تبلیغات
اطلاعات، خبر ، آگاهی - دغدغه زنان تاکسیران تبریز

دغدغه زنان تاکسیران تبریز

 

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

نصر نیوز: معلم ، دکتر ، مهندس، نقاش ، شاعر، هنرپیشه ، خواننده ، پرستار، خلبان ، راننده ، پلیس و حتی رئیس جمهور ، آرزو های کودکانه تک تک ما بودند که مغرورانه و در زنگ انشا با صدایی بلند در جمع دوستان دانش آموزمان دکلمه می کردیم...

اما روزگار سنگدل تر از  آن است که برخی از آرزوها و خواسته های کودکانه ما را برآورده کند. ریتا و راضیه همان کودکان دیروزند که در پاسخ به این سوال معلم که " در آینده می خواهید چه کاره شوید؟ " نیم صفحه ای از برگ های
دفتر را با قلم شیرین کودکانه خود  پرکرده بودند ، دکتر و معلم!
این دو "بانو" ناگفته هایی دارند که باید شنید و افتخار کرد به چنین کسانی که  صبورانه در مقابل مشکلات از خودگذشتگی نشان دادند تا دوشادوش مردان برای رفاه فرزندان خود و  خانواده هایشان گامی موثر بردارند.
رانندگی را به خیاطی و گلدوزی ترجیح می دهم
با اولین تماسم گوشی را برمی دارد وقتی خود را معرفی می کنم ، احوال پرسی گرم و صمیمی سر می دهد، ریتا کمی نگران به نظر می رسد یک هفته ای تصادف کرده و به قول خودش " ماشینش را خوابانده اند " با مشغله ای که دارد با روی خوش دعوت ما را برای مصاحبه می پذیرد.
او خود را "ریتا حق گویی" متولد 1350 ، یکی از رانندگان تاكسی در سطح تبریز معرفی می کند.
18 سال قبل زمانی گه گواهی نامه رانندگی را به دست گرفت اصلا فکر نمی کرد که روزی پشت فرمان بشیند و مسافران شهراش را جا به جا کند.
از بین 54 راننده زن که تحت نظر سازمان تاکسیرانی تبریز فعالیت دارند به نظر می رسد بشاش‌ترین راننده  باشد؛ چرا که برای هر جمله ای که بر زبان می آورد تبسمی دلنشین بر گونه هایش می نشیند.
ریتا بعد از زایمان فرزندش دچار افسردگی شده  و به همین دلیل از سوی یکی از دوستان برای فعالیت در یکی از آژانس ها تاکسی تلفنی دعوت به کار می شود بعد از سه سال در آژانس به دلیل پشت کارو شهامتی که از خود نشان می دهد به عنوان زن تاکسیران در سازمان تاکسیرانی دعوت به کار می شود .
به نظرش خوش شانس ترین زنی است که در سال 86 از بین 250 ناوگان تاکسی ،یکی از تاکسی ها به نام او رقم خورده است.
وی می گوید: آن سال تنها چهار  نفر از خانم ها صاحب تاکسی شدند که یکی از آنها من بودم .
به قول خودش از هر انگشتش هنری می ریزد او در رشته خیاطی گلدوزی و هنر های دستی چندین گواهی نامه معتبر اخذ کرده است
اما رانندگی را به خیاط بودن و گلدوزی کردن ترجیح می دهد. از کودکی دوست داشت دکتر! شود اما زمانی که به خود می آید خود را بر پشت فرمان می بیند که در حال جابه جا کردن مسافران است.
حق گویی در ارتباط با روز های آغازین کارش می گوید : با جسارت و جراتی که داشتم ،روز های سختی را سپری کرده ام که غیر قابل وصف است . وقتی رانندگان آقا راه را به روی ما می بستند و تحقیرمان می کردندو می گفتند: غذایت  می سوزد! و مردم در خیابان با انگشت نشانمان می دادند و می گفتند این ها زن اند یا مرد!  و بد ترین فحش ها را نثار مان می کردند و .... ،شما جای ما بودید چه واکنشی نشان می دادید . ما فقط سکوت می کردیم و خود را با شرایط جامعه وفق می دادیم .
وی معتقد است:  باید مسئولان فرهنگ سازی کنند تا دیگر هیچ راننده زنی با دلهره در خیابان رانندگی نکند.
ریتا و اکثر همکارانش شبانه روز کار می کنند علاوه بر رانندگی از عهده وظالف همسرداری و بچه داری  هم خوب بر می آیند او می گوید: کارم لطمه ای به خانه دار بودنم نزده است و از این که همپای همسرم برای فرزندانم ، زحمت میكشم احساس خرسندی دارم .
حق گویی می گوید: رانندگی مختص مردان نیست ما تا حدودی توانسته ایم ثابت کنیم که زنان هم می توانند در برخی کارها سهم بسزایی داشته باشند.
ریتا با این که بغضش را در میان تبسم هایش پنهان کرده کمی غمگین به نظر می رسد او ناراحت است از دست کسانی که تا کنون این شغل را فرهنگ سازی نکرده اند تا با مخالفت آیدا مواجه نشود.
آیدا دختر بزرگتر او 14 سال بیش ندارد اما رانندگی را برای مادرش شغلی مناسب نمی داند . آیدا دوست ندارد انگشت اشاره مردم ،به سوی مادرش هدف رود!
ریتا مقصر اصلی را مردم و نگاه‌های تمسخر آمیز آنان می داند با این وجود او می داند روزی خواهد رسید که آیدا به مادرش افتخار کند .
وی می گوید: اکثر مشتریان ما که خانم هستند از این طرح استقبال می کنند و چند تایی از آنها نیز دائم از ما می پرسند که چکونه ما هم می توانیم در این شغل فعالیت کنیم .
فلکه خیام ، چراغ قرمز و پلیس همیشه خاطر خوشی را در ذهنش تجسم می کند او می گوید روزی عجله داشتم ، و چراغ قرمز بود ، خود را آماده کردم برای رد شدن از چراغ،   یک دفعه پلیس راهنمایی گفت " خانم خجالت نکشید اگه می خواید برید ها " ریتا می خندد و می گوید به زور جلوی  خنده ام را گرفتم و گفتم " کجا ! داشتم آماده می شدم "
حق گویی می گوید: این یک موضوع ساده است و شاید برای تمامی رانندگان پیش بیاید اما نمی دانم چرا ساعت ها به رفتار و حرکات خود خندیدم...
ریتا به کارش علاقه مند است اما معتقد است که این کار کمی خسته کننده است او آرزو می کند روزی برسد که رانندگان زن نیز همانند اکثر کارمندان از برخی مزایا و تسهیلاتی برخوردار باشند وی معتقد است تنها بیمه درمانی مشکلات آنان را حل نمی کند .
دخترم به داشتن مادری مثل من افتخار می کند
واقعا اگر روزی وسیله نقلیه ام خراب شود !، اگر روزی در بیمارستان بستری شوم ! اگر مشکلی پیش آید که نتوانم سر کار حاضر شوم! چه کسی نان آور خانه ام خواهد بود ! این ها ،  محوری ترین صحبت های راضیه خانی است . او دلی پرخون دارد اما جرات و شهامتش ستودنی است، 12 سال می شود که سرپرست خانواده است با دو فرزند در خانه ای اجاره ای به سر می برد.
به خاطر درآمد نسبتا بالایی نسبت به سایر شغل های امروزی به این کار روی آورده است . از دید همسر مرحومش، رانندگی برای زنان مناسب نیست  از کودکی دوست داشت معلم شود به آرزو یش هم می رسد و 2 سال
سابقه تدریس دارد اما شوهر و اعضای خانواده با شاغل بودن او مخالفت می کنند. بعد از فوت همسرش شرایط طوری ایجاب می کند که دنبال شغلی باشد .
راضیه با دیدن تابلو های تاکسی سبز ،راغب می شود تا بیشتر در مورد رانندگی بانوان بداند . همان روز در تاکسیرانی ثبت نام می کند و یک میلیون به حساب می ریزد و صاحب یک تاکسی نو  می شود.
خانی چهار سال است که در این شغل فعالیت می کند،  وی در ارتباط با سختی های کار می گوید : به خاطر وارد شدن به این شغل چند ماهی با خانواده شوهر وخانوده خودم اختلاف داشتیم تا جایی که به قهر انجامید  آنها علاقه نداشتند من این شغل را انتخاب کنم اما من به درآمد نیاز داشتم و می خواستم نیاز های فرزندانم را بر آورده کنم.
راضیه در ادامه می گوید: علاوه بر مخالفت های خانواده ام ، دخترم آیسان نیز اصلا دوست نداشت که من را پشت فرمان ببیند او از شغل من خجالت می کشید.
وی می گوید: وقتی او را به مدرسه می بردم یک کوچه جلو تر پیاده می شد تا دوستانش او را نبینند . راضیه می خندد و ادامه می دهد خدا را شکر که اکنون دخترم به من افتخار می کند و با این که در رشته نمایش ادامه تحصیل می دهد دوست دارد مثل من راننده باشد.
راضیه بغض می کند اما این بغض ، بغض شادی است او می گوید: چند روز پیش دخترم آیسان اشک شوق را از چشمانم سرازیر کرد.
آیسان در پاسخ به سوال دکتر که از من پرسید چرا دستکش سفید دستم کرده ام  با لحنی دوست داشتنی و با صدای بلند  در جواب  گفت " آقای دکتر، مادر من راننده تاکسی است " .
راضیه معتقد است: " دیدگاه مردم نسبت به من در جامعه مهم نیست  ، مهم آن است که فرزندانم به من افتخار کنند "
راضیه کمی مکث می کند و یک دفعه با صدای بلند می خندد علت خنده اش را جویا می شوم.
می گوید وقتی برای اولین بار پشت فرمان نشستم به طرز فجیع خجالت می کشیدم ،اولین مسافرم  پیر زنی بود که مقصدش مطب پزشک بود. بی سیم جلوی چشمانم بود و دائم  108 می گفت اما می ترسیدم بیسم را بردارم و اعلام موقعیت کنم با خود می گفتم اگر با بی سیم صحبت کنم مردم در خیابان صدایم را خواهند شنید ...
خنده اجازه نمی دهد بقیه اش را تعریف کند بعد از کلی خندیدن ادامه می دهد: با خواندن آیت الکرسی و تکرار چندین بار بسم الله الرحمن الرحیم بی سیم را برداشتم و به آرامی جواب دادم در حالی تب گونه هایم را حس می کردم و هر از گاهی به آن پیر زن نگاه می کردم تا عکس العمل او را ببینم  تازه خجالت می کشیدم که چگونه از این پیر زن پول درخواست کنم.
وی می گوید: سختی ها و شیرنی هایی را طی کرده ایم اما باید مسئولان از تبلیغات بیشتر استفاده کنند و روشی را برگزینند که این شغل خانم ها برای اعضای خانواده و مردم یک شغل عادی باشد .
راضیه در ادامه می گوید: اکنون با افزایش تعداد آژانس های بانوان و رانندگان خانم ،تا حدودی ازبرخی  مشکلات ما کاسته شده است او می گوید: رسانه های عمومی با نشان دادن زنی که تاکسیران است و در آژانس کار می کند بهترین روش برای فرهنگ سازی این شغل می باشد .
خانی مشکل خرابی ماشین را یکی از معضلات مهم برای کسانی می داند که نان آور خانه ها هستند و معتقد است وقتی به فکر خرابی ماشین می افتم موهای بدنم سیخ می شود نمی دانم چند روز معطل می شوم و بیکار...
وی دلخور است از این که باید مدت ها در ایستگاه تاکسی رانی در صف نوبت بایستد اما وقتی نوبت به او رسید یک نفر دیگر به جای او به سرویس برود چون از شانس او مسافر مرد است و او حق ندارد مسافران مرد را جا به جا کند .
این معضل  یکی از معضلات خانم های راننده است که همه آنها با این مشکل مواجه هستند.
مهدی شهبازی مسئول روابط عمومی سازمان تاکسیرانی تبریز طرح رانندگی تاكسی توسط بانوان در تبریز را یكی از اولین های افتخار آمیر برای شهر اولین ها می داند و می گوید: درشهرتبریز طرح رانندگی تاكسی توسط بانوان در سال 85 تنها با چهار راننده خانم شروع گردید و در ادامه  استقبال چشمگیری از این طرح صورت گرفت به طوری كه هم اكنون تعداد رانندگان زن تاكسیران به 54 نفر رسیده وبه طور روزن افزون نیز متقاضیان خانم برای اشتغال در این شغل شریف در حال افزایش هستند  .
مسئول روابط عمومی سازمان تاكسیرانی تبریزبا اشاره به فرهنگ سازی های صورت گرفته توسط تاكسیرانی در خصوص استفاده از تاكسی برای سفرهای درون شهری برای تمامی شهروندان  بصورت عام و استفاده از تاكسی هایی با رانندگان خانم برای خانواده ها و بانوان بصورت خاص، ابراز امیدواری میكند كه در آینده این شغل یكی از مشاغل پرافتخار برای بانوان در سطح جامعه مطرح گردد..
وی در خصوص خدمات صورت گرفته به رانندگاه تاكسی می گوید:  سه جایگاه اختصاصی  گاز سی ان جی برای سوختگیری تاكسی ها در نظر گرفته شده وتوزیع ضد یخ  و لاستیک و سایر قطعات ضرروی خودرونیز از طریق تعاونی تاكسیرانی صورت میگیرد و بیمه تامین اجتماعی ، سهام عدالت وبیمه تکمیلی رانندگان تاكسی  نیز در حال انجام است تا کمی از دغدغه هایشان کاسته شود  .
وی در ادامه می افزاید: اکنون سه  آژانس تاكسی تلفنی تحت پوشش تاکسیرانی هستند که مدیر و  تمام پرسنل و رانندگان فعال در آنهاخانم می باشند. .
شهبازی از خبرهای خوش نیز سخن می گوید: طبق درخواستهای رسیده به زودی 3 آژانس تاكسی تلفنی  دیگرویژه بانوان ، تحت نظارت تاکسیرانی به منظور گسترش امنیت و رفاه مردم به جمع آژانس های قبلی افزوده خواهد شد.
شهبازی معتقد است: بزرگترین مشکل خانم های راننده مراحل دریافت كارت شهری بوده  که سازمان تاکسیرانی در این باره کمک های شایانی را به رانندگان زن انجام داد ه و مسئولین امر مراحل دریافت كارت شهری توسط آنها را بدون نوبت وبه سهولت  انجام می دهند .
جایگاه سوخت اختصاصی می خواهیم
تمام مشکلات رانندگان تنها ، بیمه اجتماعی ، تکمیلی ، ... ، ضد یخ و لاستیک نیست این مشکلات ، مشکلات تمام رانندگان ( چه زن و مرد ) و تمام کسانی است که پشت رل می نشینند . " ما جایگاه سوخت اختصاصی می خواهیم " سخنان اکثر بانوان تاکسیرانی و رانندگان یکی از آژانس هاست که خانم گلی را مخاطب قرار می دهند تا مشکلات رانندگان خود را به گوش مسئولان برساند.
زهرا گلی یکی از مدیران موفق آژانس بانوان است از سال 89 فعالیت خود را شروع کرده و در این زمان اندک ، مشتریان زیادی را به خود جذب کرده . او معتقد است استقبال کارکنان تالار ها ، مدارس و شاغلین قابل ستودنی است .
از کودکی علاقه زیادی به مدیریت داشت و اکنون با علاقه پشت میز مدیریت نشسته نه به خاطر در آمد بلکه به خاطر نیازی که در جامعه حس کرده است .
مزاحمت های تلفنی ، تحقیر کردن ها ، فحش دادن ها ، شکستن شیشه پنجره ها خاطره های بدی است که در ذهن او و کارکنانش حک شده است ساعات کاری در این آژانس 7 صبح الی 20 شب می باشد و خانم ها دغدغه زمان را ندارند و می تونند نیمه وقت نیز به فعالیت ادامه دهند اکثر خانم ها فرزندان خود را نیز به همراه خود به محیط کار می آورند زهرا گلی در ادامه می گوید : گرفتن مجوز آژانس از تاکسیرانی ،زمان بر و دشوار است و این عامل شاید باعث شود که بانوان نسبت به روی آوردن به چنین شغلی رغبت نشان ندهند.
مدیر آژانس معتقد است هر چه تعداد آژانس هاو تعداد رانندگان خانم افزایش یابد ، منجر به افزایش رفاه خانواده ها خواهد شد وی افزایش آژانس ها در سطح تبریز را امری ضروری و مهم تلقی می کند و امید وار است تاکسیرانی هر چه زودتر در ایجااد رفاه و آسایش مردم گامی موثر بردارد.
وی همچنین تردد خانم های بدون کارت شهری در خیابان های سطح تبریز را معظلی بزرگ  می داند و می گوید: مسافرکشی خانم ها در سطح خیابان بازتاب خاصی به آژانس ها دارد و امیدواریم  مسئولین تاکسیرانی و شهرداری از عهده این  مشکل نیز بر آید. .
خانم ها مقرراتی هستند
"به یک خانم نمی شود اعتماد کرد آنها به خوبی مسیر های فرعی را نمی شناسند ، با سرعت پایین تر رانندگی می کنند ، چراغ قرمز را رد نمی کنند . افت شخصیتی دارد سوار ماشینی شوی که خانمی پشت فرمان است و رادیو را باز کرده است ."
محمد 18سال بیش ندارد ماشین پدرش را برداشته تا خواهرش که 15سال دارد به مقصدش برساند ، در حین رانندگی آهنگ مورد علاقه اش را گوش می دهد.
می پرسم محمد اگر روزی خواهرت راننده تاکسی شود به عنوان مسافر سوار ماشین او می شوی؟ چنان با اخم نگاهم می کند که انگار خدایی ناکرده گناهی را مرتکب شده ام!
می خندد و می گوید مگر خانم ها هم راننده تاکسی می شوند . خواهرش الناز هم می خندد و می گوید این جا که خارج نیست .آنها حرف مرا جدی نمی گیرند احساس می کنند دارم شوخی می کنم . نمی دانم این ناآگاهی از کجا ناشی می شود از اطلاع رسانی و یا از ...
خانم ها چابک و فرز نیستند ، خانم ها نمی توانند ما را صحیح و سالم به مقصد برسانند این ها سخنانی است که بارها مردم به زبان آورده اند . و هیچ کدام از ما بانوان را باور نکردیم . خوشبختانه مسئولان سازمان تاکسیرانی با طرح ها و ایده های نو تا حدودی توانسته به همه کسانی که چنین سخنانی را  زمزمه می کند بگوید خانم ها هم هستند و می توانند.
امیدواریم  مسئولان بیش از پیش تلاش کنند تا گرهی از مشکلات این بانوان را حل کنند . آنها خواسته های اندکی دارند. تسهیلات رفاهی برای فرزندان ، بن خرید ،کارت استخر ، تشویقی ها ،جایگاه سوخت و ... خواسته های اندک بانوان تاکسیران است که به کمک مسئولین انجام شدنی است...




همه دیوانه خطابم می کنند یکشنبه 9 مهر 1391
کوتاهی دولت در قبال تعهدات خود به صنایع جمعه 30 تیر 1391
بی مهری های صندوق مهر با کار آفذینان زن استان یکشنبه 25 تیر 1391
خداحافظی یک هفته ای مطبوعات از کیوسک های تبریز یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
اتوبوس حامل هنرمندان و خبرنگاران تبریز دچار سانحه شد دوشنبه 18 اردیبهشت 1391
متین کودکی که نامش جهانی شد سه شنبه 5 اردیبهشت 1391
ما هم حق زندگی داریم یکشنبه 3 اردیبهشت 1391
گزارشی از نیم میلیون حاشیه نشین در تبریز سه شنبه 29 فروردین 1391
سالمندان تبریز برای دریافت کارت منزلت ثبت نام کنند دوشنبه 21 فروردین 1391
جزئیات مرگ مشکوک نخبه علمی در خانه اش دوشنبه 21 فروردین 1391
فراهم شدن امکان پرداخت غیر حضوری قبوض آب با تلفن 1808 دوشنبه 21 فروردین 1391
با زبان مردم حرف می زنیم شنبه 12 فروردین 1391
نوروز غنی و فقیر نمی شناسد شنبه 27 اسفند 1390
ترجیح می دهم جوانان کاندیدا شوند پنجشنبه 27 بهمن 1390
لیست قطعی جبهه متحد اصول گرایان آذربایجان شرقی در تبریز و 7 شهرستان آذربایجان شرقی سه شنبه 25 بهمن 1390
لیست آخرین پستها