تبلیغات
اطلاعات، خبر ، آگاهی - خنده ای که به نظرش ، گران تمام می شود

خنده ای که به نظرش ، گران تمام می شود

 

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

خنده ای که به نظرش گران تمام  می شود

جلسه آخر بود که تازه استاد اسم من و دونست و پرسید آقاجانی تویی ؟

گفتم بله ؟

جلوی اسمم یه علامت زد.

علامتی که شاید برام گران تموم بشه

علامتی که نشون می داد با حر فهاش موافق نیستم

علامتی که جواب سوالش و با سوال دادم وتوی فکر رفت ؟

اون روز آرزو کردم که ای کاش ارتباطات رشته ی مورد علاقه ام نبود

آرزو کردم که ای کاش با بچه های روابط عمومی آشنایی نداشتم

بچه های دو رویی که اتحاد بینوشن نیست

توی کلاس به یکی از دوستامون توهین شد.

توهین از طرف استاد محترم بود

اگه من جای اون بودم حتما جوابش رو می دادم

اما آقای ... فقط پرسید ؟ استاد چرا

استاد گفت ( دور از ادب است ک بنویسم ) . . . گم شو برو بیرون

آقای ... داشت کتاب هاشو بر میداشت که

این استاد محترم و با ادب با عصبانیت گفت اگه یه نفر نمره قبولی از من گرفت ... ، بعد در کلاس رو که انگار خونه باباش بود به هم کوبید و رفت

کلاس دو گروه شده بود عده ای به خاطر ترم آخر بودنشون دست و پاشون می لرزید و براشون مهم نبود که توی کلاس چه چیزی دیدندو چه چیزی شنیدند.

اما برای من و چند نفر ،که ما هم ترم آخر بودیم توهین به همکلاسی مون مهم تر از قبولی و .. بود.

خلاصه اکثر بچه ا راضی شدند تا به حراست برند و اون توهین ها و فحش ها رو به گوش مسئولین برسانند و بگن  که دانشگاه جای الفاظ کوچه بازاری نیست .

دانشگاه جای گردن کلفتی نیست .

 20 نفر جمع شدیم همگی پیش رئیس حراست و رئس دانشگاه و مدیر گروه رفتیم و ماجرا رو گفتیم .

وقتی تک تک سخنان این استاد گرانقدر و گران مایه را به گوش رئیس دانشکده رسوندیم از خجالت سرشو پایین انداخت و گفت من به جای ایشون از شما معذرت می خوام

چند روز بعد همه حر فها به گوش استاد رسیده بود. شنبه برامون کلاس فوق گذاشت . خودش رو توجیه کرد.  باز توی حرف هاش به رئیس حراست و .. توهین کرد.جایگاه خودش رو بالا تر از اون ها دانست و از ما خواست برگه ای رو که توش نوشته بود " این استاد در تمام جلسات حضور داشت و فوق برنامه گذاشته و هیچ توهینی به بچه ها نکرده و ما از ایشون معذرت خواهی می کنیم " را امضا کنیم.

بچه  ها رو درواسی ماندند و بعضی هاشون امضا کردند. دیگه داشت ورقه پر از امضا های زورکی می شد و من تحمل این امضای زوری رو نداشتم .

به بچه های روزنامه نگاری گفتم بچه ها  با امضامون آقای الف رو متهم می کنیم خواهشا امضا نکنین .

اما بچه ها حرف گوش نمی کردند . چون استاد گفته بود " شما که از ما انتظار نمره های خوب دارین  ما هم انتظار داریم خواسته کوچک ما از طرف شما برآورده ش  ."

بچه ها خودشون رو به نمره فروختند و وقتی من یواشکی به چند نفر از آقایون گفتم چرا امضا می کنین . استاد نگاه چپ بهم کرد و گفت چیزی شده . چیری نگفتم . آقای الف گفت نه استاد

وقتی اون حرف رو شنید مدام با چشم هاش من و می پایید متوجه نگاه های سنگینش بودم اما برام مهم نبود.

حضور غیاب کرد تا به اسم من رسید گفت آقاجانی تویی ؟

گفتم : بله

گفت :روزنامه نگاری

 گفتم :بله

.گفت یه نقد بنویسین و واقعیت ها رو بگین

گفتم استاد دو جور نقد داریم مثبت و منفی ؟ کدوم یکی رو می خواین

فقط نگام کرد.

بچه ها پرسیدن استاد تبین یعنی چی

گفت از خانم آقاجانی بپرسین روزنامه نگاری خونده حتما می دونه

وسط سخنرانی هاش یه چیزی رو بار ما کرده بود و استاد های ارتباطات رو ضعیف جلوه داده بود حرفش رو به خودش برگردوندم .

متوجه شد اما خندید.

خنده ای که به نظرش برام گران تمام خواهد شد. اما نمی دونست که نمره هام رو خودم گرفتم و کسی بهم نمره نداده و این ترم هم می خونم و نمره می گیرم .

بچه ها همه خوشحال بودند چون در قبال یه امضا نمره شون بالاتر از 18 می شد.

کلاس که تموم شد بچه ها گفتن لیلا می دونیم حق با توست  اما چاره ای نداشتیم .

اولین باری بود که توی دانشگاه صدامو بلند کردم و گفتم هیچ کدوم عرضه نداریم .

 

آره کار ها خوب پیش می رفت همه چیز رو خراب کردیم و به همه ثابت کردیم که نمره مهمتر از هر چیزیه

به همه ثابت کردیم ک نمره نمی گیریم بلکه نمره می دن

به همه ثابت کردیم که روزنامه نگار و روابط عمومی نیستیم

با این رویه ای که پیش می ریم هیچ وقت موفق نمی شیم هیچ وقت عدالت رو برقرار نمی کنیم .

این هم آخرین خاطره بد من از دانشگاه ...

 

 





همه دیوانه خطابم می کنند یکشنبه 9 مهر 1391
کوتاهی دولت در قبال تعهدات خود به صنایع جمعه 30 تیر 1391
بی مهری های صندوق مهر با کار آفذینان زن استان یکشنبه 25 تیر 1391
خداحافظی یک هفته ای مطبوعات از کیوسک های تبریز یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
اتوبوس حامل هنرمندان و خبرنگاران تبریز دچار سانحه شد دوشنبه 18 اردیبهشت 1391
متین کودکی که نامش جهانی شد سه شنبه 5 اردیبهشت 1391
ما هم حق زندگی داریم یکشنبه 3 اردیبهشت 1391
گزارشی از نیم میلیون حاشیه نشین در تبریز سه شنبه 29 فروردین 1391
سالمندان تبریز برای دریافت کارت منزلت ثبت نام کنند دوشنبه 21 فروردین 1391
جزئیات مرگ مشکوک نخبه علمی در خانه اش دوشنبه 21 فروردین 1391
فراهم شدن امکان پرداخت غیر حضوری قبوض آب با تلفن 1808 دوشنبه 21 فروردین 1391
با زبان مردم حرف می زنیم شنبه 12 فروردین 1391
نوروز غنی و فقیر نمی شناسد شنبه 27 اسفند 1390
ترجیح می دهم جوانان کاندیدا شوند پنجشنبه 27 بهمن 1390
لیست قطعی جبهه متحد اصول گرایان آذربایجان شرقی در تبریز و 7 شهرستان آذربایجان شرقی سه شنبه 25 بهمن 1390
لیست آخرین پستها