تبلیغات
اطلاعات، خبر ، آگاهی - مطالب لیلا آقاجانی

همه دیوانه خطابم می کنند

 

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

همه دیوانه خطابم میکنند !

گاهی وقت ها  اون طور که انتظار داری کارها پیش نمیره . گاهی وقت ها اونقدر همه چیز رو توی خودت می ریزی که  حسرت چند قطره اشک رو میخوری که بغضت رو بشکنه .

 گاهی وقت ها دلت واسه اون عروسکی که اولین بار بلغش گردی و از غذای توی بشقابت بهش دادی تا از گشنگی نمیره تنگ میشه .

گاهی وقت ها اونقدر ناراحتی که مجبوری بخندی تا خدایی ناکرده کسی متوجه گره ابروهات نباشه.

گاهی وقت ها می خای قید همه چیزو بزنی . گاهی وقت ها دنیا برات تیره و تار میشه . گاهی وقت ها غصه دیگرون ،  اون قدر توی دلت میشینه که غم و غصه خودت رو فراموش می کنی .  

گاهی وقت ها برچسب اجتماعی می خوری و کسی قبولت نداره . گاهی وقت ها همش میشینی و ای کاش ای کاش می کنی .

ای کاش آن پسر نوجوان رو نمی دیدم . ای کاش اهنگی که گوش میکرد رو نمی شنیدم . ای کاش به راه رفتنش خیره نمی شدم. ای کاش احساس ترحم بهش نمی کردم . ای کاش سرمو می نداختم پایین و اون صحنه غم انگیز رونمی دیدم.  ای کاش  متوجه انگشتان پای او که از جوراب بیرون زده بود نمی شدم ای کاش نمی دیدم که دختر بچه ای انگشت اشاره خود را به طرف او دراز کرد ه و می گوید  مامان جوراب هاش پاره شده !

رادیو در دستش بود نزدیک گوشش برده بود آهنگی گوش هایش را نوازش می کردو میگفت همه در کنارم  مینشینند حرف می زنند و من مشتاقانه پای سخنانشان می نشینم اما  وقتی نوبت حرف زدن من می شود صحنه را خالی می کنند و می گویند دیوانه ای بیش نیستم  و من اشک هایم را لابه لای پلک هایم پنهان می کنم میخندم و می گویم خداحافظ  . اما در بین راه با خود میاندیشم که آیا واقعا دیوانه هستم یا نه؟



کوتاهی دولت در قبال تعهدات خود به صنایع

 

نوع مطلب :اقتصادی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

در میزگرد اقتصادی نصر نیوز با حضور مدیران شرکت بلبرینگ سازی تبریز مطرح شد:

 
 

کوتاهی دولت در قبال تعهدات خود به صنایع

 
  نصر نیوز:حمایت از تولید ملی همیشه به معنای تزریق نقدینگی نیست، بلکه با حمایت از بازار فروش تولید کنندگان این حمایت بهتر صورت خواهد گرفت. سیاست هایی دولت می تواند اعمال کند، مثلا قانون استاندارد اجباری کالا را اجرا کند.

اشاره: شركت بلبرینگ ایران (IBC) در بیست و پنجم سپتامبر 1969 مصادف با هشتم آبان ماه 1348 با مشاركت شركت جهانی SKF سوئد، تأسیس شده است. این شركت، بلبرینگ و رولر برینگ‌های مخروطی را براساس مشخصات ارائه شده توسط ISO (سازمان استاندارد جهانی) تولید می‌كند.

كارخانه مدرن این شركت در شهر تبریز واقع شده و سالانه بالغ بر 3/6 میلیون عدد از بلبرینگ و رولر برینگ‌ مخروطی و همچنین بالغ بر 12 میلیون عدد انواع ساچمه و رولرهای مخروطی در سایزهای مختلف تولید می‌كند.

بلبرینگ‌های شیار عمیق یك ردیفه یكی از برینگ‌هایی است كه بطور بسیار وسیعی در صنایع اتومبیل، تجهیزات صنعتی، ماشین‌های ابزار و لوازم خانگی و غیره مورد استفاده قرار می‌گیرد.

جهت تضمین کیفیت برینگ‏های تولیدی این شرکت، از تجهیزات اندازه‏گیری فوق‏العاده دقیق و پیشرفته و سیستم مدیریت کیفیت اثر بخش استفاده می‏شود. این تجهیزات شامل دستگاه‏های اندازه‏گیری تست صافی سطح Roughness، دایروی بودن Roundness، سختی‏سنجی Rockwell، و . . . بوده که در آزمایشگاه‏های مترولوژی و متالوژی شرکت مورد استفاده قرار می‏گیرند.

هشتاد درصد سهام شرکت بلبرینگ سازی تبریز متعلق به بخش خصوصی و بیست درصد سهام نیز متعلق به شرکت سرمایه گذاری الغدیر وابسته به صندوق بازنشستگان می باشد.

نام و آوازه این شرکت به جهت کیفیت کم نظیری که داشته و دارد از مرزهای کشور خارج شده و حتی به کشورهای اروپایی رسیده است. اما با کمال تاسف مشکلات اقتصادی موجود موانع زیادی در مقابل این شرکت و سایر تولیدکنندگان داخلی قرار داده است. این هفته میهمان مدیران شرکت بلبرینگ سازی تبریز بودیم که با رویی گشاده پذیرای ما بودند.

در گفتگوی این هفته ما مهندس جواد اکبری (مدیرعامل)، مهندس مهدی کبیر صابر (مدیر تولید کارخانه)، مهندس علی میهمانی ( مدیر تحقیقات و توسعه) و مهندس محمدرضا فرهمندفر (مشاور مدیرعامل) مشارکت داشتند که به بیان دیدگاه های خود در قبال مسائل مختلف پرداختند. متن کامل گفتگوی این هفته مان با مدیران شرکت بلبرینگ سازی تبریز را در ادامه خواهید خواند:


جواد اکبری-مدیرعامل

 

لطفا از وضعیت کنونی شرکت بلبرینگ سازی و شرایط موجود اقتصادی صحبت بفرمایید.

اکبری: همانطور که می دانید تنها سازنده و تولید کننده برینگ در کشور ما هستیم. بقیه فعالان در این بخش صرفا وارد کننده بلبرینگ هستند. این هم برای ما به نوعی امتیاز شده است اما از طرفی دیگر موجب تاسف است که چرا در کشور ما برای تولید برینگ سرمایه گذاری صورت نگرفته است.

 

آقای مهندس میهمانی فعالان بخش تولید و صنعت بهترین کسانی هستند که می توانند از اوضاع و احوال صنعت و تولید خبر دهند. چه خبر؟!

میهمانی: با توجه به شرایط امسال و نامگذاری امسال به نام حمایت از تولید و سرمایه ملی، ما در این زمینه وارد تلاش شده ایم و جلساتی با مدیران بخش های مختلف از جمله صنایع ریلی داشته ایم که منجر به برقراری تفاهم نامه همکاری بین ما شده است. طبق امکان سنجی که کرده ایم، می توانیم پروژه های جدید را شروع کرده و پیش ببریم.

درباره تولیدات شرکت ما، علاوه بر اینکه ما در صنعت خودرو فعالیت داریم در طرح توسعه شرکت علاوه بر خودرو های خانواده پژو و محصولات جدید ایران خودرو، قصد داریم نیازهای صنعت ریلی کشور را هم بر آورده کنیم؛ همچنین در صنایع سیمان و نفت وارد خواهیم شد.

 

جناب میهمانی بلبریگ سازی تبریز اولین بلرینگ ساز خاورمیانه است. در مقایسه با وضعیت گذشته؛ آیا باز هم همان اقتدار گذشته تان را دارید یا با مشکلاتی مواجه هستید؟

میهمانی: در شرایط موجود کشور باید بگویم که شرایط بهتری داریم. از فرصت تحریم استفاده کرده ایم و ارتباط مان با شرکت های داخلی بیشتر شده و ارجاع هم بیشتر شده است. صنایع نظامی، سیمان و .. که در گذشته به راحتی می توانستند نیازهای خود را وارد کنند، پس از تحریم ها، با توجه به تکنولوژی و کیفیت برتر بلبرینگ سازی تبریز، به ما روی آورده اند.

آقای مهندس اکبری، احتمالا مواد اولیه خود را به مانند خیلی از کارخانه های دیگر از خارج تامین می کنید. آیا با توجه به اعمال تحریم های متعدد، مشکلی از این بابت به وجود نیامده است؟

اکبری: با توجه به اینکه این شرکت با مشارکت اروپائی ها و تکنولوژی آنها بنیان گذاری شده است و نیز مواد اولیه ما هم نوع خاصی از فولاد آلیاژی کروم دار است که قابلیت تولید داخلی ندارد (البته فولاد آلیاژی یزد می تواند با تغییراتی در سیستم تولید خود مواد مورد نیاز ما را تامین کند. ولی خوب چون آنها هم بالاخره حداقل ظرفیتی دارند باید این تغییر ساختار خط تولید برایشان صرفه اقتصادی داشته باشد. بنابرین متاسفانه مواد اولیه ما در ایران قابل تولید نیست.) قبلا مواد اولیه ما از کشورهای اروپائی وارد می شد ولی بنا به محدودیت هایی که اعمال شده حالا از چین وارد می کنیم.

 

مواد اولیه چینی در کیفیت محصولاتتان که تاثیر منفی نداشته است؟

اکبری: نه، به هیچ وجه! وقتی صحبت از چین می شود، الزاما نباید جنس نامرغوب در ذهن متبادر شود. در ضمن ما که از چین کالا وارد نمی کنیم، بلکه مواد اولیه درجه یک وارد می کنیم که مورد تایید شرکتskf  سوئد نیز هست. ما بر اساس نقشه های فنی و مشخصات و متریال مشخص مواد اولیه مان را تهیه می کنیم. در بعضی موارد قیمت مواد شرکت چینی از اروپایی بیشتر می شود. پس برای ما فرقی نمی کند، چه از چین چه از جای دیگر ما همان مواد و به همان مشخصات مشخص را می آوریم.

در بعضی موارد هم مجبور هستیم از کشورهای اروپایی خرید داشته باشیم چرا که بعضی مواد هستند که تنها سازنده موجود دنیا در آنجاست و مجبور هستیم که با هزینه های کلان جنس مورد نیازمان را وارد کنیم.

کبیرصابر: در تایید سخنان آقای مهندس اکبری باید بگویم فولاد آلیاژی مورد استفاده ما چه چینی، چه اروپایی و چه ژاپنی باشد طبق استانداردهای خاصی تعریف شده است تا زمانی که واحد کنترل کیفی ما اطمینان پیدا نکرده باشد که این مواد دقیقا منطبق بر استاندارد های تعریف شده است، ما از آنجا خرید نمی کنیم.

این نوع فولاد می تواند در ایران تولید شود منتها نه به شکلی که مورد استفاده ماست. فولاد آلیاژی یزد با تکنولوژی قابل قبولی نه تنها این نوع فولاد بلکه انواع دیگر را می تواند تولید کند. در طرح توسعه کارخانه داریم که با آوردن خط جدید فورج و سرمایه گذاری مناسب بتوانیم از فولاد آلیاژی یزد استفاده کنیم. ما الان حلقه فورج را نداریم و به همین دلیل نمی توانیم از مواد فولاد یزد استفاده کنیم و این وابستگی ما را بیشتر کرده است. در طرح توسعه سه ساله انشاالله این قدم بزرگ را خواهیم برداشت.

ما اکنون با تهدید هایی مواجهیم که نه تنها ما را، بلکه اکثر صنایع منطقه را تهدید می کند. تورمی که در داخل هست برای ما به عنوان یک تهدید به حساب می آید، ما هر سال افزایش حقوق داریم، افزایش قیمت مواد اولیه و انرژی داریم و... همه اینها در نهایت روی قیمت تمام شده ما تاثیر می گذارد و این مشکلات باعث می شود با کمبود نقدینگی مواجه شویم. آقای مهندس میهمانی هم که به نامگذاری امسال به عنوان سال حمایت از تولید ملی اشاره کردند، ما انتظار داریم که این حمایت از طریق سیستم بانکی یا سایر اهرم ها بتواند مشکل کمبود نقدینگی و سرمایه در گردش صنایع را حل کنند، از طریق مکانیزم های مختلف که می تواند اصلاح چرخه بانکی باشد که تا ما بتوانیم بزرگتر شویم نه اینکه کوچکتر شویم و این مستلزم نقدینگی و افزایش سرمایه شرکت است. مثلا طرحی که در مورد پروژه فورج داریم ما مقداری سرمایه گذاری خواهیم کرد منتها باید سیستمی حاکم شود که مثلا یک میلیارد که ما آوردیم چند برابر آن را هم بانک کمک کند تا پروژه به این بزرگی اجرا کنیم.

 

پس مشکل کمبود نقدینگی یکی از موانع شماست.

اکبری: مشکل کمبود نقدینگی نه تنها در شرکت ما بلکه امروز در بسیاری از شرکت های دیگر وجود دارد، مخصوصا در کارخانه هایی که تولید انحصاری دارند. مثلا ما وابسته به صنعت خودرو سازی هستیم هر وقت آنها در بحران گرفتار شوند ناخواسته ما نیز در آن گرفتار خواهند کرد، عمده مطالبات ما از خودروسازان است.

 

بانکها نمی خواهند کمکی داشته باشند؟

اکبری: ما در گذشته سراغ بانکها رفتیم ولی نتوانستیم نتیجه ای بگیریم.

اخیرا با یکی از تولیدکنندگان که صحبت می کردیم می گفتند اگر بانک وام هم بدهد نمی خواهیم. او می گفت چه کسی می تواند با 21 درصد سود وام بگیرد؟

اکبری: بله درست هست. ببینید چون در گذشته مدیریت کارخانه ما دولتی بود در مقاطع خاصی از بانک ها امتیازاتی گرفته بود ولی باز به دلیل همین کمبود نقدینگی به تعهدات خود در مقابل بانک ها نتوانست عمل کند. از طرفی ما طلب میلیاردی از خودروسازان داریم و از طرفی هم به بانک ها بدهکاریم و هر روز هم جریمه پشت جریمه می آید.

کبیرصابر: اگر قرار باشد که به تولید کننده هم با 21 درصد وام بدهد و به انبوه ساز هم همینطور، پس تولید کننده چگونه می تواند سر پا بایستد؟ در همه جای دنیا دولت ها از تولید حمایت می کنند و حمایتشان هم اینگونه است که به تولید کننده وام کم بهره 3 یا 4 درصدی می دهند، این یعنی حمایت از تولید کننده یا مثلا استاندارد اجباری ورود کالا که مهندس مهمانی اشاره کردند به صورت جدی در گمرکات پیاده کنند و یا تولیدکنندگان بتوانند با نرخ ارز دولتی مواد اولیه بیاورند. اینها برای ما خیلی مهم است.

 

الان لازم هست که از طرف بانکها به بلبرینگ سازی تسهیلاتی ارائه شود؟

اکبری: ببینید اصلا همیشه لازم است که از صنایع حمایت شود. بعضی برای سرپا ماندن و بعضی دیگر برای توسعه. ما همیشه لازم داریم رو به جلو حرکت کنیم، تکنولوژی ما مربوط به 20 سال پیش است. مثلا همان خط فورجی را که می خواهیم بیاوریم، حداقل برآوردی که کرده ایم بالای 50 میلیون یورو سرمایه گذاری لازم دارد، این معلوم است که از دست ما بر نمی آید و بانک ها باید حمایت کنند.

میهمانی: بحثی که هست برای حمایت از تولید، مثلا کشور ترکیه بعد از ما شروع به تولید برینگ کرده است، دولت ترکیه اینگونه از تولیدات ملی اش حمایت کرد که هیچ کس بدون مجوز شرکت تولید کننده ملی ترکیه اجازه نداشت که جنس مشابه را وارد آن کشور کند. حالا بعضی ها به هر دلیلی و از هر راهی جنس های واقعا بی کیفیت وارد بازار ایران می کنند که از لحاظ کیفیت اصلا قابل مقایسه با ما نیستند ولی از لحاظ قیمت نمی توانیم با آن ها رقابت داشته باشیم. متاسفانه برای واردکننده مهم کیفیت نیست بلکه قیمت ارزان برایشان مهم است. تکنولوژی ما skf سوئد هست که کیفیت بسیار بالایی دارد که حداقل در خاورمیانه برند ما مشهور و معتبر است. واردات اجناس نامرغوب چینی باعث اختلال در سایر بخش های تولیدی هم می شود که این می تواند تاثیر مستقیمی در راندمان بهروری داشته باشد.

اکبری: در تایید فرمایشات مهندس میهمانی حمایت از تولید ملی همیشه به معنای تزریق نقدینگی نیست، بلکه با حمایت از بازار فروش تولید کنندگان این حمایت بهتر صورت خواهد گرفت. سیاست هایی دولت می تواند اعمال کند، مثلا قانون استاندارد اجباری کالا را اجرا کند. ببینید بلبرینگ یک قطعه حساس در خودرو هست، پس اگر این استاندارد اجباری اعمال شود جنس بی کیفیت چینی نمی تواند وارد بازار ما شود و اگر هم وارداتی صورت بگیرد اگر با استاندارد و کیفیت هم طراز ما وارد شود، قطعا قیمت آن از قیمت محصولات ما بیشتر خواهد بود. مشکلی که ما داریم این است که همه در ایران می دانند که کیفیت محصولات ما بی نظیر است، اما قیمت آن را با جنس غیر استاندراد چینی مقایسه می کنند. کیفیت ما اگر محصولات اروپایی بهتر نباشد کمتر نیست.

نمی توانید برای فروش بیشتر و با قیمت بهتر محصولاتتان را صادر کنید؟

اکبری: متاسفانه چون ما در ایران تولید کننده انحصاری هستیم اگر با تمام ظرفیت مان هم کار کنیم تنها 8 درصد نیاز داخلی را تامین خواهیم کرد، پس ظرفیتی برای صادرات نداریم. اما در برنامه داریم و بازاریابی هم کرده ایم که اگر واردات بی رویه ادامه یابد محصولاتمان را صادر کنیم.

 

آقای مهندس با این اوصاف من فکر می کنم صادرات بیشتر به نفع شما باشد هم کیفیت ممتاز و هم قیمت پایین تری نسبت به محصولات اروپایی دارید.

اکبری: بله این بیشتر به نفع ماست. ترکیه هم که به اروپا هم متصل است بیشتر راغب است که از محصولات ما استفاده کند. در کشورهای همجوار مانند جمهوری آذربایجان و جمهوری ترکیه و عراق و... بازار خوبی می توانیم داشته باشیم و اگر روال به این صورت پیش برود ما همکاری مان را با خودروسازان داخلی قطع خواهیم کرد.

 

می توانم بپرسم که محصولات ما با چینی ها چند درصد تفاوت قیمت دارد؟

اکبری: ببینید در خود چین بعضی شرکت ها هستند که با آنها همکاری داریم. حدود 10 شرکت بلبریگ ساز در چین هستند که می توان گفت که در سطح ما هستند و بعضی حتی کیفیت بهتری از ما دارند که ما با آنها تبادلات فنی و همکاری داریم. منتها وقتی از چین بلبریگ وارد می کنند از آن ده شرکت که نمی خرند، اگر از آنها وارد شود مشکلی نیست و ما هم آنها را تایید می کنیم و آنها هم ما را تایید می کنند. در مقاطع خاصی هم با یکدیگر همکاری می کنیم. متاسفانه وارد کنندگان ما که دنبال کیفیت نیستند، دنبال سود بیشتر هستند. اگر از محصولات آنها وارد ایران شود، قطعا قیمت شان بیشتر از ما خواهد شد.

 

پس با این حساب با تمام ظرفیت تولیدتان کار می کنید.

اکبری: ما در بعضی خطوط با صد در صد توان و و بعضی خط ها کمتر کار می کنیم.

 

چند شیفته کار می کنید؟

اکبری: بعضی واحد ها سه شیفته و بقیه دو شیفته کار می کنند.

 

چند نفر پرسنل دارید؟

اکبری: 300 نفر. این را هم اضافه کنم که ما مخالف واردات نیستیم، گفتم که اگر استاندارد اجباری کالا اجرایی شود با وجود محصولات ما کسی سراغ واردات نخواهد رفت. خوشبختانه سازمان استاندارد  اقداماتی را شروع کرده، هر چند هم که ناقص باشد چون شروع کار است ما نمی خواهیم ایرادی بگیریم ما تنها تولید کننده بلبرینگ ایران هستیم و استاندارد آن هم خودمان مشخص می کنیم. متاسفانه استاندارد ابتدا به ما گیر داده که استاندارد محصولات خودمان را بررسی کنیم! ما از اجرای استاندارد اجباری کالای وارداتی استقبال می کنیم و امیدواریم این روال بر تمامی کالاهای وارداتی اعمال شود.

علیرضا فرهمندفر- مشاور مدیرعامل

 

اجازه بدهید نظرات شما را درباره اقدامات صورت گرفته از سوی دولت در زمینه های اقتصادی بدانیم. کدام اقدام دولت مثبت و سازنده و کدام اقدامش سازنده نبوده است و برای بهبود شرایط، دولت چه باید بکند؟

فرهمندفر: قضیه تحریم ها حتی ترانسفر پول را هم به مشکل اندخته است و مثلا ما برنامه ریزی می کنیم که در فلان موقع فلان مواد و فلان کار را انجام خواهیم داد با توجه به اینکه در ترانسفر پولمان به مشکل برخورد می کنیم، نمی توانیم به مشتریانمان پاسخگو باشیم. باضافه اینکه ما خیلی مواقع از بانک ها پول نمی خواهیم بلکه اعتبار می خواهیم. خدماتی مانند گشایش اعتبار ال سی، ضمانت نامه های مختلف بانکی و... . می دانیم که همه تولید کنندگان در این زمینه مشکل دارند. دولت باید تمهیداتی قائل شود که لااقل ما از این اعتبارات استفاده کنیم. نکته دیگری هم که مهم است اینکه متاسفانه سیستم بانکی در ایران دولتی است، در سراسر دنیا بانک هم در منفعت و هم در زیان شما سهیم می شود. اینطور نیست که پول را بدهند و بگویند هر طوری می شود، بشود شما باید 21 درصد هم روی پول بگذارید آنرا به ما برگردانید! اگر تمهیداتی بکنند که این روند نادرست اصلاح شود خیلی از مشکلات حل خواهد شد. ما تولیدکنندگان مانند زنجیر به هم وابسته هستیم وقتی خودرو ساز پول ما ار نمی دهد لااقل بانک این را بداند و فشار را روی ما نیاورد. خودرو ساز هم بسیار کلان از بانک پول می گیرد و کسی هم از آنها نمی پرسد این پول را که گرفتید سود کردید یا زیان کردید.

در گمرک یک کار خوبی که انجام شده اینکه هزینه گمرکی را قسط بندی کرده اند. قبلا اینطور بود که باید نقدا و تمام و کمال هزینه گمرک پرداخت می شد تا بتوان جنس را ترخیص کرد. اگر این قانون که شنیده ام اجرا خواهد شد، اجرا بشود نکته مثبتی است و استاندارد اجباری هم از آن طرف اجرا شود و مسئله ترانسفر پول و اعتبارات بانکی هم حل شود، خواهیم گفت که بلی واقعا از تولیدکننده حمایت شد.  باضافه  اینکه در مملکت ما ضایقه ایرانی عادت کرده به جنس چینی! ما هم نمی گوییم دور مملکت دیواری بکشند و هیچ وارداتی صورت نگیرد اما لااقل وقتی مقایسه می کنند درست مقایسه کنند. هیچ وقت مرسدس بنز را با پیکان نمی توان مقایسه کرد، باید با حد خودش مانند بی ام و  مقایسه کرد.

متاسفانه دقیقا قیمت های ما را با سورس درجه چندم چینی مقایسه می کنند و ای کاش هم با نمونه های با کیفیت شان مقایسه شود که ما می دانیم قطعا قیمتشان بیشتر از ماست.

اکبری: خودروساز ایرانی به ما می گوید که باید قیمت شما همانند قیمت چینی باشد و گرنه می رویم از چین وارد می کنیم! اگر این روال ادامه یابد ما بسوی صادرات محصولاتمان متمایل خواهیم شد.

فرهمندفر: جالب اینجاست که برای وارد کردن جنس بی کیفیت چین باید پول نقد را قبلا واریز کنند، در حالی که به ما می گویند با شما دو ماهه تسویه حساب می کنیم که آنهم به یک سال می کشد. ولی ما به همه چیز پول نقد می دهیم.

 

پس چرا پول ما را نقد نمی دهد!

فرهمندفر: دارد حمایت می کند از ما!

اکبری: من خیلی خوشحالم از این بابت که امسال به نام حمایت از تولید ملی نامگذاری شده است اما از طرفی دیگر نگرانی من و عمده همکاران من این است که مبادا به این شعار عمل نشود. کلا کسانی که سر کارشان با واردات مواد اولیه است، برای واردات پول نقد می دهند وقتی این جنس به گمرک می آید همان جا نقدا هزینه گمرکی، مالیات بر ارزش افزوده و... را می گیرند. هزینه پرسنل نقد است و این مواد اولیه در طی فرایندهای مختلف و پروسه زمانی به محصول نهایی تبدیل می شود اما وقتی می خواهیم جنس مان را به فروش برسانیم نقد فروش نمی شود. وقتی که هنوز جنس من به محصول تبدیل نشده و فروخته نشده مالیات بر ارزش افزوده آن از ما گرفته می شود و پول محصول هم را بعد چندین ماه پرداخت می شود. با این وضع دیگر این تولید کننده نخواهد توانست پویایی خود را حفظ کند. عمده مشکل ما این است. ببینید ما وام نمی خواهیم بیایند این مشکلات را حل کنند.

 

مهدی کبیر صابر – مدیر تولید

 

نگرانی شما از بابت عمل نشدن به این شعار به جاست. شایسته است که دولت پس از گذشت دو ماه از سال تولید ملی از فضای تبلیغاتی خارج شده و به مرحله عمل برسد. نظرات و پیشنهادات شما چیست؟

کبیرصابر: همه ما گوش به زنگ هستیم که ببینیم بالاخره در این سال تولید ملی چه اتفاق مثبت و سازنده ای قرار است بیافتد. آیا وام کم بهره خواهند داد؟ یا به قول مهندس فرهمندفر حداقل خدمات اعتباری برای ما فراهم خواهد شد؟

اکبری: حداقل بدهی های بانکی تولیدکنندگان را در این سال استمحال کنند و جریمه نگیرند.

کبیرصابر: بالاخره راهی هست که جریمه های سنگین تولید کنندگان را حذف کنند.

میهمانی: یارانه انرژی را قطع کردند اما خبری از پرداخت یارانه به تولید کنندگان نشد. یارانه به تولید پرداخت شود.

فرهمندفر: هزینه های انرژی و جاری ما چندین برابر شده است.

میهمانی: همانطور که به خانوارها یارانه پرداخت شد، همانطور هم باید به صنعت و تولید یارانه پرداخت می شد.

فرهمندفر: من فکر می کنم یک جورهایی امام زمان ما را سرپا نگه داشته است!

اکبری: ببینید، هدف ما زیر سوال بردن اقدامات دولت نیست، اینها نه تنها درد ماست بلکه درد های مشترک همه تولید کنندگان است. دولت در خیلی موارد به تعهدات خود عمل نکرده است. ما حمایت اضافی نمی خواهیم، حداقل به تعهدات گذشته خود عمل کنند. در اول سال حمایت از تولید ملی دولت اولین ضربه را به ما زد که تعرفه  مواد اولیه ما را خارج از سیستم بانکی قرار داد یعنی با ارز آزاد در بازار آزاد. ما دو ماه نتوانستیم ثبت سفارش کنیم. با یک تصمیم اشتباه دولت خیلی ها به مشکلات لاینحل گرفتار شدند. مگر می شود خارج از سیستم بانکی مواد اولیه با آن حجم را وارد کرد؟ آیا شما می توانید چند میلیون یورو از بازار آزاد برای ما تامین کنید؟ اولین حمایت دولت از تولید کنندگان در سال تولید ملی همین بود!

کبیرصابر: کسی باید با نرخ آزاد ارز کالا وارد کند که مبلمان ایتالیایی وارد می کند یا لکسوس وارد می کند ما هم به آنها حق می دهیم که با دلار 2 هزار تومانی بتوانند این چنین محصولاتی را وارد کنند که می دانیم آنها با ارز دولتی وارد کرده اند. دو ماه است که تلاش می کنیم روال را به سال قبل برگردانیم.

 

حذف یارانه های انرژی چقدر بر قیمت تمام شده محصولات شما تاثیر گذاشته است؟

میهمانی: سال به سال به دلیل تورم قیمت تمام شده ما بالا می رود اما از طرفی دیگر چون ما 70 درصد محصولاتمان را به خودرو ساز داخلی می دهیم هیچگاه آنها قیمت ما را قبول نکرده اند و همیشه فشار آورده اند که اگر شما هم ندهید از چین وارد خواهیم کرد. دائم ما در فشار هستیم که از طرفی قیمت تمام شده ما بالا می رود اما نمی توانیم قیمت تولیداتمان را حداقل متناسب با نرخ تورم افزایش دهیم.

اکبری: مشکلاتی که ما داریم مختص ما نیست و همه تولید کنندگان با آن درگیرند. افزایش قیمت پروسه ای است که دولت می تواند کاملا بصورت منطقی آنرا کنترل کند. متاسفانه دولت دیر وارد گود می شود و در مرحله ای وارد می شود که قیمت افزایش یافته و تمام شده است. نمی شود با دستور قیمت را پایین آورد و این عملا کارخانه ها را به زیان دهی می کشاند. برخی وقت ها ما زیر قیمت تمام شده محصول مان را فروخته ایم.

 

می توانم بپرسم که شما در مدیریت این شرکت استقلال دارید یا خیر؟ چون برخی شرکت ها در تبریز هستند که متاسفانه کاملا وابسته به برخی شرکت های تهران هستند.

اکبری: خوشبختانه شرکت بلبرینگ ایران چه زمانی که دولتی بود و چه اکنون که به بخش خصوص واگذار شده است استقلال کامل داشته و دارد.

 

پس باید قدرت چانه زنی داشته باشید و زیر قیمت نفروشید.

اکبری: ما نمی توانیم زیاد خودروسازان داخلی را تحت فشار قرار دهیم. چون برای آنها هم قیمت تمام شده اهمیت دارد باید طوری رفتار کنیم که هر دو طرف سود ببرند.

 

نظر شما درباره سرمایه گذاری خارجی چیست؟

اکبری: تولید برینگ به سرمایه گذاری هنگفتی نیازمند هست و ما اگر بخواهیم حداقل توسعه را داشته باشیم باید بالای 50 میلیون یورو سرمایه گذاری شود. این بالطبع از توان بخش خصوصی خارج است و می دانیم که دولت هم سرمایه گذاری نخواهد کرد در این زمینه و از طرفی دیگر هم تا بخواهیم از داخل این سرمایه را تامین کنیم زمان بسیار زیادی خواهد برد. بهترین روش همین سرمایه گذاری خارجی است و با توجه به کیفیت، سابقه و اعتبار شرکت بلبریگ سازی تبریز اکثر کشورهایی که ما با آنها ارتباط داریم از سرمایه گذاری در تبریز استقبال کرده اند و گزینه های متعددی روی میز داریم. احتمالا تا آخر امسال با سرمایه گذار خارجی به توافق برسیم. ما بیشتر دنبال تکنولوژی تولید هستیم تا سرمایه. ماشین آلات مورد نیاز ما جزو لیست تحریمی است.

 

ماشین آلات فعلی شما از سال 48 مانده اند؟

اکبری: نه! تا کنون چندین بار بازسازی شده و سیستم هایشان از مکانیکی به الکتریکی تبدیل شده اند. بعضی ماشین آلات جدید را هم کارشناسان خودمان طراحی و ساخت کرده اند.

 

زمانی نه چندان دور تبریز دومین شهر صنعتی کشور بود و تبریز اکنون این جایگاهش را تنزل یافته می بیند؛ به نظر شما چه عواملی باعث این نزول شد و چه باید کرد تا بتوانیم به جایگاه اصلی مان برگردیم.

اکبری: اینطور می توانم بگویم که عدم حمایت ها از داخل استان بوده و از طرف سازمان هایی که با ما مرتبط بودند، حمایت نکردند. اگر به تهران بروید خواهید دید که اکثر تولید کنندگان موفق آذربایجانی هستند و حتی تعدادی از آنها به اصفهان هم مهاجرت کرده اند. عدم حمایت مسئولین استانی به نظر من مهمترین عامل این تنزل بود. هر موقع نمایندگان ما در مجلس افراد قوی بوده اند ما خوب پیشرفت کرده ایم. امیدوارم نمایندگان مجلس ما کمک بیشتری بکنند.

 

ارتباط نمایندگان با شما چطور است؟ به شما سری می زنند؟

اکبری: یکبار سال گذشته آقای رحمانی برای بازدید آمده بودند، ببینید ما دنبال شعار دادن نیستیم. باید عملا از تولیدکننده حمایت شود.

کبیرصابر: مشکلات صنعتگر با دست صنعتگر حل می شود. راهکار مشکلات صنعت را باید از خودشان به دست آورد.

 

آقایان اکبری، کبیرصابر ، میهمانی و فرهمندفر، از اینکه این فرصت را برای ما فراهم کردید سپاسگزاریم و برای شما آرزوی موفقیت داریم.

گفتگو: محمد سهرابی – لیلا آقاجانی

انتهای پیام/

 
 


بی مهری های صندوق مهر با کار آفذینان زن استان

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

بانوی کارآفرین آذربایجان شرقی در گفت و گو با نصر نیوز انتقاد کرد:

 
 

بی مهری های صندوق مهر با کارآفرینان زن استان

 
  نصر نیوز: دستیار خوبی برای مدیر و معاون ها بود مدیر و معاون مدرسه بدون توجه به ساعات درسی همیشه او را به اتاق خود دعوت می کردند . او کار های متفرقه مدیر را انجام می داد و معلمان اش دایم غر می زدند که سر موقع در کلاس حضور داشته باشد  
           
 

اما او به فعالیت های اجتماعی انجنن علاقه داشت نمی توانست توجه زیادی به خواسته های معلمان اش داشته باشد. درمدرسه بخصوص دوران دبیرستان چهره شناخته شده ای را به خود گرفته بود . کار نشر روزنامه واجرای  نمایشنامه ها بر عهده او بود شخصیت کنونی او از بچگی شکل گرفته بود پدرش مدیر کل اداره دارایی وقت بود و او را به فعالیت های اجتماعی  تشویق می کرد. اولین حرفه هنری را با گلدوزی شروع کرد از 16 سالگی به صورت رسمی به کار های هنری پرداخت  و در 25 سالگی اولین آموزشگاه خیاطی  درتهران را به راه انداخت و همچنان به کار های هنری پرداخت تا این که به عنوان کار آفرین برتر شناخته شد.

سوسن بگلری در تهران چشم به جهان گشود و اکنون از آنجایی که همسرش اهل تبریز است در تبریز سکونت دارد ؛ به عنوان مدیر و موسس آموزشگاه خیاطی طراحی و صنایع دستی از آموزش این هنر ، به علاقه مندان کوتاهی نمی کند . امیدواریم گفتگوی ما با وی نظر مخاطبان را به خود جلب کند.

***

خانم بگلری مخاطبان دوست دارند بیشتر از  شما بدانند لطفا  از خودتان بگوئید؟

سوسن بگلری مدیر و موسس آموزش طراحی و دوخت و صنایع دستی ایرانیان ، کارشناس و مربی دانشگاه علمی کاربردی هستم و از طرفی در شرکت طرح دیبا گران که مورد تائید سازمان فنی و حرفه ای است فعالیت دارم . چندین سال کارشناس سوالات کشور بودم در زمینه نوشتن استاندارد های آموزشی ، تدوین کتاب آموزشی فعالیت داشته ام و 5 جلد از کتب ام در زمینه آموزشی و تولیدی پوشاک  چاپ شده و از وزارت بازرگانی اتحادیه تولید کنندگان پروانه کسب دارم و چندین بار در نمایشگاه های داخلی و خارجی شرکت داشته ام.

خانم بگلری به نظر شما کسی که دارای ایده های کار آفرینی است نیاز به سرمایه های هنگفتی دارد؟ بهتر است سوال را این طور بپرسم که وقتی شما برای اولین بار اقدام به تشکیل آموزشگاه خیاطی و شرکت تولیدی  کردید چقدر  سرمایه داشتید؟

برای هر کاری سرمایه لازم است اما با سرمایه کم هم می شود خلاقیت به خرج داد و در اشتغال زایی موثر واقع شد، من تشنه آموزش های هنری بودم و تلاش کردم اکثر کار های هنری را یاد بگیرم.

من برای اشتغال زایی از خودم شروع کردم. کار ها را خودم جلو می بردم خودم هم کارگر بودم هم دوزنده و در سال  1360 در25 سالگی با سرمایه ای اندک اقدام به تاسیس آموزشگاه در تهران کردم که مصادف با جنگ بود که با مسجد امیر المومنین در امیر آباد تهران قرار داد بسته بودم و برای جبهه لباس سربازان و ملافه می دوختم.

 

با توجه به شرایط اقتصادی کشور  اکثر بانوان مجبور هستند  با در آمدهای اندک در برخی از شرکت ها  کارخانه ها مشغول به کار شوند و با توجه به این که شما مدیر یک تولیدی پوشاک در تهران با تعدادی کارکنان هستید این موضوع برای کارکنان شما هم صدق می کند؟

سال هاست که در زمینه تولید پوشاک کار کرده ام 25 الی 30 نفر در تولیدی من مشغول به کار هستند از آنجایی که تنها 15 نفر از کارکنان این تولیدی به طور مداوم مشغول به کار هستند تحت پوشش بیمه قرار گرفته اند و از تسهیلات بیمه استفاده لازم را می برند و حقوق آنها طبق قانون کار پرداخت می شود و از تسهیلات لازم برخوردار هستند .

 

یعنی می توان گفت که نصف کارگران بانو در تولیدی کار آفرین برتر از خدمات  بیمه بی بهره هستند ؟

ببینید از بین تمامی کارکنان 15 نفر به طور مداوم  مشغول به کار هستند و بقیه به صورت نیمه وقت یا هفته ای 2 روز و ... مراجعه می کنند که در آینده ای نزدیک تلاش خواهیم کرد که اکثر انها از خدمات بیمه استفاده لازم را ببرند.

 

آیا تولیدات خود را به سایر کشورها نیز صادر می کنید؟

بله به عنوان یک تولید کننده داخلی ما تولیدات خود را به کشو رهای روسیه ، فرانسه ، انگلستان حتی عراق صادر می کنیم.

جا دارد اینجا اضافه کنم که در سال 86 در نمایشگاه بین المللی شرکت کرده بودیم که ترکیه با مشاهده محصولات ما آمادگی خود را جهت همکاری با ما اعلام کرد و از ما خواست تا محصولات خود را به این کشور هم صادر کنیم اما به دلیل سرمایه اندک نتوانستیم تولیدات خود را در اختیار آنها قرار دهیم.

 

خانم بگلری شما علاوه بر مدیر عاملی شرکت تولیدی پوشاک در تهران مدیر موسسه  آموزشگاه طراحی و دوخت و صنایع دستی ایرانیان هستید آیا تسهیلات لازم این آموزشگاه را بنیاد تعاون و کار آفرینی زنان تقبل کرده اند؟

از زمانی که این بنیاد  راه اندازی شد و از آنجایی که محل سکونت من شهر تبریز است خانم محمدی مدیر عامل بنیاد تعاون و توسعه کار آفرینی زنان در کشور به من پیشنهاد داد تا در تبریز نیز یک شعبه آموزش و طراحی خیاطی راه اندازی شود تا استعداد های زنان شناسایی شود که  این آموزشگاه با سرمایه خودم راه اندازی شده است.

خانم بگلری بنیاد تعاون و توسعه کار از چه زمانی فعالیت خود را آغاز کرده است؟

از اواخر سال 89 بنیاد تعاون و توسعه کار آفرین زنان کشور در تهران تحت مدیریت خانم محمدی که در زمینه اشتغال زایی فعالیت دارند ، تشکیل شد که تا کنون این بنیاد از بدو تاسیس خود  در راستای اشتغال زایی برای زنان گام های موثری  برداشته است..

 

استقبال  مسئولان آذربایجان شرقی در قبال پیشنهاد راه اندازی بنیاد تعاون و توسعه کار آفرین زنان را چگونه ارزیابی می کنید؟

استقبال خوبی شد در ابتدا کار ها به سختی پیش می رفت این موضوع در آذربایجان شرقی جایگاه خود را پیدا نکرده بود اما خانم پیر سمسماری و استاندار محترم با استقبال  بیشتر،  ما را به ادامه کار مشتاق تر کردند و بعد از تصویب این بنیاد و راه اندازی آن خانم هایی زیادی به ما مراجعه کردند و شناسایی شدند و به برخی از آنها، آموزش های لازم ارائه شد و برخی از افراد بیکار هم که دنبال شغل مناسب در زمینه کار های هنری بودند از طریق اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان به لیست کار جویان که تقاضای کار کرده بودند افزوده شد.

 

بیشتر چه قشری از بانوان متقاضی کا ر از طریق بنیاد تعاون و توسعه کار آفرینان بانوان  هستند  واضح تر بگویم آیا بیشتر متقاضیان و کار جویان از تحصیلات دانشگاهی برخوردار هستند؟

بیشتر کسانی که جویای کار بودند افرادی با تحصیلات بالا و فاقد کار بودند و برای من جالب بود که این همه تحصیل کرده و فاقد کار وجود دارد. از آنجایی که برنامه های دولت برای اشتغال زایی موثر بود اما از بین مراجعان می شد به این نتیجه رسید که همچنان اکثر کار جویان دنبال شغلی مناسب هستند

اکثر کسانی که متقاضی شده اند مدرک کاردانی و کارشناسی دارند  که به نظر می رسید آنها تنها به مقطع تحصیلی خود بسنده کرده بودند و انتظار داشتند باید در ادارات مشغول به کار شوند که این درست نیست.

 

خانم بگلری برخی از افراد هستند که به کارهای ادرای و پشت میز نشینی علاقه مند هستند و به همین خاطر رشته تحصیلی خود را طوری انتخاب می کنند که بتوانند در ادارات مشغول به کار شوند آیا به نظر شما باید برخلاف میل باطنی خود به دیگر شغل هایی که مرتبط با رشته تحصیلی انها نیست روی آورند؟

منظور من این نیست که تمامی تحصیل کرده ها باید به شغل های خدماتی روی آورند من عقیده دارم که تنها داشتن تحصیلات دلیل بر ایجاد اشتغال نیست.

 

جوانان ادامه تحصیل می کنند و انتظار دارند یکی برایشان شغلی فراهم کند و در اختیار آنها قرار بگذارد آیا خوب نیست جوانان تحصیل کرده ما خودشان علاوه بر تحصیل، شغلی را نیز خلق کنند و باعث رونق و نشاط اقتصاد جامعه شوند؟

خانم هایی که تحصیل می کنند در کنار تحصیل خوب است یک حرفه ای هم بیاموزند که این حرفه می تواند خیاطی ، گلدوزی ، سفره آرایی ، سفال گری ، نقاشی روی شیشه ، کار های روی پارچه ، قالی بافی و ... باشد. 

به نظر من کسانی که تنها به فعالیت های اجتماعی مشغول هستند و از کار  آفرینی غافل هستند روزی خود را به تفکر های خود می فروشند و مانع پیشرفت خود هستند.

شما از بدو تاسیس این بنیاد با چه معضل هایی مواجه بودید؟

یکی از معضلات عدم همکاری سایر ارگان ها با  یکدیگر است که متاسفانه تنها استانداری نقش فعالی از خود بر جا گذاشته و ما از همکاری های شهرداری و سایر ارگان ها  بهره مند نشده ایم. همچنین امیدوارم بی مهری صندوق مهر امام رضا  نسبت به تخصیص وام ها  به بانوان کاهش یابد . در حال حاضر تشکیل تعاونی مواد غذایی پیشنهاد شده اما این تعاونی مکانی لازم برای ارائه خدمات ندارد و لازم است صندوق مهر امام رضا نسبت به برطرف کردن نیاز های این افراد کوشا باشد .

 

بنیاد تعاون و توسعه کار آفرینی در چند استان فعال است و فعالیت این بنیاد در کدام استان ها چشم گیر می باشد؟

این بنیاد در 16 استان  از جمله  آذربایجان شرقی ،  آذربایجان غربی ،مشهد ، سمنان ، لرستان ، گیلان ، مازنداران ،... فعال است که از آنجایی که لرستان یکی از استان های محروم به شمار می رود فعالیت بنیاد تعاون و توسعه کار افرینی زنان کشور چشم گیر است و به زمینه اشتغال زایی راغب تر هستند و استقبال زیادی از بنیاد می کنند.

 

 

تا کنون بنیاد تعاون و توسعه کار آفرینی زنان کشور  چه تعداد استعداد ها را شناسایی کرده است؟

ما 600 نفر از بانوان که کارت مهارت نیز داشتند شناسایی کردیم و به صندوق مهر امام رضا معرفی کردیم تا با تعلق وام به چنین افراد،  این اشخاص در تامین نیاز های اولیه خود  با مشکلی مواجه نشوند که متاسفانه صندوق مهر امام رضا (ع) نامهری کرد و تنها به 200 نفر از افرادیی که شناسایی شده بود وام تخصیص شد.

 

لطفا از برنامه ها بنیاد تعاون و توسعه کار آفرینی زنان نیز اطلاعات لازم را در اختیار مخاطبان قرار دهید؟

تعاونی مواد دغذایی تشکیل داده ایم اخیرا از اداره کار برای تشکیل تعاونی دعوت کرده ایم و اقدام به تشکیل تعاونی کشاورزی کرده ایم و در زمینه پرورش طیور ، قارچ ، ماهی قزل آلا در خواست فعال شدن تعاونی کرده اند . در زمینه تولیدات مواد اولیه از جمله چرم ، کار روی نقره ، کار روی شیشه ، تقاضای تشکیل تعاونی داد ه اند که اگر تسهیلات لازم در اختیار آنها گذاشته شود میزان بیکاری کاهش  می یاب

 

خانم بیگلری تعدادی از خانم ها هستند که آموزش های لازم  در زمینه فعالیت های خدماتی را یاد می گیرند اما تمایل چندانی به تشکیل تعاونی ندارند به نظر شما فعالیت های اجتماعی بانوان در کشور بخصوص استان ما کم نیست؟

بله به نکته خوبی اشاره کردید در ایران خانم ها به فعالیت های انفردی مشغول هستند و میزان فعالیت های اجتماعی کمتر است آنها تنهایی را دوست دارند بانوان ایرانی باید همدیگر را تحمل کنند و برای همدیگر راه گشا باشند مردم باید هنرها را بشناسند خانم ها نباید از هنر فاصله بگیرند

هنر انسان را ارضا می کند خانم ها باید هدفمند باشند هنر هایی که آموخته اند در کنار هم قرار دهند و در نشاط اقتصادی سهیم باشند . باید به این فکر کنیم که با آموزش این هنر چه کمکی برای رونق اقتصاد خود و جامعه می توانیم بکنیم.

بعضی از خانم هایی هستند که وقتی آموزش لازم را می بینند و به استعداد آنها پی می بریم از راه اندازی شرکت تعاونی سر باز می زنند و به این اعتقاد دارند که برای خود و خانواده  خود،  کار خواهند کرد اما ما باید جامعه را متوجه چنین هنری کنیم تا جایگاه هنر در جامعه به درستی شناخته شود.

 

در زمینه اطلاع رسانی ، چه کمکی از دست رسانه ها بر می آید؟

انتظار داریم رسانه ها  انعکاس دهند که جایی وجود دارد که از حقوق زنان دفاع می شود و جهت اشتغال زایی آموزش های لازم به زنان داده می شود .

ضروری است  رسانه ها به موضع  جهاد،  بیشتر پرداخت کنند چون  تنها از طریق جهاد جمعی و همکاری های مسئولان و اتحاد بانوان می توان کار های موثری در زمینه اشتغال زایی فراهم کرد.

همچنین ضروری است بدانیم که چرا صندوق مهر امام رضا در استان آذربایجان شرقی به کار آفرینان بها نمی دهد!!

خانم بگلری مطمین هستم که در بین فعالیت های اجتماعی خود با خاطرات زیادی مواجه شده اید که در ذهن شما حک شده است اگر تمایل داشته باشید دوست داریم یکی از خاطرات شما را بشنویم؟

چند سال پیش در نمایشگاه بین المللی تبریز شرکت کرده بودیم ما  تنها غرفه ای بودیم که از کشور ایران حضور داشتیم و  انتظار داشتیم که رسانه های استان بخصوص صدا و سیما  اخبار مربوطه  به ما را پوشش دهد که متاسفانه صدا و سیمای آذربایجان شرقی از پوشش اخبار مربوط به نمایشگاه ، رغبت چندانی نشان نداد و ما مجبور شدیم گروهی از خبرنگارانی را  از تهران برای پوشش خبری به تبریز  دعوت کنیم و جای تاسف داشت که از بین این همه خبر نگار تبریزی خبرنگاران  تهرانی  اخبار مربوطه به استان  را پوشش دادند و این خاطره ناراحت کننده  هیچ گاه از ذهن من بیرون نمی رود.

 

خانم بیگلری احتمال دارد مخاطبان با مطالعه این مصاحبه از نحوه ثبت نام در بنیاد تعاون و توسعه کار آفرینان زنان کشور سوالاتی به ذهنشان خطور کند این اشخاص  جهت ثبت نام و آموزش های لازم چگونه باید با شما در تماس باشند؟

علاقه مندان می توانند در تمام آموزشگاه ها مهارت های لازم را کسب کنند وعلایق خود را در شاخه های هنری شناسایی کنند و با مراجعه  حضوری یا تماس با شماره تلفن 3314674 علایق خود در شاخه های هنری را در اختیار بنیاد قرار دهند  که  خود ما اسامی آنها را در سایت بنیاد تعاون ثبت می کنیم و اگر نیاز به مهارت داشته باشند مهارت های لازم را دوباره آموزش می دهیم  آموزش می دهیم  و نسبت به  دریافت تسهیلات بانکی هر کمکی از دست بنیاد بر آید کوتاهی نخواهد کرد.

و اما بشنویم سخن آخر خانم بگلری را؟

به بانوان توصیه می کنم در زندگی، عمر خودشان را به بطالت نگذرانند در کلاس های هنری شرکت کنند و بدانند که هنر با روح انسان اجین است و هنر زمینه ساز اقتصاد خانواده است زنان مد گرا هستند و باید تلاش کنند خودشان در خلق مدها و برند ها کوشا باشند و اگر ما بتوانیم برندهایی را ایجاد کنیم می توانیم حرف های زیادی برای گفتن داشته باشیم.

گفت و گو از لیلا آقاجانی

عکس ها از ندا سلیمانی

انتهای پیام/



خداحافظی یک هفته ای مطبوعات از کیوسک های تبریز

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی


در اعتراض به افزایش 300 درصدی اجاره بها صورت گرفت:

 
 

خداحافظی یک هفته ای مطبوعات از کیوسک های تبریز

 
  نصر نیوز: دکه ها مطبوعاتی بی شک از جمله مکان هایی است که شهروندان در طول روز شاید بار ها از کنار آنها رد می شوند، برخی اوقات با سرک کشیدن به تیتر روزنامه ها ان را می خرند و برخی اوقات نیز بی تفاوت از کنار آنها می گذرند.اما این دکه داران و کیوسک داران مطبوعاتی شهر هستند که هر روز صبح زود به دفتر روزنامه ها و هفته نامه ها می روند تا تولیدات فرهنگی شهر را در فضایی دو در دو در اختیار شهروندان قرار دهند.



که داری شغلی است که رابطه مستقیمی با مردم دارد و رسالتش آگاه سازی شهروندان با فروش محصولات فرهنگی شهر است  اما برخی از معضلات و مشکلات صاحبان دکه های کلان شهر تبریز را رنجیده خاطر کرده است، البته این مشکل تاریخچه ای دیرینه دارد ولی هر از گاهی ارتزاق آنان را با مشکل مواجه می کند.
صبح امروز اکثر کیوسک داران تبریز به صحن علنی شورای اسلامی شهر تبریز آمده بودند تا صدای اعتراض خود را به گوش نمایندگان شان در شورا برسانند تا آنان به مشکلات شان رسیدگی کنند.
یکی از کیوسک داران تبریز که به هیچ وجه علاقه ای به معرفی خود نداشت، اظهار داشت: در آمد حاصل از فروش روزنامه ها و مجلات برای این صنف رقم قابل توجهی نیست اما با این وجود به خاطر علاقه به کارهای فرهنگی تمام افردی که هم صنف من هستند با رغبت به کار خود مشغول هستند.
وی  می گوید :  وضع نابسامان دکه ها ، افزایش ناگهانی اجاره بهای کیوسک های شهری منجر شد تا کیوسکداران مقابل عمارت شهرداری تبریز اعتراض و خواسته  خود را به گوش شورای شهربرسانند.
این صاحب کیوسک  ادامه می دهد : تمامی قراردادهای عقد شده یک جانبه است و هیچ نسخه ای از قرارداد در دست ما نیست و هر روز با تهدید سازمان میادین شهرداری تبریز مواجه هستیم.


اجاره بها 300 درصد افزایش یافته
 مهدوی که یکی دیگر از صاحبان کیوسک دکه های موجود در تبریز است می گوید: بزرگترین مشکل دکه داران این است که حقوق مشخصی ندارند و افزایش اجاره بهای دکه ها  هر سال مشکلات عدیده ای را برای قشر ما به دنبال دارد.
این صاحب کیوسک ادامه می دهد: طی 16 سالی که به این شغل مشغول هستم شهرداری قرداد بسته که هر ساله اجاره بهای دکه ها 5 درصد افزایش یابد در حالی که چند سالی می شود این اجاره بها هر سال 300 الی 400درصد رشدمی یابد.
مهدوی ادامه می دهد: با وجود ارسال نامه ها و د رخواست های خود به فرمانداری ، شهرداری ، ارشاد و نمایندگان هنوزبه  مشکل ما رسیدگی نشده است.
وی ادامه می دهد: در سال های اخیر دکه دارن خود صاحب امتیاز بودند که ظاهرا با جایگزینی دکه ها می خواهند امتیاز دکه ها را از صاحبان کیوسک ها سلب کنند.

خداحافظی روزنامه ها از دکه های مطبوعاتی تبریز
یکی دیگر از صاحبان کیوسک دکه های موجود در سطح تبریز است که از وضعیت امنیت شغلی و عدم بیمه خود شکوه سر می دهد و می گوید: شغل ما ارائه فرهنگ است اما از 10 درصد در آمد مالی حاصل از فروش رسانه های مکتوب تنها یک درصد آن  به ما تخصیص می یابد.
وی ادامه می دهد: بار ها ارشاد و شهرداری وعده وعیدهایی از جمله تخصیص بیمه و ساماندهی دکه ها را دستور کار خود قرار دادند  که متاسفانه تا کنون این وعده ها تحقق نیافته است.
این دکه دار  می گوید: سازمان میادین  با ارسال نامه های تهدید آمیز از ما می خواهد قراداد افزایش 50 درصدی اجراه بها را امضا کنیم.
وی می گوید: کسانی که مار ا تهدید می کنند می گویند اگر این قرارداد امضا نشود دکه های آنها توسط آنها یا جایگزین و یا  تخریب می شود.
وی ادامه می دهد: اگر به خواسته های ما توجه نشود تصمیم داریم یک هفته از فروش  روزنامه ها اجتناب کنیم.
بر اساس گفته دکه داران معترض حاضر در عمارت تاریخی شهرداری تبریز، یک هفته روزنامه در دکه ها و کیوسک های مطبوعاتی شهر توزیع نخواهد شد.

گزارش از لیلا آقاجانی
انتهای پیام/




اتوبوس حامل هنرمندان و خبرنگاران تبریز دچار سانحه شد

 

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

یک کشته و 9 مصدوم

 
 

اتوبوس حامل هنرمندان و خبرنگاران تبریز دچار سانحه شد/حال مصدومان خوب است

 
  نصر نیوز: اتوبوس حامل هنرمندان و خبرنگاران تبریز که شب گذشته از تبریز به سمت تهران با هدف بازدید از نمایشگاه تهران در حرکت بودند دچار سانحه رانندگی شدند که در این سانحه راننده اتوبوس در دم جان سپرد و 9 نفر از مسافران اتوبوس مصدوم شدند.به گزارش نصر نیوز ، این سانحه رانندگی ساعت 2:14 دقیقه بامداد امروز توسط مسافران اتوبوس به مرکز فوریت‌های پزشکی استان  
           
 

زنجان اطلاع داده شده و اکیپ‌های اورژانس در اولین فرصت برای ارائه خدمات در محل حادثه حاضر شدند.

حبیب حسینقلیزاده مسئول روابط عمومی مرکز فوریت‌های پزشکی آذربایجان‌شرقی در گفت و گو با خبرنگار فارس با بیان اینکه این حادثه در 95 کیلومتر مانده به زنجان در محور میانه به زنجان اتفاق افتاده است، افزود: شش آمبولانس‌ اورژانس زنجان و آمبولانس هلال احمر زنجان و دو آمبولانس هلال احمر میانه و یک آمبولانس مرکز فوریت‌های پزشکی  به محل اعزام شدند که 9 نفر از مصدومان این حادثه توسط اورژانس به بیمارستان آیت‌الله موسوی زنجان و هشت نفر دیگر توسط آمبولانس‌های اورژانس و هلال احمر میانه به مراکز درمانی این شهرستان منتقل شدند.
حسنقلیزاده اضافه کرد: در این حادثه راننده اتوبوس فوت کرده است.
این گزارش حاکی است، سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز برای بازدید از نمایشگاه کتاب دو اتوبوس از اهالی رسانه و هنرمندان تبریز را تدارک دیده بود که متاسفانه یکی از اتوبوس‌ها  95 کیلومتر مانده به زنجان از پشت به کامیون اصابت می‌کند.
شاهدان علت این تصادف را ریخته شدن بار کامیون به کف آزادراه پیامبر اعظم و سرعت زیاد اتوبوس اعلام کرده‌اند.
بعد از این حادثه اتوبوس دوم به تبریز بازگشته است.
طبق آخرین اخبار حال وضعیت عمومی مصدومان این حادثه خوب گزارش شده است.
انتهای پیام/



متین کودکی که نامش جهانی شد

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

اختصاصی / ساعتی با خانوده کودک مغناطیتس تبریز

متین کوکی که نامش جهانی شد

کودکی 6 ساله که بدنش خاصیت مغناطیستس عجیبی دارد در چند روز اخیر به یکی از خبرهای جذاب رسانه ای مختلف در کشور حتی منتقه تبدیل شده است ماجرا از این قرار بود که متین درویش خاصیت مغناطیستس عجیبی دارد که نام وی را در جمع عجایب جهان قرار می دهد. بدن متین علاوه بر فلزات برخی اجسام پلاستیکی  را نیز جذب می کند که این مورد در جهان خارق العاده است.

عجیب نیست وقتی وارد اتاق  او شوی اتاق را متفاوت با اتاق های  هم سن و سال هایش ببینی . این اتاق همانند صاحب خانه اش  کمی متفاوت با سایرصاحب خانه های  هم سن و سالش است. اینجا خبری از اسباب بازی های کودک 6 ساله نیست. این کودک تمام اسباب بازی هایش را بالای قفسه ای از اتاقش جای داده و تمام اجسام فلزی و پلاستیکی از جمله ، قاشق ، چنگال ، تابه ، انگشتر طلا ، نقره و همچنین اجسامی از جنس مس و آلومنیوم را جایگزین اسباب بازی هایش کرده است.

با این که متفاوت با سایر دوستان و هم سن و سال های خودش است اما  همان شیطنت های کودکانه را در سر دارد و با زبان شیرین کودکانه خود ، خنده را بر لبان میهمانان جاری می کند.
یک ماهی می  شود که پدر و مادر متین پی به متفاوت بودن فرزند خود با سایر هم سن و سال هایش برده اند. اما به خاطر عدم رسانه ای شدن فرزندش ماجرا را بین اعضای خانواده مخفی نگه می دارند تا اینکه در عید نوروز متین با چسباندن یک قاشق به قفسه سینه خود به عمه خود نشان می دهد که  خاصیت مغناطیسی بدنش نسبت به تمام افراد بیشتر است.
اکنون این کودک 6 ساله  چهره ای رسانه ای پیدا کرده چرا که از معدود انسان های روی زمین است که بدن اش این خاصیت خارق العاده را دارد پزشکان هنوز توجیه علمی قضیه را پیدا نکرده اند.



آزمایشات بر روی متین
پدر متین درویش کارمند یک اداره دولتی است و 38 سال دارد. وی صاحب 2 فرزند به نام مهدی و متین است. مهدی که 15 سال دارد بنا به گفته پدر و خودش بدن او هم کمی نسبت به افراد عادی خاصیت مغناطیستی بیشتری دارد و می تواند اجسامی به وزن نیم کیلو را تنها روی قفسه سینه خود نگه دارد.
برای آشنا شدن بیشتر با متین و خانوده اش راهی خانه آنها می شویم، خانه ای که این روزها به محل رفت و آمد خبرنگاران رسانه های مختلف تبدیل شده است.
علی دوریش، پدر متین  می گوید: یک ماه قبل یکی از  ویژه نامه های  مجله هفته گی را خریده بودم که در یکی از صفحات آن عکس کودکی با  اجسام فلزی چسبیده بر بدنش دیده می شد که متین با دیدن این مجله  به ما نشان داد که خاصیت  مغناطیسی در بدن او وجود دارد.
پدر متین ادامه می دهد: بعد از امتحان اجسام فلزی بر بدنش،  مادرش را صدا می زند و اجسام فلزی چسبیده شده به قفسه سینه اش را نشان می دهد.  
درویش می افزاید:  از آنجایی که پیش از این با این پدیده نادر آشنا بودیم از چسبیدن اجسام فلزی به بدن متین شوکه نشدیم و ترس و واهمه ای به دل راه ندادیم  اما کمی هیجان زده شدیم.
وی با اشاره به این که افراد بسیار محدودی همانند متین در جهان وجود دارند افزود: متین در تبریز جزو اولین کسانی است که بدنش خاصیت مغناطیستی بیشتری  دارد.
درویش  ادامه داد: کسانی که شبیه متین هستند تنها آهن و فلزاتی از جنس آهن را جذب می کنند در حالی که بدن متین انواع اجسام فلزی و پلاستیکی از جمله ، آهن ، طلا ،نقره ،  مس ، آلومنیوم ، استیل ، پلاستیک را به خود جذب می کند.
پدر متین اظهار می کند: بدن متین می تواند چنین اجسامی به وزن 3 الی 5 کیلوگرم را در حالی که به بدنش چسبیده است را نگه دارد.
وی تصریح می کند : بعد از پی بردن به وضعیت بدن متین و اثرات مغناطیستی ، مهدی نیز این آزمایش را انجام داد و متوجه شدیم که  اجسام فلزی که  گاهی می تواند چسبیده به بدن مهدی باقی بماند.
درویش ادامه می دهد : بعد از این که متوجه شدیم متین جزو افراد نادری است که بدنش خاصیت مغناطیسی دارد با گوشی همراه فیلمی از او گرفتیم و به چند پزشک نشان دادیم و آنها بعد آزمایش او از نظر حرکاتی ،سلامتی او را تائید کردند.


وی در پاسخ به این سوال که متین چکاب شده است یا نه می گوید: از آنجایی که با چکاب و آمپول های پی در پی فرزندم اذیت خواهد شد اجازه چکاب ندادیم و از طریق برخی حرکات پزشکان سلامت او را تائید کردند و نگران سلامتی او نیستیم.
پدر متین  تصریح می کند:  اگر اجازه می دادم فرزندم چکاب شود به خاطر درد شدید برخی آزمایش ها از دکتر و دارو متنفر می شد و این کار اثرات جبران ناپذیری برای او به همراه داشت.
وی ادامه می دهد: از آنجایی که این پدیده نادر از نظر علمی ناشناخته است پزشکان نمی توانند در مورد کاهش یا افزایش خاصیت مغناطیسی بدن متین در آینده نظریه ای ارائه دهند.
درویش  بازتاب رسانه  ها و دوستان و آشنایان را نسبت به متین خوب ارزیابی کرد و گفت : از آنجایی که متین چهره رسانه ای پیدا کرده خوشحال و خرسند هستی


قاشق و چنگال جایگزین اسباب بازی های متین   
رقیه درویش مادر متین می گوید: از وقتی متوجه شده که اجسام فلزی به بدنش می چسبد اسباب بازی هایش اجسام فلزی از جمله قاشق ، چنگال ، تابه ، ساعت ناخن گیر و ... شده است. وی می گوید: وقتی متوجه شدم بدن متین چنین خاصیتی دارد ترس را به خود راه ندادم و از این که متین جزو نادر افرادی با این وضعیت د ر دنیا است کمی شوکه شده بودم.
مادر متین  اضافه می کند: یک ماهی  می شد که متوجه شدیم اجسام فلزی به بدن فرزندمان می چسبد اما به خاطر عدم رسانه ای شدن و اذیت شدن فرزندمان این موضوع را مخفی نگه داشتیم.
خانم درویش  ادامه می دهد : تمام بچه های فامیل از وقتی متین را این گونه می بینند به منظور چسبیدن مواد فلزی به بدنشان ، بدن خود را خیس می کنند و می گویند ما هم می توانیم اجسام فلزی را به بدن خود بچسبانیم.
وی می افزاید : متین هم عقیده دارد که همه کودکان می توانند همانند او اجسام را به بدن خود بچسبانند و برای همین دوست دارد آموزش های لازم را به دوستان و بچه های فامیل ارائه دهد اما غافل از این که این کار با آموزش های لازم صورت نمی گیرد.
مادر متین  تصریح می کند: در ابتدا تنها ما متوجه شدیم که قاشق به قفسه سینه او می چسبد و بعدها متین با امتحان کردن در قسمت های مختلف خود نشان داد که ، این اجسام به لاله گوش ها ، بینی ، بازو، قفسه سینه ، کف دست ، جناغ ، شکم و ... می چسبد.
وی ادامه می دهد : حس می کنم متین با دیدن عکس این کودک خودش را به این باور رسانیده که می تواند  همانند او باشد و این باور و اعتقاد او باعث شد که جزو افراد نادر دنیا باشد.
وی می افزاید: زمانی که متین تحرک کمتری داشته باشد خاصیت مغناطیسی بدنش کمی کاهش می یابد و بعد از تحرک این خاصیت افزایش می یابد.


دیدن عکس کودک حس کردم من هم می توانم
متین درویش 6 ساله  و می گوید: تا کنون بدنم  قاشق ، چنگال ، تابه ، ساعت مامان ،  انگشتر عمه ، CD ، برس ، سینی ، کنترل تلویزیون  را  جذب کرده است.
متین می گوید: زمانی که این مجله را ورق می زدم چشمم به کودکی افتاد که اجسام فلزی را در بدنش نگه داشته و همان لحظه حس کردم که من هم می توانم همانندآن کودک باشم.
وی ادامه می دهد: وقتی این کار را امتحان کردم دیدم که جواب می دهد خانواده خود را در جریان گذاشتم و آنها شروع به فیلمبردرای از من کردند.
این کودک 6 ساله  با زبان شیرین خود می گوید: در آمادگی ما علاوه بر من چند تایی از دوستانم هم می توانند اجسام فلزی را به بدن خود بچسبانند.
وی در پاسخ به این سوال که آیا با چشم خود دیده ای اجسام فلزی به بدن دوستانتان می چسبد می گوید: ندیده ام اما خودشان می گویند که امتحان کرده اند و قسم خورده اند که همانند من می توانند اجسام فلزی را به بدن خود بچسبانند.
متین  اضافه می کند : حالا که آنها قسم می خورند قاشق و چنگال به بدنشان می چسبد حتما می چسبد.


وی می افزاید: در روز های اول  دوستانم از من می خواستند که چسبیدن اجسام فلزی را به بدنم نشان دهم اما رفته رفته  خواسته های دوستانم کمتر می شود.
متین از این که بدنش اجسام فلزی را به خود جذب می کند خوشحال است و به عقیده خود تمام افراد می توانند همانند او این کار را انجام دهند.
آری این کودک 6 ساله از این که بدنش توانایی جذب اجسام فلزی را داد و چهره رسانه ای پیدا کرده به خود می بالد  و دوست دارد تمام دوستانش هم همانند او توانایی انجام این کار را داشته باشند ای کاش همه ما همچنان متین ساده و بی آلایش و بی ریا بودیم.

گفت و گو از لیلا آقاجانی

عکس ها از صابر علینژاد

انتهای پیام/





ما هم حق زندگی داریم

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

ر آستانه روز کارگر،کارگران شهرداری از درد دل هایشان می گویند:

   

ما هم حق زندگی داریم!

    نصر نیوز: شب و روز نمی شناسد صبح از ساعت 6 شروع به کار می کند و شب ساعت 11 کارش را به اتمام می رساند هر از گاهی هم کارش به ساعت 12 شب می کشد.شاید شغلش نسبت به شغل های دیگر، پرکار ترین شغل محسوب شود

اما حقوقی که دریافت می کند نسبت  به سایر شغل ها اندک است.برای او مهم نیست مردم درباره شغلش چه می گویند. مهم نیست نگاه مردم چگونه است او خوشحال است از این که شغلی دارد و دست نیاز به سوی دیگران دراز نمی کند .
دوست داشت در آینده مهندس شود اما به قول خودش اکنون مهندس کوی و برزن است و نظارت برتمیزی کوچه و خیابان ها دارد .
این ها سخنان کاظم. م  مردی 39 ساله یکی از کارگران شهرداری است که به شغل شریف  رفتگری مشغول است دقایقی را پیش او نشستن و گوش دادن به درد و دل هایش خالی از لطف نیست.
آقا کاظم می گوید: ما رفتگران وظیفه داریم اول صبح  قبل از این که مردم وارد خیابان شوند  ، آن منطقه را از آشغال پاک سازی کنیم تا مردم با روحیه ای شاد در خیابان ها قدم بزنند.
وی  ادامه می دهد: کاش همان اندازه ای که ما به فکر زیبا دیده شدن شهرمان هستیم شهروندان هم به همان اندازه به ما توجه کنند و از ریختن آشغال ها به داخل جوی ها خود داری کنند.
این کارگر زحمت کش شهرداری تبریز با اشاره به اینکه از شغل خود راضی است می گوید: با وجود رضایتی که از شغل خود داریم اما جایگاه اجتماعی این قشر در سطح پایین جامعه قرار گرفته  و اکثر مردم با دیدی تمسخر آمیز به ما خیره می شوند.
وی از حقوق پایین خود گلایه می کند و می گوید: این حقوق ، در قبال فعالیت های روزمره ما  بسیار ناچیز است ،نگاه جامعه به افرادی مثل  من ، کودکان ما را وا داشته که از گفتن شغل پدر خود به هم سن و سال هایشان ابا کنند.
وی تصریح می کند : گاهی از فرط خستگی گوشه ای از خیابان می نشینم و در همان لحظه با دیدن مامور گشت پیمانکارمان مجبورم به چند ثانیه ای ،استراحت اکتفا کنیم چرا که به نظر می رسد با گزارش مامور گشت پیمانکار  از چندرغاز حقوقی که می گیریم نیز کسر شود.

رفتگری هم یک شغل است
در یکی دیگر از خیابان ها جوانی در حال جارو کشی خیابان است با نزدیک شدن به او ، و معرفی خودم به عنوان خبرنگار سرش را پایین می اندازد می گوید: چه عجب رفتگران هم توجه شما را جلب کرده اند.
وی خود را جوانی 27 ساله معرفی می کند و می گوید: کار برای من عیب نیست و خوشحال هستم از این که می توانم نگاه های سرسختانه مردم را نظاره کنم و میدان را خالی نکنم.
این جوان که تمایلی به معرفی خود ندارد ادامه می دهد: افرادی مثل من جزو  زحمت کش ترین افراد  جامعه محسوب می شوند  اما متاسفانه ارزش و بهایی به امثال من داده  نمی شود.
وی ادامه می دهد: کسی که د ر اداره یا سازمانی  مشغول به کار است  با اندک عملکرد خوب خود، ترفی شغلی می گیرد و از جایگاه والایی برخوردار می شود در حالی در شغل ما چنین چیزهای معنا ندارد.
این کارگر شهرداری می گوید: کسی که از ابتدا شغل رفتگری  را انتخاب کرده تا آخر رفتگر می ماند و بدون هیچ مزایایی مجبور است حقوقی که کفاف زندگی اش را نمی کند عمرش را بگذراند.
وی اضافه می کند: به خاطر شغل رفتگری اکثر رفتگران گوشه گیر هستند و روابط اجتماعی پایین تری دارند، رفت و آمد های خانوادگی شان کاهش یافته حتی بازدیدهای عید نوروزی هم رو به فراموشی سپرده شده است.
این جوان 27 ساله  که بغ گلویش را گرفته می گوید: انسان هر شغلی که داشته باشد باز انسان است و شان و منزلت او را نمی توان با شغل او سنجید ولی متاسفانه شان و منزلت انسان ها د ر جامعه ما با شغلی که در اختیار دارند مشخص می شود.
وی در پاسخ به این سوال که مجرد است یا متاهل می خندد و می افزاید: چه فرقی می کند همه مرا یک رفتگر می شناسند توجهی به من ندارند شاید حق زندگی کردن ندارم و شاید کسی که مجرد است و شغلش رفتگری است  باید تا آخر عمر تنهای تنها باشد و این زباله ها همدرد و غم خوار او باشد.
این جوان زحمت کش  با گفتن این موضوع که  با زیاد  کار کردن خسته نمی شود اظهار می کند: از نگاه های مردم به شغل خود خسته شده ام اما من هم در این جامعه سهمی دارم، هرچند هم اندک باشد حق کار کردن و نفس کشیدن دارم.

نظافت شهر تنها بر عهده رفتگران نیست
 در خیابانی دیگر مردی مسن  مشغول تمیز کردن جوی آبی است که با دیدن  یک قرص نان داخل آن د رحال گفتگو با خود و نق زدن است  سراغ او می روم با دیدن من کمی نق زدن هایش را کم می کند و می گوید: بعضی از مردم  حرمت نان را هم نگه نمی دارند.
وی خود را علی معرفی می کند و می افزاید: در گذشته با دیدن یک تکه نان روی زمین مردم آن را بر می داشتند می بوسیدند و می خوردند اما اکنون با دیدن یک قرص نان داخل جوی بی اعتنایی می کنند و تمایلی ندارند آن را بیرون بکشند و در گوشه ای از پیاده رو قرار دهند.
وی  تصریح می کند : عده ای بر این  باورند که  نظافت کوچه ها و خیابان  های شهر  تنها بر عهده  رفتگران است، در حالی که هر کدام از ما در این شهر زندگی می کنیم و نسبت به تمیزی و پاکیزه نگه داشتن شهر خود سهمی داریم.
وی در حالی که دست های پینه بسته اش را نشانم می دهد می گوید: اوایل که وارد این کار شده بودم دسته چوبی جارو ، کف دست هایم را اذیت می کرد و درد و سوزش خاصی را حس می کردم ، اما اکنون دست هایم بی حس شده است و هیچ درد و سوزشی را حس نمی کنم.
 
این مرد زحمت کش  می افزاید: در گذشته وقتی مشغول جمع آوری زباله ها از کوچه ها بودم برخی از مردم با دادن یک لیوان آب ، خستگی را از تن من و همکارانم می زدودند اما اکنون خبری از محبت ها و مهربانی های  شهروندان نیست.
وی با اشاره به این که  ساعت های مختلف روز  و شب به فعالیت مشغول است  می گوید: ما رفتگران زیر تابش مستقیم آفتاب در حال نظافت کردن  خیابان ها و کوچه های شهر هستیم و انتظار داریم از احترام متقابل شهروندی نیز برخوردار باشیم.

علی  با بیان این موضوع  که  به  کارسخت خود، عادت کرده است تصریح می کند: از آنجایی که در طول روز برای جارو کشیدن تمام اعضا ی بدنم  از جمله دست و بازو و کمرم در حال فعالیت است  از شدت کمر درد به شدت اذیت می شوم.
وی در پایان گفت و گوی کوتاه مام می افزاید: با این که به کار سخت  خود ،ضد ضربه شده ایم ، لباس های ما از شدت کار کردن بیش از حد پوسیده می شوند اما کسی توجهی به ما نمی کند این در حالی است که عدالت اجتماعی یعنی قدر و منزلت هر کسی را شناختن و به گونه ای مناسب با او رفتار کردن رعایت نمی شود.

و سخن آخر...
به سرآستین پاره ی کارگری که جارو به دست گرفته مشغول نظافت شهر است و ارباب ، ارباب می کند نخند ، به دستان پینه بسته او نخند به فکر این باش که این دست های پینه بسته زباله های مرا می برد و من غم خواری می یابم  که غم و اندوه را می کاهد و مشکل گشایی می کند که مشکلات و کثیفی های زندگی ما را از میان بردارد.
لطفا به پدرت و به جارو کردنش نخند این جارو ، کثافت ها، پلیدها و زشتی ها را از چهره شهر می زداید...
بی تفاوت هم نباش! دنیا ارزشش را ندارد که تو به رفتارهای آدم هایی بخندی  که هر گز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پردرد سری دارند . آدم هایی که هر کدام برای خود و خانوده ای ، همه چیز و همه کسند!
آدم هایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند ، بار می برند ، بی خوابی می کشند ، کهنه می پوشند ، جار می زنند ،  سرما و گرما می کشند گاهی هم خجالت می کشند ، به همین سادگی پس لطفا نخند  و بی تفاوت نباش و هر وقت چنین مردانی دیدی بی منت و بی ادعا بگو خسته نباشی پدرجان...
گزارش از لیلا آقاجانی
انتهای پیام/



گزارشی از نیم میلیون حاشیه نشین در تبریز

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

اختصاصی/گزارشی از نیم میلیون حاشیه نشین در تبریز

   

بزه و حاشیه نشینی در هم گره خورده اند

    نصر نیوز: خانه های غیر رسمی ، نیمه دایمی ، کم د رآمد ، حصیر آبادها ، خود به خودی ، برنامه ریز نشده ، حاشیه ای و غیرساختاری اسامی هستند که معمولا مترادف با خانه های حاشیه نشینی کلاشنهر ها استفاده می شود.

حاشیه نشینی یک پدیده و مسئله حاد در جوامع کنونی است حاشیه نشینی شامل کسانی است که در محدوده اقتصاد شهری زندگی می کنند ولی جذب اقتصاد شهری نشده اند و شهروند تلقی نمی شود.

حاشیه نشین ها در برنامه شهری به خارج از شهر کشیده شده اند، اکثر خانه های حاشیه نشین ها پلاک شهرداری ندارد ، انشعابات آب و برق ندارد به عبارتی از حلبی ساخته شده و محافظی آنجا نیست جایی است که فقرا زندگی می کنند و بنا به گفته برخی از جامعه شناسان و مسئولان ذی ربط از لحاظ فرهنگ هم فقر دارند آداب و رفتار معاشرت آنها متفاوت از فرهنگ غالب جامعه است.
اما هر طور که آنها را بنامیم باز انسان هستند حرمت و کرامت انسانی دارند و نباید به دید دیگری به آنها خیره شد نباید برچسب های مختلف اجتماعی به آنها زد. حاشیه نشین ها اگر چه سرپناهی قانونی ندارند ولی حقوقی انسانی دارند و ارگان های ذیربط مسئول محافظت از حقوق آنها هستند.
به منظور تاثیر و نقش حاشیه نشینی در وقوع جرم و افزایش جرم سراغ مسئولینی می رویم که نظرات هر کدام در این راستا بسی جای تعمل دارد.

غفلت از امکانات رفاهی در مناطق حاشیه نشین
علی.م دانشجوی رشته روانشناسی که خود را یکی از ساکنین حاشیه نشین در تبریز معرفی می کند  معتقد است: در جامعه شهر نشینی طبقه اجتماعی  مرفه ، متوسط ، پایین زندگی می کنند و مطمئنا برای هر جامعه ای دکتر، مهندس ، کارمند ، کارگر و ... ضروری است .
وی افزود: کارگر باید وجود داشته باشد تا کارهایی که یک مهندس یا دکتر دوست ندارد و نمی تواند انجام دهد او برعهده بگیرد.
این جوان 22 ساله اضافه می کند: طبقات فرو دست و کارگر درجامعه به تناسب درآمد خود در جامعه مکانی را برای زندگی انتخاب می کنند و این که تمام حاشیه نشین ها به بزه و جرم مرتکب شوند حرف غیر منطقی است.
وی با اشاره به این که  جرم و جنایت، بالا و پایین شهری نمی شناسد تصریح کرد :درست است که د ر بین حاشیه نشین ها میزان جرم رو به افزایش است اما آیا در مناطف مرفه نشین شهرها هیچ جرمی روی نمی دهد.
این دانشجوی روانشناسی  ادامه می دهد: نظارت پلیس در مناطق حاشیه نشین وجود دارد اما نظارت پلیس  به صورت دقیق نیست و این ناشی از تصمیمات قانون گذار است چرا که  وقتی یک مجرم  دستگیر و به زودی آزاد می شود میزان جرم افزایش می یابد.
علی  با اشاره به این که  بی عدالتی در تامین نیاز های شهروندی میزان جرم و جنایت را افزایش می دهد گفت : متاسفانه د رحاشیه شهر ها ، عدم وجود کتابخانه ، سینما ، آموزشگاه  و کیوسک های روزنامه فروشی و ... منجر می شود که توجهی به سرگرمی های جوانان حاشیه نشین شهری نشود و جوانان به سوی جرم و بزه روی آورند.

مناطق حاشیه نشین  یا مدرسه آموزش جرم
نادرحاتمی یکی از اساتید برجسته جامعه شناسی در تبریز، مناطق حاشیه نشین را به یک مدرسه تشبیه کرد که به فرزندان آموزش های لازم در خصوص جرم  داده می شود.
حاتمی افزود: از آنجایی که میزان آسیب های اجتماعی در مناطق حاشیه نشین رو به رشد است باید تدابیری اندیشیده شود که ضمن حفظ حرمت و کرامت افراد حاشیه نشین ، میزان آسیب های اجتماعی کاهش یابد.
این استاد برجسته جامعه شناس  با اشاره به این که 80 درصد مردم در شهر ها زندگی می کنند گفت: امروزه مهاجرت روستاییان به شهرها  باعث خالی شدن روستا ها از سکنه و افزایش خرده فرهنگ ها د رمناطق حاشیه نشین شهرها شده است .

حاشیه نشینی مناطقی امن برای مجرمان
وی  با اشاره به این که  حاشیه شهرها مناطقی امن برای مجرمانی است  که جرم و بزه انجام می دهند، افزود: از آنجایی که حضور ارگان های امنیتی یا نظارتی در مناطق حاشیه نشین کمتر است این مناطق امن ترین نقاط برای ارتکاب جرم به حساب می آیند.
حاتمی اظهار داشت: حاشیه نشینی علاوه برمناطقی امن برای مجرمان، مناطقی ناامن برای کسانی است که در آنجا سکونت دارند.
وی 80 درصد قتل های ها را مربوط به حاشیه مناطق شهری دانست و گفت : امروزه بنا به گفته مسئولان ذیربط،  حاشیه نشینی بی داد می کند و  جزو بزرگترین مسایل کشور مطرح است .
این استاد جامعه شناسی  خاطر نشان کرد:  از آنجایی که کلانتری و نیروی انتظامی در داخل شهرها زیاد به چشم می خورند میزان جرایم نسبت به حاشیه شهر ها کمتر است.
وی اظهار داشت : نزدیک به یک میلیارد نفر در دنیا حاشیه نشین هستند که از این تعداد، 45 میلیون نفر در فقر مطلق به سر می برند،  در ایران نیز  20 درصد مردم در مناطق حاشیه شهرها زندگی می کنند و آن طور که پیش بینی شده این رقم به 40 درصد افزایش می یابد.
وی فرهنگ فقر و فقر فرهنگی را آسیب های اساسی مناطق حاشیه نشین عنوان کرد و گفت : حاشیه نشینی شامل کسانی است که در محدوده اقتصاد شهری زندگی می کنند ولی جذب اقتصاد شهری نمی شوند.
این استاد و روزنامه نگار  اضافه کرد: از آنجایی که این افراد در برنامه شهری به خارج از شهر کشیده می شوند در باور برخی از مردم شهروند تلقی نمی شوند.
وی ادامه داد: متاسفانه برنامه ریزان شهری به حاشیه نشینی که بزرگترین مسئله جوامع کنونی  است آن طور که باید توجه نمی کنند.
این روزنامه نگار  با اشاره به این که  از هر چهار قتلی که در تهران اتفاق می افتد 3 مورد مربوط به مناطق حاشیه نشین است گفت : متاسفانه اکثر قتل هایی که مربوط به حاشیه نشینی است به خاطر انتقام از جامعه و بی عدالتی صورت می گیرد، از آنجایی که تمامی حاشیه نشین ها در فقر به سر می برند با مقایسه زندگی خود با هم سن و سالان خود  بر این باورند که از طرف جامعه بی عدالتی بر آنها روا داشته و با در نظر گرفتن این طرز فکر به دنبال انتقام از  جامعه و ارتکاب به جرم هستند.
وی با اشاره به این که حاشیه نشینی از مهاجرت بی رویه ناشی می شود گفت : بیکاری مهمترین نشانه حاشیه نشینی محسوب می شود، حاشیه نشینی علاوه بر این که در خارج از محدوده شهری وجود دارد در داخل شهر هم پدیده ای به نام حاشیه نشینی به چشم می خورد.
 وی با اشاره به این که ایالات متحده آمریکا بیشترین  حاشیه نشینی دنیا  را به خود اختصاص داده است اضافه کرد: سازمان ملل متحد اعلهشدار داده است که جلوی پدیده حاشیه نشینی در کلان شهر ها باید گرفته شود.
حاتمی مطرح کرد: متاسفانه در جامعه ما به حاشیه نشین ها به چشم انسانی نگاه می کنند که خطرناک است و می تواند به هر عملی دست بزند،  با وجود این که میزان بیشتری از آسیب های اجتماعی ناشی از مناطق حاشیه نشین است اما کسانی که حاشیه نشین هستند انسان هستند و نباید حرمت و کرامت آنها از بین برود.
حاتمی  اضافه کرد: از آنجایی که ما دم از حقوق بشر می زنیم واقعا چقدر به حقوق ساکنین این منطقه توجه کرده ایم.

 200تا 500 هزار نفر حاشیه نشین در تبریز زندگی می کنند
وحید کاظم زاده، عضو کمیسیون حقوق بشر منطقه 7 کشور گفت : در تبریز 200 تا 500 هزار نفر حاشیه نشین  زندگی می کنند،در ایران 7.5 میلیون حاشیه نشین وجود دارد که 5 میلیون نفر از آنها  در شهر تهران زندگی می کنند.
وی  میزان آسیب های اجتماعی در حاشیه شهر ها را زیاد ارزیابی کرد و گفت : میزان آسیب های اجتماعی در سایر نقاط شهر ها نیز  وجود دارد  که نوع  جرم های  داخل شهری با خارج شهری متفاوت است.
وی تصریح کرد: متاسفانه بیشتر کودکان کار ، گدایان سطح شهر  ، مشاغل کاذب از جمله دست فروشان ، فروشندگان مواد مخدر ، سارقان و ... از مناطق حاشیه نشین هستند  به عبارتی دیگر می توان گفت حاشیه شهر بهترین پناهگاه برای مجرمان و بزه کاران است.
کاظم زاده افزود: بر اساس مطالعات سازمان ملل متحد حاشیه نشینی چالش اصلی هزاره سوم است و مطالعاتی که 8 سال قبل این سازمان ارائه داد حاکی از این است که در سال 2001حدود  920 میلیون جمعیت در حاشیه شهرها زندگی می کنند.
وی ادامه داد: از این تعداد 45 میلیون در فقر مطلق به سر می برند که 6 درصد حاشیه نشین ها در کشور های توسعه یافته و 43 درصد در کشور های در حال توسعه زندگی می کنند.
کاظم زاده  علت افزایش جرم در مناطق حاشیه نشین را وجود خرده فرهنگ های مختلف در حاشیه شهر ها مطرح کرد و گفت : بین انواع جرم ها و خرده فرهنگ ها رابطه مستقیمی وجود دارد،حاشیه نشین ها به خاطر فقر مالی نتوانسته اند  خود را با شرایط زندگی وفق دهند و زمانی که محیط زندگی خود را با بالای شهری مقایسه می کنند این قیاس میزان  آسیب اجتماعی را بالا می برد.
عضو کمیسیون حقوق بشر اسلامی ، خشکسالی ، بیکاری ، اعتیاد ، رواج مشاغل غیر رسمی را از دلایل و علایم آسیب اجتماعی در حاشیه نشینی خواند.
وی تصریح کرد: در بودجه  سال 91 شهرداری تبریز به منظور کاهش حاشیه نشینی لوایحی مد نظر گرفته تا با سوق افراد حاشیه نشین به داخل شهر و شهرهای جدید اقدامی اساسی در حوزه کاهش جرم و حاشیه نشینی انجام گیرد.

حاشیه نشینی ترمینالی از جرایم است
صمد فرامرزی معاون اجتماعی نیروی انتظامی آذربایجان شرقی نیز در خصوص  نقش و تاثیر حاشیه نشینی در وقوع و افزایش جرم گفت : حاشیه نشینی ترمینالی از آسیب ها و جرایم است .
وی گفت: اگر این فرهنگ اشاعه یابد امنیت اجتماعی ، اقتصادی و اخلاقی به مخاطره می افتد.
معاون اجتماعی نیروی انتظامی آذربایجان شرقی با اشاره به این که  حاشیه نشینی فرار از مقررات ، فرار از تکالیف و نوعی قانون گریزی است گفت : فقر فرهنگی بسترهای قانون گریزی را فراهم می کند ، حاشیه نشینی فضا و بستر مناسبی برای ارتکاب جرم است و مشکلات عدیده ای را برای جامعه رقم می زند.
فرامرزی  جرایم را سدی در مقابل نشاط و شادابی اجتماعی خواند و اضافه کرد: خوشبختانه تعداد جرایم خشن در  استان آذربایجان شرقی کاهش چشمگیری دارد.
وی در پاسخ به این سوال که نظارت پلیس در مناطق حاشیه نشین کمرنگ تر است اضافه کرد: جایی که خارج از شهر است  به عنوان محدوده شهر شناخته نمی شود به عنوان یک محدوده غیر قانونی است و نظارت دسته جمعی مردم و تمام ارگان ها امری ضروری است، حاشیه نشینی و بی قانونی موضوعی نیست که در عرض یک شب به وجود آید و برای کاهش حاشیه نشینی همکاری و نظارت تمامی ارگان ها ضروری است و پلیس در همه حال با بی قانونی و قانون گریزی برخورد می کند.
وی استان آذربایجان شرقی را از نظر احساس امنیت در رده های بالا دانست و خاطر نشان کرد: ایجاد احساس امنیت در بین مردم تنها وظیفه و نقش پلیس نیست و مردم و رسانه ها نقش اساسی در ایجاد حس امنیت در جامعه دارند.
فرامرزی  با اشاره به این که حاشیه نشینی جزئی از آسیب های اجتماعی محسوب می شود گفت : در خصوص معضلات و کاهش حاشیه نشینی نیروی  انتظامی با ارگان های مختلف شهری و قوه قضائیه همکاری های لازم را دارد و با مطالعه،  تحقیق و پژوهش در این راستا در پی کاهش آسیب های اجتماعی است .
 
سخن آخر...
پدری که در حاشیه شهر همراه خانواده خود زندگی می کند هم همانند من و تو حق زندگی دارند شرایط آن طور  ایجاب کرده که او همانند من و تو  یک چهار دیواری  اما نه امن و قانونی ، برای خود و خانوده اش بسازد او هم مثل من و تو سرما و گرما را حس می کند اما تحمل سختی ها برای او آسان تر از من و توست چون به چیزی که دارد قانع است . او هم دوست دارد از بهترین امکانات شهری بهره مند شود او هم دوست دارد برای یک بار هم شده در کمال آرامش در شهر زندگی کند و نگاه شهروند درجه چندم به او نشود .  کاش برنامه ریزان شهری با درک نیاز ها و دلایل مهاجرت مردم از روستاها و شهرهای کوچک به حاشیه شهر نگاهی دقیق تر و منطقی تر داشته باشند، کمبود هایشان را بشناسند چرا که حاشیه نشینی بزرگترین مسئله جامعه شهری محسوب می شودو در راستای رفع این چالش جدی کلانشهرها چاره اندیشه کنند.
مناطق حاشیه نشین تبریز منطقه وسیعی از پایه کوه عون بن علی را شامل می شود که به دلیل وضعیت نامناسب و شیب زیاد منطقه و ناهمواری خیابان و محلات و کوچه های تنگ و باریک تردد با سختی مواجه است.
از سوی دیگر به دلیل ناهمواری خیابان ها و مسیر تردد به محلات و مناطق حاشیه نشین، امکان سرمایه گذاری برای فعالیت های فرهنگی و اجتماعی در این مناطق وجود ندارد و عطش این قسم فعالیت ها در آنجا بیش از هر جای دیگری خود نمایی می کند.
و این چنین است که مسئولان عمرانی و شهرداری تبریز یکی از مشکلات ساماندهی این مناطق و انتقال خانه ها و جمعیت را به مناطق امن شهر و مداخله در پروژه های حاشیه نشینی را تنها متکی بر مباحث عمرانی نمی‌دانند و بر برنامه ریزی های دقیق اجتماعی تأکید دارند.
گویی سرنوشت برخی را در حاشیه نوشته اند، آدم هایی که در حاشیه به دنیا آمده و در حاشیه زندگی می کنند، کار می کنند و در حاشیه نیز می میرند و کسی از آنها باخبر نمی شود...
گزارش از لیلا آقاجانی



سالمندان تبریز برای دریافت کارت منزلت ثبت نام کنند

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

سالمندان تبریز برای دریافت کارت منزلت ثبت نام کنند

 
  نصر نیوز: شهردار تبریز گفت : سالمندان شهر تبریز برای دریافت کارت منزلت و استفاده بهینه از امکانات و تسهیلات این کارت ها ثبت نام کنند.  
           
 

به گزارش نصر نیوز، علیرضا نوین با اعلام این مطلب افزود: شهرداری تبریز در سالهای اخیر در کنار اجرای پروژه های زیربنایی برای عمران و آبادانی شهر، توجه به کارهای فرهنگی و تکریم از اقشار مختلف جامعه را جزو برنامه های اجرایی خود قرار داده است.
وی با  اعلام اینکه سالمندان  اصلی ترین  سرمایه های اجتماعی هستند تاکید کرد: ما باید از این سرمایه های اجتماعی برای حفظ هویت دینی، ملی و انتقال فرهنگ گذشته به نسل های جدید استفاده کنیم.
شهردار تبریز همچنین با اشاره به صدور کارت منزلت توسط شهرداری تبریز به سالمندان این شهر گفت:
شهرداری تبریز با هدف حفظ شان ،منزلت و تکریم سالمندان اقدام به ثبت نام از سالمندان بالای 60 سال شهر تبریز نموده و این عزیزان  با ارائه  این کارت می توانند از خدمات  مختلف شهرداری بطور رایگان برخوردار شوند.
وی در ادامه  سخنان خود توجه به حل مسایل و مشکلات  همه اقشار جامعه مخصوصا سالمندان را از اولویت های اساسی شهرداری تبریز در سالهای اخیر اعلام و خاطر نشان کرد: توزیع عادلانه خدمات و امکانات شهری در بین تمامی قشرهای  جامعه ، به منظور پاسخگویی به مطالبات شهروندان در رأس برنامه های شهرداری قرار دارد که در این میان تامین  و توسعه امکانات وزیرساخت های  رفاهی سالمندان  از اهمیت و اولویت ویژه ای برخوردار است.
شهردار تبریز در پایان سخنان خود از کلیه سالمندان شهر تبریز خواست تا با مراجعه به سایت شهریار نیوز پایگاه خبری شهرداری تبریز به آدرس www.shahryarnews.net   نسبت به ثبت نام و بهره مندی از امکانات کارت منزلت اقدام کنند.
انتهای پیام/



جزئیات مرگ مشکوک نخبه علمی در خانه اش

 

نوع مطلب :حوادث ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی


 
 

جزئیات مرگ مشکوک نخبه علمی در خانه اش

 
  نصر نیوز: مرگ مشکوک یک نخبه علمی در خانه اش در حالی صبح روز جمعه در خروجی برخی خبرگزاری ها قرار گرفت که کارآگاهان در حال بررسی علت وقوع این مرگ هستند.  
           
 

به گزارش نصر نیوز، جسد بی جان وحید رمضانی متولد 1364 از روستای افشار از توابع جلفا در آذربایجان شرقی بود که به تازگی فارغ التحصیلان دانشگاه  علم وصنعت  شده بود و به تنهائی در آن خانه زندگی می کرد.
خبرگزاری مهر در بیان جزئیات ماجرا آورده است: خانواده پسر جوانی در تماس با پلیس از مرگ مشکوک پسرشان خبر دادند. دقایقی بعد تیمی از ماموران کلانتری 127 نارمک همراه بازپرس ویژه قتل در محل حادثه در خیابان شهید مدنی حاضر شدند. در نخستین بررسیها ماموران با جسد پسر 26 ساله ای روبرو شدند که حلق آویز شده بود.
در ادامه تحقیقات مشخص شد، پسر جوان از فارغ التحصیلان دانشگاه صنعتی شریف بوده و به تنهائی در آن خانه زندگی می کرد.
خانواده اش زمانی که متوجه غیبت طولانی او شده بودند نگران به خانه اش آمده و با جسد حلق آویز او روبرو شدند.آنها سپس موضوع را به پلیس اطلاع داده بودند.
بررسی ها نشان داد، چند روز قبل از این ماجرا پسر جوان با حمله سارقان زورگیر روبرو شده و لب تابش به سرقت رفته بود.
با توجه به اینکه پسر جوان انگیزه ای برای خودکشی نداشت فوت او مشکوک به نظر رسید و با دستور بازپرس کشیک قتل جسد برای تعیین علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد.
همچنین پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. ماموران هم اکنون با طرح دو فرضیه قتل و خودکشی تحقیقات در این زمینه را آغاز کرده اند.
البته " ابولفضل ظهره وند " ، سخنگوی شورای عالی امنیت ملی ، احتمال ترور یا قتل را رد كرده و گزینه خودكشی را محتمل تر دانسته است .
گزارش نصر نیوز می افزاید، این نخبه علمی کشور مان از دوستان نزدیک شهید دکتر مصطفی احمدی روشن نیز بود.
انتهای پیام/



فراهم شدن امکان پرداخت غیر حضوری قبوض آب با تلفن 1808

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

پوررجب خبر داد:

 
 

فراهم شدن امکان پرداخت غیر حضوری قبوض آب با تلفن 1808

 
  نصر نیوز: مدیرعامل شركت آب و فاضلاب آذربایجان شرقی گفت: با اجرایی شدن طرح پرداخت غیر حضوری قبوض آب، مشتركان می توانند قبوض خود را از طریق شماره تلفن 1808 پرداخت كنند.  
     

     
 

به گزارش نصر نیوز، رضا پوررجب روز یكشنبه، افزود: در راستای اجرای سیاست های دولت و در جهت تحقق بخشیدن به اهداف دولت الكترونیك این شركت اقدام به راه اندازی سامانه پرداخت غیر حضوری قبوض آب و هزینه های دفع فاضلاب با شماره تلفن 1808 كرده است.
وی گفت: مشتركین در شهر تبریز می توانند با شماره تلفن 1808 و وارد كردن شناسه قبض علاوه بر پرداخت غیر حضوری صورت حساب آب از میزان بدهی و تاریخ و مبلغ آخرین پرداختی قبض اطلاع یابند.
مدیرعامل شركت آب و فاضلاب آذربایجان شرقی اضافه كرد: این شركت به منظور سهولت در ارایه خدمات برای مشتركین اقدام به عقد قرارداد با دفاتر پیشخوان دولت نموده و شهروندان می توانند با مراجعه به دفاتر پیشخوان دولت از امكانات تقاضای انشعاب آب و فاضلاب، تغییر نام، تعویض كنتور، تسویه حساب، اخذ قبوض آب و اقساط انشعاب آب و فاضلاب بهره مند شوند.



با زبان مردم حرف می زنیم

 

نوع مطلب :فرهنگی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

 

گفت و گو با مهندسی که مجری پر بیننده ترین برنامه شبکه سهند شد

با زبان مردم حرف می زنیم

    نصر نیوز: کم توجهی و کمرنگ نشان دادن قشر روستایی همواره یکی از نقدهای وارده به رسانه ها است. سیمای مرکز آذربایجان شرقی سنت شكنی كرده و با پخش برنامه ای متفاوت گامی در مسیر آشتی رسانه و روستا برداشته است. بیزیم کند در ذهن مخاطبان شبکه سهند آنقدری شناخته شده است که برای ششمین بار متوالی پرمخاطب‌ترین برنامه از طرف مردم استان انتخاب شد. برنامه ای که عده کثیری دلیل محبوبیت این                

برنامه را اجرای صمیمی و ساده محرم محمدزاده می دانند. وی متولد سال 1355 در روستای قره بلاغ از توابع شهرستان ورزقان  است. مدرك کارشناسی الکترونیک دارد و برای خودش مجری كاربلد و متبحری است.

 

چطور شد که وارد تلویزیون شدید ؟
از ابتدا به ادبیات ترکی علاقمند بودم. آن زمان ها برنامه شعرخوانی از رادیو پخش می شد که همیشه گوش می کردم. رفتم رادیو و تست دادم که همان جا گفتند فقط کمی به تمرین نیاز دارم  و این گونه شروع به کار کردم.
پس از آن در سال 77 برای استخدام در بانک و صدا و سیما آزمون دادم و در هر دو قبول شدم. و اینطور شد که در بخش فنی و مهندسی صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی مشغول کار شدم. در ابتدا کار را با گویندگی رادیو شروع کردم. برنامه ای با نام «محفل» که در مورد فرهنگ فولکلور بود، «بهار نغمه سی»، «ولایت لر، حکایت لر» و گاهی هم برای اجرا و گزارش می رفتم. می توان گفت از سال 73 در رسانه هستم.
 
ایده اولیه به تصویر کشیدن زندگی روستانشینان چطور شکل گرفت؟
از ابتدا کارم را با برنامه های روستایی شروع کردم و در مورد آن قسمت از برنامه ها که مردم دوست دارند شناخت پیدا کردم. ایده اولیه از من و آقای «احد محمود نسب»، تهیه کننده برنامه بود. شخصا به فرهنگ فولکلور علاقمندم، متاسفانه با ماشینی شدن  زندگی ها الان طوری شده که مردم در هر اتاقی هم یک تلویزیون دارند که تمام اینها موجب جدایی در خانواده ها شده است. ولی در روستاها این طور نیست. مردم در روستا وقتی حوصله شان سر می رود به خانه هم می روند ولی امروز در خیلی جاها این فرهنگ ها از بین رفته است. در واقع قصد داشتیم فرهنگ بومی منطقه را حفظ کرده و زنده نگه داریم تا مردم این زندگی ها را فراموش نکنند. انسان باید وطن خود را فراموش نکند چون هیچ جا شیرینی خاک وطن را ندارد چرا که خاطرات کودکی که بهترین روزهای زندگی هر کسی است، در آنجا شکل گرفته است.

فکر می کنید این آمار ارائه شده در مورد پر بینندگی «بیزیم کند» چقدر قابل اعتماد است؟
این آمار شهری است و با استناد به گروه پژوهش و تحقیقات صدا و سیمای مرکز آذربایجان شرقی ارائه شده است. اگر این آمار از روستاها گرفته شود به دلیل شمار بیشتر بیننده، آمار نیز افزایش پیدا می کند. یکی از بیننده های اصلی ما استاندار است که تمام برنامه های ما را می بیند.
 
به نظر خودتان چرا با وجود برنامه های متنوع، بیزیم کند در بین مردم محبوبیت پیدا کرده است؟
الان 6  دوره متوالی و تقریبا 18 ماه است که این برنامه پخش می شود. علت های مختلفی دارد، ولی شاید علت اصلی آن این است که با زبان خود مردم با آنها حرف می زنیم. من سعی می کنم در برنامه ها به مردم بپیوندم و
با هر کسی به زبان خودش حرف بزنم. برنامه ما مردمی است، چون بیشتر از مسئولان محوری طرفدار مردم هستیم. ما خودمان را جزئی از مردم می دانیم. شاید علت موفقیت برنامه ما سادگی آن است و اینکه برای هر قشری جایی در برنامه در نظر گرفته ایم.

برخی زیاده روی برنامه های روستایی سیمای سهند را نقد می کنند. به نظر خودتان این نقدها تا چه اندازه قابل قبول است؟
انسان های زیادی در روستاها زندگی می کنند که حق دارند از تلویزیون سهمی داشته باشند و در رسانه به آنها پرداخت شود. ولی شهرنشین ها همیشه گلایه می کنند که باید این برنامه های روستایی کم شود. جمعیت روستایی هم
می خواهد جایی در برنامه های سیما داشته باشند. مسئولان صدا و سیما هم به خوبی از این برنامه ها حمایت می کنند. ما خارج از کشور هم بیننده داریم . در دبی، ترکیه، جمهوری آذربایجان و حتی کشور های اروپایی که با ما بطور مستمر در ارتباط هستند.مثلا جراحی  از کشور هلند تماس گرفته بود و می خواست فیلم یکی از برنامه ها که روستای ایشان را نشان داده بودیم به دستشان برسانیم.

همانطور که اشاره کردید علت عمده پر مخاطب بودن برنامه شما در همین لحن ساده و صمیمی است، این لحن صمیمی چطور شکل گرفته است؟
من خودم روستا زاده هستم و تا 10 سالگی در روستا زندگی کرده ام. با تمام مشکلات بچه های روستایی رشد کرده ام. با سختی درس خواندن و مسیری را پیاده طی کردن برای رسیدن به مدرسه تجربه کرده ام. برای همین وقتی یک بچه روستایی را می بینم نیاز به هیچ توضیحی ندارم و متاسفانه در طول این سالها وضعیت روستاها تغییری نکرده است. هدف من خودنمایی نیست که جلوی دوربین خودم و لباسهایم را نشان دهم. فکر نمی کنم مردم با لباسم در مورد قضاوتی کنند. من حتی در شهر هم همین طور لباس می پوشم و تا به حال هیچ بی احترامی از طرف مردم ندیده ام. برنامه ها را شاد انتخاب می کنیم . فکر می کنیم نباید غم و غصه را به مردم راه دهیم تا
همه دوست داشته باشند. زمان زیادی می گذاریم برای برنامه و صبح و شب روستا را به تصویر می کشیم. می توان در 2 -3 ساعت هم برنامه را جمع بندی کرد ولی ما 36 ساعت زمان می گذاریم. در کار ما تنبلی نیست و توان زیادی می گذاریم.

روستاهایی که به تصویر می کشید بر اساس خاصی انتخاب می شوند؟
بعضی از روستاها معرفی می شود. بعضی روستاها فصلی هستند که به خاطر نشان دادن زیبایی های آنها به آنجا می رویم. مانند روستای وینق و اشتوبین تا به دیگران معرفی کنیم. بعضی هم خودشان ما را دعوت می کنند. خودمان هم تحقیق می کنیم. بعضی روستاها را فقط در فصل های خاصی می توان رفت. از مردم روستاها نیز تماس می گیرند. هر ماه 8 روستا را معرفی می کنیم. تا امروز نزدیک به 80 روستا را معرفی کرده ایم. با وجود اینکه در استان 2 هزارو 500 روستا وجود دارد. در این برنامه ما متن نداریم و برنامه بطور فی البداهه اجرا می شود. مثلا اکثر اوقات شعرهای خودم را می خوانم. یعنی طوری نیست که برای برنامه ها کنداکتور بنویسیم و نسبت به استعدادهای روستاها، برنامه سازی می کنیم

باید بپذیریم با وجود 80 برنامه، دیگر شما به نوعی دایره المعارف روستایی در استان تبدیل شده اید، کدام مناطق استان به نظرتان محرومیت بیشتری داریم؟
شهرستان ورزقان و چاراویماق آن طور که باید رسیدگی نشده است. از لحاظ راه و خانه بهداشت در مضیقه هستند. مناطق محروم هیچ گونه آبادانی ندارند. برخی روستاها هستند که برای خود صنعت و اقتصاد دارند و شاید جالب
باشد بدانید در همین استان روستایی است که مبل هایی با قیمت بالا به کشورهای عربی صادر می کند. ولی برخی مناطق هم وجود دارد که با تکه ای زمین روزگار خود را سپری می کنند.

شاید یکی از محورهای بیزیم کند، صحبت از مشکلات و نشان دادن سختی های زندگی در روستاهای مختلف باشد، چقدر این مشکلات مطرح شده را پیگیری می کنید؟
برنامه ما با سایر برنامه های از این دست تفاوتی که دارد این است که با نشان دادن این برنامه ها بدون هیچ پیگیری از طریق مسئولان، توسط خود خیران مشکلات حل می شود. حتی بیشتر جایزه های که در برنامه هدیه می دهیم با کمک خیرین فراهم می شود. ما متاسفانه فرصت نداریم  مشکلات روستانشینان را پیگیری کنیم . مشکلاتی که در روستاها مطرح می شود نیازمند هزینه ای کلان است ولی مشکلات حل شدنی را توسط خیران حل می کنیم. بعضی مشکلاتی را بیان می کنند که طرح های ملی مانند سدسازی  و نیازمند بودجه های کلان است. ولی بعضی مشکلات دیگر هم قابل حل است مانند آسفالت جاده های روستا، راه گشایی و اکثر مشکلاتی که بیان می
کنند تا حد زیادی حل می شود. بعضی مشکلات هم مانند نبود خانه بهداشت در روستا که گفته نمی شود را ما یاد مسئولان می اندازیم.

گفت و گو از سحر فکردار



نوروز غنی و فقیر نمی شناسد

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

گزارشی از تب و تاب بازار شب عید در تبریز

نوروز غنی و فقیر نمی شناسد

    نصر نیوز: چند روزی به پایان سال نمانده است بازار خرید های شب عید، مثل هر سال از جنب و جوش خاصی برخوردار است و این نشان می دهد که نوروز فقیر و غنی نمی شناسد .به گزارش نصر نیوز، این روزها وقتی وارد خیابان و بازار می شویم نسبت به روزهای دیگر شلوغ تر می بینیم مردم همه در تكاپو هستند. یكی به مغازه پوشاك بچه گانه، یكی به مانتوفروشی،دیگری به كت و شلواری و... سرک می کشد .                

بازار حال و هوای خاصی دارد ازدحام جمعیت زیاد است . یکی دست کودکی را گرفته و بدون اعتنا به اشک هایش او را کشان کشان می برد . دیگری وارد مغازه ای  می شود و قیمت را می پرسد و سری تکان می دهد و راه خود را ادامه می دهد. یکی دیگر کیف پولش را باز کرده و تمامی دارایی اش را به صندوق مغازه دار تحویل می دهد.آن دیگری  سر هزار تومان  چانه می زند.
به چهره تک تک مردم که خیره شویم، پای صحبت هایشان که بنشینیم ، نظاره گر نفس های عمیقشان که باشیم ، می فهمیم که عده ای از شهروندان که برای خرید شب عید راهی کوچه ها و خیابان های شهر خود شده اند، از گرانی کالاها گلایه می کنند ولی با این وجود لبخند مصنوعی را که شاید تلخ ترین لبخند زندگیشان نیز باشد روی گوشه ای از لب های خود جای می دهند.
همیشه رسم بر این بود که مردم از اسفند ماه به فکر آراسته کردن ظاهر خود باشند و به استقبال طبیعتی بروند که مملو از شادی و نشاط می شود  اما افزایش نرخ اجناس و تولیدات قدرت خرید را از بسیاری از شهروندان گرفته و عده ای را شرمنده اهل و عیال خود کرده است.
عده زیادی در اثر گرانی حاکم بر جامعه هیچ لذتی از فرا رسیدن سال جدید نمی بینند اما با این وجود سری به خیابان ها زده اند و سراغ فروشگاه های سطح شهر می روند تا شاید در استقبال سال جدید سهمی داشته باشند.
شاید افزایش قیمت ها درآستانه سال نو امری طبیعی باشد اما انتظار می رود تعزیرات حکومتی با گران فروشان برخورد جدی کنند چرا که مردم از وضعیت پیش آمده به هیچ وجه دل خوشی ندارند.
عید فقیر و غنی هم نمی شناسد، همه با هر میزان درآمد به مراکز خرید روی آورده اند و جیب هایی است که خالی می شود این روز ها آقایان با چانه زنی دست در جیب می شوند تا بتوانند عیدی و پاداش شب عید و حقوق اسفند خود را تمام کنند تا سال نو برسد و همه آب ها از آسیاب بیفتد.
به میان مردم می رویم تا نظرات آنها را از چگونگی خرید شب عید جویا شویم  که همگی در یک کلام واحد از قیمت های سرسام آور شکوه سر می دهند.
کاظم پور که پدر 4 فرزند است از گران شدن کالا ها و محصولات شکایت می کند و می گوید: امسال نسبت به سال های گذشته قیمت ها سیر صعودی داشته اند.
وی می افزاید : قیمت ها آنقدر افزایش یافته که امسال حتی نمی شود سراغ دست فروشان شهر رفت.
کاظم پور ادامه می دهد: وقتی دستفروشی قیمت یک پیراهن را 20 هزار تومان اعلام کند چگونه می توان سراغ بوتیک هایی رفت و کالاهای مورد نیاز خود را خریداری کرد.
وی کاهش قدرت خریدهای شب عید شهروندان را رد می کند و می افزاید: نوروز فقیر و غنی نمی شناسد و هر کدام از شهروندان به خاطر احترام به سنت های دیرینه خود ، راهی بازار می شوند و به خرید می پردازند تا نونوار شوند.
کاظم پور اظهار می کند: هیچ پدر و مادری دوست ندارد فرزند خود را غمگین و افسرده در جمع هم سن و سال های خود ببیند و برای همین والدین مجبورند از برخی مایحتاج خود بزنند تا لبخند بر لب های فرزندان خود بنشیند.
امیری که  در یکی از پاساژهای شهر تبریز به مانتو فروشی مشغول است از کاهش قدرت خرید  شهروندان خبر می دهد و می افزاید: در خیابان ها جایی برای سوزن انداختن نیست و تمامی شهروندان برای خریدهای شب عید راهی کوچه و خیابان ها شده اند و متاسفانه اکثر آنها دست خالی به خانه بر می گردند.
وی خبر از کاهش کیفیت محصولات خرید های شب عید می دهد و می افزاید: متاسفانه از آنجایی که تورم در کشور رشد یافته و از طرفی لازم است تا تمام شهروندان به استقبال سال جدید بروند مجبور هستیم محصولات ارزان قیمت را در اختیار شهروندان قرار دهیم تا همگی دست پر به خانه بازگردند.
این فروشنده  در خصوص کمیاب شدن برخی از اجناس در مغازه ها ادامه می دهد: افزایش قیمت ها و کاهش تقاضا باعث شده که برخی از اجناس با کیفیت ،  از مغازه ها جمع آوری شود.
تقی زاده یکی دیگر از شهروندانی است که جلوی یکی از مغازه های لباس فروشی ایستاده و چشمانش را به قیمت های لباس هایی که مزین ویترین ها شده  دوخته است.
وی می گوید: ضروری است تا مسئولان هم سری به مغازه ها و فروشگاه ها بزنند و قیمت های کالاها ی  این ماه را با ماه های قبل مقایسه کنند.
تقی زاده با اشاره  به این که با نزدیک شدن به شب عید، گرانی، انتظاری طبیعی برای ما ایرانی‌ها شده، است می گوید: امسال شاهد گرانی بسیار شدید و دور از انتظار کالاها و اقلام اساسی هستیم؛ به طوری که در این زمینه نگرانی‌های عمیقی برای مردم به وجود آمده است تا جایی که  قشر متوسط و ضعیف جامعه برای تأمین مایحتاج عید نوروز دچار مشکل شده‌اند.
وی اضافه می کند: گرانی شدیدی که این روزها در بازار شب عید، موج می‌زند، کام مردم را تلخ کرده و نارضایتی قشر مصرف کننده ،از قیمت اقلام و کالاها را به دنبال داشته است.
تقی زاده تصریح می کند: نبود نظارت و کنترل بر واحدهای صنفی موجب شده است تا اسب افسارگسیخته گرانی با سرعت هر چه بیشتر بتازد و با نزدیک شدن به پایان سال، نگرانی‌های بیشتری را برای قشر مصرف‌کننده به وجود آورد.
فروتن مادری 34 ساله با تنها فرزندش برای خرید های شب عید راهی بازار تبریز شده است می گوید: جنس خوب و بد را تشخیص می دهم اما باید نگاهی به جیبم هم داشته باشم.
وی که 2 سالی می شود شوهرش را از دست داده می گوید: شوهرم کارمند اداره ... بوده است که با چندر غازی که برایمان گذاشته مجبورم زندگی خود و تنها فرزندم را بچرخانم.
فروتن اضافه می کند : برای خرید اقلام مورد نیاز توجهی به جنس و کیفیت نمی دهم چرا که از عهده خرید اجناسی با کیفیت مناسب بر نمی آیم.
زنی 26 ساله هم می گوید: اگر گرانی هست همه چیز گران است چیز ارزان نیست و خرید عید برای همه ایرانی ها مثل یك سنت درآمده است و فكر می كنند اگر یكسال خرید نكنند امكان داره كه بلایی به سرشان بیاد!
این زن ادامه می دهد: مردم، به امید خریدن یكی دو جنس به بازار می آیند اما وقتی زرق و برق بازار را می بینند سعی می كنند تا جایی كه امكان دارد و پول دستشان است خرید كنند و اصلا به داشتن و نداشتن فكر نمی كنند .
وی تصریح می کند : مغازه داران با مشاهده سیل حضور مردم ، نرخ ها را بالامی برند اما اگر مردم با  مشاهده گران بودن اقلام از خرید خود داری کنند مغازه داران مجبور می شوند اجناس خود را ارزان تر در اختیار مصرف کنندگان قرار دهند.
محمدی یکی دیگر  از فروشندگان در پاساژ شیخ صفی تبریز در خصوص بالا رفتن نرخ کالاها می گوید: قیمت ها نوسان ندارد و اگر هم در ایام عید قیمت ها نوسان پیدا می كنند مقصر آنها نیستند  بلکه مقصر تولیدكننده ها هستند كه جنس گران دراختیار  فروشندگان قرار می دهند.
محمدی اضافه می کند:  بیشتر اوقات ما بعضی از اجناسمان را حراج می  كنیم تا بتوانیم نصف پول را بگیریم چون بعضی از این اجناس به مد هستند یا به رنگ سال می باشند.
وی ادامه می دهد : چنین اجناسی ( مد روز ) حتما باید در همان ایام فروخته شود در غیر این صورت باید همه آن اجناس را به حراج گذاشت وكلی هم ضرر کرد .در صورتی که هیچ كس نیست به ما كمكی كند یا جلوی این ضرر و زیان گرفته شود.
محمدی می افزاید: قیمت ها نسبت به درآمدهای مردم بسیار مناسب اند چون اگر قیمت ها مناسب نباشد مردم كمتر استقبال می كنند.
وی در ادامه اضافه می کند: در سال  با پرداخت پول مالیات و عوارض و همچنین شاگرد مغازه ، سودی برای خودمان نمی ماند.
نمی دانم آیا فروشندگان باید پول مالیات و عوارض و... را از سر كیسه كردن، مردم به دست آورند؟ مسئولان استانی در حالی از ثبات در قیمت ها سخن می گویند که انگار اصلا به بازار نرفته اند! مدام در مصاحبه های خود از آرام سازی جو بازار و قیمت ثابت اجناس خبر می دهند.در صورتی که تفاوت فاحش قیمت ها به وضوح قابل رویت است.
تکاپوهای قبل از سال نو، ازدحام مردم برای خرید، ترافیک سرسام آور خیابان ها، هلهله بچه ها در بازارها و مراکز خرید و ... گر چه سختی هایی دارد اما برای همه ما دلچسب و نشاط انگیز است. وقتی سال تحویل می شود، انگار همه آن جنب و جوش ها یکباره فروکش می کند و همه آرام و قرار پیدا می کنند و همه چیز روال عادی خود را پیدا می کند.
گزارش از لیلا آقاجانی
انتهای پیام/



ترجیح می دهم جوانان کاندیدا شوند

 

نوع مطلب :سیاسی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

گفت و گو با اهالی رسانه در آستانه انتخابات خانه مطبوعات استان(1)

   

بادیران: ترجیح می دهم جوانان کاندیدا شوند

    نصر نیوز : رئیس شورای حل اختلاف مطبوعات آذربایجان شرقی گفت: برای کاندیدا شدن در انتخابات خانه مطبوعات آذربایجان شرقی علاقه ای ندارم و ترجیح می دهم جوانان در این انتخابات کاندیدا شوند.                

احمد بادیران امروز در آستانه 30 بهمن روز برگزاری انتخابات هیئت مدیره خانه مطبوعات آذربایجان شرقی در گفت و گو با خبرنگار نصر نیوز افزود: بنده باید به سمت پیشکسوتان جامعه خبری سوق یابم و حضور و فعالیت جوانان برومند و توانمند در لیست انتخابات خانه مطبوعات ضروری است.
سردبیر روزنامه فجرآذربایجان با اشاره به این که تجربه ، بالا بودن وجه اجتماعی و سطح آگاهی ، از شاخص های اساسی منتخبان در انتخابات خانه مطبوعات آذربایجان شرقی محسوب می شود اظهار داشت: باید کسانی کاندیدا شوند که از احترام بیشتری نسبت به دیگران برخوردار هستند.
بادیران  در ادادمه اضافه کرد: علاوه بر دار بودن چنین شاخص هایی ضروری است تا انسان های سالم و با اخلاق،  وارد این عرصه شوند تا بهترین تصمیم ها را برای بهبود وضعیت فعالان رسانه ارائه دهند.
وی با بیان اینکه افرادی که از صداقت و  معرفت  خاصی برخوردار هستند مورد قبول آحاد مردم و مدیران و مسئولان می باشند و گفت: ضروری است چنین افرادی برای خدمت به فعالان رسانه در خانه مطبوعات پیشقدم شوند.
این پیشکسوت اصحاب رسانه استان همچنین از کسانی که به عنوان هیئت رئیسه خانه مطبوعات انتخاب می شوند خواست تا اگر چنین شخصی  نتوانست از عهده وعده و وعید های خود برآید ضروری است علت عدم تحقق اهداف و وعده وعیدهایش را عنوان کند.  

خانه مطبوعات یار و یاور اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی
وی  اظهار داشت: هدف از راه اندازی خانه مطبوعات در کشور تنها به منزله این است که خانه مطبوعات یار و یاور اصلی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان باشد.
بادیران افزود: اداره کل فرهنگ و ارشاد  اسلامی با راه اندازی خانه مطبوعات در نظر داشت برخی از امورات مطبوعاتی را به این خانه محول کند تا رسیدگی به مشکلات اهل قلن سرعت بگیرد.
رئیس شورای حل اختلاف مطبوعات آذربایجان شرقی با اشاره به اینکه خانه مطبوعات می تواند در ارتقای سطح دانش فعالان رسانه ها نقش بسزایی ایفا کند افزود: متاسفانه خانه مطبوعات آذربایجان شرقی در عمر کوتاه فعالیتی خود در این مورد  چندان موفقیتی کسب نکرد.
بادیران با اشاره به عملکرد تاثیر گذار خانه مطبوعات برخی از استان های کشور گفت : متاسفانه خانه مطبوعات آذربایجان شرقی از جایگاه مناسبی برخوردار نیست.  
وی با اعلام بی اطلاعی در خصوص نقاط ضعف و قوت خانه مطبوعات استان گفت: تا آنجایی که به خاطر دارم تنها برگزاری چند جشنواره مطبوعاتی و همایش های خاص توسط خانه مطبوعات آذربایجان شرقی صورت گرفته که تاثیر اندکی بر ارتقای سطح دانش فعالان عرصه رسانه استان داشته است. پیشکسوت جامعه خبری آذربایجان شرقی  برگزاری کارگاه های بازآموزی را یکی از راهکارهای اساسی برای بهبود عملکرد خانه مطبوعات استان عنوان کرد و گفت: برگزاری دوره های آموزشی برای ارتقای علمی و تبادل تجارب روزنامه نگاران ضروری است.
وی خاطر نشان کرد: سال 74  ، اداره کل ارشاد کلاس های آموزشی برای فعالان رسانه برگزار کرد که نقش بسزایی در بالا بردن سطح آگاهی فعالان رسانه ها داشت.
سردبیر روزنامه فجر آذربایجان  تصریح کرد : با شرکت در کلاس های چهار روزه ، به اندازه یک سال سطح علمی فعالان رسانه افزایش یافت که متاسفانه امروزه جای چنین کلاس های آموزشی خالی است.
وی وجود مکانی مناسب برای حل و فصل معضلات اهل قلم را ضروری دانست و افزود: حمایت های محدود از انجمن صنفی روزنامه نگاران استان نیز امکان تبدیل شدن این انجمن به محلی برای تضارب آرا بین اهالی رسانه استان نشده است.



لیست قطعی جبهه متحد اصول گرایان آذربایجان شرقی در تبریز و 7 شهرستان آذربایجان شرقی

 

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

از سوی دبیر جبهه متحد اصولگرایان استان آذربایجان‌شرقی اعلام شد:

   

لیست قطعی جبهه متحد اصولگرایان در تبریز و 7 شهرستان آذربایجان شرقی

    نصر نیوز: دبیر جبهه متحد اصولگرایان استان آذربایجان‌شرقی امروز لیست نهایی این جبهه در حوزه انتخابیه تبریز، اسکو و آذرشهر و هفت شهرستان آذربایجان شرقی را اعلام کرد.به گزارش نصر نیوز، اصغر نعلبندپور امروز به وعده خود در خصوص اعلام رسمی نامزدهای قطعی شده جبهه متحد اصولگرایان در استان جامه عمل پوشاند                

 و در گفت و گو با خبرنگاران  اظهار داشت: در حوزه انتخابیه تبریز، اسکو و آذرشهر تا کنون نام چهار نفر قطعی شده و جهت تائید نهایی به تهران ارسال شده است.

وی اضافه کرد: آقایان رسول جلیل زاده، محمد حسین فرهنگی و اسماعیل سعیدی از جمله افرادی هستند که حضورشان در لیست نهایی جبهه متحد اصولگرایان قطعی شده است.

نعلبندپور  بدون اشاره به نام نفر چهارم قطعی شده در حوزه انتخابیه تبریز، اسکو و آذرشهر اذعان داشت: بر اساس بررسی های انجام شده دو نفر باقیمانده نیز از بین 14 نفر که دارای شاخص های انتخاب برای جبهه متحد اصولگرایان هستند، انتخاب می شوند.
وی با رد اسامی ذکر شده در برخی سایت ها و خبرگزاری ها اظهار داشت: این اسامی با توجه به اینکه منبع شان غیر موثق هستند قابل قبول نمی باشند.
دبیر جبهه متحد اصول گرایان آذربایجان شرقی  در ادامه با اشاره به لیست نامزدهای جبهه متحد اصولگرایان در سایر حوزه های انتخابیه آذربایجان شرقی گفت: در حال حاضر اسامی هفت حوزه انتخابیه در استان قطعی شده است .
نعلبند پور اظهار داشت: آقایان علی آقاعلیلو از شبستر، شهروز افخمی از ملکان، احد خیری از بستان آباد، مهدی راثی از کلیبر و هوراند، غلامحسین شیری از هشترود، الهوردی دهقانی از ورزقان و رسولی شربیانی از سراب در لیست جبهه متحد اصولگرایان استان قرار دارند.
وی تاکید کرد: سرنوشت چهار حوزه انتخابیه میانه، مرند، مراغه و عجب شیر و بناب نیز در روزهای آتی مشخص و اعلام خواهد شد.
نعلبندپور، خطوط قرمز این جبهه را منتسب نبودن به جریان انحرافی، فتنه، فساد مالی و اصلاح‌طلبی عنوان کرد و گفت: در بررسی نامزدهای این جبهه در مرحله دوم صلاحیت فردی افراد از جمله اعتقادی،سیاسی و کارآمدی آنها مدنظر بوده است.
دبیر جبهه متحد اصولگرایان استان آذربایجان‌شرقی اظهار کرد: در مرحله سوم و آخر بررسی‌ها، پارامترهای رای‌آوری و مقبولیت آنان نیز اضافه شده است.
نعلبندپور همچنین با بیان اینکه فهرست جبهه متحد با توجه به در برگرفتن همه سلایق اصولگرایی از جامعیت خوبی برخوردار است، گفت: با توجه به اینکه وجوه اشتراک زیادی با جبهه پایداری داریم، پیش‌بینی می‌شود در برخی موارد کاندیداها معرفی شده در استان آذربایجان‌شرقی مشترک باشد.
دبیر جبهه متحد اصولگرایان استان آذربایجان‌شرقی تاکید کرد: آنچه در انتخاب نامزدهای جبهه متحد اصولگرایان مهم بود، معیارها و ملاک‌هایی چون ولایت‌مداری، تدین، کارآمدی، کلان‌نگری، تحول‌خواهی، عدالت‌خواهی، ساده‌زیستی، استکبارستیزی، ضدفساد بودن، ضدانحراف بودن و فتنه‌ستیز بودن است که تمام تلاش خود را باید برای عقلانیت، خدمت صادقانه، ساده‌زیستی، کار، تلاش و مجاهدت قرار دهند و مرزبندی با فتنه، فساد و انحراف داشته باشند.



پیش شرط هایمان را نپذیرفتند ما هم میزبانی نکردیم

 

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

داننده در گفت و گو با نصر نیوز دلایل عدم میزبانی جشنواره فیلم فجر را تشریح کرد:  

پیش شرط هایمان را نپذیرفتند، ما هم میزبانی نکردیم

    نصر نیوز: مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی دلیل عدم برگزاری سی امین جشنواره فیلم فجر در آذربایجان شرقی را نپذیرفتن پیش شرط های برگزاری این جشنواره از سوی دبیرخانه برگزاری اعلام کرد!                

علی داننده در گفت و گو با خبرنگار نصر نیوز افزود: عدم توافق بر سر برخی از شرایط و پیشنهاد های اداره کل فرهنگ و ارشاد آذربایجان شرقی باعث شد که امسال جشنواره فیلم فجر در استان ما برگزار نشود.
داننده  با اشاره به اینکه  دبیر خانه جشنواره طی بخشنامه ای به تمام استان ها شرایط خود را به برگزاری جشنواره فیلم فجر اعلام کرده بود گفت: اداره  کل فرهنگ و ارشاد آذربایجان شرقی  جزو استان هایی بود که آمادگی خود را جهت برگزاری همزمان  جشنواره بین المللی فیلم فجر اعلام کرده بود.
وی تصریح کرد: دبیرخانه جشنواره فیلم فجر، با پیگیری های مستمر از استان ها خواست تا آمادگی خود را برای برگزاری این جشنواره  اعلام نمایند که اداره کل فرهنگ و ارشاد آذربایجان شرقی بعد از بررسی جوانب امر و سئوال از استان هایی که تجربه برگزاری جشنوار ه را داشتند پیشنهاد برگزاری جشنواره در استان را داد.
مدیرکل اداره کل فرهنگ و ارشاد آذربایجان شرقی تحویل حداقل  20 فیلم به استان و آن هم از گروه الف را پیشنهاد این اداره کل به دبیرخانه جشنواره  فیلم فجر خواند و افزود: باید برابر مفاد تفاهم نامه در موعد مقرر این فیلم ها به استان تحویل داده می شد .
وی اضافه کرد : در قبال این پیشنهاد استان ملزم شد تا هزینه های مربوط به افتتاحیه و اختتامیه ، برگزاری جلسات نقد و بررسی ، تبلیغات ، مستند سازی و گزارش های مصور و مکتوب جشنواره،  تامین محل اسکان و ایاب و ذهاب ، پذیرایی جشنواره وتعیین اعضای هیئت داوری را تقبل نماید .

داننده  ادامه داد: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی پیشنهاد داد در قبال  تقبل هزینه های مربوط  به افتتاحیه و اختتامیه ، در ازای  دریافت هر فیلم مبلغ 120 میلیون ریال به حساب جشنوراه واریز نشود که متاسفانه مورد موافقت مسئولان برگزاری جشنواره قرار نگرفت.
وی با اشاره به این که توافق بر سر شرایط اعلام شده برگزاری جشنواره  فیلم فجر در استان حاصل نشد افزود: آنچه امروز در حوزه سینمای استان مهم است و در حقیقت یکی از سیاست های اصلی این اداره کل در حوزه فیلم می باشد حمایت از تولید فیلم های مبتنی بر فرهنگ اسلامی ایرانی است.
مدیرکل اداره کل فرهنگ و ارشاد آذربایجان شرقی اظهار داشت : حمایت از تولید فیلم های مبتنی بر فرهنگ اسلامی ایرانی در اولویت قرار دارد و این برنامه در دو جشنواره مهم امام حسین (ع) و غدیر شکل عملی به خود گرفت.
وی از تولید 9 عنوان فیلم در موضوع معرفی ابعاد شخصییتی حضرت امام علی (ع) ، امام حسین(ع) و سه عنوان فیلم با موضوع نماز خبر داد و گفت : مسایل مربوط به عقد قرار داد و تولید آنها توسط انجمن فیلم استان پیگیری می شود.
داننده  ادامه داد: حمایت از تولید فیلم در سال های آتی در زمینه ساخت فیلم مستند از زندگی مفاخر و موضوعات تحکیم بنیان خانواده ، نماز و .. ادامه خواهد داشت.
 مدیرکل کل فرهنگ و ارشاد آذربایجان شرقی در پایان افزود: 23 و 24 بهمن فیلم های برگزیده جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران با موضع انقلاب اسلامی به همراه جلسات نقد و بررسی فیلم ها و کارگاه تخصصی در مجتمع سینمائی 29 بهمن برگزار می شود.
گزارش نصر نیوز حاکی است، این در حالی است که استان های اصفهان، فارس، سیستان و بلوچستان، قزوین، خراسان رضوی، لرستان، البرز، خوزستان و کرمان همزمان با تهران میزبانی برگزاری جشنواره فیلم فجر را عهده دار شدند!



سیر صعودی یا نزولی بی سوادی در روستا ها !

 

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

نگاهی به وضعیت سواد آموزی در روستاهای آذربایجان شرقی

 
 

سیر صعودی یا نزولی بی سوادی در روستاها!

 
 

 افزایش جمعیت و فاصله نگرش بین گروه های سنی و نوع دیدگاه ها باعث ایجاد مشکلات مختلف فرهنگی می شود که این نا هماهنگی می تواند بی هویتی فرهنگی را در پی داشته باشد در نتیجه باید به تمام اقشار جامعه توجه داده شود...

باید این  فرصت را برای کودکانی که در مناطق دور دست عاری از هر گونه امکانات آموزشی و رفاهی هستند محیا کرد تا آنها نیز مانند شهر نشینان در عرصه های اجتماعی فعالیت داشته باشند.

به گزارش نصر نیوز، از آن جایی که بی سوادی باعث عدم آگاهی و رکود ذهنی و بر هم زدن نظم اجتماعی می شود  فیروز رضایی مدیر کل اموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی از برنامه های جامع برای ریشه کن سازی بی سوادی در استان آذربایجان شرقی خبر می دهد.
رضایی  با اعلام این موضوع که اسامی 28 هزار نفر از مجموع 22 شهرستان و 2 هزار و 900 روستای آذربایجان شرقی دراین لیست ( ریشه کنی بی سوادی )  موجود هستند اظهار امیدواری می کند و می افزاید: تا پایان سال 92 بی سوادی مطلق زیر 50 سال ریشه کن می شود.

وی تصریح می کند : طبق استاندارد های یونسکو اگر 97 درصد گروه سنی 10 تا 30 سال جامعه ای ، باسواد باشند در آن جامعه بی سوادی ریشه کن می شود که در آذربایجان شرقی 98.1 درصد گروه سنی فوق ، با سواد هستند.
آن طور که از سخنان مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی بر می آید خیزش عظیم برای ریشه کنی کامل بی سوادی در آذربایجان شرقی آغاز شده و پرونده آنها در کمتر از 3 سال آینده کاملا بسته می شود.
این در حالی است  که برخی از روستاییان از بی سوادی فرزندان خود رنج می برند آنها می گویند تنها با گرفتن نمره قبولی، نمی توانیم بگوییم  فرزندان ما باسواد هستند.

روستاییان مناطق محروم بر خلاف گفته های مدیر کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی می گویند سطح سواد در روساتیان پایین تر است و بی سوادی در روستا ها سیر صعودی دارد!
ساکنان روستای قینر از توابع شهرستان مرند با 130 خانوار به شغل کشاورزی و دامداری مشغول هستند، این روستا یکی از روستاهای محروم استان آذربایجان شرقی  است که پایین بودن سطح سواد فرزندانشان اهالی روستا را نگران کرده است.
در این روستای دور افتاده که شاید اسمش کمتر به گوش من و شما رسیده و شاید هم اصلا نرسیده باشد  جالب است که از بین 670 نفر تنها 25 دانش آموز در حال ادامه تحصیل هستند!
عضو شواری اسلامی روستای قینر و عضو انجمن مدرسه قیسی قینر با زبانی ساده و بی ریا از چالش های اهالی روستا می گوید : موضوع تحصیل کودکان و نوجوانان روستا از جمله چالش هایی است  که روز به روز بر نگرانی  اهالی روستا می افزاید.
احد قلی زاده عضو شواری اسلامی روستای قینر و عضو انجمن مدرسه قیسی قینر تعداد دانش آموزان این مدرسه را 25 نفر اعلام می کند و می گوید: این دانش آموزان تا مقطع پنجم ابتدایی می تواند ادامه تحصیل کنند.
قلی زاده  اضافه می کند : در این روستا تنها بستر آموزشی تا مقطع  پنجم ابتدایی فراهم شده وفرزندان ما  برای ادامه تحصیل در مقاطع بالا باید  راهی شهرستان  مرند شوند.
عضو شواری اسلامی روستای قینر جاده های روستا را  در فصل زمستان بسیار خطرناک اعلام می کند و ادامه می دهد با اینکه اهالی روستا دوست دارند فرزندان با سوادی تحویل جامعه دهند اما نمی توانند به خاطر خطرناک بودن و لغزده بودن جاده ها ، فرزندان خود را عازم دیار غربت کنند.

وی با اشاره به اهمیت سواد می افزاید: عدم امکانات و کمبود نیروهای آموزشی در روستا ها حاکی از آن است که به باسواد شدن روستاییان توجه کمتری داده می شود.
قلی زاده در ادامه با اشاره به متفاوت بودن نحوی آموزشی بین  دانش آموزان روستایی و شهر نشین می گوید : متاسفانه در روستا ها قانون مردودی وجود ندارد و تمامی دانش آموزانی که در کلاس ها حاضر می شوند از ابتدا می دانند که درس بخوانند یا  نخوانند قبول می شوند و مدرک تحصیلی ؟آن مقطع را به خود اختصاص می دهند .
عضو انجمن مدرسه قیسی قینر اظهار می کند: متاسفانه دادن نمره قبولی به دانش آموزان روستایی منجر شده که  اکثر دانش آموزان ما با داشتن مدرک تحصیلی در مقطع پنجم ابتدایی از نوشتن نام خود عاجز شوند.
قلی زاده  مدک گرایی روستاییان توسط مسئولان را کاری ناشایست خواند  و ادامه داد: کاش فرزندان ما به جای داشتن مدرک تحصیلی می توانستند خواندن و نوشتن را بیاموزند.
وی از امکانات نامناسب این مدرسه اظهار گله مندی می کند و می گوید: در این مدرسه برای 25 دانش آموز در مقطع اول تا پنجم ابتدایی تنها 1 معلم در حال خدمت رسانی به فرزندان روستایی است که متاسفانه جواب گوی نیاز های دانش اموزان نمی باشد.

قلی زاده تعداد کلاس های این مدرسه را 4 عدد عنوان می کند و اضافه می کند: با وجود داشتن کلاس های اضافی دانش اموزان در یک کلاس جمع می شوند و معلم  در کل ، در مدت زمان 3 ساعت برای دانش اموزان مقطع اول تا پنجم ابتدایی اموزش های لازم را ارائه می دهد.
عضو شواری اسلامی روستای قینر مدت زمان آموزش دانش آموزان را کمتر اعلام می کند و ادامه می دهد: روزی نیم ساعت برای  باسواد کردن فرزندان روستایی کافی نیست.
قلی زاده می گوید : عدم امکانات آموزشی و رفاهی مدارس روستایی باعث شده که اکثر خانوده ها از سپردن فرزندان خود به مدارس خود داری کنندکه در این راستا نیاز به حمایت های آموزش و پرورش استان داریم.
وی تصریح می کند: بارها برای برطرف کردن مشکلات مدارس از طریق تلفن با آموزش و پرورش اداره کل کشور تماس برقرار کرده ام و انها به آموزش و پرورش شهرستان مرند تذکر داده اند تا به مشکلات اموزشی روستای ما رسیدگی شود.

عضو شواری اسلامی روستای قینر در ادامه خاطر نشان می کند: اما متاسفانه باز مشکلات آموزشی روستای ما برطرف نشده است.
قلی زاده ، کمبود معلم در روستا ، وضعیت نامناسب مدرسه ، مدت زمان کم آموزشی و نبودن سایر مقاطع تحصیلی و ... را از چالش های اهالی روستا اعلام می کندو می گوید داشتن مدرک پنجم ابتدایی برای فرزندان ما کافی نیست بخصوص مدرکی که نمی توانند از ان بهره مند شوند.
در دنیای امروزی بی سوادی مترادف با اتلاف منابع و نیروی انسانی است همانطور که می دانیم با سواد کسی است که پس از کسب مهارت و معلومات اساسی بتواند به وسیله ان در کلیه فعالیت های اجتماعی که مستلزم داشتن آن مهارت است با نحو موثری شرکت جوید  و با استفاده از توانایی های خواندن و نوشتن و حساب کردن ، برای توسعه روستای خود و جامعه اش گام اساسی  بردارد. پس بالا بردن میزان آگاهی و سطح دانش در بین روستائیان زمینه رابرای فکر کردن انها به مسائل توسعه و پیشرفت ، کارگیری فناوری نوین روز ، ایجاد خلاقیت ، ابتکار و طرح های نوین را فراهم می کند.
امیدواریم با برنامه ریزی های دقیق مشکلات  آموزشی  برخی از روستاهای دور افتاده و مناطق محروم برطرف شود.
گزارش از لیلا آقاجانی



دستگاه قضایی هیچ دخالتی در امر انتخابات ندارد

 

نوع مطلب :حوادث ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

دستگاه قضایی هیج دخالتی در امر انتخابات ندارد

موسی خلیل اللهی دادستان عمومی و انقلاب تبریز در نشست خبری در جمع خبرنگاران گفت: دستگاه قضایی هیچ گونه دخالتی در امر انتخابات ندارد .

خلیل الهی گفت : راه انداری ستاد پیشگیری از جرایم ستاد انتخاباتی تنها به منظور پیشگیری ازبرخی جرایم صورت گرفته  و هیچ دخالتی در امر انتخابات ندارد.

 وی تصریح کرد : از آنجایی که پیشگیری از وقع جرایم از وظایف دستگاه های اجرایی است در صورتی که برخی از جرایمی صورت بگیرد دستگاه قضایی به آن جرایم رسیدگی خواهد کرد.

دادستان عمومی و انقلاب تبریز تصریح کرد در انتخابات جرایم متعدد یی پیش بینی شده که ستاد پیشگیری از جرایم ستاد انتخاباتی وظیفه مراقبت و مواظبت دارد تا هیچ گونه جرمی مرتکب نشوند.

 وی تصریح کرد از زمان راه انداری این ستاد در دادگستری استان آذربایجان شرقی هیچ گونه جرایم انتخاباتی گزارش داده نشده است .

نباید مطبوعات را از وظیفه ژورنالیستی منع کرد

خلیل الهی  با اشاره به این که نباید مطبوعات را از وظیفه ژورنالیستی منع کرد افزود: مطبوعاتیان باید در کنار وظیفه ژورنالیتس باید بخشی از فضای کار خود را جهت آگاه سازی مردم و آشناسازی انها جهت حقوق خود اختصاص دهند.

دادستان عمومی و انقلاب تبریز گفت  : باید از توان و پتانسیلی که در اختیار مطبوعات و مطبوعاتیان ا قرار گرفته ست بهره جست تا با درج مقالات ، دریافت پاسخ های حقوقی از قضات و کارشناس ها ، مردم رابا حقوق خود آشنا کرد.

وی تصریح کرد همکاری مطبوعات با دادگستری استان آذربایجان شرقی می تواند میزان بژه و بهزکاری را به حداقل برساند.

خلیل الهی  احیای حقوق جامعه ، کشف جرم ، مجازات مجرمین و پیشگیری از وقع جرم زا از وظایف دستگاه های قضایی دانست و گفت : دادگستری استان آذربایجان شرقی به دنبال اجرای وظایف و تکالیف خود،  این وظایف را به خوبی انجام داده است.

وی د رادمه افزود : دادگستری آذربایجان شرقی تامین امنیت پایدار ، تکریم ارباب روجوع ،سرعت در رسیدگی پرونده ها در عین دقت ، . را دستور کار خود قرار داده و توفیقات شایانی را در این زمینه کسب کرده است.

کمترین جرایم مطبوعات مربوط به استان آذربایجان شرقی است !

دادستان عمومی و انقلاب تبریز همچنین تصریح کرد: با توجه به این مطبوعات در استان از جایگاه بالاتری برخوردار است گفت : ضروری است تا جرایم مربوط به مطبوعات قبل از هر مرحله در شورای احل اختلاف بررسی شود.

 وی با اشاره به این که کمترین میزان پرونده های جرایم مطبوعات مربوط به  استان آذربایجان شرقی است گفت : باید جرایم مطبوعاتی به شورای حل اختلاف ارسال شود تا صلح و ساژش بین مطبوعاتیان و ارگان ها برقرار شود.

خلیل الهی  از 18 پرونده سازش و 3 پرونده غیر سازش جرایم مطبوعاتی در آذربایجان شرقی  خبرداد و گفت : امیدواریم با ورود مستقیم پرونده های جرایم مطبوعاتی به شورای حل اختلاف دیگر با جرایم مطبوعاتی مواجه نشویم .

کاهش 17 هزار فقره پرونده های اجرای احکام در دادسرای تبریز

 وی ضمن مقایسه پرونده های اجرای احکام دادسرای  تبریز از سال 87 تا سال جاری گفت : تعداد پرونده های اجرای احکام از سال 87 تا سال 902 از 27 هزار فقره به 10 هزار فقره کاهش یافته است.

خلیل الهی تصریح کرد: در مدت زمان 5/3 سال گذشته 17 هزار فقره پرونده های اجرای احکام دادسرای تبریز کاهش یافته است .

وی تصریح کرد: دادسرای تبریز به منظور پیشگیری از وقوع جرم و ایجاد امنیت در شهر و احساس امنیت به مردم  توانسته با سرعت و دقت بیشتر به پرونده های اجرای احکام رسیدگی کند.

هر ماه یک محله از محلات شهر تبریز از آلوده بودن به مواد مخدر پاک سازی می شود

دادستان عمومی و انقلاب تبریز اظهار داشت: دادگستری استان آذربایجان شرقی  با همکاری نیروی انتظامی استان و پلیس مبارزه با مواد مخدر اقدام به  طرح پاک سازی مناطق آلوده شهر کرده است.

وی  تصریح کرد :  به منظور شناسایی محلات آلوده به خورده فروشان مواد مخدر ، معتادین پر خطر ، خرید و فروش اموال مسروقه ، سرقت های جزئی و پاک سازی ارازل اوباش هر ماه با شناسایی یکی از محلات شهر تبریز احساس امنیت برای مردم شهر فراهم می شود.

دادستان عمومی و انقلاب تبریز در خصوص چگونگی پاک سازی این مناطق گفت : بعد شناسایی مناطق آلوده به مواد مخدر و جرم های مربوطه و مستند سازی از انها یعنی گرفتن فیلم و عکس توسط مامورین با یک اقدام سریع و جمع آوری این افراد از محلات شهر تبریز ، به دنبال کسب احساس امنیت برای شهروندان هستیم.

فروشندگان مواد مخدر در تبریز امنیت ندارند!

وی با اشاره به اینکه که ایجاد احساس امنیت در بین مردم جزو وظایف اصلی دستگاه های قضایی است گفت : از آنجایی  که فروشندگان مواد مخدر و ارازل اوباش مخل امنیت شهروندان هستند با طرح های برنامه ریزی شده توسط دادگستری و نیروی انتظامی در تبریز امنیت ندارند.

خلیل اللهی  تصریح کرد برای ایجاد امنیت در بین شهروندان اقدام به صدور بخشنامنه های با همکاری نیروی انتظامی و پلیس اطلاعات عمومی و پلیس مواد مخدر ، به منظور افزایش اگاهی مردم و جلو گیری از سرقت ای پیشبینی  شده  است. 

وی تصریح کرد : به منظور سامادهی و مبارزه با مواد مخدر در استان تقسیم بندی های خاصی شده که با تقسیم بندی و پرداختن هر اکیب به وظایف خود به سرعت می توان مناطق آلوده به مواد مخدر را ساماندهی کرد.

دادستان عمومی و انقلاب تبریز در ادامه افزود: یک اکیب ویژه مسئول کار های اطلاعاتی و عملیاتی برای عمده فروشان وارد کننده مواد مخدر و اکیب دیگر وظیفه مبارزه به خرده فروشان و ... راه اندازی شده که در خصوص جلوگیری از ورود مواد به استان تا کنون اقدامات خوبی صورت گرفته است.

وی تصریح کرد استان آذربایجان شرقی برای واردات مواد مخدر از نظر قاچاقچیان استان امنی نیست.

182 کیلو گرم مواد مخدر از نوع تریاک در تبریز کشف شد

وی از کشف موفقیت آمیز ، 182 کیلوگرم مواد مخدر در شهر تبریز داد و گفت: محموله مواد مخدر از نوع تریاک از مبدا شیراز  به مقصد تبریز بارگیری شده بود  که مامورین با شناسایی و رد یابی های از قبل تعیین شده ،مانع  توزیع این موادر در شهر تبریز توسط قاچاقچیان شدند.

دادستان عمومی و انقلاب تبریز تصریح کرد: قرار بود مقداری از این تریاک در شهر تبریز و مقداری دیگر در سایر شهر های استان آذربایجان شرقی توزیع شود.

از نظر فروانی تبریز در جرم سرقت ،مقام اول را به خود اختصاص داده است!

وی با اشاره به اینکه در شهر تبریز خبری از سرقت های خشن نیست گفت : متاسفانه از نظر فراوانی جرم سرقت در تبریز به مقام اول رسیده است .

خلیل اللهی  اظهار داشت : سرقت های مهم از جمله سرقت های مسلحانه و خشن در تبریز در حد صفر است و سرقت های صورت گرفته سرقت های جزئی است که منجر به بر هم زدن امنیت روانی مردم شده است .

وی ادامه داد: به منظور جلو گیری از این معضل و ایجاد احساس امنیت در بین مردم در پیشگیری از وقع جرم و آگاه سازی مردم اقدامات خوبی صورت گرفته است.

سارقان حق مرخصی ندارند

دادستان عمومی و انقلاب تبریز اظهار داشت: برخورد جدی با سارقین از سال گذشته شروع و ادامه داد که این برخورد ها در کاهش وقوع جرم موثر بوده است.

وی تصریح کرد: قانون گذار اختیار داده کسی که سابقه سرقت دارد از زمان بازداشت تا زمان صدور حکم و مرحله اجرای حکم از برخی امتیازاتی که سایر محکومین استفاده می کنند منع شوند.

خلیل اللهی تصریح کرد: به سارقینی که بازداشت شده اند مرخصی اعطا نمی شود وبه محض مرتکب سرقت در مرحله دادسرا ، امور کیفری ، دادگاه های جزای و اجرایی حکم تا زندان ،به منظور کاهش سرقت در استان برخورد جدی می شود.

سرقت های خشن در استان آذربایجان شرقی وجود ندارد!

وی با اشاره به این که در آذربایجان شرقی خبری از سرقت های خشن و مسلحانه نیست گفت : سرقت های مهمی که در 6 ماهه اخیر صورت گرفته سارقیان از جاهای دیگر کشور به شهر تبریز آمده بودند که که بعد از سرقت توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند.

دادستان عمومی و انقلاب تبریز سرقت پاساژ تجارت تبریز ، قالیشویان ، جواهر فروشی ها و ... را از جمله سرقت های مهم استان آذربایجان شرقی عنوان کرد و گفت :سارقیان این سرقت ها از دیگر شهر های کشور به منظور سرقت وارد شهر تبریز شده بودند.

وی با اشاره به این که اعتماد بیش از حد به هم نوعان اثرات جبران ناپذیری به مردم وارد می سازد گفت : مردم باید از اعتماد بیش از حد ، به همنوعان خود خود داری کنند تا بتوانند از اموال خود محافظت کنند.

دادگستری آذربایجان شرقی شعبه ای برای جرایم اینترنی راه اندازی کرده است!

دادستان عمومی و انقلاب تبریز با اشاره به افزایش جرایم اینترتی در کشورو استان آذربایجان شرقی یاد آور شد: اخیرا جرایمی از طریق اینترنت و فضای سایبر در شهر تبریز اتفاق افتاده که یک شعبه برای جرایم اینترنتی اختصاص داده شده است.

خلیل اللهی جرایم اینترنتی در استان را زیاد ارزیابی کرد و افزود :مردم نباید فریب خرید و فروش هابی اینترنتی برخی از محصولات شک برانگیز را داشته  باشند.

وی تصریح کرد اخیرا با فرستادن ایمیل تحت عنوان برنده جایزه فلان شرکت شده اید اخاذی های سنگین از مردم صورت می گیرد.

خلیل اللهی افزود :چنین سارقانی با درخواست شمار ه حساب به منظور واریز چندین دلار به حساب مردم،  باقی پول های حسای مردم را از حساب شخص انها خارج می کنند.

بهترین راه حل برای حمل دولار ها ، دولار های سیاه است!

وی باشاره به یکی از اخاذی ها. جرایم اینترنتی و فضای سایبر افزود: اخیرا دو نفر از تبعه خارجی و یک شخص تبریزی با اعلام این موضوع که با ریختن ماده ای روی دلارها منجر به سیاه شدن انها می شود با طرز شگفت انگیزی اخاذی های زیادی انجام داده اند.

دادستان عمومی و انقلاب تبریز تصریح کرد: این مجرمان با ترفندی خاص و با  ریختنی چندین قطره از این مواد بر روی دلار ها ، انهار ا به تکه کاغذ سیاهی تبدیل کردند تا از دسترس سارقان دور باشد.

وی ادامه داد: با یک ماده ای دیگر دوباره دلار ها را به شکل اولیه خود برمی گردانند که این عامل باعث شد مردم به چنین افرادی اطمینان کنند و دلار های خود را در اختیار این مجرمین قرار دهند.

خلیل اللهی تصریح کرد: این مجرمین به جرم  جایگزین دلارهای تقلبی به جای اصل و اخاذی از کردم بازداشت و در زندان تبریز به سر می برند.

 



درد و دلهایی که گوش شنوا نداشت

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

 

گفتگو با یک بیمار مبتلا به اختلال هویت جنسی

در کنار خانواده در یک اتاق 30 متری ، دورتر  از چشم پدر و مادرم درزندانی که برایم ساخته شده  روزگارم را می گذرانم . من بنده ی خدا هستم . من حق زندگی دارم  اما کسی جز خودم  حق نفس کشیدن به من و امثال من را نمی دهد.

تنها در اتاقم می توانم دور از هر گونه هیا هو نفس بکشم اما وقتی وارد کوچه و بازار می شوم استرس این را دارم که  باز به چشم یک فرد ی که مبتلا به  انحراف جنسی هست به من خیره شوند. از این که همه مرا با انگشت نشان می دهند متنفرم از این که کسی چندین بار به پشت سرخود برمی گرد و با حالتی تمسخر به من خیره می شود آزرده خاطر می شوم .

عاشق درس خواندن بودم اما به جرم انحرافات اخلاقی و غیر عادی بودن با سایر دانش اموزان در مدت زمان کوتاهی پرونده ام را به دستم سپردند و راهی خانه ای کردند  که ........................

اینها سخنان یک دختر 23 ساله ای است که در شهر تبریز زندگی می کند. او یک بیمار است اما عده ای بر این باورند که انحرافات اخلاقی و جنسی دارد. دقایقی پیش او نشستن و گوش دادن به دردو دلهایش متوجه می شوی که قصور از ما بوده که نتوانستیم این بیماری را آن طور که باید بشناسیم.

ترانس سکسوالیتیه که اختلال هویت جنسی نیز نامیده می شود را می توان به شکلی از مرز بین جنسیت و حقیقی و هویت جنسی تعبیر کرد. یک ترانس سکسوال فردی است که ساختار های جنسیتی مغز که مشخص کننده هویت جنسی اوست ، کاملا با اندام های جنسی او مغایرت دارد و به طور ساده می توان گفت که این فرد در دام جنسیت مخالف با مغز خود می باشد. 

هویت جنسی و جنسیت دو چیز مجزا می باشند. جنسیت شكل ظاهری است در حالیكه هویت جنسی و مركزیت آن را باید در مغز جستجو كرد. در نتیجه، یك ترانس سكسوال با كلیه مشخصات تكامل یافته ، یك جنس به دنیا می آید ولی با این وجود از سنین كم و حتی سنین قبل از مدرسه دچار آشفتگی هویت جنسی می گردد و از همان سنین به شرایط خود پی می برد

امیدواریم گفتگوی ما با پروین و نیما نظر مخاطبان را به خود جلب کند.

 

لطفا در ابتدا خودتان را معرفی کنید؟

همه مرا پروین  صدا می زنند

اکنون دوست دارید من شمارا با چه نامی صدا کنم؟

آرزوی قلبی من است که روزی همه مرا به اسم نیما بشناسند. لطفا به من نیما بگو

پس آقا نیما لطفا بگوید چند سال دارید مقطع تحصیلاتتون چقدر است و کمی هم از خانواده خود برای مخاطبان سخن بگوئید؟

 

 اسمم در  شناسنامه پروین است و دوست دارم همه مرا نیما صدا کنند و 23 سال دارم و تا کلاس پنجم ابتدایی درس خوانده ام و از بچگی دوست داشتم تراشکار شوم اما خانوده ام اجازه ندادند  به این حرفه بپردازم و تراشکاران هم قبول نکردند  که به عنوان شاگرد در کنار آنها این حرفه را بیاموزم .

به درس خواندن علاقه زیادی داشتم اما خانوده ام به زور مرا در دبستان دخترانه ثبت نام کردند در کلاس با هیچ یک از بچه ها صحبت نمی کردم تا کلاس پنجم این وضعیت را تحمل کردم اما وسط های پایان تحصیلی بود که ناظم مدرسه با برچسب انحرافات اخلاقی مرا راهی خانه کرد.و من راهی زندانی شدم که می بایست دور از مردم در کنج قفس می نشستم و بدبختی های خودم را مرور می کردم .

در ضمن باید بگویم که من خانوده ای ندارم و نمی دانم چند خواهر برادر هستیم .

متوجه نشدم در ابتدا وقتی با شما صحبت می کردم می گفتید باید زودتر برم مادرم نگرانم می شود ؟

درست است من در کنار خانوده اما دور تر از آنها یعنی در یک اتاق 30 متری که درش به روی همه باز است اما کسی به داخل اتاقم  نمی آید زندگی می کنم . از زمانی که گفتم من نیما هستم والدینم  مرا طردکردند و گفتند در شناسنامه ما فرزندی به اسم تو  وجود ندارد

آرزو می کنم یک روز بینم مادرم نگران من است . او اصلا به من توجهی نمی کند. او نمی داند چه می خورم چه می پوشم و چه کار می کنم .

الان به کاری هم مشغول هستید ؟

خانم دلتان خوش است . چه کاری وقتی همه با تمسخر نگاهم می کنند  وقتی جامعه حق نفس کشیدن  از من را گرفته وقتی مرا به جرم بیماری به همجنسگرا تشبیه می کنند مگر حاضر می شوند به من کاری هم بدهند.

ما مردگانی هستیم که روح هایمان سرگردان است .من و امثال ما  در جامعه ای زندگی می کنیم که نمی دانیم انسان هستیم یا حیوان و یا بیمار !  شاید ما همان  ارواح خبیثم!

از جامعه ای که اینقدر دلتان پر است چه خواسته و انتظاری  دارید؟

ببینید الان شما دختر هستید شاید یک اتفاقی بیفتد و بگوئید کاش پسر بودم. این حس در اکثر جنس های مخالف وجود دارد. شما بیمار نیستید احساستان گذراست چون مغزتان به شما می گوئید که دختر هستی و نباید از روی احساسات تصمیم گیری کنی .

اما در مورد من و امثال من این طور نیست. اندامی دخترانه دارم تن صدایم بالاست مغزم به من می گوید پسر هستم .هیچ کس  نمی تواند از دستورات  مغزش سر پیچی کند  . خوب تو دختری از دستورات مغزت سرپیچی کن و بگو پسرم ! .آیا تو می توانی بگویی پسر هستی ؟! . مسلما نمی توانی و من هم نمی توانم بگویم دخترم .

هیچ انتظاری از جامعه ای که در آن زندگی می کنم  ندارم فقط می خواهم این موضع را درک کنند که من بیمارم و باید درمان شوم.

برای برطرف کردن مشکلات خودتان  به جای خاصی هم مراجعه کرده اید؟

نه سازمانی که متولی حمایت از ماست خودش به چشم دوجنسه های انحرفی به ما نگاه می کند. سازمانی ، نهادی یا اداره ای که از ما حمایت کند وجود ندارد. اکثر دوستان من چندین بار به سازمان بهزیستی مراجعه کرده اند تا مشکلات انها برطرف شود اما متاسفانه  برخورد مناسبی با آنها نداشته اندو چند نفر از آنها هم اقدام به خودکشی کرده اند.

خوب شما به یک بیماری اختلال هویت جنسی مبتلا شده اید به نظر خودتان این بیماری درمان دارد؟

بله تنها درمان عمل جراحی است که متاسفانه تمامی عمل ها در تهران انجام می شود وبرای  بهبودی کامل  باید 15 میلیون تومان  هزینه کنی . که این مبلغ از عهده هر کسی بر نمی آید .

آن طور که شنیده ام سازمان بهزیستی در کمک هزینه عمل جراحی برنامه های خاصی دارد. تا کنون برای برطرف کردن مشکلات خود به این سازمان مراجعه کرده اید ؟

نه خیر شما درست شنیده اید اما شنیده اید و عمل کردن آنها را هیچ گاه با چشم خود ندیده اید. دقیقا نمی دانم بهزیستی چقدر کمک می کند اما از آنجایی که از دوستان شنیده ام حدود 5 الی 6 میلیون شاید هم کمترباشد آن هم پروسه خاص خودش را دارد و معلوم نیست با چه شرایطی این هزینه ها را تقبل می کنند.

خوب از بین دوستانتان چند نفر عمل جراحی انجام داده اند که در شهر تبریز می باشند.

دقیقا نمی توانم بگویم چند نفر هستند از تمامی شهر ها من دوستانی شبه خودم دارم چون فقط ما می توانیم همدیگر را درک کنیم.

بعد از عمل جراحی مشکلاتشان حل شده است؟

نمی دانم چه بگویم انهایی که خانوده درست و حسابی دارند مشکلاتشان حل شده اما آنهایی که مثل خانوده من توجهی به فرزندشان ندارند مشکلاتشان زیاد می شود.

اکثر افرادی که عمل کرده اند راضی هستند بعد از عمل به شهر دیگری اسکان یافته و زندگی جدیدی را شروع کرده اند. در بین این افراد کسانی را می شناسم که خانواده آنها را ترد کرده و در آغوش جامعه رها شده اندمتاسفانه  بعد از عمل جراحی  نقاهتگاهی برای بهبود حالات روحی آنها وجود ندارد.

شما خودتان تا کنون به عمل جراحی فکر کرده اید؟

کسی که به اختلال هویت جنسی مبتلاست همیشه به عمل جراحی  فکر می کند. شب و روزم را با آروزی بستری شدن در تخت بیمارستان و انجام عمل جراحی می گذرانم  اما نه پرونده ای در بهزیستی دارم و نه اینکه پولی برای عمل جراحی و نه  خانواده ای که رضایت دهند که عمل جراحی شوم.

از چه زمانی پی بردید که به این بیماری مبتلا هستید؟

از کودکی بازی با عروسک ها را دوست داشتم اکثر اسباب بازی هایم تفنگ و ماشین و تراکتور و ... بود. وقتی مادرم مرا پروین صدا می کرد اصلا جوابش را نمی دادم و او عصبانی می شد

هیچ وقت دامن نپوشیدم . همیشه بلوز شلوار تنم بود. وقتی بچه بودم بلوز هایی می پوشیدم که عکس ماشین و ... داشت. وقتی 3 الی 4 سال داشتم خانوده ام می خندیدند و خواسته هایم را برآورده می کردند. اما وقتی بزرگتر شدم همه چیز عوض شد. وقتی گفتند برای رفتن به مدرسه باید مقنعه سرت کنی هر چقدر التماسشان کردم با کتک لباس های دخترانه تنم کردند و من اکنون به اجبار این لباس هایم را تنم کرده ام و به خاطر همین که زیاد از این لباس ها استفاده نکنم کمتر بیرون از خانه می مانم و این اولین روزی است که تقریبا بیش از 2 ساعتی بیرون از خانه هستم آن هم به خاطر سوال های شما.

تا حالا شده در کنار پدر و مادر خود بنشینید و در مورد مشکلات خودتان با آنها دردو دل کنید؟

نه هر موقع خواسته ام حرفی بزنم صورتشان رابرگردانده اند . پدر و مادرمان هم ما را قبول ندارد. من آغوش گرم مادر م را تا حالا حس نکرده ام و نمی دانم آخرین بار کی مادرم مرا در آغوش گرفت من نمی دانم چه اشتباهی کرده ام باید هر زوز فحش ها و بدو بیراه های پدرم را بشنوم.

فکر کنید پدر و مادرتان در کنار شما نشسته اند و حاضرند دردو دل های شمارا بشنود. پس دردو دل کنید؟

پدر ، مادر ، نرگس، رضا جان من همجنس باز نیستم. من نمی دانم کیستم. شما می گوئید پروین هستم . مغزم می گوید نیما . خدایا قسمت می دهم خودت بگو من پروین هستم یا نیما!

مادر امروز برای اولین بار کسی جلوی راهم سبز شد از من نترسید طوری با من صحبت کرد که برای اولین بار حس کردم انسان هستم .

پدر دوست ندارم  بودن من در کنارت تو را آزرده خاطر کند و پدر جان اذیت می شوم وقتی می بینم که لحظه ای من و نرگس را تنها نمی کذاری . پدر تو از من می ترسی که به دختر کوچکتر تو آسیب برسانم اما من نرگس را دوست دارم او خواهر کوچک من است . پدر به من اعتماد کن چون من همجنس باز نیستم

نرگس جان در خانه تنها تو هستی که هر از گاهی به اتاقم سر می زنی و با جک های بامزه خود ، مرا می خندانی اما وقتی اتاق را ترک می کنی دلم می گیرد.

رضا جان  2 سال از من کوچکتری اما همیشه باید من به تو سلام بگویم . تو سرت را پایین بیندازی و بگو علیک سلام . آرزو دارم یکبار هم که شده به چشمان من  نگاه کنی و بگویی نیما جان سلام .

گفتگوی ما با پروین یا نیما ما را بر این داشت تا نظز برخی از کارشناسان و سازمان هایی که متولی حمایت از این افراد هستند را در خصوص این بیماران جویا شویم اما نمی دانم چرا سراغ هر کارشناسی رفتیم گفتن اسمی از ما برده نشود. و هر آمار و اطلاعاتی خواستیم معذرت خواهی کردند و گفتن ما محتاط هستیم . یکی از  کارشناس های شهر تبریز که بیشتر با این افراد سرو کار داشت به جای دادن اطلاعات آماری نصیحتمان کرد تا دنبال این سوژه را نگیرم این کارشناس گفت : اینها بیمار نیستند و بر اساس احساسات خود تصمیم گیری می کنند نشستن پای گفتگوی ایشان خالی از لطف نیست:

منظور از این که یک فرد به بیماری اختلافات هویت جنسی مبتلا است چیست؟

همان دو جنسه ها را می گویی؟ سوژه قحط بود. این همه آسیب های اجتماعی چرا دنبال این سوژه افتاده ای ! یک پیشنهاد برادرانه لطفا دنبال دیگر آسیب های اجتماعی برو.

خوب آسیب های اجتماعی نو ظهور دائما د ر حال افزایش هستند این بیماری هم می تواند آسیب های اجتماعی زیادی را به دنبال ذاشته باشه و به نظر من باید در مورد این بیماری هم اطلاع رسانی بشه معمولا د رمورد اکثر بیماری ها از طریق رسانه ها اطلاع رزسانی شده اما د راین مورد نه؟

نمی دانم چرا اینقدر به این موضوع حساسیت نشان می دهی . آیا کیس خاصی در نظر داری که به دنبال این سوژه افتاده ای مثلا از فامیل ، دوست ، آشنا و ... که به این بیماری مبتلاست؟

چرا دوست ندارید در این مورد اطلاع رسانی بشه  دادن اطلاعات در این خصوص چه پیامد هایی خواهد داشت؟

این سوژه با روحیه تو سازگار نیست چه لزومی دارد یک دختر دنبال این سوژه ها برود.

پرداختن به این موضع بار منفی داره و اثرات نامطلوبی بر روحیه افراد می گذارد . چند روز پیش یکی از این دو جنسه ها را در خیابون دیدم لباس مردانه پوشیده بود دستم بهش خورد یک صدای نازکی از خودش د رآورد اونقدر جیغ کشید و بعد گفت اگه مزاحم شوی دست پلیس می سپارمت. با دیدن چهره او و صداش ، موهای بدنم سیخ شدتو جای من بودی از ترس بیهوش می شدی.

خوب آنطور که من شنیده ام این افراد به عنوان یک بیمار در جامعه شناخته  شده اند تا جایی که بهزیستی هم برای حمایت از این بیماران  و عمل جراحی انها تقریبا 5 میلیون هزینه تقبل می کند یعنی این افراد را به عنوان بیمار شناخته است که قصد حمایت از این افراد را دارد.  خوب  حالا پرداختن به این سوژه چه بار منفی می تواند داشته باشد؟

خانم لطفا مقدار پول رو دیگه بر زبان نیاورید فردا پس فردا همه میرن بهزیستی و می گن می خواهیم تغییر هویت بدهیم.

یعنی بهزیستی به این راحتی برای چنین عمل جراحی مجوز می دهد بدون انجام هیچ آزمایش و ...  یعنی برای تغییر هویت  نیازی به گرفتن مجوز  از  یک روانشناس ، پزشک قانوی، قوه قضائییه و ... نیست؟

چرا باید مجوز ار روانشناس و قوه قضائییه و پزشک قانونی داشته باشند . اما خوب دیگر بار منفی دارد و خوب نیست به این موضوع پرداخت شود.

حالا به نظرشما این افراد بیمار هستند یا نه؟

این که بیمار هستند را نمی توانم منکر شوم اما خانواده اینها هم فرزندان خودشون رو قبول ندارند چه برسه به جامعه! هیچ پدر و مادری راضی نیستند که فرزندی که دختر بود را پسر قبول کنند.اینها سر افکنده می شوند.این افراد از دوران کودکی خودشان را با جنس مخالف اشتباهی می گیرند و دوست دارن لباس های جنس مخالف را بپوشند . پسر هستند و از کودکی سراغ لوازم آرایش مادر یا خواهر خود می روند . در کودکی شاید مشکلی به وجود نیاد اما وقتی بزرگ شدند با مخالفت های والدین مواجه می شوندو  مشکلات عدیده ای را برای خانوده ها به وجود می اورند.

مشخصه که در استان ما چند نفر افراد مبتلا به اختلالات هویت جنسی وجود دارند چند نفر مرد هستن که احساس زن بودن داردند و برعکس  و چند نفرتا کنون  تغییر جنسیت داده اند؟

در استان ما تعداد اندک هست به دلیل برخی مسایل شاید هیچ استانی حاضر نشه امار دقیق این افراد را اطلاع رسانی کند.

برای کامل شدن مصاحبه با فردی دیگر  که از نزدیک با چنین افرادی سرو کار دارد سر صحبت را باز می کنیم که او هم حرفهای زیادی  برای گفتن دارد

افراد مبتلا به  اختلالات هویت جنسی یا همان سکسوآلیزم چه کسانی هستند و چه مشخصاتی دارند. ؟

ترانس سکسو آلیزم نوعی اختلالات هویت جنسی است و هیچ گونه اختلالا جسمی وجود ندارد. معمولا بدون قصد و غرض خاصی برای به دست آوردن منافع اجتماعی جنس مخالف ، زن یا مرد مبتلا یان به این اختلال ،  احساس می کنند تناسبی میان مرد یا زن بودنشان با تمایل رفتاری و روانی آنها وجود ندارد. به عبارتی دیگر آنها خود را مرد یا زن می پندارند اما از نظر ظاهری و کرومزونی طبیعی به نظر می رسند یعنی مثل مرد هستند و می خواهند زن باشند.

از مشخصاتشان می توان گفت: متعلق به جامعه جنس مخالف هستند لباس جنس مختلف می پوشند دوست دارند نقش جنس مخالف را در رابطه  جنسی داشته باشند. در ورزش با بازی های مخصوص جنس مخالف شرکت می کنند. در دوران کودکی تمایل دارند هم بازی آنها از جنس مخالف باشد. طی نوجوانی و جوانی احساسات جنس مخالف را دارند تمایل دارند که جنسشان به جنس مخالف تغییر کند.

این علایم و نشانه ها جه مدت باید وجود داشته باشد تا تشخیص بیماری تائید شود؟

همه علایم و نشانه ها در افراد بزرگسال باید حداقل دوسال و در بچه ها حداقل 6 ماه وجود داشته باشند تا تشخیص اختلال هویت جنسی تائید می شود.

معمولا این بیماری در سنین 4 الی 5 سالگی شایع است .

ریشه اصلی این بیماری و متولی درمان این بیماران کجاست؟

در خصوص ریشه اصلی آن نظرات متفاوتی وجود دارد . متولی درمان این افراد تنها در کلینینک های شهر تهران انجام می پذیرد که بهزیستی هم مبالغی برای حمایت از این بیمارن و انجام عمل جراحی آنها پرداخت می کند. و بعد از عمل جراحی  هویت اصلی خود را پیدا می کنند .

آیا عمل جراحی پایان کار این بیماران است و مشکلات انها با تغییر هویت جنسی به اتمام می رسد؟

متاسفانه جامعه از این اختلال شناخت روشن و دقیقی ندارد و بنا بر این بیماران قبل و حین و بعد از عمل با عدم پذیرش از سوی جامعه مواجه می شوند . در حالی که یک فرد مبتلا به اختلال هویت جنسی نقشی در ایجاد بیماری اش نداشته و هنگامی که مورد جراحی قرار می گیرد و جنسیتش را تغییر می دهد دیگر بیمار نیست بلکه یک شهروند عادی است و مثل هر شهروند دیگر باید مورد احترام قرار بگیرد..

متاسفانه جامعه این افراد را پذیرش نمی کندما باید قبول کنیم که  یکسری افراد هستند که خلق انها در قالب جنس مخالف خلق شده و روحیه مردانه دارد و یا برعکس !

در جامعه مشکلات زیادی برای آنها هست یکسری از این بیماران  در بیمارستان رازی  با انجام آزمایشاتی تشکیل پرونده  داده  و تاییدشده اند  که می  توانند شناسنامه اسم و هویت خود  تغییر را دهند.

در بین پرونده ها و مشاوره هایی که ارائه می دهید آیا این افراد هم به شما مراجعه می کنند؟ 

بله می توان گفت اکثر مراجعه کنندگان ما از این بیماران تشکیل شده اند که به نظر من در سطح جامعه باید این افراد شناسایی شوند اینها انسان هستند مشکل دارند و جامعه آنها را قبول نمی کند. آنهایی که زن به مرد می شود پذیرش  توسط خانواده  تقریبا خوب است اما آنهایی که مرد به زن می شوند در خانوده پذیرش کمتری دارندو بیشتر گوشه گیر می شوند.

برای خانوده ای که چند سال قبل فرزندش را با اسم پسر صدا می کرد الان سخت است که با اسم دختر صدا کنند .

 

و اما سخن اخر که شاید آویزه گوشمان کنیم؟

این افراد باید در جامعه شناخته شوند باید مثل یک شهروند عادی با انها برخورد شود. این که این افراد به چنین بیماری هایی مبتلا می شوند از امتحان های سخت الهی است . به هر حال این واقعیت وجود دارد و خانوده ها و جامعه باید با این موضوع کنار آیند. نباید نسبت به تغییر هویت این افراد مقاوم ت نشان دهیم این افراد بحران هویت دارند و بحران هویت منجر به رفتار های پرخطر روانی می شود. و آسیب های اجتماعی زیادی را به دنبال خواهد داشت پس باید این افراد را حمایت کنیم و در برطرف کردن مشکلات انها کوشا باشیم تا با درمان کامل خود به آغوش جامعه و خانوده برگردند.

 

اگر خانوده ها فرزندان مبتلا به اختلال هویت جنسی خود را بپذیرند 60 درصد مشکلات این افراد حل می شود. و مابقی هم بر عهده دولت است تا با تصویب بودجه ایجاد سازمانی مجزا به وضعیت این افراد ، ساخت پانسیون و تقویت نهاد های حمایتی به کمک این افراد بشتابد.

ودر آخر ممنون از شما و رسانه شما که به این موضع هم پرداخت کردید.

 

 

 

شاید کاری که می توان به این بیماران کرداین باشد که ابتدا کاری کنیم که این افراد به عنوان بیمار در جامعه پذیرفته شوند و به آنها از لحاظ روحی کمک کنیم و با شناسایی این بیمارانی که به انها برچپسب منحرف جنسی زده شده است بگوییم که مردم بپذیرند که آنها ،در درون، کس دیگری هستند که ما از دیدن این فردعاجز هستیم. این افراد زندگی خیلی سختی را می گذرانند نباید محکوم به فراموشی شوند

این بیمارن سالها در رنج ناشی از تمسخر و تحقیر و هتک حرمت و انواع خشونت های روحی زندگی کرده اند  متاسفانه جامعه به این درک و باور نرسیده که رفتار این بیماران به هیچ وجه تظاهر نبوده و تصنعی نیست . آنها واقعیت هستند واقعیت زنانه یا مردانه .

امیدواریم جامعه به این باور برسد که آنها هم انسان هستند و مثل من و تو  حق زندگی کردن دارند.

 

 



هنر گام زمان

 

نوع مطلب :شعر ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

 

هنر گام زمان
ھ. ا. سایه

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است

تو رهرو دیرینه‌ی سرمنزل عشقی
بنگر که ز خون تو به‌هر گام نشان است

آبی که برآسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است

باشد که یکی هم به‌نشانی بنشیند
بس تیر که در چله‌ی این کهنه کمان است

از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن‌روست که خونابه‌فشان است

‏دردا و دریغا که درین بازی خونین
بازپچه‌ی ایام دل آدمیان است

دل برگذر قافله‌ی لاله و گل داشت
‏این دشت که پامال سواران خزان است

‏روزی که بجنبد نفس باد بهاری
بینی که گل و سبزه کران تا به کران است

‏ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
‏دردی‌است درین سینه که همزاد جهان است

از داد و وداد آن‌همه گفتند و نکردند
‏یارب چه‌قدر فاصله‌ی دست و زبان است

خون می‌چکد از دیده درین کنج صبوری
این صبر که من می‌کنم افشردن جان است

از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود
گنجی‌است که اندر قدم راهروان است.

تهران، آذر 1362


برگرفته از كتاب:
سایه، ھ. ا.؛ آینه در آینه (برگزیده‌ی شعر)؛ به انتخاب دكتر محمدرضا شفیعی كدكنی؛ چاپ چهارم؛ تهران: نشر چشمه 1371.



18 هزار ریال برای سه وعده غذای یک زندانی کافی نیست!

 

نوع مطلب :حوادث ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

وحید کاظم زاده دبیر منطقه 7 کمیسیون حقوق بشر گفت: سرانه 3 وعده غذای یک زندانی در تصویب بودجه سال 90 پایین تر می باشد .

کاظم زاده افزود: سرانه سه وعده غذای یک زندانی در 24 ساعت 18 هزار ریال در نظر گرفته شده که متاسفانه این مبلغ ناکافی است و در کیفیت غذای زندانیان تاثیر گذار است.

دبیر منطقه 7 کمیسیون حقوق بشر اسلامی با بیان این که این مبلغ هزینه یک صبحانه در داخل شهر نمی شود تصریح کرد: متاسفانه مدیران برخی زندان ها نیز به دلیل برخی کار شکنی ها از جذب کامل این مبلغ ناچیز هم درمانده می شوند.

 



گفت و گو با خالق 72دکلمه به یاد 72یار وفادار حسین

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

بابک قوجا زاده، شاعر و نویسنده جوان تبریزی

 

گفت و گو با خالق 72 دکلمه به یاد 72 یار وفادار حسین (ع)

نصر نیوز: هنر تفریح نیست، هنر انسان تربیت می کند، سرباز تربیت می کند وصلح می آفریند ما هنرمندان به نوشتن زنده ایم . ننوشتن برای یک شاعر یا نویسنده به معنی خاموشی و مرگ است نوشتن شغل نیست یک نیروی درونی است. نه می توان محدود کرد و نه سرکوب ! نوشتن یک نعمت الهی است .

اینها سخنان یک  شاعر،  ادیب ، نویسنده ، دکلاماتور  ، صدابردار و  گوینده ای است که می گوید اگر برخی از هزینه های مقابله با جنگ های نرم و سرد در زمینه فرهنگ و هنر  سرمایه گذاری شود آن موقع  تک تک مردم در مقابل دشمنان دیوار مستقلی می شوند.

بابک قوجا زاده در کنار این هنر ها به روزنامه نگاری  هم مشغول است و با کسب مقام هایی در جشنواره  های شعر و داستان نویسی خوب درخشیده است. وی به نوشتن زنده است و با ارادت خاصی که به  سیدالشهدا قائل است بدون حمایت های مالی از سازمان ها و ارگان ها ، به صورت انفرادی  طرح دکلمه 72 شعر ترکی با موضوعات حماسه عاشورا و نهضت امام حسین (ع) را از دهم محرم شروع کرده و تا اربعین حسینی  وظیفه خطیر خود را به اتمام می رساند.

این شاعر جوان سخن از عدم حمایت سازمان ها  و نهادهای فرهنگی می زند و می گوید: چه حمایت شوم و چه نشوم چه در خصوص این طرح اطلاع رسانی کنند و چه نکنند به عشق 72 تن کارم را به اتمام خواهم رساند .
طرح دکلمه 72 شعر عاشورایی از بدیع ترین طرح هایی است که تا کنون در هیچ جای دنیا این اتفاق رخ نداده است . برای پی بردن به دغدغه های این شاعر جوان چند ساعتی با وی به گفت و گو نشستیم تا در مورد طرح دکلمه 72 شعر ترکی ،  با مخاطبان درد و دل کند!

 

آقای قوجا زاده مخاطبان دوست دارند از کسی که در اربعین حسینی سال 90 قرار است طرح دکلمه 72 شعر ترکی با مضمون حماسه های عاشواریی را ارایه کند بیشتر آشنا شوند؟

 بسم الله الرحمن الرحیم، بنده بابک قوجازاده متولد 1365 از دوران راهنمایی شروع به نوشتن کرده ام ، اما از سال 1380 به صورت حرفه ای شروع به نوشتن شعر . درحقیقت سال 1380 تولد حرفه ای من بوده است. از آن زمان تا کنون  اکثر  شعر هایم  در نشریات مجلات  و مجموعه شعرهای به چاپ رسیده است.

اولین کتاب شعر تحت عنوان "اللرینده ایتیرمیشم دونیامی"  به چاپ رسید و اکنون کتاب شعر  "سنه  یازدیغیم ماهنی لار" در دست طراحی و چاپ می باشد که انشاالله در اوایل سال آینده به بازار خواهد آمد و در حال نوشتن چندین کتاب هم هستم که تا پایان امسال تمام خواهد شد . در برخی جشنواره های شعری و داستان نویسی نیز شرکت نموده و موفق به کسب مقام شده ام. در زمینه روزنامه نگاری هم فعالیت داشته ام.

اکنون علاوه بر نویسندگی و دکلامور به شغل خاصی هم مشغول هستید؟

کار اصلی من گویندگی و صدا برداری است . گویندگی و صدابرداری را از 6 سال قبل به صورت تجربی آموختم . در برخی نشریات گاها به نوشتن مطالب انتقادی با موضوعات اجتماعی می پردازم.  با وجود اینکه کار اصلی من گویندگی و صدا برداری است اما به نوشتن علاقه خاصی دارم.

من به نوشتن زنده ام ، نمی توانم ننویسم ، ننوشتن برای یک شاعر یا نویسنده  به معنی مرگ است . نوشتن شغل من نیست علاقه بنده است نوشتن چیزی درونی است که نه می توان محدود کرد و نه می توان از بین برد . نوشتن یک نعمت است و من تحت هر شرایطی خواهم نوشت و درانتخاب مرگ یا ننوشتن مرگ برایم شیرین تر است.
 
آقای قوجا زاده ظاهرا اکنون سرتان به دکلمه 72 شعر ترکی با مضمون حماسه های عاشواریی مشغول است این ایده  با پیشنهاد چه کسی و چگونه انجام شد؟

این طرح توسط بنده و به نیت خودم  شروع شد . 72 یار عاشورایی همیشه برای ما  نماد عشق و مقاومت و از جان گذشتگی برای دین و امام و پیشوا بوده اند و بنده با توجه به ادبیات غنی عاشورایی و با استناد به پشتوانه غنی شعری که در حوزه ادبیات خودمان وجود دارد تصمیم گرفتم تا این نماد 72 عاشق را به بهترین زبان ممکن بیان کنم که همانا زبان شعر بهترین روش برای بیان عشق است. این طرح در کل دنیا بی سابقه است و امیدواریم این طرح نیز جزو طرح هایی باشد که برای  اولین بار در تبریز و شهر اولین ها اجرا می شود. همچنین علاوه بر این طرح ، طرح دیگری هم در دست اجراست که 12 شعر انتظار فرج با یاد دوازدهمین امام دکلمه می شود.

 


معیار انتخاب شعرها بر چه اساسی است ؟

سعی شده شعر های شاعران جوان بیشتر مورد استفاده قرار بگیرد و ناگفته نماند که شعرهای انتخاب شده از شاعران مختلف و شعرای معاصر و قدیمی است و معیار شعر های انتخاب شده ترکی بودن ، مرتبط بودن با واقعه عاشورا و غنی بودن شعر ها از لحاظ معنایی است که  در شهر تبریز و در استودیو شخصی خودم دکلمه و ضبط می شود.


 چرا دراستادیو شخصی خودتان ضبط می شود، حامیان اصلی و اسپانسر شما چه کسانی هستند؟

همانطور که اشاره کردید برای اجرای هر برنامه ای یکسری اعتبار های خاصی لازم است و امکانات خاص خود را دارد که برای اجرای این طرح نه اسپانسری داشته ام و نه به کمک های مالی نهاد ها تکیه  کرده ام .
این طرح در استودیوی اختصاصی خودم که یک استودیوی ویژه و تخصصی برای گویندگی و دکلمه است ضبط می شود. اما  نا گفته نماند که این طرح با امکانات اندک انجام یافته و می توانست با امکانات بهتری هم اجرا شود و با توجه به عدم اطلاع رسانی و عدم آگاهی مسئولان از این طرح و عدم حمایت نهاد ها فعلا به این میزان امکانات بسنده کرده ایم.
همچنین اضافه می کنم که با وجود گذشت بیش از 10 روز از آغاز طرح هیچ گونه تماس ، حمایت و یا خبر رسانی د راین مورد صورت نگرفته است.

 

یعنی  با وجود اینکه برخی نهاد ها یا ارگان ها از اجرای طرح شما باخبر بودند قصد حمایت از طرح شما را نداشتند؟

واقعیتش به خاطر بوروکراسی اداری همزمان با آغاز طرح موضوع را به صورت تلفنی ، پیام کوتاه ، و ایمیل به اکثر نشریات و خبرگزاری ها اطلاع دادیم و با وجود پیگیری های  دوستان رسانه ای باز خبر ها منتشر نشد.

اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی از طرح شما اطلاعات خاصی ندارد .  ساده تر بگویم  به نظر شما برای اخذ مجوز شما با مشکلاتی مواجه نخواهید شد؟

اخذ مجوز برای تمام کارهای هنری ضروری است و از آنجا که  نهادی مسئولیت انتشار سی دی ها را نپذیرد هزینه ها افزایش خواهد یافت .از نظر اصولی و علمی و فنی ما باید تنها به فکر حاضر کردن دکلمه ها باشیم و مجوز و سایر مسائل را باید نهاد های ذیربط  حل و فصل کنند و فکر نکنم با مشکل مجوز روبرو باشیم چرا که شعر های انتخاب شده از کتاب هایی است که دارای مجوز ارشاد است و در کنار این مضمون اشعار،  عاشورایی است .
در مورد در جریان گذاشتن این نهاد ها نیز باید عرض کنم که به دلیل وجود برخی قانون ها نمی توانستیم قبلا آنها را در جریان بگذاریم. چون علاوه بر این که اداره فرهنگ و ارشاد به آلبوم های صوتی آماده انتشار مجوز می دهد، و  نیز مجوز باید از سوی اداره ارشاد مرکز واقع در تهران صادر شود  و طی کردن این پروسه چند ماهی طول می کشد. شاید هم اگر دنبال مجوز بودیم این کار برای اربعین حسینی سال 91 آماده می شد.  کسب مجوز دردسر های خاص خودش را دارد.
 

تا کنون چند اثر توسط شما جمع آوری شده است؟

افراد زیادی تا کنون شعر های خود را به ما ارسال کرده اند همچنان مشغول جمع آوری شعر ها هستیم و تا اوایل هفته آینده جمع آوری شعر ها به اتمام می رسد .

معمولا در چنین شرایطی آثار به دبیرخانه ها ارسال می شود در طرحی که قرار است اجرا شود آثار مردم به کجا ارسال می شود؟

اثرهای ارسال شده توسط شاعران ،  نویسندگان و دوستان و کسانی است که از اجرای چنین طرحی باخبر هستند و مرا کم و بیش می شناسند آثار از طریق ایمیل و یا اینکه حضوری در اختیارم قرار گرفته می شود.
 جمع آوری و دکلمه شعر ها از چه زمانی شروع شده است؟

کلا طرح از دهم محرم شروع شده است و علاوه بر جمع آوری شعر ها به صورت همزمان بر روی انتخاب موسیقی ، بررسی مسایل فنی ، ... تمرین داریم و در کنار اینها دکلمه هار ا ضبط می کنیم . طرح کاملا فشرده است. از نظر فنی هر دکلمه 3 الی 4 روز طول می کشد اما با تدابیر فنی که انجام داده ایم روزانه 3 الی 4 دکلمه ضبط و حاضر می شود.
 با این وجود اکنون چند دکلمه ضبط شده است؟

الان نمی شود جواب قطعی داد تا کنون چند تایی تمام شده و ما تکمیل مجموعه را به روز های آخر یعنی روز های نزدیک به اربعین حسینی موکول کرده ایم . در اربعین حسینی 72 دکلمه بر روی لوح فشرده آماده خواهد بود، اکنون به صورت فنی و پراکنده دکلمه ها را ضبط می کنیم و طبق اصولی که تعریف کرده ایم پیش می رویم.


 لطفا از دشواری هایی که در طی اجرای این طرح داشته اید هم سخن بگوئید؟

اصولا هر کار ی سختی ها وفراز و نشیب های خودش را دارد. این طرح با این که  طرح سنگینی است اما بنده به تنهایی هم اشعار را انتخاب می کنم هم تایپ می کنم . علامت گذاری ، ضبط و دکلمه و میکس هم بر عهده خودم است.
همانطور که قبلا هم گفتم در حالت عادی برای هر دکلمه 3 الی 4 روز زمان لازم است اما من در این طرح با برنامه ریزی های خاص  روزانه 3 تا 4 دکلمه را ضبط می کنم .

سعی می کنم مفهوم عشق و شجاعت و فراق رو به درستی منتقل کنم و در مورد اشعار و موضوع آنها امانت دار باشم و منظور شاعر را  آنطور که خودش بیان کرده به دیگران منتقل کنم. ولی به هر حال چه حمایتی انجام شود چه نشود و چه اطلاع رسانی شود یا نشود نیت کرده ام که 72 دکلمه را حاضر کنم و به امید خدا و با توسل به سید الشهدا این امر مهم را به انجام خواهم رساند.

 

و اما درد و دل شما با مسئولان؟

 از مسئولان خواهشمندم هنرمندان و فعالان عرصه فرهنگ و هنر را حمایت کنند. کار هایشان را جدی بگیرند چرا که هنر صرفا برای تفریح نیست ، هنر انسان تربیت می کند. سرباز تربیت می کند، صلح می آفریند.
به نظر بنده اگر به جای سرمایه گذاری برخی   هزینه ها برای مقابله با انوع جنگ های نرم و سرد در زمینه  فرهنگ و هنر سرمایه گذاری شود ، آن وقت تک تک مردم به صورت مستقل درمقابل دشمنان دیوار مستقلی می شوند.


گفت و گو از لیلا آقاجانی

انتهای پیام/

 



ایران خودرو تبریز در یک قدمی تعطیلی / مقصرکیست

 

نوع مطلب :اقتصادی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

شمارش معکوس آغاز شد

 
 

ایران خودرو تبریز در یک قدمی تعطیلی/مقصر کیست؟

 
  نصر نیوز: در هفته های اخیر موضوع تعطیلی بزرگترین واحد صنعتی شمال غرب کشور به صدر خبرهای رسانه ها آمد، تا جایی که بسیاری از سایت های خبری برای نخستین بار خبر از تعطیلی این واحد صنعتی دادند.به گزارش نصر نیوز، شاید چهار سال پیش زمانی که روبان قرمز کارخانه ایران خودرو تبریز توسط داوودی ،معاون اول وقت رئیس جمهوری در تبریز بریده شد کمتر کسی فکر می کرد که این کارخانه آذرماه سال 90 در آستانه تعطیلی قرار گیرد.

همان زمان نیز که تنها تولید این کارخانه "پیکان وانت" انتخاب شد انتقادهایی از سوی افکار عمومی مطرح شد چرا که مردم آذربایجان شرقی سال ها بود آرزوی تاسیس کارخانه خودرو سازی را می کشیدند و افتتاح این کارخانه را تحقق بخش آمال خود می دیدند دریغ از اینکه تصمیم مسئولان عالی رتبه ایران خودروی کشور این بود که تبریز باید به قطب تولید پیکان وانت تبدیل شود!
البته چنین نیز شد، چرا که تمام کارخانه های اقماری ایران خودرو در سراسر کشور سیستم تولید خود را ارتقا دادند و سهم ایران خودرو تبریز شد، پیکان وانت!
این کارخانه که در نزدیکی های کلانشهر تبریز قرار دارد با وجود گذشت چهار سال از فعالیت اش هنوز پیکان وانت را هم کامل تولید نمی کند بلکه با ورود بدنه این خودرو به نوعی مونتاژ این نوع خودرو در تبریز انجام می شود ولی با این وجود، یک هزار و 300 نفر یا به عبارتی دیگر یک هزار و 300 خانواده از این محل ارتزاق می کردند، دریغ از اینکه عدم ارتقای سیستم تولید، در مدت بسیار کوتاهی این کارخانه را با تعطیلی مواجه خواهد کرد.
با افزایش نگرانی ها از تعطیلی این واحد صنعتی و قوت گرفتن بیکاری کارگران این واحد صنعتی، استاندار آذربایجان شرقی نیز دست به کار شد تا با رایزنی های خود از مشکلات این واحد صنعتی بکاهد.

دلیل تعطیلی ایران خودرو تبریز
بر اساس تصمیم  سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی که اوایل امسال اعلام شد برخی از خودرو ها اعم از پیکان وانت و پراید 141 در زمره خودروهای غیر استاندارد قرار گرفتند و پلیس راهور اعلام کرد که اگر این خودروها استانداردهای لازم را دریافت نکنند، شماره گذاری آنها متوقف خواهد شد.
این موضوع از سوی گروه صنعتی سایپا جدی گرفته شد چرا که در کمتر از سه ماه با ارتقای سیستم کیفی و نصب برخی از اقلام مورد نیاز از جمله ترمز ضد قفل و غیره، استاندارد لازم را گرفت و پلیس راهور نیز خودروهای تولیدی را شماره گذاری کرد.
ولی مسئولان پایتخت نشین ایران خودرو فکری به حال پیکان وانت تولیدی در تبریز نکردند و تنها خبری که اعلام شد اینکه تبریز تنها تولید کننده پیکان وانت در کشور است!
این خبر اگر چه در وهله نخست خوشایند به نظر می رسید ولی با گذشت زمان و عدم توجه به ارتقای خط تولید سایه تعطیلی را بر سر تنها تولید کننده این خودروی غیر استاندارد سنگین تر کرد!
حال سئوال این است که چه اصراری بود ایران خودروی تبریز که روزگاری به عنوان بزرگترین واحد صنعتی شمال غرب کشور با میلیاردها تومان سرمایه گذاری افتتاح شد، مجبور به تولید خودرویی غیر استاندارد شود؟
هنوز هم مدیران ارشد ایران خودرو که 51 درصد سهام این کارخانه را نیز دارند این سئوالات را بی پاسخ گذاشته اند.
صادقیان، قائم مقام ایران خودرو تبریز در غیاب رضا زنوزی مدیر عامل گروه صنعتی ایران خودرو و سهام دار اصلی گروه صنعتی دریک به خبرنگاران پاسخ می دهد.
وی در خصوص غیر استاندارد بودن پیکان وانت می گوید: هر ساعت 25 دستگاه خودرو به عبارتی دیگر 550 دستگاه خودرو در روز در ایران خودرو تبریز تولید می شود که تمام تولیدات این گروه صنعتی مورد تائید گروه بازرسی کیفیت بود و این نوع خودرو در زمره خودرهای قابل قبول معرفی می شد.
وی با بیان اینکه اگر پلیس راهور شماره گذاری خودروها را آغاز نکند، از هفته آینده کارخانه ایران  خودرو تبریز تعطیل می شود

مشکل جای دیگری است!

این گزارش حاکی است، از مهر ماه امسال که پلیس راهور از شماره گذاری پیکان وانت امتناع کرد، بر اساس تصمیمی که به امضای معاون اول رئیس جمهور نیز رسیده است، سازمان استاندارد موظف شد تا استاندارد این نوع خودرو را تا پایان سال تائید کند و این سازمان نیز موضوع را پس از چهار روز به پلیس راهور منعکس کرد ولی پلیس راهور این موضوع را تا کنون اجرایی نکرده است.
در حالی قائم مقام ایران خودرو تبریز پلیس راهور را مقصر عدم شماره گذاری معرفی می کند که احمدی مقدم فرمانده ناجا موضوع شماره گذاری نشدن این نوع خودروها را از سوی پلیس راهور نمی داند، وی می گوید: مشکل این کارخانه جای دیگری است!
بلافاصله بعد از این گفته رئیس پلیس کشور، موضوع بلاتکیلفی تولید این نوع خودرو وارد فاز جدیدی شد.
احمد علیرضا بیگی استاندار آذربایجان شرقی که زمانی خود نیز جزو کادر نیروی انتظامی بود، از رایزنی هایش با پلیس راهور خبر داد و در گفت و گویی اظهار داشت: امروز این ناهماهنگی ها باعث به وجود آمدن نارضایتی هایی در حوزه اشتغال و متقاضیان خرید این نوع خودرو شده است.
وی ابراز امیدواری کرد تا با رفع سریع این مشکل حداقل تا پایان امسال روند تولید پیکان وانت ادامه یابد.
عدم شماره گذاری پیکان وانت در کشور، باعث انباشت 30 هزار خودروی تولید ایران خودرو تبریز در پارکینگ این کارخانه شده است، همچنین تریلرهایی که بدنه های ساخته شده این نوع خودرو را از تهران به تبریز می آوردند بیش از سه روز است که بارهایشان را خالی نکرده اند!
موضوع تداوم فعالیت خط تولید ایران خودرو تبریز با چالشی جدی مواجه شده است از سویی پلیس معتقد است که حفظ جان هموطنان مهمترین اصل است و مانع شماره گذاری خودرویی غیر استاندارد خواهد شد و از سوی دیگر کارخانه ایران خودرو تبریز به عنوان تنها تولید کننده این نوع خودرو در کشور باید پاسخگوی مشتریان و کارگران خود باشد.
حال سئوال اساسی اینکه آیا بهتر نیست به جای آوردن نوش دارو بعد از مرگ سهراب مسئولان ارشد استانی از همان روز نخست که چنین کارخانه بزرگی راه اندازی می شد به فکر چنین روزی نیز بودند، عدم ارتقای سیستم تولید و تغییر نوع خودروی تولیدی هم اکنون موجب شده است که خانواده های کارگران شاغل در این کارخانه با نگرانی بیکار شدن نان آور خانواده شان شب ها را به صبح برسانند.
امید است مدیران کارخانه ایران خودرو کشور نیز با درک این حساسیت ها تصمیم عاجلی بگیرند!



ساکنان غیر رسمی و خیالی به نام عدالت

 

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

روح الله رشیدی*

 
 

یادداشت:‌ ساکنان غیررسمی و خیالی به نام عدالت

 
  نصر نیوز: در برنامه‌ی مطالبه‌ی این هفته، بحث بر سر وضعیت مسکن و شهرسازی در آذربایجان‌شرقی بود و مدیر کل مسکن و شهرسازی استان، بعد از چند ماه پیگیری و پیغام و پسغام، سرانجام به برنامه آمد.  
           
 

از بحث‌های پیرامون مسکن مهر و واکنش‌های عجیب و غریب مسئول محترم مسکن که بگذریم، موضوعی که برای بنده بسیار دردناک بود، نوع نگاه و قضاوت ایشان نسبت به موضوع «حاشیه‌نشینی» یا به بیانِ مسئول مذکور، «سکونتگاه‌های غیررسمی» تبریز بود. طرح این موضوع در مطالبه، باعث شد تا ایشان ما را متهم به بی‌اطلاعی از شرح وظایف مسکن و شهرسازی کرده و از پاسخگویی کامل به مسائل مربوط به «سکونتگاه‌های غیررسمی» شانه خالی کند. اما در همین حرف‌های نصفه و نیمه، نکته‌ای از زبان ایشان پرید که حقیقتاً دردآور بود. گو اینکه مشابه همین حرف را قبلاً از زبان دیگرانی از مسئولین هم شنیده بودم. مسئول مسکن و شهرسازی استان گفت که این مناطق «غیررسمی»اند؛ یعنی اینکه ما اینها را به رسمیت نمی‌شناسیم که برنامه یا پروژه‌ای را در آنها اجرا کنیم. چند قلم کاری هم که برای توانمندسازی این مناطق شده، به درخواست و با وام اعطایی «بانک جهانی»! صورت گرفته وگرنه ما «مجاز» به هیچ کاری در این زمینه نیستیم! یک منطق عجیب و غریب هم از زبان ایشان بیان شد که شنیدنش مایه‌ی امیدواری! است انصافاً:

«بعضی‌ها معتقدند که اگر به مناطق حاشیه‌ای یا همان سکونتگاه‌های غیررسمی برسیم، دیگران را هم تشویق به مهاجرت به این مناطق کرده‌ایم. یعنی اگر مردم ببینند که وضع حاشیه‌نشین‌ها خوب شده، انگیزه پیدا می‌کنند برای مهاجرت»!

روشن است که با چنین منطق‌های عجیبی، وضعیت منطقه‌ای به وسعت 1500 هکتار و با جمعیتی بین 400 تا 600هزار نفر چگونه خواهد بود.

مردم قانع این مناطق، سال‌های سال است که با مرارت‌ها و سختی‌های زندگی در «سکونتگاه‌های غیررسمی» ساخته‌اند، اما نمی‌دانند که چنین منطق مزخرفی بر بدنه‌ی مدیریتی جامعه حاکم است. شکاف بزرگی که میان پایین شهر و بالای شهر ایجاد شده و به دنبالش، انواع مشکلات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی را به ارمغان آورده، حاصل این نوع تفکر متجددانه‌ای است که امثال این مدیر و همقطارانش دارند.

بنده، هر چند که متهم به بی‌سوادی از سوی مدیر مسکن و شهرسازی استان شدم، اما افتخار می‌کنم که باعث و بانی افشای چنین منطق ناعادلانه‌ای شدم. به این هم افتخار می‌کنم که به عنوان عضو کوچکی از برنامه‌ی مطالبه، عاملی شدم برای انعکاس صدا و تصویر مردمی که «غیررسمی»اند و «بدون سند» زندگی می‌کنند! حتی اگر این تصاویر و حرف هایش به مدیر کل مسکن و شهرسازی استان مربوط نبود.

آقای مدیر کل! من بی‌سوادم و هرگز دنبال آن «سواد»ی که شما داریدش نخواهم رفت تا روزی روزگاری، پابرهنگانی را که از سر ناچاری و به جبر شرایط، در دامنه‌ی عینالی ساکن شده‌اند، غیررسمی ندانم!

من از سوی مدیر کل محترم و تمامی مدیرانی که منطقِ غیرمشروعِ مذکور را قبول دارند، از حاشیه‌نشین‌ها عذر می‌خواهم؛ بویژه از شهید صدر قربانی، شهید توکل محمدزاده، شهید صادق جاویدی، شهید رسول سلیمی، شهید نصرالله یاری، شهید کریم نقوی، شهید محمدعلی دهقانزاده، شهید اسحق خدایی و از تمام مردانِ مردی که از این سکونتگاه‌های غیررسمی، فرمان امام امت را لبیک گفته و با پای برهنه به میدان جهاد شتافتند، عذر می‌خواهم.

*مجری برنامه تلویزیونی مطالبه



رشته زبان ترکی در دانشگاه تبریز متقاضی ندارد

 

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

معاون آموزشی دانشگاه تبریز:

 
 

رشته زبان ترکی در دانشگاه تبریز متقاضی ندارد

معاون آموزشی دانشگاه تبریز گفت: با وجوداین که گروه آموزشی زبان ترکی در دانشگاه تبریز فعال است، اما ظاهراً دانشجویی برای تحصیل در این زمینه مراجعه نکرده است.

 قاسم زاده امروز در جمع خبرنگاران با بیان اینکه موافقت با تدریس رشته ی زبان ترکی در دانشگاه تبریز در سال 89، مصوب شده است گفت: اگر برای تحصیل در این رشته دانشجو معرفی شود، حتما نسبت به تشکیل کلاس های آن اقدام خواهد شد.
قاسم زاده با بیان اینکه دانشگاه تبریز بعنوان دانشگاه مرجع تعیین صلاحیت برای فارغ التحصیلان زیان ترکی در کشور است گفت: فارغ التحصیلان رشته زبان ترکی در کشور آذربایجان، توسط گروه آموزشی این رشته در دانشگاه تبریز ارزیابی می شوند.
معاون آموزشی دانشگاه تبریز با بیان اینکه کد رشته ی امتحانی این رشته، برای یک سال در دفترچه کنکور درج شده بود گفت: چون شرکت کننده و متقاضی برای این رشته وجود نداشت، پذیرش صورت نگرفت.
وی با اشاره به فعال بودن گروه آموزشی زبان و ادبیات ترکی در دانشگاه تبریز گفت: متاسفانه اعضای هیات علمی متخصص این رشته نیستند.
قاسم زاده با بیان اینکه اکثر حاضرین در گروه آموزشی زبان و ادبیات ترکی دارای مدرک دکتری ادبیات فارسی هستند گفت: طبق آیین نامه ی جدیدی که مصوب شده است از خبرگان زبان ترکی، بدون توجه به داشتن تحصیلات دانشگاهی، در هیات علمی این گروه آموزشی استفاده خواهد شد.
معاون آموزشی دانشگاه تبریز در اظهار نظر خود در خصوص افت جایگاه دانشگاه تبریز در رتبه بندیهای اخیر دانشگاههای کشور، با رد این موضوع، با تاکید بر اینکه دانشگاه تبریز همچنان بعنوان دومین دانشگاه کشور مطرح است گفت: به منظور حفظ این جایگاه، مجموعه مدیریت دانشگاه تبریز، تمام تلاش های خود را انجام خواهد داد.



چهل روز از غم فراغ مهسا گذشت!

 

نوع مطلب :حوادث ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

چهل روز از غم فراق مهسا گذشت

نصر نیوز:نمی دانم کجای کره زمین ایستاده ایم نمی دانم مسیری که قرار است طی کنیم به کجا می رسد . گاهی وقت ها باید چشم ها را ببندیم تا نبینم .

هر از گاهی  ضروری است  همانند کودکان  دبستان استثنایی گلستان ، دست هایمان جلوی گوشهایمان ببریم تا درد و دل های دوستانه دو نفررا  نشنویم .
گاهی هم ضروری است  همانند کودکان ، بی ریا ی هموفیلی و هپاتیتی چشم هایمان را به آسمان بدوزیم و از خدا یاری بجوییم تا قطره ای از خون بر رگ هایمان جاری شود تا با تبش قلب خود ، لبخند بر لبهای پدر و مادر مان نقش ببند.
نمی دانم باید خندید یا گریست به مرگی که بر اثر سرماخوردگی رخ داد !. چهل روز گذشت ! خدا می داند چهل روز برای خانوده مهسا بالغ غازانی چگونه گذشت .
چهل روز است که مادر مهسا بوی جگر گوشه اش را از عروسک هایش استشمام کرده است . چهل روز است که صدا های خنده دختر شیرن سخن گوش های پدرش را نوازش نکرده ! چهل روز است که برادرش بدون حریف ، بدون دوست ، بدون یار ،تمرین وشو کرده است .

چهل روز است که دوستان مهسا بدون وجود مهسا تمرین می کنند و برای مسابقات خود را آماده می سازند تا مدال آور طلا باشند  .
یک سرماخوردگی ساده ، به سادگی دختری را از نفس کشیدن محروم ساخت . نبود یک تخت خالی چشمان مادری را گریان ساخت .
اینک چهل روز گذشت و در خانه مهسا به روی دوستانش باز شد اما خبری از جشن و سرور نیست ! خبری از تولد های مسرور آمیز نیست . تنها می توانیم حضور یابیم و به مادر مهسا بگویم متاسفیم که مهسا این گونه از بین ما رفت .
مهسا وشوکار 17 ساله رفت شاید رفتن او علامتی باشد برای تک تک ما که سرماخوردگی ، هم خطرناک است .شاید تجربه ای باشد تا کبودی زیز ناخن را جدی بگیریم .
اکنون باید دست هایمان را به سوی آسمان بلند کنیم و تنها از خدا مدبجوییم تا جلوی اتفاق های ساده گرفته شود. از خدای منان بخواهیم که  تحمل فراغ و غم مهسا برای خانوداه اش آسان شود.



تصاویری از مهسا بالغ قهرمان ووشوی کشور

 

نوع مطلب :حوادث ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

قهرمان جوان ووشوی کشور درگذشت

 
 

تصاویری از مهسا بالغ قهرمان ووشوی کشور

 
  نصر نیوز: مرحومه مهسا بالغ غازانی قهرمان 5 دوره مسابقات قهرمانی ووشوی کشور بر اثر عارضه سرماخوردگی و عفونت ریه جان به جان آفرین تسلیم گفت.

 

خانم مهسا بالغ در حال دریافت جایزه ژیمناستیک خردسالان

آخرین مدال طلای قهرمانی کشور بر گردن قهرمان جوان ایران زمین

مهسا بالغ در کنار مربی اش

مرحومه مهسا بالغ/قهرمان پنج دوره مسابقات ووشوی کشور

مادر مهسا بالغ در تمام مسابقات کنار فرزندش بود

مسابقات قهرمانی کشور در رشت

مرحوم بالغ در کنار هم تیمی اش

مرحوم مهسا بالغ قهرمان ووشوی کشور

مرحوم مهسا بالغ قهرمان ووشوی کشور

مهسا بالغ در کنار مربی و هم تیمی هایش

تحریریه پایگاه خبری تحلیلی نصر نیوز درگذشت قهرمان ووشوی کشور مان را به خانواده بزرگوار آن مرحومه و جامعه ورزشی کشور تسلیت عرض می نماید.



مهسا بالغ ، قهرمان ووشو کشور بر اثر سرماخوردگی در گذشت

 

نوع مطلب :حوادث ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

بر اثر سرماخوردگی

 
 

مهسا بالغ، قهرمان ووشو کشور درگذشت+عکس

 
  نصر نیوز: جامعه ورزشی کشور در سوگ از دست دادن مهسا بالغ غازان، قهرمان ووشوکار تبریزی کشورمان به سوگ نشست

به گزارش نصر نیوز، مجلس ترحیمی مهسا بالغ غازانی ووشو کار 17 ساله تبریزی در میان غم و اندوه دوستان و جامعه ورزشی برگزارشد.
در این مراسم که جامعه ورزش استان و مدیر کل تربیت بدنی آذربایجان شرقی حضور داشتند در غم فراق قهرمانی که مدال طلای آسیا را برای ایران و آذربایجان شرقی کنار گذاشته بود و آرزوی قهرمانی داشت به عزا نشستند.
ملائک تو را برای خدا دزدیدند و عطر برگ های لیمو  و درخت توت  را چه زود به فراموشی سپردی؟!
چگونه توانستی آن همه خاطره را در یک لحظه تمام کنی.
همه را می بینم اما جزء تو که خاطره ای شدی ماندگار برای قلب هایی که منتظرت هستند.
گناه آسمانی که تورا به آغوش کشید و باخود برد را هرگز نخواهیم بخشید تو میان بودنت و یادت ، یادت را برایمان گذاشتی و بودنت را افسانه ساختی.
مرحومه مهسا بالغ غازانی که مدالهای طلا ، نقره و برنز سبک سان دا قهرمانی بانوان کشور را در دارد پنجشنبه 14 مهر ماه بر اثر خونریزی ریه بر اثر سرماخوردگی درگذشت.
مرحومه مهسا بالغ غازانی در رقابتهای ووشو قهرمانی استان نیز سابقه 5 دوره قهرمانی را داشت



برادر روح الله داداشی: چرا قاتل را نبخشیدیم؟

 

نوع مطلب :حوادث ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

علی داداشی در مصاحبه با همشهری سرنخ از ناگفته ها درباره اینکه چرا قاتل را نبخشیدند، می گوید:

آیا در بین اعضای خانواده، کسی بود که نظرش چیزی جز قصاص باشد؟

نه. البته در اینجا باید به یک نکته مهم اشاره کنم. من و اعضای خانواده‌ام تنها مدعیان این پرونده نیستیم. ما تنها بخشی از هزاران نفر بودیم که خواهان قصاص قاتل بودیم. برای من هیچ اهمیتی نداشت که او زنده می ماند یا حکمش اجرا می شد، چون حتی با قصاصش هم، برادر من زنده نمی‌شد. من فقط خواسته مردم

 را اجرا کردم.

چطور شما از خواسته مردم باخبر شدید؟

من هر وقت از خیابانی عبور می‌کردم و مردم مرا می‌دیدند، می‌گفتند که نباید قاتل روح‌الله را ببخشیم. همه آنها ماجرای این جنایت هولناک را دنبال کرده‌اند و در جریان جزئیات آن بودند و برای همین همیشه می گفتند که علیرضا، یک قهرمان و سرمایه یک مملکت را به قتل رساند و باید برای درس عبرت هم که شده به مجازات عملش برسد


دلیل شما و اعضای خانواده‌تان برای قصاص چه بود؟

علیرضا نه فقط برادرم را که همه خانواده‌ام را کشت. خواهر‌های من بعد از جنایت حال و روز بدی دارند و تنها زمانی که می‌توانند داغ روح‌الله را فراموش کنند، زمانی است که قرص‌های مسکن مصرف می‌کنند تا بتواند بخوابند. آنها هنوز مرگ برادرم را باور ندارند. نه روزشان معلوم است و نه شبشان . چون زندگی برایشان بدون برادرم معنا ندارد.

قصاص یک جوان دردی را از اندوه بزرگ ما دوا نمی کند.ما با قصاص هیچ کس خوشحال نمی شویم حتی قاتل برادرم اما اگر حکم اجرا نشود و این مراحل قانونی طی نشود، آن وقت ممکن است این مسئله تبعات منفی به دنبال داشته باشد. شما از من پرسیدید دلایل تان برای قصاص چیست؟

من هم این دلایل را می‌گویم و خود مردم باید قضاوت کنند که دلایل من منطقی است یا خیر! یکی از همدستان قاتل برادرم، 2 سال قبل دست به سرقت مسلحانه زد. اگر آن سال شکات پرونده او را نمی‌بخشیدند، ‌او شب حادثه همراه قاتل برادرم نمی‌بود و بی‌شک این جنایت رخ نمی‌داد.

این نشان می‌دهد که اینگونه مجرمان هیچ وقت از رضایت شکات درس عبرت نمی‌گیرند وگرنه الان همدست برادرم به اتهام مشارکت در نزاع منجر به قتل، پشت میله‌های زندان نبود. الان اگر قاتل برادرم بخشیده شود، به نظرتان فردا که آزاد شد ممکن نیست مرتکب جرمی بزرگتر شود؟ اصلاً چه کسی می‌تواند تضمین کند که این اتفاق نمی‌افتد؟

علیرضا (قاتل)، هیچ وقت از شما درخواست بخشش نکرد؟

در تمام این دو ماهی که او و همدستشانش بازداشت شدند، حتی یک بار هم ابراز پشیمانی و طلب بخشش نکردند. یک زمانی دعوا رخ می‌دهد و یکی توی گوش شخصی سیلی می‌زند و بعد صد بار از او معذرت‌خواهی می‌کند. اما آنها در دادگاه ابراز پشیمانی نکردند و به راحتی جزئیات ماجرا را تعریف کردند. ماجرایی که یک ملت را دغدار کرد. برای همین بخشش قاتل برادرم به نظر من و اعضای خانواده‌ام کار درستی نبود.

آیا برای بخشش قاتل با خانواده‌تان جلسه‌ای هم گذاشتید؟

شاید باورتان نشود اما از بعد از محاکمه قاتل برادرم در دادگاه خانواده‌ام با من ارتباطشان را قطع کردند تا نکند یک زمانی من از آنها درخواست کنم که قاتل روح‌الله را ببخشند. خیلی‌ها ماجرای اصلی این جنایت را نمی‌دانند، قاتلان در دو مرحله به روح‌الله حمله کردند اینهایی که می‌گویم طبق اعترافات متهم و حقایقی است که در صحنه جنایت دیده شد اما هرگز به گوش مردم نرسید.

وقتی رو‌‌ح‌الله بعد از اصابت چاقو به گلویش، روی زمین زانو زد و داشت می‌افتاد. آنها باز هم به او حمله کردند. در برگه پزشکی قانونی نوشته شده که اثرات مشت و لگد روی سر و صورت رو‌ح‌الله دیده شده. این یعنی به برادرم ناجوانمردانه حمله شده بود. قاتل برادرم بعد از اینکه از ماجرای قتل باخبر شده بود به جای اینکه خودش را معرفی کند، نقش فرار طرح کرده و می‌خواسته به خارج از کشور بگریزد و همه اینها نشان می‌دهد که او اصلاً قصد دلجویی و عذر‌خواهی از خانواده ما را نداشت.

گفتید که هر وقت مردم در کوچه خیابان شما را می‌بینند درباره قتل روح‌الله حرف می‌زنند، در بین آنها کسانی هم بودند که از شما بخواهند قاتل را ببخشید.

خیلی کم. می‌گفتند ببخش تا نام برادرت بزرگ شود. اما من به آنها می‌گفتم اگر آنها پس از درگیری و مجروح کردن برادرم در  صحنه می‌ماندند و کمک می‌کردند و او را به بیمارستان می‌رساندند،‌ حتی در صورتی که او در بیمارستان فوت می‌کرد، 80 درصد امکان داشت که قاتل را ببخشیم. چراکه رسم مردانگی این است که اگر کسی به زمین افتاد دیگری، دست از درگیری با او بردارد و بهش کمک کند. اما قاتل برادرم در حق او رسم مردانگی را به جا نیاورد و ما نباید به او رضایت دهیم.

برای مراسم قصاص، تصمیم و برنامه خاصی داشتید؟

ما اصلاً از قصاص یک نفر خوشحال نمی‌شویم که بخواهیم برایش برنامه‌ریزی کنیم. ما با مشورت با اعضای خانواده‌ام صلاح دانستیم که حتی اجرای حکمم هم بهتر است برعهده پلیس یا مقامات قضایی باشد چراکه هدف ما از اجرای حکم، عبرت گرفتن افراد از این پرونده بود.



500 هزار تومان فاصله تا فلج شدن کامل یک مادر

 

نوع مطلب :اجتماعی ،

نوشته شده توسط:لیلا آقاجانی

درد و رنج های بیماران مبتلا به ام اس

 
 

500 هزار تومان فاصله تا فلج شدن کامل یک مادر+عکس

 
  نصر نیوز: بانوی خانه باید بشوید ، بسابد، فرزندانش را تر و خشک کند وقتی همسرش از سر کار می آید با یک استکان چای گرم از او استقبال کند زنی که احترام به بزرگتر ها از جمله مادر شوهر و پدر شوهر سرش نمی شود و به محض ورود آنها نمی تواند بایستد و تعظیم کند به درد لای جرز دیوار می خورد و زنی که نمی تواند پخت و پز کند باید خانه شوهرش را ترک کند!مردی گفته اند، زنی گفته اند چه معنی دارد مرد، زن و فرزندانش را ترو خشک کند

، چه معنی دارد مرد با جرعه ای از آب، تشنگی را از لب های ترک برداشته همسرش بزداید.

11سال است که گوش های سکینه با این حرف های پدر شوهرش پر شده است ، 11 سال است که علاوه بر درد و رنج خود مجبور است سخنان نیش دار او را تحمل کند.

سکینه 36 سال دارد و از 25 سالگی و بعد از ازدواج مبتلا به بیماری ام اس شده و تقریبا یکی دوسالی می شود که به دلیل عدم دسترسی به دارو های مورد نیاز خود پاهایش حس ندارد و نمی تواند راه برود.

او با اولین تماس تلفنی ، آدرس خانه خود را در اختیار ما می گذارد تا به منزل شخصی او برویم و درد و دل هایش را بشنویم . کمی لکنت زبان دارد و به سختی می شود فهمید چه می گوید: وقتی زنگ در او را می زنیم شوهرش در را باز می کند و از دیدن ما کمی شوکه می شود و می گوید ما منتظر پزشک بودیم.

می گویم ما خبرنگاریم! سکینه خانم خوشامد گویی می کند و می گوید من چشم انتظار پزشک بودم و فکر می کردم پزشک می خواهد در خانه، مرا درمان کند!.

با این وجود آنها استقبال گرمی از ما می کنند و سکینه خانم دائم به شوهرش می گوید چراغ های خانه را روشن کند تا فضا و روشنایی اتاق برای خبرنگارو عکاس مناسب باشد.

دستم را به عنوان سلام طرف سکینه خانم دراز می کنم غافل از اینکه دستش بی حس است و نمی تواند حرکت دهد اما به سختی دست دیگرش را به طرفم دراز می کند هر چند این یکی دستش هم چندان حسی ندارد و ...

با خود می گویم کاش به جای خبرنگار و عکاس ، پزشکی سراغش را می گرفت تا درد هایش را تسکین دهد، چرا که نمی دانستم می توانیم مرحمی بر زخم هایش باشیم یا اینکه داغ دلش را تازه تر کنیم

سکینه زارع یکی از بیماران مبتلا به ام اس در شهر تبریز می گوید: 11 سال است که دوران خوش جوانی و زندگی ام به خاطر عدم تشخیص بیماری توسط پزشکان متخصص نابود شده است و چند سالی است که به خاطر نداشتن 500 هزار تومان پاها و دست هایم را از دست داده ام.

زارع اضافه می کند: در سن 25 سالگی و بعد از چند سال زندگی مشترک یکی از پاهایم کرخت شد و به چند پزشک متخصص مراجعه کردم اما آنها تشخیص ندادند و گفتند چیزی نیست.

وی در ادامه می گوید: بعد از مدتی پای دیگرم هم کرخت شد و دوباره به پزشک مراجعه کردم! در تبریز پزشکی نمانده بود که سراغش را نگیرم و آدرسش را ندانم اما به هر پزشکی مراجعه می کردم آنها می گفتند چیزی نیست و استراحت کنی درست می شوید.

زارع می افزاید: بالاخره بعد از چند ماه یکی از پزشکان، بیماری ام اس را تشخیص داد و و من فهمیدم که درمان قطعی ندارم، مگر اینکه از نظر مالی تامین باشم.

این فرد مبتلا به بیماری ام اس اظهار می افزاید: قبل از مبتلا به بیماری خودم از پسرم مهدی که اکنون 10 ساله است مراقبت می کردم اما بعد از مبتلا شدن به بیماری شوهرم هم در نگهداری او به من کمک کرد تا او بزرگ شد و اکنون کمک حال من است

اشتباه در تشخیص پزشکان

وی به یاد می آورد: زمانی را که سراغ پزشکی رفته بود تا از تولد فرزندی دیگر جلوگیری به عمل آورد که پزشک گفته بود بیماران ام اس بچه دار نمی شوند و نیازی به پیشگیری ندارد.

زارع می گوید : 6 ماه بود که به فرزند دومم باردار بودم اما متوجه نبودم که مادرم مرا به زور به مطب پزشک رسانید و بعد از تشخیص پزشک متوجه شدیم که تولد فرزندی دیگر در راه است.

وی در ادامه می گوید: هادی ناخواسته وارد زندگی من شد در حالی که من و همسرم دوست نداشیم این کودک در تلخی زندگانی ما شریک باشد.

زارع ادامه می دهد : وقتی شنیدم بار دار هستم به جای این که از خوشحالی گریه کنم چنان غصه ای بر دلم نشست که از شدت ناراحتی و به حال بخت بد خودم و آینده تاریک این طفل معصوم گریه کردم .

زارع تصریح می کند: هادی چه گناهی داشت وقتی چشماهایش را باز می کرد و می دید ، دست های بی حس نمی توانند ،دست نوازش بر سر او بکشند . او چه گناهی داشت که از مهر و محبت مادری محروم بماند.

وی اشک هایش را لابه لای پلک هایش پنهان می کند و در ادامه می افزاید: اکنون هادی دو سال دارد و اما راه نمی رود از روزی هم که به دنیا آمده بیچاره فرزندم بیمار است.

می پرسم بیماری او چیست می گوید: از امروز کلی استفراغ کرده ، نگران هادی هستم نکند او هم مثل من نتواند راه برود . نکند او هم ...

او نمی تواند جمله اش را تمام کند چرا که مادراست و نگران جگر گوشه خودش ،هر چند که ناخواسته وارد زندگی او آمده اما هادی را دوست دارد و با تپش قلب او درد هایش تسکین می یابد.

وی می گوید: تولد هادی یکی دیگر از اشتباه های جبران ناپذیر پزشکان بود چرا که تمام حقوق همسرم تنها برای تامین دارو های من هزینه می شود و فرزندانم در مضیقه هستند و نمی توانیم خواسته ها و نیاز های آنها را برآورده سازیم که این بزرگترین دردی است که پدرش به تنهایی تحمل می کند.

وقتی می گویم خوش ترین لحظات زندگی شما چه زمانی بود اظهار می دارد: آنقدر در زندگی ام مشکلات داشته ام و سختی کشیده ام که اصلا خاطره خوشی ندارم و فکر می کنم تمام زندگی من پر است از خاطره های بد روزگار !

وی درخصوص بزرگترین آرزویش می گوید: آرزو دارم باز روی پاهای خودم بایستم، و مثل گذشته روی اجاق دستی ، غذا بپزم، سماور را روشن کنم و چایی دم کنم و خودم به میهمان هایم چایی تعارف کنم ، ظرف هایم را بشویم، خانه و حیاط را آب و جار و کنم ، گل ها را آب دهم و ...

زارع در باره مشکلاتش خاطر نشان می کند: پزشکان گفته اند اگر بتوانم ماهی یکی از آن آمپول های 500 هزار تومانی را تزریق کنم می توانم از فلجی کامل پیشگیری کنم و با پاهای خود حرکت کنم در حالی که 500 هزار تومان برای ....

باز اشک هایش اجازه نمی دهد تا جمله اش را تمام کند!

 گرانی داروها

از شوهرش می پرسم هزینه های درمان همسرت را به تنهایی تامین می کنید.

سرش را پایین می اندازد و بیان می کند: شغلم جمع آوری ضایعات است و کمتر سرکار می روم. بیشتر وقتم را صرف کمک به همسر و فرزندانم می کنم.

رحمان بدیعی می گوید : تا کنون سازمان بهزیستی و انجمن حمایت از بیماران ام اس کمک های زیادی را انجام داده اند اما مشکلات ما با این کمک های مالی و ... حل نمی شود، مشکل اصلی ما دسترسی همسرم به آمپول است که هر بار مشکلاتمان را می گوییم ، پاسخ می دهند بیماران زیادی وجود دارد و باید در نوبت باشید در حالی که این نوبت های طولانی پاهای همسرم را از او خواهد گرفت.

 

تاآخر عمرم همراه همسرم هستم

بدیعی اعلام می کند: تحمل اینکه زنم این چنین خانه نشین باشد برایم سخت است اما به خاطر علاقه به همسر و فرزندانم و به خاطر رضای خدا تا آخر عمر در کنارش خواهم ماند و از او حمایت خواهم کرد

وی تاکید می کند : پدرم با این که گذران زندگی اش به نسبت ما خوب است اما تحت هیچ شرایطی از ما حمایت نمی کند بلکه دایم با حرف های نیش دار خود باعث آزار و اذیت من و همسرم می شود که اکنون چند سالی است با ما قطع رابطه کرده است

این همسر دلسوز ادامه می دهد: پدرم اصرار می کند که زنم را طلاق دهم و زندگی جدیدی را شروع کنم تا از حمایت های او بهره مند شوم اما من همسرم را دوست دارم و حاضر به طلاق دادن او نیستم.

بدیعی می افزاید: با این که پدرم یک آپارتمان سه طبقه دارد اما ما اجاره ای هستیم و اجاره خانه ما توسط انجمن حمایت از بیماران ام اس پرداخت می شود و اما باز گذران زندگی برای ما سخت است.

 

هنوز هم نمی دانیم چگونه خواهرم بیمار شد

خواهر خانم زارع به همراه خانواده که میهمان آنها بودند می گوید: ما 6 خواهر و 2 برادر هستیم که در خانواده ما سابقه ام اس وجود نداشت اما هنوز نمی دانیم چگونه خواهرم به این بیماری مبتلا شده است.

وی اذعان می کند : خواهرم اهل کار و زندگی و دائم در تلاطم بود. اما اکنون این بیماری خانه نشین اش کرده و از زمانی هم که هادی به دنیا آمده پاهایش کاملا بی حس شده است و تنها شوهرش از او نگهداری می کند.

خواهر سکینه خانم می گوید : تمام خانواده شوهرش با این ها قطع رابطه کرده اند و دایم به خواهرم بد و بی راه می گویند و می خواهد به خانه پدری مان برگردد چرا که آنها عروس بیمار را دوست ندارند!

وی تصریح می کند: سازمان بهزیستی و انجمن حمایت از بیماران باید با حمایت های خود جلوی فلجی کامل خواهرم را بگیرند.

این خواهر بزرگ سکینه خانم می گوید : بعد از خدا چشم های خود را به کسانی دوخته ایم که هزینه آمپول او را تامین کنند.

تامین شغل و برآورده کردن نیاز های درمانی

در این بین علی شوهر خواهر سکینه خانم در تکمیل گفته های همسرش می گوید: ماهانه مبلغی ناچیر که توسط بهزیستی یا کمیته امداد به آنها تحویل داده می شود پاسخ گوی نیاز های درمانی آنها نیست و کاش بهزیستی به جای کمک های مالی در تامین دارو ها از جمله دارو های گران از این بیماران حمایت می کرد.

علی اضافه می کند: تامین دارو های آنها و به کارگماردن این افرد به کار، تنها خواسته خانوده ها و بیماران مبتلا به ام اس است تا شرمنده خانوده خود نباشند!

وی می افزاید : اگر نیاز های شغلی این افراد تامین شود دیگر نیازی نیست بهزیستی نان آور خانوده آنها باشد.

درد و دل های این خانوده بیشتر از این ها بود ، ساعت ها هم کنارشان می نشستید پایان نمی یافت که البته خود این خانوده به یک ساعت اکتفا کردند .

هر چند اگر سکینه خانم و همسرش لب باز نمی کردند می توانستیم بفهمیم که چه کشیده اند و چه می کشند و چه خواهند کشید!

اگر چه فرش های گران قیمت زیر پای آنها پهن نشده بود! گرچه چه روشنایی اتاق آنها به خاطر پایین آمدن قبوض برق مناسب نبود . گرچه فضای خانه غم انگیز بود و غصه پذیرای میهمان امروز این خانه ! اما می شد عشق را در چشمان مردی دید که برای خوب شدن پاهای همسرش دست نیاز به سوی هر کس دراز می کند مهم نیست آن کس دوست او باشد یا دشمنش ! چیزی که برایش مهم است تنها پاهایی است که به قیمت 500 هزار تومان دارند بی حس می شوند

ماهی پانصد هزار تومان می شود حقوق 10 ماهه رحمان آقا!



  • تعداد کل صفحات:9 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


همه دیوانه خطابم می کنند یکشنبه 9 مهر 1391
کوتاهی دولت در قبال تعهدات خود به صنایع جمعه 30 تیر 1391
بی مهری های صندوق مهر با کار آفذینان زن استان یکشنبه 25 تیر 1391
خداحافظی یک هفته ای مطبوعات از کیوسک های تبریز یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
اتوبوس حامل هنرمندان و خبرنگاران تبریز دچار سانحه شد دوشنبه 18 اردیبهشت 1391
متین کودکی که نامش جهانی شد سه شنبه 5 اردیبهشت 1391
ما هم حق زندگی داریم یکشنبه 3 اردیبهشت 1391
گزارشی از نیم میلیون حاشیه نشین در تبریز سه شنبه 29 فروردین 1391
سالمندان تبریز برای دریافت کارت منزلت ثبت نام کنند دوشنبه 21 فروردین 1391
جزئیات مرگ مشکوک نخبه علمی در خانه اش دوشنبه 21 فروردین 1391
فراهم شدن امکان پرداخت غیر حضوری قبوض آب با تلفن 1808 دوشنبه 21 فروردین 1391
با زبان مردم حرف می زنیم شنبه 12 فروردین 1391
نوروز غنی و فقیر نمی شناسد شنبه 27 اسفند 1390
ترجیح می دهم جوانان کاندیدا شوند پنجشنبه 27 بهمن 1390
لیست قطعی جبهه متحد اصول گرایان آذربایجان شرقی در تبریز و 7 شهرستان آذربایجان شرقی سه شنبه 25 بهمن 1390
لیست آخرین پستها