود و برای شکست قله ها باید بر احساسات خود غلبه کند.

قیچی ساز می گوید:  زمانی که همنوردی جلوی چشمان تو جانش را از دست می دهد خاطرات بدی را در ذهنت به یادگار می گذارد که بعد از گذشت سال ها همچنان آن خاطره تلخ از ذهنت بیرون نمی رود .
قیچی ساز که نام اش با فتح قله های بالای 8 هزار متر در جهان هم آوا شده است، ناگفته های فراوانی دارد، در گفت و گویی کوتاه با وی پای سخنانش نشستیم:
***
آقای قیچی ساز ، درباره زندگی خودتان بگوئید، رکورددار فتح قله های بالای 8 هزار متر جهان چه سرگذشتی داشته است؟
به نام خدا. من متولد 1360زادگاهم استان آذربایجان شرقی است.در یک خانوده متوسط و 8 نفری بزرگ شده ام، 5 بردار و یک خواهر هستیم که من فرزند کوچک خانواده محسوب می شوم، به غیر از من سایر اعضای خانواده روحیه ورزشکاری ندارند و زندگی نرمال خود را دنبال می کنند. در حال حاضر نیز دانشجوی تربیت بدنی دانشگاه تبریز هستم و در حال ادامه تحصیل ، همین!

منظورتان از اینکه سایر اعضای خانواده زندگی نرمالی دارند ولی شما نه چیست؟
خوب آنها وضعیت زندگی شان مشخص است اما من و سایر کسانی که به این رشته روی آورده اند با مشکلاتی مواجه هستیم. صعود هر قله ،ماهها طول می کشد در صعود اخیرم 5 ماهی بود که دور از زادگاهم بودم و این موضوع نه تنها برای من بلکه برای سایر همکاران نیز ناراحت کننده و غیر نرمال است.

آقای قیچی ساز از بین این همه رشته های ورزشی چرا کوه نوردی را انتخاب کردید؟
من قبل از کوه پیمایی در حد حرفه ای دوچرخه سواری می کردم اما بعد ها به دلیل علاقه وافری که به کوه پیمایی و کوه نوردی داشتم با تشویق های دوستانم کوه پیمایی در کوه های استان را شروع کردیم تا اینکه در سال 80 من این رشته را به صورت حرفه ای آغاز کردم.

آیا در بدو شروع به فعالیت حرفه ای در این رشته امکانات و تجهیزات کامل را داشتید؟
خوب من از امکانات صفر شروع کردم در حالی که نیاز فراوان به وسایل کوه نوردی داشتم، از طرفی تامین تجهیزات کوه نوردی به دلیل گرانی از عهده خانوده ام خارج بود ولی با این وجود مجبور بودم این وسایل را تامین کنم حتی شده از لباس های دسته دوم استفاده می کردم تا از مسابقات و اردوها دور نباشم.

مگر هزینه تهیه تجهیزات چقدر است؟
خوب خیلی زیاد اولین ورزشی است که با 10 میلیون تومان نمی شود تمام وسایل را تامین کرد . مثلا یک شلوار بادی مختص کوهنوردی 500 هزار تومان و همچنین برای خرید یک جفت کفش کوهنوردی باید بیشتر از یک میلیون تومان هزینه خرج کنی که این هزینه های گزاف از عهده خانوده های متوسط و ضعیف خارج است.

لطفا در ارتباط با اولین قله ای که صعود کردید و اولین همنورد خود بگوئید؟
خارج از کشور قله ماربل وال در قالب تیم امید جوانان کشور قزاقستان به ارتفاع 6 هزار و 400 متر که اولین همنورد ایرانی من هم مرحوم شاپور رنجبر دوست بودند.

آقای قیچی ساز اگر امکان دارد در رابطه با برنامه های شاخص و صعود های خود بگوئید؟
سال 81 قله ماربل وال در کشور قزاقستان به ارتفاع 6400 متر، سال 82 قله گاشربروم 1 در پاکستان به ارتفاع 7400 متر، سال 83 قله اسپانتیک و دیران پیک به ارتفاع 7027 و 7200 در کشور پاکستان، سال 84 قله اورست در کشور نپال به ارتفاع 8848 مترف سال 85 قله نوشاق به ابرتفاع 7492 متر در کشور افغانستان، سال 87 قله برودپیک در کشور پاکستان به ارتفاع 8048 متر،سال 88 قله پویدا به ارتفاع 7495 متر در کشور قرقیزستان، بهار 89 قله دائولاگیری در کشور نپال به ارتفاع 8167 متر، تابستان 89 قله نانگاپاربات در کشور پاکستان به ارتفاع 8125 متر، بهار 90 قله کانچن چونگا به ارتفاع 8586 متر در کشور نپال، تابستان 90 قله کاسربروم 2 در کشور پاکستان به ارتفاع 8035 متر و در نهایت تابستان 90 قله گاشربروم 1 به ارتفاع 8086 متر در کشور پاکستان ماحصل فعالیت حرفه ای من در این رشته ورزشی بوده است.
 
بعد از فتح 7 قله بالای 8هزار متری نوبت به صعود کدام قله می رسد؟
آرزو دارم که این 14 قله بالای 8 هزار متری را صعود کنم در جهان تقریبا کمتر از 25 نفر توانسته اند تمام قله های بالای 8 هزار متری را فتح کنند و برای کشور خود افتخارا تی کسب کنند و من هم دوست دارم این 14 قله را فتح کنم و کشور ایران را سربلند کنم این بزرگترین هدف و آرزوی من است و بعد از فتح این 14 قله کمی به خود استراحت می دهم چرا که هیچ ورزشکاری تا کنون نتوانسته همیشه در اوج بماند آن موقع نوبت را به سایر کوهنوردان می دهم.
در باره برنامه بعدی الان نمی توانم چیزی بگویم چون هنوز 6 ماه باقی است و برنامه ریزی نکرده ام و به احتمال قوی هشتمین قله ، بعد از صعود اعلام می شود و کسی قبل از صعود نخواهد فهمید که عظیم قیچی ساز قصد صعود به کدام قله را دارد!

آقای قیچی ساز  لحن حرف زدن تان نکته تلخی را نمایان می سازد و آن خستگی است که انگار فعالیت در این رشته موجب آن شده است، می خواهید این رشته را کنار بگذارید آیا درست حدس زده ام؟
نه این طور نیست تازمانی که تمام 14 قله بالای 8 هزار متری را فتح نکرده ام خسته نخواهم شد . اما برای انسان هم زندگی لازم است من تقریبا 6 ماه در خارج کشور و باقی را در زادگاهم به سر می برم از طرفی شهرداری تنها می تواند هزینه های سفرم را تقبل کند که آن هم لطف بزرگی است که د رحق من می شود و من برای گذارن زندگی 6 ماه در زادگاهم به احتیاجاتی نیاز دارم که تامین آنها وظیه خودم است.
 معمولا کسانی که در رشته دوچرخه سواری فوتبال یا سایر رشته های ورزشی فعالیت می کنند از طریق این شغل درآمد خوبی دارند اما ما کوهنوردان نمی توانیم احتیاجات خود را تامین کنیم.
تصمیم گرفته ام بعد از صعود تمام قله و کسب افتخار برای کشور ایران تب کوه نوردی را پایین آورم.

اکثر کوهنوردان معتقدند که اورست قله پولدار هاست شما هم با سخنان آنان موافق هستید؟
ببینید! اورست بام جهان است افراد زیادی از پیر و جوان اسم اورست را شنیده اند خوب با توجه به این که افراد زیادی هم به اورست صعود می کنند قله گران قیمتی است و خدماتی که ارائه می شود بالای 300 میلیون ریال است . امسال هم 2 نفر به صورت انفرادی به اورست صعود کردند که یک نفر آنها با هزینه شخصی خود و دیگری از طریق اسپانسر اقدام کرد.

آقای قیچی ساز آن چنان که اطلاع داریم اکثر صعود هایتان بدون اکسیژن انجام می شود که صعود به اورست هم یکی از آن صعود هاست چرا شما علاقه به صعود بدون اکسیژن دارید؟
ارزش صعود بدون اکسیژن در دنیا بیشتر است اکثر کوهنوردان نیز بدون اکسیژن صعود می کنند به نظر من هر چه قدر برای صعود از وسایل مصنوعی استفاده نکنید صعود با ارزشی خواهید داشت و من قدرت و توانایی این صعود ها را دارم و و دلیل خاصی برای این کارم ندارم.

در پیدا کردن اسپانسر کوهنوردان با چه مشکلاتی مواجه هستند آیا این مشکلات شامل شما هم می شود؟
خوب پیدا کردن اسپانسر کمی دشوار است باید به اسپانسرت ثابت کنی که توانایی این صعود را داری و موفق هم خواهید شد که اکثر کوهنوردان با این مشکلات مواجه هستند، این عامل باعث می شود صعود های اندکی داشته باشند من هم به عنوان کوهنورد مستثنی از آنان نیستم اما شهرداری اسپانسر من است و با حمایت های شهردار کلان شهر تبریز آقای مهندس نوین من کمتر با این مشکلات مواجه هستم و حمایت های آن ها خوب است.

حمایت های فدراسیون را چگونه ارزیابی می کنید؟
قبل از 7 صعود به قله های بالای 8 هزار متری من 3 صعود در قالب تیم ملی داشتم که فدراسیون حمایت های زیادی در این زمینه کرده است اما تمام هزینه های شخصی و اسپانسر من سازمان شهرداری است و تنها فدراسیون در کارهای اداری ، مکاتبات با کشور های متقابل شورای برون مرزی و گرفتن مجوز کمک های زیادی کرده است

اولین باری که قله بالای 8 هزار متری را صعود می کردید چه احساسی داشتید و خانوده شما چه احساس داشتند؟
وقتی به خانوده گفتم که قرار است اولین قله 8 هزار متری را فتح کنم . استرس و اضطراب شدیدی داشتند و مادرم بسیار نگران بود و دائم گوشزد می کرد که از صعود این قله منصرف شوم اما خودم از تصمیمی که گرفته بودم مسرور بودم و دلم می خواست به اولین قله بالای 8 هزار متری صعود کنم.
اولین قله بالای 8 هزار متری در قالب تیم بانوان با شعار اولین زن مسلمان بود که در این صعود خانم فرخنده سابق و لاله کشاورز صعود داشتند که این صعود در سال 84 اتفاق افتاد.

اکنون نظر خانوده شما به خصوص مادرتان در زمینه کوهنوردی و صعود قله های بالای 8 هزار متری چیست؟
کوهنوردی یک رشته بسیار خطر ناکی است و نباید در این رشته ریسک کرد. هر بار که حادثه ناگواری برای همکاران رخ می دهد مادرم دوباره بیش از پیش نگران می شود و دوست دارد هر چه سریع تر این ورزش را کنار بگذارم اما علاقه من به کوه نوردی باعث می شود به رشته مورد علاقه خود ادامه دهم. اخیرا هم فوت لیلا اسفندیاری حادثه ناگوری بود که کوهنوردان کشور را داغدار کرد.

آقای قیچی ساز در لابه لای سخنان خود به لیلا اسفندیاری اشاره کردید. ظاهر در صعود قله نانگاپاربات در خصوص صعود شما و ایشان شبهه هایی وجود داشت که شما می گفتید این قله را من فتح کردم و ایشان می گفتند قبل از شما توسط ما فتح شده است آیا این شبهه رفع شد؟
این صعود یکی از پرحاشیه ترین صعود بود من منکر این نشدم که خانم اسفندیاری با اعضای تیم خود این قله فتح نکرده اند.
خانم اسفندیاری به همراه 5 نفر از آقایان به عنوان تیم در قالب تیم 6 نفری در سال 87 یا 88 صعود کردند . فدراسیون که به عنوان مرجع محسوب می شود عکسی که توسط این گروه انداخته شده بود را رد می کند ظاهرا آنها از پاکستان حکمی هم گرفته بودند اما فدارسیون به این حکم نیز اعتماد نکرد و و این باعث شد که افکار عمومی حرف آنان را رد کند .در بالای قله یک نبش آلومینویومی وجود دارد که ظاهر این میله یا نبش در عکس آنها دیده نمی شد. اما من با عکسی که انداخته بودم ثابت کردم که این قله را فتح کردم.

شاید شرایط و جو هوا یکی از عاملی بود که عکس آنها واضح نیفتاده بود؟
نه این طور هم نیست . خوب وقتی تصویر یک انسان ظاهر می شود حتما باید اشیا و چیز هایی که دور و بر او هم هست به وضوح دیده شود . خوب مثلا یک معیار دیگری هم هست فرض کنید یک نفر به سبلان صعود می کند و می گوید در عرض یک ساعت من توانستم صعود کنم اما خوب علاوه بر او چند نفری هم به کوه سبلان صعود کرده اند و می دانند که صعود به این قله بیشتر از یک ساعت است.

به نظر شما یک کوهنورد برای اینکه بتواند با موفقیت قله ای را فتح کند و سلامتی خود را نیز حفظ کند باید به چه نکاتی توجه داشته باشد؟
کوهنوردی که قصد صعود و فتح دارد و از طرفی دلش می خواهد به سلامتی به زادگاه خود برگردد، باید توجه داشته باشد که قدرت بدنی خود را باید به 4 قسمت تقسیم کند. 50 درصد آن برای صعود و 25 درصد برای فرود و 25 درصد دیگر باید به عنوان ذخیره باشد تا در اتفاقات غیرمترقبه و پیش بینی نشده استفاده کند و یک کوهنورد نباید بیشتر از توانایی خود از قدرت بدنی خود کار بکشد چرا که خطر همیشه بیخ گوش کوهنوردان است!

آقای قیچی ساز در صعود های خود حتما خاطره خوب و بد فراوانی در ذهن شما حک شده است به آنها اشاره می کنید؟
خاطره خوب من همین صعود قله کانچن چونگا سومین قله مرتفع است که اولین بار در ایران در بهار 90 توانستم صعود شیرینی را داشته باشم که بدون اکسیژن صورت گرفت.
اما خاطره بد من مربوط به از دست دادن جان همکارانم از جمله محمد اوراز و خانم لیلا اسفندیاری است که کنار هم کوه نوردی می کردیم که یک دفع جلوی چشمان دیدم به پایین سر می خورد . صحنه دلخراشی بود و هر موقع که یکی از همنورد های ما به پایین پرت می شود می دانیم که جانش را از دست داده است.

وقتی صحنه فوت مرحومه اسفندیاری را دیدید چه حسی به شما دست داد؟
از اینکه یکی دیگر از همنورد ها و دوستان خود را از دست می دادم بسیار متاسف بودم اما کوه جایی نیست که تسلیم احساسات شوید وقتی احساسی عمل کنید مجبورید همسفر او شوید و نمی شود با احساساتت بازی کرد کوه میدان جنگ است و تو با قله کوه در حال نبرد هستی تا اینکه به اوج قله برسی اگر بر احساس خود غلبه نکنی کوه تو را شکست خواهد داد.

ورزش کوه نوردی یک ورزش سخت و در عین حال پر ریسکی است تا حالا شده خودتان را در دو قدمی مرگ احساس کنید ؟
همانطور که گفتید کوهنوردی یکی از خطرناک ترین رشته هاست و من هم ریسک پذیر نیستم و ریسک نمی کنم چون می دانم که با یک ریسک کردن جان خود را از دست خواهم داد اما یک بار در قله نانگاپاربات یک ریسک بزرگی کردم که کم مانده بود از شدت خستگی جانم را از دست بدهم.
من همیشه به دوستانم می گویم که نباید از دیگران انتظار و توقع کمک داشته باشیم اما یک بار این انتظار را از یکی از دوستانم داشتم که دیگر این کار را تکرار نخواهم کرد. من به خاطر این ریسک 4 روز بدون غذا و آب و چادر ماندم و استراحت کافی نداشتم. با این که مجهز بودم اما شرایط طوری شد که ما مجبور شدیم 2 الی 3 نفری در یک چادر به سر بریم و از طرف دیگر من با دو نفر از نپالی ها در یک چادر بودم که غذای آنها با ما متفاوت بود و این صعود فشار بیشتری بر من وارد ساخت.
خوب همیشه در تمام ماموریت ها بعد از صعود حالت خستگی به انسان دست می دهد و بعد از صعود نیاز به استراحت داریم و شاید بار ها اکثر ما گفته باشیم که دیگر ادامه نخواهیم داد اما با توجه به علاقه و نیازی که به سفر داریم دوباره به سمت دنیای عمودی پیش می رویم.

آقای قیچی ساز شما یک جایگاه فراملی دارید آیا در شان شما تجلیل به عمل آمده است؟
من هیچ وقت از کسی انتظار نداشته و ندارم تجلیل های بسیاری که در شان من باشد شده است اما تجلیل ها از این بهتر هم می توانست باشد.

فدراسیون سنگ نوردی با کوه نوردی مجزا نیستند و اکثر سنگنوردان شکوه می کنند که تمام بودجه این ورزش اختصاص به کوهنوردی دارد آیا شما با این گفته ها موافق هستید؟
در مورد اختصاص بودجه به این دو رشته نمی توانم اظهار نظر بکنم اما به نظر من در عرض دو سه سال این عزیزان توانسته اند جایگاه خوبی را به خود اختصاص دهد و همانطوری که من در روزنامه ها خوانده ام در سال 2020 سنگ نوردی رشته المپیکی خواهد شد و به احتمال قوی سنگ نوری داخل سالن یک فدارسیون جدا خواهد شد و من هم با مجزا شدن این دو رشته موافق هستم اما اعتقاد دارم که سنگنوری طبیعت جزو رشته های کوهنوری است و نباید از کوهنوری جدا شود.

و اما سخن آخر...
چیز خاصی به ذهنم نمی رسد در این جا از تمام رسانه ها به خصوص شما کمال تشکر را دارم که در هیچ برهه ای از زمان ما ورزشکاران را فراموش نمی کنید. و جا دارد در این جا از زحمات فدراسیون کوهنوردی و شهرداری تبریز به خصوص مهندس نوین تشکر کنم که همیشه پشتیبان وحامی من بوده اند.



قلب تالاسمی ها با یاد تو می تپد

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

 

قلب تالاسمی ها با یاد آوری مهر و محبت تو می تپد

من یک تالاسمی هستم ، من و امثال من در کنار شما عزیزان زندگی می کنیم و عضوی از جامعه می باشیم من هیچ نقشی در تولد خودم نداشتم همان طور که شما هیچ نقشی در تولد خود نداشتید . ولی من به دنبا آمده ام چه بخواهم و چه نخواهم وارد دنیای شما آدمیان شدم . دنیایی که آن را در سوزن و آمپول معنا کردم دنیایی که فقط درد و رنج را برایم هدیه کرد دنیایی که تالاسمی را همراه همیشگی ام کرد و از من خواست که با او همسفر باشم .آری من در تولد خود نقشی نداشته ام و اکنون می خواهم زندگی کنم . من برای زندگی کردن نیاز به خون و دسفرال دارم

جملات بالا نجواهای یک تالاسمی است که سالهاست تشنگی بر رگ های خشکیده اش رخنه کرده است ،قلبش خسته و نا آرام است و از تو بنده ی لایق خدا می خواهد با قطره ای از خون خود، منجی حیاتش باشی تا بالی به پرواز بگشاید و امید به زندگی را باور کند .

زیبایی زندگی افراد مبتلا به تالاسمی، از قطرات سرخ خون من و تو می باشد پس بیاید با خلوص نیت خنده و شاد بودن را بر لبان همنوعان خود هدیه دهیم .

افتخار می کنم که تالاسمی استان آذربایجان شرقی هستم

فاطمه حرف های زیادی برای گفتن دارد تا کنون مشکلات خود و دوستانش را به گوش مسئولین رسانده است اما باز خواسته ها و نیاز هایش بی پاسخ مانده است .

وی می گوید : با اینکه ارگان های دولتی تالاسمی ها را فراموش کرده اند، اما افتخار می کنم که در استان آذربایجان شرقی یک تالاسمی هستم چرا که با اهدای خون مردم غیور آذربایجان شرقی ،خانواده ام می توانند صدای تپش های قلبم را بشنوند.

فاطمه با اشاره به این که جامعه نتوانسته تالاسمی ها را قبول کند می افزاید : استعداد های ما تالاسمی ها توسط اکثر مسئولین نادیده گرفته شده و این عامل افزایش بیکاری در بین افراد مبتلا به تالاسمی را همراه داشته است.

وی تصریح می کند :هیچ کس حاضر نیست مشکلات اشتغال تالاسمی ها را جبران کند و کسانی که اکنون در جایی مشغولند از ترس کنار گذاشته شدن ،بیماری خود را مخفی می کنند.

فاطمه بغش را می شکند و اضافه می کند : هزینه های درمان آنقدر سنگین است که بچه ها برای تامین هزینه های خود حاضرند شغلی داشته باشند تا کمتر به خانواده خود فشار آورند اما مسئولین حاضر نیستند آنها را به کاری بگمارند.

این دختر مبتلا به تالاسمی خاطر نشان می کند : برای جلوگیری از افزایش آهن در رگ هایمان مجبور هستیم روزانه با تزریق دسفرال به مدت 8 ساعت رنج و سختی را تحمل کنیم تا اینکه صدای نفس هایم را بشنویم .

فاطمه خبر از داروی خوراکی اکس جید در کشور می دهد و تصریح می کند : در شهر اولین ها ، شهر مذهبی ، شهر افتخار آفرین ها و... مجبور هستیم درد آمپول را تحمل کنیم چرا که هزینه خرید این دارو را نداریم و دولت حاضر نیست با قیمت کمتر در اختیار ما قرار دهد.

مردم در ماه مبارک رمضان ما را تنها نگذارند

وی تن صدایش را پایین می آورد و در ادامه می گوید : نفس های ما بستگی به خونی دارد که توسط شهروندان به رگ های ما تزریق می شود اما متاسفانه اهدای خون در ماه مبارک رمضان کاهش می یابد و بر دلهره ها و استرس های ما تالاسمی ها و خانوده هایمان افزوده می شود.

فاطمه در پایان سخنانش می افزاید : دوست داشتم کسی که خونش را هر ماه به من هدیه می دهد و تعداد ضربان قلبم را بیشتر می کند می دیدم و از طرف تمامی تالاسمی ها دست مبارکش را می بوسیدم .

70 درصد خاطرات بد در ذهنم حک شده است

زهرا فرجی مسئول هیئت مدیره انجمن تالاسمی استان آذربایجان شرقی می گوید: وقتی خواسته ها و نیاز های افراد مبتلا به تالاسمی را نمی توانم برآورده کنم ، خواسته ها و چهره های آنها به عنوان خاطره ای ناخوشایند در دفتر خاطراتم ثبت می شود.

فرجی می افزاید : 70 درصد خاطرات من ، خاطر ناخوشایند می باشد و تنها زمانی تبدیل به خاطره خوش خواهند شد که دیگر هیچ تالاسمی از کمبود هایش با من دردو دل نکند.

وی تعداد افراد مبتلا به تالاسمی در استان آذربایجان شرقی را 154 نفر و سهم شهر تبریز را 90 نفر اعلام می کند و اظهار می دارد : 2 نفر از افراد مبتلا به تالاسمی به بیماری هپاتیت نیز مبتلاشده اند.

مسئول هیئت مدیره انجمن تالاسمی علت مبتلا شدن تالاسمی ها به هپاتیت را تزریق خون آلوده یا تجمع و افزایش آهن در خون افراد می داند.

وی حمایت های دولت و دانشکده علوم پزشکی برای مبتلایان به تالاسمی را خیلی ضعیف ارزیابی می کند و می گوید: از سال 84 انجمن تالاسمی تبریز ،با همکاری چند تن از افراد مبتلا به تالاسمی و والدین آنها تاسیس و مجوز فعالیت کسب نموده که به عنوان یک مجموعه غیر دولتی بوده و فعالیتش از طریق مشارکت های مردمی می باشد .

فرجی در ارتباط با مشارکت های مردمی تصریح می کند : مشارکت های مردمی به دلیل تشکیل انجمن های مختلف و نهاد ها و امور خیریه نسبت به سال گذشته کاهش یافته و تشخیص این که کدام انجمن در اولویت قرار گرفته برای مردم دشوار شده است .

وی اهداف تاسیس انجمن تالاسمی تبریز را افزایش آگاهی و اطلاع رسانی در پیشگیری از تولد تالاسمی ، ایجاد ارتباط موثر و سازنده با سازمان های دولتی و غیر دولتی ، ارائه راه کار های مناسب جهت انگیزه و امید برای حضور چنین افرادی در جامعه ، حمایت های مالی و معنوی ، پیشنهاد رفع موانع اجتماعی و معیشتی افراد تالاسمی و ... بیان می کند.

مسئول هئیت مدیره انجمن تالاسمی استان آذربایجان شرقی تاکید می کند : بیکاری ،عدم پذیرش ، درک تالاسمی ها در جامعه از جمله مشکلاتی است که رو به روز بر این افراد فشار وارد می آورد و باعث تضعیف اعتماد به نفس این افراد می شود.

فرجی در ادامه اضافه می کند : برای پائین آوردن آمار تالاسمی این بیماری را ترسناک جلوه داده اند اما اگر شناسایی و اطلاع رسانی دقیق و به موقع صورت گیرد هم آمار پایین خواهد آمد و هم از احساس بیگانگی تالاسمی ها کاسته خواهد شد.

فضای بیمارستان کودکان برای  تالاسمی ها خوشایند نیست

وی در ادامه می گوید: عدم آگاهی مردم از بیماری تالاسمی باعث شده که مردم دید ی ترحم آمیز به چنین افرادی داشته باشند در صورتی که این افراد  همانند مردم عادی از استعداد های بالایی برخوردار هستند که متاسفانه جامعه هنوز توانایی آنها را نادیده می گیرد.

فرجی از وضعیت نامناسب بیمارستان ها گله مند می کند و اظهار می دارد : افراد تالاسمی استان در رده های سنی مختلفی قرار دارند که متاسفانه اکثر بیماران تالاسمی از خدمات بیمارستان کودکان که فضای بیمارستان برای آنان مناسب نیست استفاده می کنند .

این مسئول هئیت مدیره انجمن تالاسمی اشک هایس را لابه لای پلک هایش پنهان می کند و می گوید : " تالاسمی ها دوست ندارند در تخت های بیمارستان کودکان 8 ساعت دراز بکشند وآمپول دسفرال را به صورت زیر جلدی و وریدی تزریق کنند ".تالاسمی ها تا کی باید درد ناشی از آمپول را تحمل کنند"

وی تصریح می کند : داروی خوراکی اکس جید تنها دارو یی است که دلهره ،رنج ها و درد های ناشی از آمپول را برای مبتلایان به تالاسمی تسهیل می بخشد اما به دلیل گرانی این داروها ، دسترسی به اکس جید برای تالاسمی های استان آذربایجان شرقی امکان پذیر نیست .

فرجی می افزاید تنها درمان قطعی مبتلایان به تالاسمی از طریق پیوند مغز استخوان است که این پیوند نیز هزینه های سرسام آوری دارد و قشر پایین جامعه نمی توانند از عهده این هزینه های گزاف برآید.

مسئول هئیت مدیره انجمن تالاسمی می گوید : اکنون که هیچ کدام از تالاسمی ها نمی توانند هزینه های درمان قطعی را فراهم کنند مجبورند درد ها ی ناشی از آمپول دسفرال را تحمل کنند اما اگر خون هم به آنها نرسد ....

وی حرفش را ناتمام می گذارد و ادامه می دهد : خون تنها چیزی است که این افراد به ان نیاز دارند و با رسیدن ماه مبارک رمضان اهدای خون کاهش پیدا خواهد شد و مشکلات تالاسمی ها دو چندان می شود.

فرجی می افزاید: بیشتر مردم اهدای خون را به شب احیای موکول می کنند در صورتی که بیماران تالاسمی نمی توانند تا شب احیا منتظر دریافت خون باشند.

وی اظهار می کند : تالاسمی هایی در استان وجود دارند که ماهانه دو بار باید خون تزریق شود و مردم باید در ماه مبارک رمضان تالاسمی ها را تنها نگذارند و تپش های قلبشان را خاموش نکنند.

مسئول هیئت مدیره انجمن تالاسمی استان آذربایجان شرقی تصریح می کند: عدم دیر رسیدن خون به تالاسمی ها باعث می شود که تا حدودی تغییراتی در چهره آنها به وجود آید و از مردم خواهش می کنیم که با عصاره وجود خود به موقع خون را به تک تک تالاسمی ها هدیه دهند.

آن طور که شواهد نشان می دهد روز به روز بر مشکلات این عزیزان افزوده می شود و دولت که وظیفه تامین نیاز های بیمارن را دارد از نظر تالاسمی ها چندان موفقیت هایی  چندانی را از خود به یادگار نگذاشته است . اکثر تالاسمی ها می گوید تحت پوشش بیمه های درمانی قرار گرفته ایم اما تعرفه دارو ها افزایش یافته و برخی از دارو ها تحت پوشش بیمه های درمانی قرار نمی گیرد و مجبوریم از خرید دارو ها منصرف شویم .

بیماران نیازمند به خون مشکلاتی دارند که تنها بهچند  درصد این مشکلات اشاره  شده است . مشکلاتی دارند که همه ما بخصوص مسئولین می دانیم و دم نمی زنیم .

 

 



هندی ها شیفته مد و لباس خانم وزیر

 

نوع مطلب :سیاسی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

در هند حتی فعالان مد و لباس که اصولاً به سیاست علاقه ای ندارند ،پیگیر این رویداد دیپلماتیک شدند و فارغ از اختلافات سیاسی و انتقادات احزاب مخالف، حنا را در کنار "میشل اوباما" و "کارلا برونی" یک خوش پوش دانستند.
سفر اخیر اولین وزیر خارجه زن پاکستان به هند با حاشیه هایی همراه بود.

به گزارش
عصر ایران ، روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن در گزارشی نوشت:گرچه دیدار اخیر وزیران خارجه پاکستان و هند با نتایج مهمی که در عناوین نخست  مطبوعات جای بگیرند همراه نبود اما حاشیه های این دیدار بازتاب زیادی در مطبوعات هند داشت.

"حنا ربانی" که به تازگی به عنوان وزیر خارجه پاکستان معرفی شده اولین وزیر خارجه زن و با 34 سال سن کم سن ترین وزیر خارجه این کشور است.

در این گزارش آمده است: به محض پیاده شدن کم سن ترین و نخستین وزیر خارجه زن پاکستان از پلکان هواپیما ، گردنبدهای مروارید و عینک های «روبرتو كاوالی» و کیف های «بیركنز» او، تحسین هندی ها را برانگیخت!

همین تعجب و تحسین در نخستین دیدار وزیر خارجه زن پاکستان با همتای هندی او در دهلی نو نیز همراه بود.

مطبوعات هندی در وصف زیبایی های حنا ربانی نوشته اند:او تصویر تمامی وزیران خارجه قبلی پاکستان را تغییر داده است. پیراهن و شلوار حنا با گوشواره ها و گردنبد مرواریدی و عینک مارکدار او  "ست" بودند؛ عینکی که نیمی از صورت حنا را می پوشاند.

مطبوعات هندی که گویا مهم ترین موضوع سفر ربانی ، لباس و مد او بوده ، نوشتند: در روز دوم اما رنگ لباس حنا درخشان تر بود ، او لباسی به رنگ سفید و کرم پوشیده بود تا عمق اختلاف میان حنا 34 ساله و همتای سالخورده هندی اش " اس ام کریشنا" عیان تر شود!

وزیر خارجه هند در این دیدار کروات بنفش رنگ و لباسی آبی رنگ پوشیده بود.

وزیر خارجه پاکستان باعث شد در هند همه درباره نحوه لباس پوشیدن او صحبت کنند و بگویند که حنا بیش از مهارت های دیپلماتیک و سیاسی ، در لباس پوشیدن و خوش پوش بودن ماهر است.

در هند حتی فعالان مد و لباس که اصولاً به سیاست علاقه ای ندارند  ،پیگیر این رویداد دیپلماتیک شدند و فارغ از اختلافات سیاسی و انتقادات احزاب مخالف، حنا را در کنار "میشل اوباما" و "کارلا برونی" یک خوش پوش دانستند.

مراکز فعال در زمینه مد و لباس و حتی تویتر درباره خوش پوشی و لباس خانم وزیر شروع به صحت کردند.

یک طراح لباس در این باره می گوید:لباس های حنا را دوست دارم زیرا به دور از زرق و برق هستند. این شیوه لباس پوشیدن کاملا ما را به یاد پاکستان می اندازد و با لباس معمول دیگران فرق دارد.

خانم هیمانشو بارمیکا از فعالان مد و لباس در هند در این باره در توئیتر می نویسد: حنا ربانی به یکی از افراد مورد پیگیری طراحان لباس و مد در هند تبدیل شده است.

انتخاب رنگ ها و مدها توسط حنا باعث شد تا او خوش پوش و زنده دیده شود. البته کفش نیمه باز این وزیر خارجه تنها استثنای این وزیر خارجه "باوقار" پاکستان بود. او در تمامی مدت سفر از این کفش استفاده کرد.

مهارت های اجتماعی وزیر خارجه پاکستان نیز مورد علاقه هندی ها  قرار گرفت. او از خوراک میگو و کباب و بریانی که در مهمانی برای او در سفر به هند تدارک شده بود بسیار تعریف کرد
.


وزیر خارجه پاکستان در هنگام ورود به فرودگاه دهلی نو

دیدار وزیران خارجه پاکستان و هند در دهلی نو

دیدار وزیران خارجه پاکستان و آمریکا



کودکان بزرگ اندیش از آرزو هایشان گفتند

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

کودکان بزرگ اندیش ،از آرزو هایشان گفتند

    نصر نیوز: اختتامیه ششمین جشنواره سراسری دست های کوچک دعا ، در حالی برگزار شد که کودکان 4 تا 12 ساله از آرزو هایشان گفتند و اشک را از چشمان تک تک میهمانان جاری کردند.

خدایا به پرندگان لانه بده و از دست شکارچیان نجاتشان بده چون پوست نازکی دارند و اگر تیر به آنها بخورد ، خون از پرهایشان جاری می شود.
خدایا مداد ها را از دست مردم نجات بده ، چون اگر به دست انسان ها برسد یا کوچک می شوند و یا گم شده و یا در سطل اشغال ریخته می شوند.
خدایا چراغ ها را نجات بده ، چون بچه ها آنقدر چراغ ها را روشن و خاموش می کنند که عاقبت چراغ ها می سوزند و همه جا تاریک می شود و بچه های کوچولو از تاریکی می ترسند و گریه می کنند.
خدایا ماژیک ها را از دست انسان ها تجات بده چون اگر دست انسان ها برسد نوکشان را خراب می کنند ، نوکشان را به میز می کشند و با ماژیک روی میز می نویسند و عاقبت میز ها کثیف می شود.
اینها آرزو های کودکی 9 ساله از شیراز است که در اختتامیه ششمین دوره دست های کوچک دعا با همان لحن شیرین و دوست داشتنی خنده را بر لبان حضار نشاند.
اینجا 25 هزار و 220 دست پاک و بی آلایش نردبانی شده و به اوج آسمان کشیده شده اند تا آرزوهای خود را موقع تحویل سال به گوش خدایشان برسانند.

ینجا یکی تو را خدا می نامد، یکی خالق ، یکی پروردگار ، یکی رب ، یکی نور و دیگری رفیق می نامد. هر چه که بنامند همه یک رنگ و یک دل اند  و به بزرگی و جلال و حکمت تو ایمان آورده اند.
زهرا دست هایش را به آسمان می برد و می گوید : خدایا پارسال در جشنواره دست های کوچک دعا مادرم و کسانی روی نیمکت ها نشسته بودند گریه می کردند و من خوب می دانستم که نامه های کودکان ،مادرم را به گریه وا داشته است . پس خدایا آرزو می کنم : امسال نامه ها و آرزوهای کودکان خنده دار  باشد و همه را بخنداند. خدایا آرزو می کنم رئیس دفتر جشنواره دست های کوچک  دعا باشم و به همه بچه هایی که برنده نشده اند جایزه بدهم.
چه زود آرزوی دختر 11 ساله برآورده می شود و چه زود ریاست افتخاری ششمین جشنواره دست های کوچک دعا می شود و به هم سن و سال های خود هدیه ای می دهد.
اینجا کودکان گاهی خنده را بر لبانت جاری می کنند و گاهی اشک را از چشمانت سرازیر می کنند و گاهی تو را به فکر فرو می برند تا آرزو ها و خاطرات کودکی ات چند لحظه ای مرور کنی .
ساغر تکه کاغذی که چندین بار تا زده را از جیب شلوارش در می آورد و پس از باز کردن تای نامه ،چشمانش را به آسمان می دوزد و می گوید : خدایا وقتی بچه بودم پدربزرگ نام تو را یادم داد ! خدایا متوجه می شوی می خواهم در مورد  چه  با تو صحبت کنم ! خدایا تو بزرگترین دوست من یعنی پدر بزرگم را از من گرفتی و من این را نمی پسندم . خدایا تو خود توانمندی پس یاد پدربزرگم را از ذهنم بیرون کن چون من با دیگران فرق دارم .
محدثه کودک هفت ساله فضای سالن را بارانی می کند . او فقر و تنگدستی و مشکلاتش را در چند جمله بیان می کند. او می گوید : خدایا دوست دارم به مشهد بروم اما پدرم به مردم و بانک ها قرض دارد ، نمی توانیم برویم خودت پدرم را یاری کن تا قرض هایش را بدهد تا شرمنده امام رضا نشود .

خدایا یاری کن ،پدرم سیگار را ترک کند تا وقتی به خانه می آید برای ما پفک بخرد نه سیگار ، خدایا پدرم موقع تحویل سال 2 تا از اقساط بانکی اش را داده کمک کن تمام اقساطش را بدهد و ما به مشهد برویم .
آرزوی محدثه هم توسط یکی از فرشتگان روی زمین برآورده می شود و عازم مشهد خواهد شد.
زهرای 9 ساله نیز در مغز کوچک خود به فکر کودکان بی سرپرست است و آرزو می کند خانه ای شکلاتی با عروسک های زیادی داشته باشد تا کودکان بی سرپرست را در خانه ی شکلاتی خود جای دهد و عروسک ها را به آنها هدیه دهد.
سما عاشق شیر و خرماست این را می شود از آرزویی که داشته فهمید : او در ششمین جشنواره دست های کوچک دعا می نویسد: خدایا آرزو می کنم وقتی در مدرسه به ما شیر می دهند در کنارش خرما هم بدهند چرا که شیر بدون خرما بی مزه است .
کوچک ترین کودک بزرگ اندیش ما 4 سال بیش ندارد و به سختی کلمات را ادا می کند وقتی بالای صحنه می رود چشمش به دنبال بادکنک ها و ترکاندن آنهاست او ابتدا بادکنکی را به دست می گیرد و می گوید : خدایا بیا با اسباب بازی های من بازی کن.
بابک از شهر تبریز است و موقع تحویل سال دست هایش را به سوی آسمان می برد و  زمزمه می کند: خدایا، خدای مهربان من، ای کاش درخت انجیر ما گیلاس دهد تا وقتی گیلاس‌های درخت همسایه می رسد من نگاهشان نکنم و گیلاس های خودمان را بخورم .
لیلای اردبیلی نیز که 11 سال بیش ندارد فضای سالن را غم آلود می کند و اشک را از دیده پدران و مادران جاری می سازد.
لیلا می گوید : مادر بزرگم وقتی به کربلا می رفت چشمش پر از اشک بود دائم به مادرم می گفت مراقب دایی باشد . دایی فقط سکوت کرده بود و با چشمانش به مادر بزرگم خیره شده بود . اگر دایی هم می توانست مثل من صحبت کند حرف های زیادی برای گفتن داشت و چیز های زیادی می خواست تا مادر بزرگ از کربلا برایش بیاورد.
لیلا بغض می کند و ادامه می دهد : مادربزرگ دوست داشت دایی را با خودش به کربلا ببرد اما نشد چون دایی پاسپورت نداشت . الان چند دقیقه ای به تحویل سال نو نمانده ، دایی دست هایش را روی زانو هایش گذاشته  و سر را به آسمان برده و خوب می دانم دلش کربلا می خواهد اما او به خدمت سربازی نرفته و پاسپورت ندارد . آنها نمی دانند او نمی تواند به خدمت سربازی رود.
کودکان بزرگ اندیش چه صادقانه نوشته اند ، درد هایشان را دغدغه هایشان را و چه معصومانه تر خواسته هایشان را از خدا طلب کرده اند .
نیلوفر 12 سال بیش ندارد و آرزو می کند مادرش از دار قالی زود تر پایین آید ودر کار ها به او کمک کند . نیلوفر می گوید : خدایا قد من کوتاه است به مامان هی می گویم کفش بخر ، کفش بخر، اما او نمی خرد ، نمی خرد . خدایا یک جفت کفش پاشنه بلند لازم دارم.

نفرات برتر جشنواره چه دعایی کردند؟
ساغر و پرستو هر دو به طور مشترک سومین عنوان جشنواره دست های کوچک دعا را به خود اختصاص دادند . ساغر آنقدر دل کوچک و پاک و بی آلایشی دارد که برای دختر عمویش دست هایش را به آسمان می برد و می گوید : خدایا دختر عمویم شیما دست ندارد به او یک دست بده تا او دیگر پشت مادرش قایم نشود بغض ساغر می شکند و اشک از چشمانش جاری می شود بغض مردم را هم می شکند و بعد از چند ثانیه در ادامه می گوید : خدایا اگر هم به او دست نمی دهی به من پول بده تا او را به پزشک ببرم و دستش را درست کنم .
در حالی که اشک از چشمان ساغر جاری است می افزاید : خدایا امام زمان را زودتر ظهور کن قول می دهم خودم کفش هایش را دستمال بکشم . برایش چایی درست کنم و غذا بپزم . خدایا بیماران تالاسمی را شفا بده تا نیاز به خون نداشته باشند .
پرستو هم 12 سال دارد و ورزش مورد علاقه اش شنا است او می گوید:  پروردگارا آرزو می کنم آنقدر باران ببارد تا دریاچه ارومیه پر ازآب شود چرا که من شنا کردن را دوست دارم و می خواهم در دریاچه ارومیه شنا کنم .
پرستو آرزوی دیگرش این است که شغلش مهندسی بمب هسته ای باشد و تمام بمب هایی که انسان ها را نابود کرده است را خنثی کند.
هادی و مبینا نفرات دوم این جشنواره شدند هادی در باره آرزو یش می گوید : خدایا کمک کن درس هایم را خوب بخوانم و سر پدر و مادرم را مثل زرافه بلند کنم.
اما مبینا از این که دوستی ندارد به خدایش شکوه می کند و می افزاید : ای خدای مهربان من در کوچه و مدرسه دوستی ندارم . هیچ کس با من بازی نمی کند چون مادرم پیش تو آمده است و پدرم فقیر است یا خودت با من دوست شو یا دوستی برایم پیدا کن.
اما ایرا اسفندیاری  شش سال دارد و آرزو یش به عنوان برترین آرزو در ششمین جشنواره دست های کوچک دعا شناخته شد .
او می گوید : وقتی کوچکتر بودم و به دستشویی می رفتم شیر آب را باز می کردم و زیاد آب بازی می کردم و وقتی مامان می آمد یواشکی دستم را می شستم تا او فکر کند تنها دست های کثیف خودم را می شویم . خدایا شیطان گولم زد آیا من به جهنم می روم ؟خدایا از تو می خواهم مرا ببخشی من بچه بدی بودم نه ؟!
این ها آروز های پاک کودکانی بود که حرف هایشان برخاسته از دل بود  بس .
به گفته شهرام خدایی دبیر ششمین جشنواره سراسری دست های کوچک دعا ، امسال  25 هزار و 220 اثر از کودکان به دبیر خانه این جشنواره در تبریز  ارسال شده که از این تعداد 710 اثر به هیئت داوری ارجاع شد و بعد از بحث و مطالعه 70 اثر به عنوان اثر برتر شناخته شدند و در مرحله دوم از بین 70 اثر 25 اثر شایسته را برگزیده و به عنوان بهترین دعاهای تحویل سال از زبان کودکان شناخته شده است.
کودکی رفت به بازی ، به فراغت ، به نشاط
فارغ از نیک و بد و مرگ و حیاط
همه گفتند کنون بچه است بگذارید بخندد ، بدود
که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست
بایدش نالیدن .



جزئیاتی از قتل قوی ترین مرد ایران

 

نوع مطلب :حوادث ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

جزئیاتی از قتل قویترین مرد ایران+تصاویر

 
  نصر نیوز: تنها شاهد قتل روح‌الله داداشی جزئیاتی تازه از این حادثه اعلام كرد

به گزارش نصر نیوز به نقل از فارس،  مجید فرجی لحظاتی قبل پس از پایان مراسم ختم روح‌الله داداشی قهرمان پرورش اندام ایران و جهان در گفت‌وگویی  اظهار داشت: شب گذشته حدود ساعت 12 روح‌الله داداشی با من تماس گرفت و برای دیدار همدیگر با هم قرار گذاشتیم.
وی افزود: پس از اینكه به وی ملحق شدم در بلوار هوشیار واقع در 45 متری گلشهر كرج جهت خرید به یك سوپر ماركت مراجعه كردم. پس از خروج از این مغازه دیدم یك خودروی پراید مشكی رنگ با 3 سرنشین كه فردی در عقب آن خودرو دراز كشیده بود با داداشی درگیری لفظی پیدا كرده بود.

این شاهد عینی ادامه داد: پس از اینكه سوار بر ماشین شدیم حدود 50 متر جلوتر مجددا خودروی فوق نزدیك ماشین ما شد و با هتاكی برای مرحوم روح‌الله داداشی مزاحمت ایجاد كردند.
فرجی افزود: آنها وقتی بی‌توجهی ما را دیدند مقابل خودروی ما پیچیدند و در اینجا درگیری آغاز شد.

وی افزود: یكی از سرنشینان خودرو به طرف من حمله كرد و دو نفر دیگر با روح‌الله داداشی درگیر شدند كه در یك لحظه صدای فریاد روح‌الله را شنیدم كه گفت:‌ زد تو قلبم.
فرجی خاطرنشان كرد: در این لحظه متوجه شدم روح‌الله داداشی كه با چاقو او را مجروح كرده بودند، از سه ناحیه قلب، گردن و كتف خونریزی شدیدی دارد.



قهرمان قوی ترین مردان ایران به قتل رسید

 

نوع مطلب :حوادث ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

در درگیری با اشرار

 

 

قهرمان قویترین مردان ایران به قتل رسید+عکس

 

 

نصر نیوز: قهرمان دو دوره رقابتهای قویترین مردان ایران که سابقه حضور در مسابقات جهانی را نیز در کارنامه ورزشی اش داشت، شامگاه شنبه در درگیری با اشرار مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان درگذشت.

 

 

 

 

 

 

 

 

به گزارش نصر نیوز به نقل از مهر، روح الله داداشی قهرمان دو دوره مسابقات قوی ترین مردان ایران که سابقه حضور در چندین دوره رقابتهای قویترین مردان جهان را نیز در کارنامه ورزشی خود داشت شامگاه شنبه در منطقه غرب کرج مورد حمله افراد شرور و ناشناس قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان شهید مدنی جهانشهر کرج دار فانی را وداع گفت.

داداشی که همزمان با میلاد حضرت علی (ع) در آسایشگاه کهریزک حاضر شد و ساعاتی را در کنار سالمندان و کودکان معلول سپری کرد، هنگام مرگ 30 ساله بود. این قهرمان قویترین مردان ایران از ناحیه گلو و سینه مورد اصابت چاقو قرار گرفته بود و پس از انتقال به بیمارستان به علت شدت جراحات وارده جان به جان آفرین تقدیم کرد.

 

آخرین حضور روح الله داداشی در آسایشگاه کهریزک به مناسبت میلاد حضرت علی(ع)

نیروی انتظامی به دنبال بررسی موضوع مرگ این قهرمان ورزشی است و به محض اطلاع دقیق از جزئیات این حادثه خبرهای تکمیلی متعاقبا ارسال می شود.



طرح هایی برای زیبا سازی تبریز

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

طرح هایی برای زیباسازی تبریز+عکس

 
 

نصر نیوز: زیبایی جویی و زیبایی خواهی یکی از ویژگی های فطری انسان به شمار می رود تا جایی که مردم برای جستن زیبایی ، به سر تاسر شهرها و کشورها مسافرت می کنند و با صرف وقت و هزینه تلاش در دیدن زیبایی ها دارند. آری این زیبایی است که روحی تازه در کالبد انسان می دمد و طراوت و نشاط را به ارمغان می آورد.

 

 

 

 

 

 

 

 

گاهی وقت ها احساس می کنید باید نظاره گر زیبایی ها باشید ، گاهی وقت ها از زیبایی های شهر خود خسته می شوید و به دنبال تنوع می گردید . برای همین مجبورید کوله بار سفر را ببندید و عازم سفر شوید . چه خوب می شد هر از گاهی مسئولانی که در زمینه زیبا سازی شهر خدمات شایانی را ارائه می دهند گاهی رنگ و روی طبیعت و شهر را جلوه خاصی می بخشیدند و در خلق تنوع و ایده ها بیش از این تلاش می کردند .
تبریز کلانشهری است که در زیبایی طبیعت اش شهره عام و خاص بود ه است، باغ ها، برکه ها، کوه ها و هر آنچه از زیبایی تصور می کنید را در روزگاران نه چندان دور می توانستین به راحتی در تبریز بیابید، توسعه روزافزون زندگی شهری و افزایش بیش از اندازه جمعیت شهری موجب شد تا آن زیبایی های طبیعی جای خود را به خیابان آسفالته، کوچه های تنگ و باریک، پارک های نقلی و کوچک و غیره بدهند.
ولی آیا با ای اوصاف نباید به فکر خلق زیبایی ها بود، مدیر عامل سازمان زیباسازی شهرداری تبریز از جمله مدیانی است که روزگارش با خلق زیبایی ها سپری می شود چرا که قصد دارد در میان این همه نشانه های زندگی زمخت شهری زیبایی های طبیعی را بیافریند...
بهرام روشنی با 14 سال سابقه خدمت  مسئولیت هایی از جمله  مدیر فضای سبز  و معاون اجرایی منطقه 6  را بر عهده داشته است و هم اکنون نیز سمت  مدیر عامل زیباسازی شهرداری تبریز را عهده دار است.
وی با اشاره به اقدامات گسترده این سازمان در تبریز معتقد است: تبریز زیباترین شهرهاست و زیبا سازی شهر بر اساس نیازها و امکانات رفاهی تامین می شود و در زمان کوتاهی چهره تبریز متحول خواهد شد و زیبایی ها را در خود جای خواهد داد.
وی با به نخستین تماس تلفنی ما در خصوص انجام این مصاحبه پاسخ مثبت داد تا این گفت و گوی صمیمی در موعد مقرر برگزار شد. گفت و گوی ما را با مدیر عامل سازمان زیباسازی شهرداری تبریز می خوانید:

آقای روشنی  زیبا سازی شهر یکی از ضرورت های مهم شهر به شمار می رود  تا کنون برای زیبا سازی شهر تبریز چه اقداماتی انجام داده اید وچه برنامه ای در این زمینه دارید؟
به نام خدا... همانطور که اشاره کردید زیباسازی جزو بحث هایی است که هر شهری باید توجه زیادی به این مقوله داشته باشد تا کنون اقداماتی زیادی صورت گرفته المان هایی در سطح شهر نصب شده از جمله می توان به  مجسمه حسین خان باغبان ، میرزا حسن رشدیه  اشاره کرد. همچنین باید خاطر نشان کنم که مجسمه 6 سردار واقع در میدان شهدای تبریز وضعیت نا مناسبی دارند و از نظر بصری با مشکلاتی مواجه است که در مدت یک ماه این مجسمه ها بازسازی و نصب می شوند و مجسمه علامه محمد تقی جعفری و استاد شهریار نیز نصب شده اند و امیدواریم با نصب 30 اثر حجمی دیگر از لحاظ نصب تندیس ها و پیکره های بزرگان در تبریز شاهد تحولی شگرف باشیم.
همچنین گفتنی است ،سردیس هایی در پارک مفاخر و ایل گلی که مربوط به مشاهیر آذربایجان است به همراه بیوگرافی در عرض دو سال آینده گردآوری و در معرض دید عموم قرار خواهد گرفت .
پارک مینیاتوری بزرگترین پروژه ای است که ماکت آن برای اولین بار در پارک آنالار و آتالار ،نصب می شود که به اندازه یک دهم عمارت شهرداری است و همچنین در این پارک  ماکت مسجد کبود و مقبره الشعرا نصب خواهد شد تا در زیباسازی شهر تبریز نقش بسزایی ایفا کند. و با همکاری هایی دانشگاه هنر اسلامی به زودی فاز اول این پارک به بهره برداری خواهد رسید.
در بحث نورپردازی نیز باید بگویم، آثار حجمی میدان قونقا، نورپردازی آبشار ایل گلی و طرح لوگوی تبریز در تپه های رشدیه و بزرگترین پرچم نورانی ایران به زودی افتتاح خواهد شد . احداث پارک موزیکال  همراه با آب و آتش و آتشفشان در سربالایی ولیعصر در حال طراحی و ساخت است و یکی از پروژه های سنگین محسوب می شود که با تصویب این پروژه توسط اعضای شورای شهر و حمایت شهردار در آینده بزرگترین پارک  موزیکال را در تبریز خواهیم داشت .
همچنین پروژه بزرگ دروازه قرآن به زودی طراحی می شود جزو طرح های دیگر این سازمان است.

 

همانطور که می دانید ورود فناوری های جدید در عرصه زیباسازی تحولی را در این صنعت ایجاد کرده است آیا در زیباسازی شهر تبریز این اصل را مد نظر قرار می دهید؟
ما تلاش کرده ایم سنت و مدرنیته را با هم تلفیق کنیم چون معتقد هستیم در شهر  قشر جوان و پیر هر کدام سلیقه ها و افکار متفاوتی باهم دارند و تعریف هر کدام از زیبا سازی متفاوت است . تبریز شهر زیبایی است بنابراین آثار حجمی مدرنیته ای را طراحی کرده ایم که در عرض 2الی 3 ماه در شهر تبریز قابل مشاهده خواهد بود و آثار سنتی و مدرنیته با هم وجود دارند اما باید گوشزد کنم که در گذشته کمتر از آثار مدرنیته استفاده شده است و در عرض چند ماه آثار مبتنی بر سبک مدرن را با همکاری دانشگاه هنر نصب خواهیم کرد .  اکنون کار های خوبی در این زمینه صورت گرفته و با نور پردازی خاص مشخص کرده ایم که کدام مکان جنبه تفریحی یا مذهبی و یا توریستی دارد.
آقای روشنی با نصب تعداد بیشماری از نورافکن ها در شهر تبریز باز به نظر می رسد که شهر ما فاقد تنوع رنگی است چرا کاشی های رنگی  با کنتراست بالا تنها در مساجد و برخی بنا های قدمتی استفاده می شود؟
حق با شماست به یکی از ضعف های سازمان اشاره کردید. در گذشته هم به این موضوع توجه نکرده اند اما  به زودی پل ابوریحان و آبرسان را  با کاشی های رنگی و کنتراست بالا و کاشی های شکسته مزین می کنیم و شما  شاهد تحولاتی در سطح تبریز خواهید شد . اما باید نادیده نگیریم که استفاده از این طرح هزینه بر است و بودجه ای که به زیبا سازی شهر اختصاص داده شده بسیار ناچیز است و با این میزان بودجه نمی توان چنین کار هایی را انجام داد و از طرف دیگر شرکت های خصوصی آن چنان ما را  حمایت، نمی کنند. به دنبال بخش خصوصی و مذاکره با شرکت های بزرگ هستیم .

پس یعنی بودجه ای که شهرداری برای زیبا سازی اختصاص داده کافی نیست ؟ مگر چقدر بودجه به این سازمان اختصاص داده شده است؟
بودجه شهرداری برای این بخش بسیار ناچیز است بودجه مستقیم حدود 20 میلیاردریال و 120 میلیارد ریال بودجه مناطق است که که 10 درصد بودجه کل شهر را محسوب می شود . ببینید! تهران برای  زیبا سازی شهر مبلغی بالغ بر چهار هزار میلیون تومان را صرف کاشی کاری یک زیر گذر کرده که به زیبایی شهر افزوده در حالی که این مبلغ از عهده  زیبا سازی و شهر سازی شهر تبریز خارج است .

آیا در زیبا سازی شهر به امکانات رفاهی هم توجهی می شود؟ یعنی به طور کلی این زیبا سازی بر اساس نیاز های مردم است ؟
همانطور که می دانید تشکیلات این سازمان ،  زیبا سازی و بهسازی محیط شهری است در ارتباط با بهسازی پیاده روها و معابر خدمات شایانی انجام داده ایم ، علایم ترافیکی و فضای سبز سامان دهی شده  است . اشکال هندسی نقش بسزایی در زیبایی شهر داشته است، سطح شهر به مبلمان های شهری مجهز شده در هیچ جای شهر تبریز با نبود مبلمان دیگر مواجه نیستم اگر چه شاید کمبود هایی دیده شود .
بالای 20 میلیارد ریال اعتبار برای خرید صندلی در سطح شهر در معابر ها پارک ها و ایستگاه های اتوبوس نصب شده در جای جای شهر از باکس زبانه هزینه شده است، نماز خانه و سرویس های بهداشتی در پارک ها دایر است این ها نشان دهنده امکانات  و رفاه شهروندان است ما تنها جنبه های زیبایی را در نظر نمی گیرم معتقدیم زیبایی در کنار رفاه و امکانات شهروندی معنای خاصی می دهد. شاید معایب خاصی داشته باشیم اما در بین شهر های دیگر با جسارت می گوییم در نصب مبلمان های شهری نسبت به دیگر شهر ها از جایگاه خوبی برخورداریم  .

 

شما به بهسازی و مبلمان شهر تبریز در ایران چه رتبه ای می دهید ؟
از بین 10 شهر کشور ،  تبریز اگر رتبه یک نباشد به احتمال قوی رتبه دو یا سه را به خود اختصاص خواهد داد ، اگر در این راستا بازدیدهایی از سایر شهرهای کشور به عمل آید به راحتی می توانیم بگوییم که چه رتبه ای را داریم.

اما آقای روشنی به نظر برخی از شهروندان مبلمان هایی که نصب شده اند از استاندارد خوبی برخوردار نیستند و محل چیدن آنها در بعضی پار ک ها دست و پا گیر است و در برخی از پارک ها بدون توجه به قشر پیر یا جوان از یک نوع مبلمان استفاده شده است نظر شما چیست ؟
اگر در پارکی تنها از مبلمان های بدون تکیه گاه استفاده کنند عدم آگاهی مسئولان را نشان می دهد و باید هر چه سریعتر بررسی شود  معمولا صندلی های بدون تکیه گاه را به دلیل کاهش نشستن های طولانی مدت و جلوگیری از ترافیک و ...  در معابر نصب می کنند و تنها برای  رفع خستگی مورد استفاده قرار می گیرند برای هر مبلمان تعریف های خاصی وجود دارد و در این زمینه باید از افراد متخصص استفاده کرد.

 

همانطور که می دانید خلاقیت و نوآوری لازمه زیباسازی شهر می باشد در این زمینه چه اقداماتی صورت گرفته است ؟
خوب لوگوی شهر تبریز خود جزوه ایده ها و خلاقیت هایی محسوب می شود  که با خطوط خاص نوشتاری  در شهر تبریز برای  اولین بار در ایران نصب خواهد شد.پرچم ایران یکی دیگر از طرح های اختصاصی و نوآوری در حال ساخت است .  ماشین های کوچکی که با همکاری سازمان ترافیک در محدوده خیابان دانشگاه نصب شده از  دیگر خلاقیت هایی محسوب می شود جذابیت خاصی به شهر بخشیده است  و همچنین  استفاده از مجسمه هایی که مربوط به بازی های سنتی هستند علاوه بر احیا ی بازی های سنتی  نقش بسزایی در زیباسازی شهر  نیز داشته ایم .

آقای روشنی چه فضایی را فراهم آورده اید تا افراد خلاق و دارای ایده ، زمینه بیان ایده های خود را بیان کنند؟
بله خوشبختانه در این زمینه نیز فعالیت هایی را داشته ایم چون معتقد هستیم که تنها سازمان و یا شرکت های کوچک به تنهایی نمی توانند در زیباسازی شهر تبریز موفق باشند.
به دانشگاه هنر مراجعه کرده ایم به هنرمندانی که در دانشگاه هنر ادامه تحصیل می کنند  اطلاع رسانی کرده ایم که به همکاری شما  در زیبا سازی شهر نیازمندیم و در این خصوص مسابقه ای تحت عنوان دیوار های شهر من ، طراحی شده که قرار است که این هنرمندان  زیبایی و نازیبایی شهر تبریز را به تصوریر بکشند و بین نفرات اول تا دهم بهترین دوربین عکاسی تعلق گیرد.

 

آقای روشنی به نظر بنده با وجود هنرمندان زیادی در شهر تبریز  بهایی به این هنرمندان داده نمی شود . مثلا بار ها شاهد بوده ایم که برخی از دیوار نویسان یا تابلو نویسان ،نقاشی روی دیوار ها را انجام داده اند . درست است این دیوار نویسان نیز در کار خود خبره هستند اما به نظر من تخصص هنرمندی که آشنایی بیشتری با گرافیک و رنگ ها دارد قابل مقایسه با تابلو نویسان نیست . نظر شما در این مورد چیست ؟
بله واقعیت را گفتید صادقانه بگویم  به دلیل نا آشنا بودن تعدادی از این هنرمندان اکثر نقاشی های روی دیوار از طریق تابلو نویسان صورت می گیرد اما به شما مژده می دهم که در حال ساماندهی این موضوع هستیم . ما به دانشگاه هنر مراجعه کرده ایم لیست هنرمندان را درخواست کرده ایم و در تلاش هستیم که برای هر منطقه یک الی 2 نفر را مشخص کنیم تا از طرح های خاصی که الهام بخش موضوعات خاصی است استفاده کنیم و ساماندهی دیوارها را شروع کنیم و تا زیبا سازی شهر به سمت تناسب و تناسخ حرکت کند .

 

آقای روشنی چالش اصلی سازمان زیباسازی شهرداری تبریز چیست؟
بزرگترین مشکل ما همان بناهایی هستند که ساخته می شوند متاسفانه پروژه های عمرانی ما با سرعت عمل بیشتر احداث می شوند اما توجهی به کیفیت بنا داده نمی شود،  به نظر بنده بنا هایی که ساخته می شوند باید به صورت اصولی و دقیق احداث شوند و طوری باید ساخته شوند که اثر تاریخی و ملی  از خود بر جای گذارد. امروزه ساختمان هایی ساخته می شود که نمای آن چندان جذاب نیست و این در زیبا سازی نقش بسزایی ایفا می کند . متاسفانه بناهای ساخته شده با رعایت اصول شهر سازی مناسب نیست.
به عنوان مثال داخل یک کوچه 6 متری پروانه ساخت ساختمان 7 طبقه داده شده که این عامل باعث نازیبایی بصری مشکلات در سایه اندازی و ایجاد ترافیک سنگین می شود مسئولان و شورای شهر باید به این موضوع توجه کنند.

آقای روشنی  هر از گاهی خبری از افتتاح  پارک های شهری تبریز و زیبا سازی آنها توسط شما و مسئولان  به گوش مردم می سد اما نمی دانم چرا در ارتباط با پارک بزرگ تبریز واقع در میدان آذربایجان ، مسئولان  برای زیبا سازی و بهسازی این پارک تلاش های زیادی  از خود نشان نمی دهند؟
حق باشماست اما همانطور که می دانید این پارک بزرگ تبریزدر گذشته به عنوان  باغ های صیفی کاری و سبزی کاری مورد استفاده قرار می گرفت. این پارک  به طور کامل احداث نشده است. علت آن هم این است که برای  احداث این پارک هزینه زیادی لازم است . خوشبختانه فاز اول این پارک مورد بهره برداری رسیده و با سرویس های بهداشتی و وسایل بازی و توسعه فضای سبز ساماندهی شده و در اختیار شهروندان قرار گرفته است . ولی بنا به گفته شما  نمی شود گفت این پارک جزو زیباترین پارک هاست . به طور کلی می شود گفت که این پارک حالت روستایی دارد و همچنین به دلیل مشکلات تملک و ساخت و ساز های غیر مجاز تا کنون موفق نشده ایم در زیبا سازی این پارک گامی موثر برداریم اما این پارک جزو طرح هایی است که در طرح توسعه فضای سبز رایزنی هایی خواهد شد و نظراتی درباره زیباسازی ان خواهیم داد تا چنین پارک عزیمی جزو زیبا ترین پارک شهر شناخته شود.

 

جناب آقای روشنی در پایان صادقانه بگوید در مدت 14 سال فعالیت در مجموعه شهرداری تبریز از عملکرد خود در پست های مدیریتی که داشته اید، راضی بوده اید؟
نه ، اصلا از عملکرد خود راضی نیستم! چرا که رضایت از عملکرد باعث کندی کار می شود به خاطر عشقی که به شغل و خدمت رسانی به مردم  دارم تا ثانیه های آخر در آبادی و زیبا سازی شهر تلاش خواهم کرد .

 

و بشنویم سخن آخر شما را...
از شما کمال تشکر را دارم که در این زمینه قصد اطلاع رسانی دارید و به نظر من مقوله زیبا سازی یکی از بحث های مهم شهری محسوب می شود و مطبوعات و نشریات و صداو سیما باید بیشتر از این به این مقوله بپردازد و از طرفی از مردم خواهشمندم که با شهرداری مشارکت های لازم را داشته باشند مردم باید توجه داشته باشند که هزینه های بسیار کلانی برای  زیبا سازی شهر صورت می گیرد واز شکستن مبلمان های شهری و چراغ ها و سایر المان های شهر پرهیز کنند و تنها به زیبا سازی داخل ساختمان یا محل زندگی خود اکتفا نکنند . مردم می توانند 10 الی 15 متر محدوده خارج از خانه خود و یا مغازه خود را  با برخی از المان ها و باکس ها و و درختان و بوته ها  ... زیبا سازی کنند.
و من اعتقاد دارم که نباید همیشه نیمه خالی لیوان را دید و باید به جای فعالیت صرف سخت افزاری، نرم افزاری نیز کار کنیم تا شاهد تحولاتی عظیمی در شهر تبریز باشیم .
ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید




نارضایتی مردم تبریز از عملکرد دولت در بخش اقتصادی

 

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

نارضایتی مردم تبریز از عملکرد دولت در بخش اقتصادی

محمد حسین فرهنگی عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در آیین روز  جوان  ، در بین مسئولین سازمان ها گفت : بر اساس آمار هایی که توسط مرکز پژو هش مجلس اسلامی در اختیار ما قرار دارد  ، مردم تبریز عملکرد دولت در بخش اقتصادی را ناموفق ارزیابی کردند.

فرهنگی افزود : این پژو هش در حوزه های مختلفی در سطح کشور و از بین مسئولان  و مردم مراکز استان ها  انجام گرفت که هشت صدم مردم تبریز، عملکرد دولت در بخش اقتصادی را کاملا مو فق ارزیابی کرده بودند و بقیه گزینه ناموفق ،  تا حدودی و اصلا را عنوان کرده اند..

وی در ارتباط با اقدامات دولت در زمینه  نرخ سود بانکی ، مهار تورم و طرح های عمرانی افزود : از بین طرح های عمرانی و مهار تورم اکثر  مردم شهر تبریزاعتقاد داشتند که دولت باید تلاش جدی در زمینه مهار تورم داشته باشد.

نماینده مردم تبریز ، اسکو و آذر شهر خاطر نشان کرد : تنها 35 درصد مردم تبریز معتقدند که دولت باید در ارتباط با طرح های عمرانی گامی اساسی بردارد.

فرهنگی مهار تورم از نظر مردم شهر تبریز را جدی تلقی کرد و اظهار داشت : از بین یک هزار و 19 نفر نظر سنجی از مردم تبریز ، 7/74 درصد مردم ، مهار تورم را نسبت به افزایش تسهیلات بانکی در اولویت قرار دادند و 24 درصد توجه خاص دولت به افزایش تسهیلات بانکی تاکید کردند



استفاده از گیاهان در زیبا سازی شهر (چین )

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

استفاده از گیاهان در زیبا سازی شهر (چین )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



هتلداری در ایران مقرون به صرفه نیست !

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

مدیر یکی از هتل ها تاکید کرد:

هتلداری در ایران مقرون به صرفه نیست!

تابستان که می شود اکثر مردم کوله بارشان ر ا می بنندد و راهی جاده هایی می شوند که جعبه جادویی تصویری از آن را در ذهنشان متصور ساخته است . برخی از این مردم در پارک هایی که شهر داری ها مقرر ساخته چادر می زنند واز زیبایی های طبیعت بهره مند می شوند و عده ای با توجه به قدرت مالی خود در انواع  هتل های چند ستاره  سکنی می گزینند .

 بار ها رئیس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی از قابلیت های فراوان جذب گردشگران داخلی و خارجی و آمار گردشگران در استان آذربایحان شرقی سخن برزبان آورده است .اما تنها این قابلیت ها برای جذب گردشگران کافی به نظر نمی رسد مراکز اقامتی و همچنین زیر ساخت های حمل و نقل از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است که بدون پرداختن به آن نمی توان آینده ای بهتر برای استان پیش بینی کرد.

برای روشن شدن نقش مراکز اقامتی و کیفیت آن در جذب توریست سراغ یکی از مدیران  هتل 5 ستاره ی شهر تبریز می رویم  اما متاسفانه این مدیر کاردان و با سابقه به مصاحبه چند دقیقه ای اکتفا می کندو می گوید یک روزنامه نگار باید به مباحث روز توجه داشته باشد بحث هتل و هتلداری موضوعی است که به درد مردم و روزنامه نگار نمی خورد.

این مدیر کاردارن اضافه می کند : کدامین جذبه های شهر تبریز، در نقشه ی توریست به چشم می خورد که وارد تبریز شود و از هتل های شهر تبریز بهره مند شود.

وی می گوید : وقتی خبری از جاذبه های گردشگری در یک شهر نباشد مسلم است که هتل های آن شهر نیز بدون استاندارد  ساخته شوند . هتل های ایران آپ تودی نیستند الان این صندلی را که من چیده ام نمی دانم طرز چیدمانش درست است یا نه چرا که روز به روز  از تحولاتی در هتل ها صورت می گیرد بی خبر هستیم .

این مدیر می افزاید:متاسفانه آموزش هایی که به دانشجویان هتلداری داده می شود کافی نیست چرا که آموزش دهند خود سابقه و تخصص کافی در این زمینه را ندارد و برای همین نمی توانیم انتظاری  بیشتر ، از هتلداران و کادر ، کادر آن داشته باشیم

این مدیر ،به چند جمله اکتفا می کند اما برای روشن موضوع  سراغ یکی دیگر از مدیران هتل شهر تبریز می رویم .

حمید نادعلی با 25 سال سابقه هتلداری اکنون به عنوان مدیر هتل 4 ستاره در شهر تبریز به خدمت رسانی مشغول است و معتقد است هتلداری در شهر تبریز جنبه سود دهی ندارد و از روی علاقه و عشقی که به کار خود دارددر این عرصه فعالیت می کند .

در گفتگویی دوستانه با مدیر هتل گسترش ، نکات مهمی در لابلای سخنانش اشاره شد که امیدواریم توجه مخاطبان به این مطاللب را جلب کرده باشیم .   

 آقای ناد علی قبل هر چیزی باید از شما تشکر کنم که بدون هماهنگی های لازم  و با این مشغله کاری دعوت ما رو پذیرفتید. اولین سوالی در ذهن من و شاید برخی مخاطبان خطور کند این است که هتل ها بر چه اساسی درجه بندی می شوند و منظور از ستاره چیست؟

خواهش می کنم این وظیفه ماست که  پاسخ گوی سوالات و کنجکاوی های شهروندان باشیم . همانطور که می دانید هتل ها بین المللی هستند و بحث درجه بندی هتل ها هم مختص ایران نیست . بلکه در جهان تمام هتل ها بر اساس ستاره درجه بندی و ستاره ی هر هتل هم  بر اساس امکانات هتل ، تعداد اتاق ها  تعریف می شود.در استان از یک ستاره تا 5 ستاره موجود است . ستاره ها  را به سه قسمت A، C، T طبقه بندی می کنند هتلی که ستاره T داشته باشه ستاره درجه یک هست و از بالاترین و پیشرفته ترین امکانات بهره مند است

برای هتل یک تا 5 ستاره نیز جامعه هتلداری تعریف هایی را عنوان کرده مثلا هتل یک ستاره باید بین 10 تا 15 اتاق داشته باشه و امکاناتش هم در سطح  پایین تری می باشد و  از اینترنت و تلویزیون و یخجال  .. خبری نیست .بر عکس هتل 5 ستاره از امکانات بیشتری برخوردار است باید آژانس تاکس و  پزشک مقیم ماشین لباس شویی و خدمات جانبی و سرویس دهی از  جمله کافی شاپ و ... 24 ساعته در اختیار میهمانان قرار گیرد.

آقای نادعلی با این تعریفی که از هتل یک ستاره دادید پس بین یک مسافر خانه و هتل یک ستاره چه تفاوتی وجود دارد . زیاد شبیه هم نیستند ؟

ببینید هتل یک ستاره قابل مقایسه با مسافر خانه نیست هتل یک درجه بالاتر از مسافر خانه است . مثلا در مسافر خانه ها یک اتاق را برای چند نفر می دهند اما در هتل ا یک اتاق برای یک نفر است و این طور نیست که مثل مسافرخونه چند تا تخت رو کنار هم بچینند و تعداد زیادی از مسافران در آنجا سکنی گزیند.

اشتباه برداشت نکنید هتل یک ستاره با مسافرخونه زمین تا آسمان فرق می کنه . شاید در برخی نکات شبیه هم باشند اما تمایز های زیادی باهم دارند. به طور کلی میشه گفت آسایش و رفاه یک هتل یک ستاره بیشتر از مسافرخونه ها است.

آن طور که من از صحبت های شما برداشت کردم نظر شما این است که هر چه تعداد ستاره ها بیشتر باشد معیار خوبی است برای انتخاب آن به عنوان مجهز ترین هتل ! آیا حدسم درست است ؟

بله ببینید هر چه تعداد اتاق بیشتر بشه ، تعداد ستاره ها هم بیشتر میشه هر چه تعداد ستاره ها افزایش یابد امکانات هم سیر صعودی خواهد داشت .

آقای ناد علی نرخ اتاقها در هتل بر چه اساسی است و آیا این تعرفه عادلانه است .

نرخ اتاق ها در هر هتل بر اساس ستاره هاست . صد درصد عادلانه است . همانطور که گفتم ستاره میزان امکانات رو مشخص می کنند. حالا من یک سوال از شما بپرسم این عادلانه است که نرخ اتاق های یک ستاره با 5 ستاره برابر باشه در حالی که امکانات آنها با هم ، زمین تا آسمان متفاوت باشد. اصلا شما حاضرید هزینه هتل 5 ستاره رو بدهید و در هتل یک ستاره استقررا یابید ؟

عادلانه یا ناعادلانه بودنش رو من نمی تونم توضیح بدم اطلاعات شما درباره هتل و هتلداری از من و مخاطبان بیشتر است بهتر از من می تونید جواب  این سوال رو بدید اما به نظر من  شاید هتل هایی باشند که تعداد خدماتی که به مشتریان می دهند در مقایسه با تعداد ستاره هاشون  قابل مقایسه نباشه این رو چگونه ارزیابی می کنید؟

متوجه نشدم یعنی شما می گید یک هتل یک ستاره خدماتش بیشتر از 5 ستاره است ؟

نه من صد در صد نگفتم از کلمه شاید استفاده کردم  خوب مسلم است که یک ستاره رو نمی شه با 5 ستاره مقایسه کرد اما شاید استثنا هایی وجود داشته باشه که یک هتل 4 ستاره سرویس دهی و امکاناتش ،هم طراز با 5 ستاره باشه و یا شاید هم از 5 ستاره پیشی بگیرد   ؟

به موضوع خوبی اشاره کردین اما توجه داشته باشید که اصلا امکان نداره یک هتل 4 ستاره امکاناتش بیشتر از 5 ستاره باشه . بذارید ساده تر بگم. هر چه درجه هتل بالاتر بره امکاناتش هم بالاتر می رود مثلا یک هتل 4 ستاره   فاقد یکی دوتا از امکانات 5 ستاره است . هتل 5 ستاره باید خدمات رستوران . خدمات جانبی اش 24 ساعته باشد ماشین لباس شویی باید 24 ساعته کار کنه تا مسافر هر وقت دلش بخواد از تمیز ترین لباس ها استفاده کنه . هتل زمانی 5 ستاره است که  مشتری هر موقع شب دلش بخواد بره کافی شاپ و نوشیدنی میل بکنه . آزانس تاکسی و آرایشگر در این هتل نباشد بهش 5 ستاره نمی گن .اما برای هتل 4 ستاره آژانس تاکسی ضروری نیست. پس میشه گفت امکانات 4 ستاره با 5 ستاره قابل مقایسه نیست .

آقای نادعلی نظر شما در این باره چیست که خود مسافران گردشگران و توریست ها توی هتل ها استقرار یابند و درجه و ستاره هتل ها رو تعیین کنند.

نه ! امکان پذیر نیست . ببینید یک گردشگر هتل رو بر اساس توان مالی خوش انتخاب می کندت توجه داشته باشید که سلیقه های مردم با هم  متفاوت هست یکی ظاهر رو می بینه و دیگری باطن رو. بحث هتل و هتلداری هم یک بحث تخصصی است و تعریف خاص بین المللی رو دارد .

 رقابت بین هتل ها رو چگونه ارزیابی می کنید؟

از کودکی گفتن رقابت باید سالم باشد در لا به لای سخنانم اشاره کردم که یک هتلی که  تعداد ستاره هاش نسبت به دیگری کمتر باشد از لحاظ امکانات قابل مقایسه نیستند و در نتیجه رقابت در این دسته اصلا وجود نداره اما یک هتل چهار ستاره با د هتل چهار ستاره  ی دیگر  می تونه رقابت بکنه .

اما به گفته شما شاید هتل ها در مقوله سرویس دهی با هتل هایی که از تعداد زیادی ستاره برخوردارند رقابت هایی داشته باشند . ببینید من صادقانه بگویم ما هیچ وقت نمی توانیم با هتل پارس رقابت کنیم و یا این که بگوییم  امکانات ما نسبت به هتل پارس بیشتر است . چون هتل پارس پزشک مقیم داره ، زیر بناش و سرویس دهی آن بیشتر از ماست  پس هیچ وقت نمی تونیم خودمون را با پارس 5 ستاره مقایسه کنیم اما شاید  با هتل شهریار که آن هم 5 ستاره است می تونم  چنین مقایسه ای داشته باشیم که غذا های آن هتل و سرویس دهی ما، هم طراز با انهاست و یا شاید هم بهتر باشد.  این را من نمی گم بلکه اکثر مشتریانی که در این دو تا هتل استقرار یافته اند بر زبان می آورند.

در ضمن یاد آور شوم که  استفاده از کادر مجرب و مجموعه  نیرو های انسانی و متخصص ، نرخ اتاق ها و بخش خدمات، کیفیت غذا و چگونگی برخورد با میهمان ،سرویس دهی هتل ها  در جذب میهمانان و رقابت بین هتل ها تاثیر گذار است.

 به نظر شما هتل ها چه نقش در جذب توریست دارند؟

واضح و مبرهن است که بین جذب توریست و جاذبه های گردشگری بین هتل ها و سازمان میراث فرهنگی رابطه تنگاتنگی وجود دارد

خودتون بهتر از من در ارتباط با قابلیت های جاذبه گردشگری استان آذربایجان شرقی باخبر هستید. به نظر بنده هر چه میراث فرهنگی در جذب تورسیت موفق باشد کیفیت هتل ها نیز بهتر خواهد . وهر چه هتل ها از کیفیت و استاندار د های خوبی رخوردار باشند تعداد گردشگران داخلی و خارجی هم افزایش خواهد یافت.

نقش تبلیغات هتل ها و جذب گردشگران را چگونه ارزیابی می کنید ؟

هتل ها برای برآورده کردن احتیاجات منطقی مهمانان و سرویس دهی مطلوب و برآورده ساختن نیاز میهمانان نقش مهمی ایفا می کنند.اگر هتل ها  رضایت میهمانان را جلب کنند فردا همان میهمان  10 نفر رو با خودش به همان هتل خواهد آورد . پس میشه گفت تبلیغات برای هتل ها، همان میهمانان هستند. در واقع می شه گفت هتل ها نقش بسیاری در جذب توریست دارند.

آقای ناد علی تعداد گردشگران و استقررا آنها در هتل ها را قبل و بعد از هدفمندی یارنه ها چگونه ارزیابی می کنید ؟

تعداد نسبت به قبل از هدفمندی یارانه ها خیلی کمتر شده است.

علتش به گران شدن  نرخ اتاق ها بر می گردد

نمی دونم اما بعد از هدفمندی یارانه ها اکثر هتل ها با مشکل آب و برق و گاز مواجه بوده اند و با هدفمند سازی یارانه ها نیز مواد اولیه هتل ها افزایش یافت و این منجر شد جامعه هتلداری تا حدوی برای برآورده کردن احتیاجات و نیاز های مشتریان درصد کمی از نرخ اتاق ها رو افزایش دهد اما ظاهر بنا به اطلاعیه های جدید فکر کنم نرخ اتاق ها با نرخ سابق محاسبه خواهد شد.

آقای ناد علی همان طور که گفتید استان آذربایجان شرقی از قابلیت های جاذبه گردشگری بالایی برخوردار است و هتل ها نیز نقش بزرگی در جذب گردشگران دارندو ان چنان که من می دانم  میزان استقرار گردشگران داخلی بیشتر از خارجی در هتلهاست آیا به نظر شما امکاناتی که هتل های کشور ایران ارائه می دهد نسبت به هتل های سایر کشور ها کمتر نیست .

این درست است که تعداد گردشگران داخلی در هتل ها بیشتر از گردشگران خارجی است . اما این به این علت نیست که امکانات ارائه شده برای گردشگران خارجی مناسب نیست . این وظیفه میراث فرهنگی است که در جذب توریست های خارجی نقشی را ایفا کند و بعد نوبت هتل ها می رسد تا با در اختیار گذاشتن امکانات لازم  آنان را مشتریان دایمی خود کنند.

توجه داشته باشید که هتلداری در ایران مقرون به صرفه نیست هتلداران مظلوم واقع شده اند تمامی هتلداران به خاطر عشق به شغل و خدمت رسانی به مردم در این راستا فعالیت می کنند. باور کنید اگر هتلداران سرمایه های خود را در بخش های دیگر سرمایه گذاری می کردند بیشترین سود عایدشان خواهد شد .

شاید این گفته من به نظر برخی ها خنده دار باشد اما دوباره تکرار می کنم من صرفا به خاطر عشق و علاقه ای که به کارم دارم این شغل را ادامه می دهم.

خواسته شما از سازمان گردشگری و میراث فرهنگی چیست ؟

سازمان گردشگری و میراث فرهنگی باید در جذب توریست فعالیت کند چون کشور ما با این همه قابلیت های گردشگری از سهم جهانی بیشتری برخوردار است کشور ما و آذربایجان شرقی از لحاظ تمدن و جاذبه های گردشگری از پتانسیل های بالاتری برخوردار است . اگر تنها گردشگران داخلی در کشور  حضور یابند چنان  منفعتی برای کشور  وجود نخواهد داشت چرا که این عامل  باعث پیشرفت و  توسعه زیر ساخت های کشور نخواهد شد.سازمان باید تدابیری اندیشه کند که کشور  مان در دنیا توجه خودش را به جذب توریست متمرکز کند  تا این رفت و آمدهای مکرر توریستها در توسعه کشور نقش بسزایی داشته باشد و در ضمن اگر تعداد توریست ها افزایش یابد هتل ها نیز خدمات را ارتقاء خواهند داد.

سخن آخر

از شما و اعضای تحریریه تشکر به عمل می آورم  و  امیدوارم موفق و مؤید باشید

ممنون از این که وقت خودتون رو در اختیار ما گذاشتید.

 



18 درصد زنان از بیماری های مثانه رنج می برند

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

یک متخصص ارولوژی تاکید کرد:

 
 

18 درصد زنان از بیماری های مثانه رنج می برند

 
  یک متخصص ارولوژی گفت: 18 درصد زنان از بیماری های مثانه رنج می برند.  
           
 

 حاج ابراهیمی در گفت و گویی اظهار داشت: بی اختیاری ادار به جای بیماری به عنوان طنز در بین مردم رایج  یافته  و این عامل برای شهروندان بخصوص زنان معضل بزرگی به شمار می رود.
این متخصص ارولوژی زنان بیماری بی اختیاری مدفوع و ادرار را در کشور جدی تلقی کرد و افرود : باید برای درمان این بیماری در بین شهروندان فرهنگ سازی شود و رسانه ها با اطلاع رسانی دقیق و ایجاد محیطی مناسب برای شهروندان می توانند در درمان این بیماری نقش بسزایی را ایفا کنند.
حاج ابراهیمی  آمارر مبتلایان به بی اختیاری ادارا در زنان را بالا خواند و افزود : 23.5 درصد  از زنان در سن 15 تا50 سالگی به بیماری بی اختیاری ادار مبتلا هستند که  38 درصد  این بیماری به  زنان بالای 40 سال مربوط می باشد که 18 درصد از زنان 15 تا 55 سال از مشکلات مثانه رنج می برند که  شامل 18 درصد زنان می باشد. که این آمار در کشور بالای 26 درصد می رسد.
وی در ارتباط با بی اختیاری ادرا و مدفوع در بین مردان نیز اعلام کرد : از صد هزار نفر مردان  ،30 نفر دچار مشکلات ادارای و تحتانی هستند که در جامعه نمود پیدا کرده اند.
وی مشکلات اجتماعی  و دوری از اجتماع ، فرار از مسئو لیت های اجتماعی،دیابت ، عفونت های مکرر اداری ، آسیب دیدگی کلیه و نارسایی کلیه ، فلج روده ای ، انزاو افسردگی  و بیماری های عصبی  را عوارض ناشی از بی اختیاری ادار دانست .
متخصص ارو لوژی زنان  افزود : بیماری بی اختیاری و عدم کنترل ادارا در بین بیماران در تمام سنین قابل درمان است و رسانه ها باید در این راستا اقدامات شایانی را انجام دهن و اطلاع رسانی کنندد.


ضرورت حمایت سازمان های بیمه گر
حاج ابراهیمی خاطر نشان کرد : اکثر بی اختیاری های ادرار با چند قرص قابل بهبود است  اما در برخی مواقع از طریق تکنولوژی های پیشرفته قابل در مان است  که متاسفانه  به دلیل هزینه های سرسام آور نمی توانیم به  بیماران پیشنهاد در مان  از طریق تکنولوژهای پیشرفته داشته  باشیم  .
وی تصریح کرد: استان آذربایجان شرقی با مجهز بودن به تکنولوزی های پیشرفته در ارتباط با درمان بی اختیاری ادار نمی تواند خدماتی را به بیماران ارایه دهد و باید وزارت بهداشت و سازمان بیمه تامین اجتماعی از چنین بیمارانی حمایت کند .
متخصص ارو لوژی زنان در استان آذربایجان شرقی گفت : در اکثر کشور ها سازمان های خیریه تحت عنوان کنترل دفع ادرار  موجود است و به بیماران خدماتی ارایه می شود ولی متاسفانه در استان و کشور ما همچنین سازمانی وجود ندارد.
وی افزود : این بیماری باید به صورت جدی از طریق متخصصین باید به صورت جدی پیگیری شود و کمیته امداد و بهزیستی و وزرات بهداشت با همکاری هم چنین سازمانی را تاسیس کنند تا این معضل از کشور و استان ما برطرف شود.
حاج ابراهیمی اطلاع رسانی و آگاهی ، بیماری بی اختیاری ادار و مدفوع در بین شهروندان ، برگزاری سمینار ها ، تلفن های رایگان و تماس با نرس ها ، برنامه ریزی برای متخصصین  و ... را از برنامه های هفته جهانی بهداشت تحت  عنوان اختلال کنترل دفع دانست و افزود: در سال های آینده  متخصصان  در یک روز مشخص  ، بیماران را رایگان ویزیت خواهند کرد.
وی اذعان داشت : بی اختیاری در برخی مردم به صورت ارثی ظاهر می شود اما در بیشتر مواد جنبه ارثی ندارد و بیشتر بعد از زایمان ، زنان به  چنین بیماری مبتلا می شوند که می توانند با ورزش های لگنی مناسب این عارضه را جبران کند.
حاج ابراهیمی خاطر نشان کرد: جمع کردن  ادرار در مثانه علاوه بر  نارسایی های کلیه و مثانه منجر به بیماری های بی اختیاری ادرا می شود که باید سازمان  ها ، ادارات و مدارس به سرویس های بهداشتی خود  اهمیت قایل شوند.
وی  نقش آموزش و پرورش را در این زمینه مفید دانست و گفت : آموزش و پرورش با آموزش های لازم برای دانش اموزان و اطلاع رسانی می توانند در پیشگیری و نقش بسزایی داشته باشند و متخصصین در این راستا می توانند با مراجعه به مدارس تا حدودی این معضل را برطرف کنند.
سکینه حاج ابراهیمی  در پایان ، برخی نوشیدنی ها از جمله قهوه ، نوشابه ، میوه هایی مثل ، طالبی ، انگور خربزه و مرکبات را عاملی دانست که باعث تحریک مثانه می شود و اذعان داشت: مصرف سیگار افزایش وزن باعث اختلاات دفع ادار می شود.



افزایش کرایه حمل و نقل عمومی تبریز در هاله ای از ابهام

 

نوع مطلب :اقتصادی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

 

 
 

افزایش کرایه حمل و نقل عمومی تبریز در هاله ای از ابهام

 
  نصر نیوز: اعضای شورای اسلامی شهر تبریز در جلسه صبح امروز خود در حالی با چهار رای موافق افزایش 25 تا 50 درصدی کرایه اتوبوس های شرکت واحد تبریز و 15 درصدی کرایه تاکسی شدند که تصویب لایحه ای با این تعداد رای در هاله ای از ابهام قرار دارد.  
           
 

به گزارش نصر نیوز،اعضای شورای اسلامی شهر تبریز با وجود اینکه هر 11 عضو این شورا در صحن علنی شورا حضور داشتند ولی تنها با چهار رای موافق لایحه افزایش نرخ کرایه حمل و نقل عمومی را تصویب کردند که پس از تائید فرمانداری تبریز اجرایی شود.

این گزارش حاکی است، پیش از این شهرداری تبریز بدون تصویب شورا و تائید فرمانداری تبریز دست به افزایش قیمت کرایه ها زده بود که با اعتراض مسئولان استان و شهرستان این امر متوقف شد ولی این بار لایحه افزایش کرایه ها به تصویب شورا رسید و در صورت تصویب فرمانداری تبریز اجرایی خواهد شد.

در جلسه این هفته شورای اسلامی شهر تبریز که تمام 11 عضو شورای اسلامی شهر تبریز حضور داشتند لایحه افزایش کرایه حمل و نقل عمومی که از سوی شهرداری تبریز به شورا ارسال شده بود تصویب شد تا در آینده نزدیک اجرایی شود.
عابد زاده عضو شورای اسلامی شهر  تبریز که موافق تصویب این لایحه بود، در ارتباط با افزایش این نرخ ها اظهار داشت: با توجه به این که قرار بود تا اول تیر ماه نرخ کرایه اتوبرسرانی 20 درصد افزایش یابد با رایزنی های که در کمیسیون صورت گرفت این افزایش قانونی  اعلام شد.
وی  تاکید کرد: کرایه اتوبوس هایی که کرایه آنها 75 ، 100 و 150 تومان بود به ترتیب 100 ، 150 و 200 تومان افزایش  می یابد تا مردم بدون دغدغه پول خرد ، از ناوگان اتوبوس رانی استفاده کنند .
عابد زاده این افزایش قیمت ها را عادلانه خواند و گفت: متاسفانه برای تامین بودجه مورد نیاز همیشه اولین چیزی که به ذهن مسئولان خطور می کند جبران هزینه ها از طریق مردم است که متاسفانه این موضوع شایسته نیست.
وی  در پاسخ به سخنان حجت الاسلام هاشمی، دیگر عضو شورا که اعلام کرده بود، تهران کرایه ها را 100 درصد افزایش داده است، اظهار داشت: متاسفانه در چند سالی که نرخ کرایه های اتوبوس های شهری تبریز ثابت مانده بود هیچ واکنشی نشان نمی دادیم ولی با افزایش یک دفعه ای نرخ کرایه ها همه واکنش نشان دادند!
جعفر مدبر دیگر عضو شورای اسلامی شهر تبریز که مخالفت شدیدی با تصویب این لایحه از خود نشان داد، گفت: افزایش 50 درصدی کرایه ها برای مردم شهر تبریز مناسب نیست ما باید در مرحله اول شهروندان را در نظر بگیریم و وظایف خود را به عنوان نماینده مردم به نحو احسن انجام دهیم .
بهروز خاماچی دیگر عضو شورای شهر تبریز نیز که با افزایش 25 تا 50 درصدی این کرایه مخالف بود بیان داشت: با توجه به تورمی که در شهر و کشور ما برقرار است ضربه روحی سنگینی به شهروندان وارد می شود و مشکلات آنان را دو چندان می کند.
وی گفت:  در کشور ژاپن استفاده از اتوبوس های شهری از حجم ترافیک می کاهد  در حالی که در شهر تبریز با افزایش کرایه ها و عدم ارایه امکانات مناسب، خودرو های سواری را در شهر تبریز افزایش می دهیم و این باعث افزایش ترافیک در سطح تبریز می شود .
محمد حسن شکوری دیگر عضو مخالف تصویب این لایحه اظهار داشت :  هر نوع افزایش و کاهش قیمت ها باید در فصل بودجه انجام گیرد و از لحاظ قانونی ما نمی توانیم این تغییرات را هر زمان که می خواهیم انجام دهیم.

این گزارش می افزاید، شهروندان تبریزی باید منتظر باشند تا ببینند فرماندار تبریز چه نظری در این خصوص ارایه خواهد داد.



چشمانی که به انتظار عادت کرده اند

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

نصر نیوز: روز پدر بهانه ای شد تا پای درد و دل های پدران و پدر بزرگان بنشینیم و دغدغه های آنان را به تحریر در آوریم.

 

 

 

 

 

 

 

 

به گزارش نصر نیوز، با ذهنیتی که از سریال تلویزیونی این خانه دور نیست که چند سال پیش از طریق صدا و سیما روی آنتن رفته بود گام هایم را بلند تر برمی دارم . با داخل شدن به محوطه آسایشگاه خوبان ، شوکه می شوم .

دنبال نیمکت هایی می گردم که پدربزرگان نشسته اند و با هم گپ می زنند ، چشمانم را زیر سایه درختان می دوانم تا سالمندی را مشاهده کنم که زیر سایه درختی تسبیح به دست گرفته و زیر لب زمزمه می کند. آن چیزی که از آن سریال در ذهنم مانده با چیزی که می بینم قابل مقایسه نیست.
این جا سالن نمایش است و بیش از 110 بازیگر به چشم نمی خورد برای  رفتن جلوی دوربین ، نیازی نیست بازیگران  چندین بار دیالوگ هایشان را تمرین کنند ، برای نشان دادن احساسات خود به مخاطب به پیاز و مایعات اشک آور  پناه نمی آورند . به صورت زنده و آن چیزی که از دل بر می آید برزبان جاری می سازند.
کارگردان این مجموعه کمی سخت گیر است .  دایما در حال گردش است و هر از گاهی خنده را بر لبان این بازیگران جاری می کند و گاه گاهی هم اشک را  دور چشمانشان جمع می کند و  و بغض شان را می شکند  اما این بازیگران روزگار،  با دستمال گلدوزی شده و تمیز خود ، دلشان نمی آید اشک دور چشمام مخاطب حلقه زند . آری کارگردان این مجموعه همین دنیای فانی است که مادران و پدران داستان اش معتقدند ظلم ها و جفاهای فراوانی دیده اند.
آسایشگاه خوبان بنا به وصیت مرحوم پدر، مصطفی پیشه وری در سال 1373 ساخته می شود تا پناهگاه کسانی باشد که روزگاری تکیه گاه من و تو بودند و برای هر قدم برداشتن مان سر را با غرور بالا می بردند و می گفتند این پسر من است . این دختر من است ...
مدیر آسایشگاه با رویی خوش میهمان نوازی کرده و ما را به بخش مردان راهنمایی می کند . از پرستار می خواهم مهربان ترین سالمند را معرفی کند . همگی روی تخت هایشان دراز کشیده اند و سکوت در این اتاق حکم فرمایی می کند .
پرستار با صدای بلند می گوید این هم صمد آقا ، حرف های زیادی برای گفتن دارد . می توانی چند ساعتی پای صحبت هایش بنشینی .
ساکنان اتاق تا مرا  می بینند از جا بلند می شوند جواب سلام مرا می دهند . متوجه می شوم که تمامی این پدران خوش صحبت  هستند و برای صحبت کردن عجله می کنند.
گوشی تلفن همراه صمد آقا در حال شارژ شدن است . می گوید بی خوابی دارم و شب ها تا نصفه شب بیدارم.
می پرسم حتما به چیزی فکر می کنید؟
می خندد و می گوید آری به خود ، به خانواده ، به دخترم ، به مشکلات اش ، به عاقبت خود ، به همه چیز ...  فکر می کنم.
او نگران وضعیت بیمه خودش است و می گوید: سن و سالی از من گذشته و دولت مرا بیمه نمی کند می ترسم! اگه در این جا ، تخته شود کجا باید پناه ببرم .
حرف های این پدربزرگ چهار ستون بدنم را می لرزاند در دل دلهره دارد که نکند دوباره او را از این خانه به جایی دیگر منتقل کنند . می گویم این خانه شماست تا شما نخواهید کسی شما را از اینجا بیرون نخواهد کرد .
تبسم خاصی بر لب دارد می گوید : 3 سالی است که تنها همدمم  این دوستان و خاطرات گذشته ای است که با همسرمرحوم  داشته ام .
صمد آقا نگران تنها دخترش است بیشتر از 3 ماهی می شود که به ملاقات او نیامده می ترسد داماداش دخترش را اذیت کند چون می داند که دامادش مانع ملاقات پدرو دختر است.
وی بغض می کند و می گوید : از دار دنیا یک دختر و چندرغازی پس انداز دارم که هر شب با یاد او می خوابم و صبح ها با یادش از تخت خواب بیدار می شوم .
 صمد آقا  در حالی که بغضش شکست، ادامه داد : چند ماه قبل دخترم با چند بسته شکلات به دیدنم آمد با این که می دانستم شکلات ها را با پول من گرفته اما به رویش نیاوردم چون وضعیت مالی او خوب نیست .
وی آستین شلوارش را پایین می کشد و از زیر جورابش 10 هزار ریالی و یک پنج هزار ریالی را نشان من می دهد و می گوید: این ها را دخترم به من داده و من نگه داشته ام تا ادکلنی تهیه کنم و لباس هایم را خوش بو کنم .

وعده های فراموش شده
پدربزرگ از وعد ه هایی که دیگران به او داده اند می گوید : چند ماهی قبل دو دختر برای ملاقات ما آمده بودند شیشه ادکلن خالی مرا برده اند و قرار شد ادکلن مورد علاقه ام را بخرند و بیاورند اما هنوز که هنوز است نیامده اند.
وی می گوید: چشمانم را به در دوخته ام و می دانم که روز پدر حتما خواهد آمد و من خوشبو ترین پیرمرد این آسایشگاه خواهم بود .
صمد آقا سرش را پایین می اندازد و می گوید : خوب بود مسئولان هر از گاهی به ما پول توجیبی می دادند تا بتوانیم نیاز های خود را خریداری کنیم .
دنیا عجب  نمایش نامه ای می نویسد ! کسی که 30سال پستادوزی کرده و ویترین های شهر تبریز را با کفش هایی که طراحش خود بود مزین کرده ،اکنون نیاز به پول تو جیبی دارد ...
وی دلتنگ تنها دختر و نوه اش است و می افزاید : بعد از فوت همسرم دخترم از من نگهداری کرد اما مخالفت دامادم دخترم را واداشت تا مرا به اینجا بسپارد و هر ماه یکبار سراغ مرا بگیرد  .
پدربزرگ  می گوید: خوشی و شادابی را همسرم با ترک من با خود برد و مرا در این دنیای پوچ و پر از ریا تنها گذاشت اما خوشحالم که او این روزها را ندید و با خیال آسوده چشمانش را بست و آسوده خوابید  .
صمد آقا 6 کلاس سواد دارد و عاشق شعر است و چند بیتی هم برای ما می سراید :
پدر خوب است
              مادر نازنین است              
برادر میوه روی زمین است

               رفیقان قدر هم را بدانید
دست به دست هم دهید

                 آخر کار ما  زیر ، زمین است
خدا همیشه با اوست...
با خواندن  چند بیت هم اتاقی هایش دست می زنند و شادی می کنند . خلیل آقا روی تخت خود نشسته و با اشاره دست مرا به سمت خود دعوت می کند . چشمانش را به من می دوزد و می گوید دخترم حرف بزن تا بشنوم .
می خندم و می گویم : پدر جان آمده ام از خودت ، خانوده ات ، مشکلات ات ، خواسته هایت ، کمبود هایت و .. سخن بگویی !
خلیل آقا کمی عصبی می شود و می گوید: تا خدا را دارم از کسی چیزی نمی خواهم . با عصبانیت جورابش را در می آورد و می گوید اثری از کبودی ، زخم در پاهایم می بینی!
پاهایش ورم دارد و کبودی اش دل را به درد می آورد . کف پایش هم زخم برداشته پاسخ نمی دهم ، نمی دانم چه بگویم داد می زند و می گوید: می بینی که اثری از کبودی نیست چون درد ندارد .
می گویم مگر پاهایت چه شد بود که کبودی اش برطرف شده چه شد دردش برطرف شد؟
می گوید : آرتروز داشتم نمی توانستم پاهایم را روی زمین بگذارم و راه روم شب با خدایم راز و نیاز کردم و خدا همان روز درمانم کرد.
او ادامه می دهد: زنم با پسر ناتنی ام در تهران است و یک خانه ی 60 متری داریم که نصف ان مال من است .
خلیل آقا می گوید : روزگاری خیاطی ماهری بودم و بهترین لباس ها را تن فرزند و همسرم می کردم 5 سالی است که در اینجا هستم اما در این زمان زن و فرزندم به دیدن من نیامده اند اما من سخت دلتنگ آنها هستم اما آنها از با من بودن خجالت می کشند.


مشکل سازی یک خبرنگار به یک سالمند
وی از من می خواهد اسم و شماره  تلفن خود را بر کاغذی بنویسم تا او در جانمازش نگهداری کند . علت این کار را می پرسم می گوید : چند ماه قبل یک خبرنگار  باعث شد با رابطه ام را با یکی از دوستانم بهم بزنم .
خلیل آقا ادامه می دهد : آن دختر هر چیزی از من پرسید آنها را در روزنامه اش  چاپ کرد و عکس من را زیرش انداخت و دوست و آشنا و فامیل چند ماهی به ملاقات من نیامدند چون از حرف های من دلگیر شده بودند.
می پرسم از آن خبرنگار هم دلگیر هستی ؟
می خندد و تصریح می کند : نه من هر چه گفته بودم نوشته بود او گناهی نداشت اما بهتر بود همه چیز را نمی نوشت .
این پدربزرگ محتاط کاغدی که اسمم روی آن نوشته شده را لای سجاده اش می گذارد و می گوید: این بار قبل از چاپ شدن اگه دوستانم به ملاقاتم بیایند به آنها خواهم گفت که این خانم با من صحبت کرده است  تا بهانه ای برای قهر کردن نداشته باشند.
چند ثانیه ای به من خیره می شود . از جایش بلند می شود: کمدش را می گردد نصف کلوچه ای را که زیر لباس هایش پنهان کرده را با خود می آورد و می گوید : چیزی جز این ندارم این را هم به تو می دهم .
بغض می کنم و می گویم پدرجان گرسنه ام نیست .
او هم بغض می کند و با اصرار به من می دهد و می خواهد کنار او بنشینم و کلوچه ام را بخورم . می خورم و او مغرورانه نگاهم می کند  و می گوید خوشمزه است .
 

گردش رفتن بهانه ای برای آمدن به خانه سالمندان
یحیی خودش را به خواب زده متوجه می شوم که علاقه ای به مصاحبه ندارد می گوییم خلیل آقا ، یحیی چقدر می خوابد .
وی یحیی را بلند می کند و از او می خواهد تک تک جواب سوالات مرا بدهد.
یحیی سالم ترین هم اتاقی آنان  است و 60 سالی بیش ندارد پسرش مهندس برق است و او را به بهانه گردش در پارک به این جا آورده و هر هفته هم به او سر می زند.
یحیی از فرزندش راضی است چرا که پسرش به او قول داده که بعد از چند ماهی او را به خانه خوش ببرد.
او می گوید : اگر در را باز کنند اولین جایی که می رم خانه ام است و بعد سر قبر همسرم تا درد هایی که در دلم تلمبار شده را به او بگویم و از او بخواهم مرا هم با خود ببرد.
آقا یحیی با این که از پرسنل این آسایشگاه احساس رضایت دارد اما دوست دارد در خانه  خود پای تلویزیون بنشیند و با نوه اش بازی کند و کار های خرید خانه را خود بر عهده بگیرد.
او می افزاید ، شب و روزم را با خوردن و خوابیدن و تلویزیون تماشا کردن پایان می رسانم .
ساعت 12:30 است همه پدربزرگ ها در سالن انتظاری نشسته اند تا برای  صرف ناهار در غذا خوری آماده شوند . سرکی به آشپزخانه می کشم.  ناهار آنها امروز خورشت قیمه است .


غذایی که تعریف ندارد
با یکی دیگر از پدران خانه خوبان  سر صحبت را باز می کنم از همه چیز این آسایشگاه راضی است اما از من می خواهد گوشم را جلوتر ببرم تا رازی را با من در میان بگذارد .نزدیکتر که می شوم می گوید : غذای این جا مناسب نیست می توانی کمک مان کنی ؟
وی می گوید : اگر  نذر و نیاز هایی که مردم به این آسایشگاه می آورند  ،نبود  ما از گرسنگی می مردیم.
دوستش با دست ،به دهن او می کوبد و می گوید : خدایت را شکر کن که این را هم می دهند تا از گرسنگی نمیری !
سالن غذا خوری پر شده و همگی مشغول غذا خوردن هستند سراغ مدیر آسایشگاه خوبان در شهر تبریز می رویم.


نیاز به حمایت دولت داریم
مصطفی پیشه وری می گوید: با مشغله زیادی که دارم هر روز به اتاق این سالمندان سری می زنم و پای صحبت های آنها می نشینم.
وی می گوید : کم توقع ترین آدم های روی زمین هستند بیشترین خواسته آنها موزیک زنده است که ما طی برنامه هایی  از اکیپ موسیقی دعوت می کنیم تا چند ساعتی  برای دل های شکسته این پدران و مادران را مرحمی باشند.
پیشه وری می افزاید: امسال نیز به مناسبت روز پدر طی برنامه ای و با موزیک زنده آروزو های بزرگ آنان را بر آورده خواهیم کرد.
وی تعداد سالمندان تحت نگهداری در این آسایشگاه را حدود 100 نفر اعلام می کند و می افزاید: تعداد سالمندان زن نسبت به مردان بیشتر است .
پیشه وری تعداد پرسنل این آسایشگاه  را 20 نفر می خواند و خاطر نشان می کند: به تمام پرسنل آموزش های لازم داده شده که چگونه باید با یک سالمند رفتار کنند.
مدیر آسایشگاه خوبان در ارتباط با شرایط پذیرش سالمندان در این مرکز اذعان می دارد : برخی از سالمندان توسط خانواده هایشان به این آسایشگاه مراجعه کرده اند و حدود کمتر از 50 درصد این سالمندان از طریق بهزیستی و کمیته امداد به این مرکز معرفی شده اند.
 

هزینه یک سالمند 900 هزار تومان در ماه
پیشه وری کمبود دارو ، وسایل بهداشتی را نیازهای اساسی این آسایشگاه می داند و می افزاید: متاسفانه سازمان بهزیستی هزینه یک سالمند را 900 هزار تومان پیش بینی کرده در صورتی که هر ماه برای سالمندی که تحت پوشش بهزیستی است 120 هزار تومان هزینه پرداخت می کند.
وی می افزاید:  با این اعتبارات اندک نیازهای سالمندان تامین نمی شود و دولت باید جهت تامین نیازهای این افراد از بخش خصوصی حمایت های لازم را به عمل آورد.
مدیر آسایشگاه  تعداد آسایشگاه های خصوصی در شهر تبریز را سه مرکز معرفی می کند و خاطر نشان می سازد: آسایشگاه خانه خوبان اولین آسایشگاهی است که توسط بخش خصوصی در تبریز با ظرفیت 120 نفر ساخته شد که در آن زمان تنها از 6 سالمند نگهداری می شد.
وی در حال حاضر ظرفیت این آسایشگاه را بیش از 200 نفر اعلام کرد و افزود: از سال 1376 تاکنون  به 110 سالمند خدماتی ارائه می شود.
مدیر آسایشگاه خوبان در تبریز در پایان سخنانش، کمک های خیرین شهر تبریز را محدود خواند و اظهار داشت: تمام خیران باید با اتحاد و همکاری لازم جهت برطرف کردن نیاز های این افراد مسن باید گامی موثر بردارند.
آری این جا خانه سالمندان است مکانی که آدم ها حرف هایشان را با سکوتشان می زنند در لبخند هایشان غمی نهفته است در چشم هایشان تردید موج می زند تردید میان ماندن و رفتن ، بودن یا نبودن و عشق برای آنان قاب عکس های خاک شده کنار تخت هایشان است .
آنان با وجود تمامی امکاناتی که در آسایشگاه در اختیارشان قرار گرفته و پرستاران گوش به فرمانشان اند  و مانند پروانه به دورشان می چرخند و یک لحظه هم تنهایشان نمی گذارند  اما در خلوتشان از جدایی ها و از این که در سرای نیمه خاموش سالمندان به فراموشی سپرده شده اند رنج می برند.
تا کی سکوت و تنهایی ، تا کی چشم به در دوختن ، تا کسی از راه برسد و دیداری تازه شود. امیدواریم روزی که مختص آنان است و به عنوان پدر شناخته شده اند سری به چنین آسایشگاهی بزنیم و دلی را شاد کنیم و بگویم پدر جان روزت مبارک .



دستبرد 350 خانه توسط یک نصاب ماهواره

 

نوع مطلب :حوادث ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

 دستبرد  350خانه ،توسط یک نصاب ماهواره

مسعود خرم نیا ، فرمانده نیروی انتظامی  استان آذربایجان شرقی  از دستگیری یک نصاب ماهواره در استان خبر  داد

خرم نیا افزود : این نصاب با مراجعه به  خانه ها  جهت نصب ماهواره ها  و شناسایی 350 خانه جهت دستبرد ، دستگیر شده و در بازداشتگاه به سر می برد.

وی ااذعان داشت  : طرح جمع آوری ماهواره ها در استان شروع شده و مامورین در حال جمع آوری ماهواره ها می باشند و از مردم خواهشمندیم قبل از این که توسط مامورین جمع آوری شود خود مردم آنها برای جمع آوری باید اقدام کنند .

فرمانده نیروی انتظامی استان آذربایجان شرقی  بیان داشت  :متاسفانه با جمع آوری  دستگا ه های مستهجن در سطح کشور دشمن با جایگزینی دیگر  ،با سرعت این خلع را پر می کند و  و مردم باید آگاه باشند و نسبت به عملکرد دشمنان حساسیت نشان دهند.

سردار خرم نیا خاطر نشان کرد : محموله های مشروبات الکلی با قیمتی کم در اختیار مردم گذاشته می شود و جامعه را به آلودگی و فساد می کشانند و وظیفه رسانه ها اطلاع رسانی به مردم می باشد .

وی خبر از کشف اقلام قاچاق به مبلغ 1 میلیارد و چهارصد میلیون تومان  در استان آذربایجان شرقی  دادو گفت : در این عملیات 36 قاچاقچی دستگیر و 30 دستگاه خودرو توقیف شد که 4 کارگاه تولید بشقاب ماهواره که مختص یک فرد بود پلمپ شد .

وی  در ارتباط اقلام کشف شده تشرح کرد : 2 هزار و 559 بطری انواع مشروبات الکلی ، 2 هزار و 585 دستگاه رسیور  4 هزار دستگاه المبی ، 800 عدد دیش رابط ، 3 هزار عدد دیش آماده بدون رنگ ، 2 دستگاه پمپ رنگ پاشی ، 7 ورق دیش نیمه آماده ، 5 هزار عدد میله دیش ، 3 هزار و 500 عدد پایه دیش و بست و گیره و المبی ، یک عدد دستگاه برش ورق المبی و انواع سیدی های مستهجن و غیر مجاز را کشفیات نیروی امنیتی استان آذربایجان شرقی چند روز اخیر کشف شد.



خواهر خواندگی چین و تبریز

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

خواهر خواندگی چین و تبریز

این بار نوبت تبریزبود که تیتر اول روزنامه  ها شود و با چین خواهر خواندگی خود را اعلام کند اما متاسفانه این فکسی که قرار بود جایگاه تبریز را توسعه دهد  چند روز با تاخیر یعنی بعد از برگزرای این همایش در پکن ، توسط شهردار محترم تبریز  در مورخه 29 خرداد در  اختیار اعضای شورای شهر قرار می گیرد تا اگر صلاح باشد با رای موافق خود منجر شوند روسای محترم شهرداری  در پکن حضور یابند و موضوع  خواهر خواندگی  چین و تبریز را مطرح کنند . این همایش 16 الی 19 خرداد ماه برگزار شده ولی اکنون چرا اعضای شورای شهر در موردش اظهار نظر می کنند جای بسی تعجب دارد این را می شود از چهر های تک تک اعضای شورای شهر مشاهده کرد که بهت زده به هم نگاه می کنند .

خواهر خواندگی چین و تبریز به نفع اقتصاد چین می باشد

بهروز خاماچی ایالت غرب چین را ترک زبان و مسلمان معرفی می کند و می گوید : هدف چین از این خواهر خواندگی بهبود وضعیت اقتصادی می باشد . در حالی که ما از سفر های خارجه بهره کافی را نبرده ایم

خاماچی خاطر نشان می کند : متاسفانه زمانی که مسافران خارجی در اتاق بازرگانی حضور می یابند یک نفر از اعضای شورای شهر تبریز را برا ی بیان مشکلات دعوت نمی کنند ولی نمی دانم چرا از شورا چنین درخواستی می کنند تا لایحه سه فوریتی که بیش از 2 هفته از برگزاری مراسم گذشته است تصمیم گیری کنند .

طرح های سه فوریتی بی محتوا وقت اعضای شورا را می گیرد  

رضایی یکی دیگر از اعضای شورای شهر تبریز در این باره می گوید: نباید با طرح های سه فوریتی بی محتوی ، وقت مجلس گرفته شود.

وی طرح خواهرخواندگی تبریز و چین را بی محتوای می داند و می گوید : این لایحه در تاریخ  در 16 خرداد در پکن  شروع شده و  17 خرداد هم به شهرداری رسیده و 29 شهرداری این طرح را به شورای شهر فرستاده شده  است

رضایی می افزاید : این موضوع نشان دهند ه  این است که شهردار محترم یااین فکس را به طور دقیق مطالعه نکرده و از زمان ان آگاه نبوده  و یا اینکه ...

تبریز از سفر های خارجه استفاده بیشتری نمی کند

 جعفر مدبر عضو شورای اسلامی شهر تبریز ، نیزمسافرت به  سفر های خارجی  را بی نتیجه می داند و می گوید :  اصفهان و مونیخ  با هم خواهر خوانده اند و اصفهان از این فرصت استفاده می کند نیرویی را به مونیخ اعزام می کند و نیروی اعزام شده  آموزش های لازم را می بینند و و در جهت توسعه شهر اصفهان قدم بر می دارند . در حالی که ما از سفر های خارجی هیچ دستاوردی را حاصل نکرده ایم .

 هر چند زمان این ویدیو کنفرانس و همایش به اتمام یافته ولی با این وجود تصمیم گیری های اعضای محترم شورای شهر منجر به عدم تصویب این لایحه سه فوریتی شد

  • تعداد کل صفحات:9 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


هنر گام زمان پنجشنبه 6 بهمن 1390
18 هزار ریال برای سه وعده غذای یک زندانی کافی نیست! دوشنبه 19 دی 1390
گفت و گو با خالق 72دکلمه به یاد 72یار وفادار حسین سه شنبه 13 دی 1390
ایران خودرو تبریز در یک قدمی تعطیلی / مقصرکیست پنجشنبه 24 آذر 1390
ساکنان غیر رسمی و خیالی به نام عدالت شنبه 5 آذر 1390
رشته زبان ترکی در دانشگاه تبریز متقاضی ندارد چهارشنبه 2 آذر 1390
چهل روز از غم فراغ مهسا گذشت! پنجشنبه 26 آبان 1390
تصاویری از مهسا بالغ قهرمان ووشوی کشور شنبه 23 مهر 1390
مهسا بالغ ، قهرمان ووشو کشور بر اثر سرماخوردگی در گذشت شنبه 23 مهر 1390
برادر روح الله داداشی: چرا قاتل را نبخشیدیم؟ سه شنبه 5 مهر 1390
500 هزار تومان فاصله تا فلج شدن کامل یک مادر پنجشنبه 31 شهریور 1390
هر کلانشهر 3 شهردار نیاز دارد پنجشنبه 24 شهریور 1390
بی حجابی در خیابان سنگفرش ولیعصر بیداد می کند پنجشنبه 24 شهریور 1390
نگاه پزشک به بیمار به عنوان بسته های اسکناسی ، غیر اخلاقی است سه شنبه 22 شهریور 1390
100نفر از شهروندان تبریزی بر اثر ام اس فلج شده اند دوشنبه 21 شهریور 1390
لیست آخرین پستها